پایان نامه ارشد رایگان درمورد روم باستان

دانلود پایان نامه ارشد

همچون “پيام” (1977) چگونه مي‌تواند غيراخلاقي خوانده شود و تأثير منفي داشته باشد. آرمان‌شهرباوران نيز بايد نشان دهند که چگونه فيلمي همچون “سالو، يا صد و بيست روز سدوم” (1975) مي‌تواند اخلاقي باشد و تأثير مثبت داشته باشد. ممکن است آرمان‌شهرباور اين‌گونه ادعا کند که ويژگي‌هاي صوري اين اثر امکان وضعيت اخلاقي ديگري را مطرح مي‌کنند، اما بررسي صوري نمي‌تواند وضعيت شر اثر را بپوشاند و در واقع اين صورت از آن محتوا جدا نيست. به همين صورت، حتي اگر افلاطون‌گرايان بتوانند نشان دهند که تمام هنرها با “همانند سازي”300 و “نقش‌آفريني”301 سروکار دارند ـ و البته چنين تصويري احتمال ندارد، زيرا بسياري از هنرها، مانند بخش عمده‌ي موسيقي ارکستري، از امکان نقش‌آفريني دورند ـ باز هم بايد ثابت کنند که نقش‌آفريني مورد نظر آن‌ها اخلاقاً زيان‌بخش است. افلاطون احتمالاً تصور مي‌کرد چنين امري شدني است، زيرا به باور او عواطف مخاطب هنر واقع مي‌شوند. اما حتي در اين صورت تمام عواطف الزاماً قابل ايراد نيستند. در نتيجه حتي چنان‌چه مخاطبان هنر پاسخ‌هاي عاطفي خود را بر پايه‌ي احساساتي استوار کنند که اثر هنري در آن‌ها پديد مي‌آيد، دليلي در دست نداريم که تصور کنيم اين فرآيند اخلاقاً متضمن مشکلاتي خواهد بود.302
علاوه بر اين امر مي‌توان به اين ديدگاه‌ها به صورت فردي همچون ديدگاه خاص افلاطون در محکوم کردن هنر،303 ديدگاه تولستوي در زمينه‌ي جهان‌شمولي و تعيين غايت غيرزيباشناختي304 يا قطعي گرفتن تأثيرات هنر بر مخاطب بدون بحث مجاب کننده از سوي افلاطون يا تولستوي305 نيز انتقاد کرد. وجود همين انتقادهاي بي‌پاسخ باعث شد تا اخلاق‌گرايان در پي اصلاح برخي از مباني آن باشند و ديدگاه ميانه‌رو حاصل اين اصلاحات است.

4ـ2ـ ديدگاه‌هاي ميانه‌رو
همان‌طور که اشاره شد، اخلاق‌گرايي افراطي با مشکلاتي همراه است، از اين‌رو اخلاق‌گرايان معاصر گونه‌اي جديد از اخلاق‌گرايي را پيشنهاد کردند که فاقد اشکالات وارد بر اخلاق‌گرايي افراطي است. صورت‌بندي اصلي ديدگاه ميانه‌رو با کرول آغاز شد. او ابتدا نسخه‌هاي اوليه‌ي ديدگاهش با عنوان “اخلاق‌گرايي ميانه‌رو” را در دانشگاه کلمبيا،306 دانشگاه ايلينوي شمالي307 و دانشگاه ويسکانسين ـ مديسن308 در قالب سخنراني ارايه کرد و نسخه‌ي نهايي آن را به صورت مقاله به چاپ رسانيد.309 در همان زماني که کرول ديدگاه خود را پخته‌تر مي‌کرد، گات نيز در سال 1994 نسخه‌ي اوليه‌ي ديدگاه خود را با عنوان “اصالت اخلاق” در انجمن امريکايي زيباشناسي310 در قالب سخنراني ارايه کرد و بعدها نسخه‌ي نهايي آن را در قالب مقاله به چاپ رسانيد.311 هر دو نسخه‌ي ديدگاه ميانه‌رو (کرول و گات) بارها به صورت‌هاي مختلف مورد نقد و بررسي قرار گرفت. کرول و گات هر دو بارها در مقالات و سخنراني‌هاي مختلف از اين ديدگاه‌ها دفاع کردند و اشکالات را پاسخ دادند. در اين ميان برخي ديگر نيز نسخه‌هايي از اخلاق‌گرايي ميانه‌رو ارايه کردند که در ميان آن‌ها تنها ديدگاه کي‌يران با عنوان “ميانه‌روترين اخلاق‌گرايي” نکته‌ي چشم‌گيري دارد.312
با توجه به آن‌چه گفته شد، در اين نوشتار تنها به ديدگاه اين سه فرد که مهم‌ترين افراد در جريان ميانه‌رو به شمار مي‌آيند، مطرح مي‌شود. از همين‌رو تا به اين‌جا سعي شد ديدگاه‌هاي ديگر (خودآييني‌گرايي و نااخلاق‌گرايي) به صورت مختصر معرفي شوند. در اين بخش ديدگاه ميانه‌رو به صورت مفصل‌تر مطرح خواهد شد، زيرا پرسش اصلي اين پژوهش مربوط به ديدگاه ميانه‌رو است و ديگر ديدگاه‌ها صرفاً براي تبيين تقابلشان ضد اخلاق‌گرايي اشاره شد.

4ـ2ـ1ـ وجه تمايز ديدگاه‌هاي افراطي و ميانه‌رو
پيش از آن‌که ديدگاه‌هاي ميانه‌رو تبيين شود، ابتدا بايد تفاوت‌هاي اصلي ديدگاه‌هاي ميانه‌رو با ديدگاه افراطي در اخلاق‌گرايي را بررسي کنيم. ديدگاه‌هاي مختلف ميانه‌رو ممکن است با هم تفاوت‌هايي داشته باشند، اما در برخي اصول اشتراک دارند يا دست‌کم در برخي اصول تفاوت‌هاي بسيار اندک دارند. اين اصول عبارتند از:
1ـ ديدگاه‌هاي افراطي قايل به ارزيابي اخلاقي آثار هنري در تمام گونه‌هاي هنري هستند، اما ديدگاه‌هاي ميانه‌رو، ارزيابي اخلاقي را تنها براي گونه‌هاي از آثار هنري جايز مي‌دانند که به دليل ويژگي‌هايشان چنين ارزيابي را بطلبند. براي نمونه ديدگاه‌هاي ميانه‌رو، ارزيابي اخلاقي نقاشي‌هاي انتزاعي را نادرست مي‌دانند، زيرا اصلاً جنبه‌ي اخلاقي ندارد و همچنين آثار روايي را شايسته‌ي ارزيابي اخلاقي مي‌دانند به اين دليل که چنين ارزيابي‌اي مي‌طلبند. اين در حالي است که در ديدگاه‌هاي افراطي تفاوتي ميان ارزيابي اخلاقي نقاشي‌هاي انتزاعي و آثار روايي وجود ندارد و هر دو شامل ارزيابي اخلاقي مي‌شوند.
2ـ با تفاوتي اندک، ديدگاه‌هاي ميانه‌رو بر اين باورند که در گونه‌هايي که ارزيابي اخلاقي را مي‌پذيرند، تمام آثار شايسته‌ي چنين ارزيابي نيستند و از اين جهت مي‌توان ميان آثاري که ذيل يک گونه‌ي هنري قرار مي‌گيرند نيز تفاوت قايل شد. در ديدگاه افراطي نه تنها ميان آثار ذيل يک گونه تفاوتي وجود ندارد بلکه حتي در ميان گونه‌هاي مختلف هنري هيچ تفاوتي وجود ندارد.
3ـ برخي از ديدگاه‌هاي ميانه‌رو قايل به اين امر هستند که محدوده‌ي مجاز ارزيابي اخلاقي از آن‌چه در (1) و (2) گفته شد نيز تنگ‌تر است، زيرا همواره قبح اخلاقي اثر هنري، نقص زيباشناختي به شمار نمي‌آيد و تنها زماني ميان جنبه‌ي اخلاقي و زيباشناختي اثر هنري نسبت برقرار است که جنبه‌ي اخلاقي از طريق دخيل بودن در جذب يا دفع مخاطب، با جنبه‌ي زيباشناختي ارتباط داشته باشد. روشن است که در ديدگاه افراطي چنين تمايزي وجود ندارد.
4ـ در ديدگاه‌هاي ميانه‌رو اصلي با عنوان “اصل تا آن‌جا که”313 به ميان مي‌آيد که در ديدگاه‌هاي افراطي وجود ندارد. اين اصل بدان معنا است که با توجه به تحقق شرايط در اصول (1) تا (3)، اثر هنري داراي قبح اخلاقي، داراي نقص زيباشناختي است “تا آن‌جا که” قبح اخلاقي دارد و نه اين‌که تمام ارزش زيباشناختي اثر ناديده انگاشته شود. از اين‌رو، فيلم الف (فيلمي داراي قبح اخلاقي ب)، داراي نقص زيباشناختي است، “تا آن‌جا که” ب در الف با جنبه‌ي زيباشناختي مرتبط است و همين مقدار نقص زيباشناختي الف به شمار مي‌رود. در ديدگاه افراطي الف، هيچ ارزش زيباشناختي ندارد، چرا که داراي ب است.
5ـ در کنار “اصل تا آن‌جا که” اصل ديگري به نام “اصل از تمام جهات”314 وجود دارد که به اين معنا در ديدگاه‌هاي افراطي نيست. در ديدگاه‌هاي افراطي در واقع اثر اگر داراي قبح اخلاقي باشد، از تمام جهات يا روي هم رفته فاقد ارزش زيباشناختي خوانده مي‌شود، اما در ديدگاه‌هاي ميانه‌رو، براي اثر هنري دو نوع داوري و ارزيابي وجود دارد. يک بار مي‌توان اثر را از منظر اخلاقي بررسي کرد و با “اصل تا آن‌جا که” گزاره‌اي در باره‌ي آن صادر کرد. همچنين مي‌توان اثر را از تمام جهات شامل ارزيابي زيباشناختي و اخلاقي بررسي کند و گزاره‌اي در باره‌ي آن اثر بر اساس “اصل از تمام جهات” صادر کرد. بر همين اساس، در ديدگاه‌هاي ميانه‌رو ديگر ارزش‌هاي اثر ناديده انگاشته نمي‌شود و اين‌گونه ارزش زيباشناختي اثر داراي قبح نيز لحاظ مي‌گردد. براي نمونه فيلم الف که داراي قبح اخلاقي ب و ويژگي مطلوب زيباشناختي ج است، از منظر اخلاقي، “تا آن‌جا که” ب در ارتباط با جنبه‌ي زيباشناختي الف است، داراي نقص زيباشناختي است. همچنين الف “از تمام جهات” داراي نقص (ب) و قوت (ج) است. بر اساس اصل “از تمام جهات” مي‌توان گفت روي هم رفته اثر خوب يا بد است. يعني مي‌توان در ارزيابي “از تمام جهات” اثر را روي هم رفته با جمع‌بندي قبح اخلاقي (که خود يک نقص زيباشناختي است) و کيفيت زيباشناختي (که خود يک قوت زيباشناختي است) بررسي کرد. چنين ارزيابي دقيقي در ديدگاه‌هاي افراطي وجود ندارد.
6ـ بر اساس (4) و (5)، در ديدگاه‌هاي ميانه‌رو از “چند ارزشي بودن” يا “تکثر ارزش‌ها” سخن به ميان مي‌آيد که در مقابل “تک ارزشي بودن” يا “وحدت ارزش” اثر هنري در ديدگاه‌هاي افراطي است. بر اين اساس در ديدگاه‌هاي افراطي، تنها ارزش اثر هنري، ارزش اخلاقي آن است و اگر اثري در اين امر شکست بخورد، فاقد ارزش خواهد بود، اما در ديدگاه‌هاي ميانه، ارزش اخلاقي اثر در کنار ارزش‌هاي ديگري همچون پيچيدگي، انسجام و امثال آن مطرح مي‌شود و بر همين اساس ممکن است در جايي که يک اثر در ارزش اخلاقي با شکست ـ که در واقع شکست زيباشناختي است ـ مواجه شود، مي‌تواند در ارزش‌هاي ديگر موفق باشد. اين ديدگاه به راحتي ارزش قايل شدن براي يک اثر بزرگ داراي قبح اخلاقي را توجيه مي‌کند.

4ـ2ـ2ـ اخلاق‌گرايي ميانه‌رو
ديدگاه کرول با عنوان “اخلاق‌گرايي ميانه‌رو”، ـ همان‌طوري که خود او در جايي اشاره مي‌کند315 ـ در واقع عزيمت از ديدگاه پيشين او با نام “فرماليسم ملايم”316 است. در آن ديدگاه کرول بر اين باور بود که اگرچه جنبه‌ي اخلاقي اثر هنري مرتبط با جنبه‌ي زيباشناختي آن نيست، اما دليلي وجود ندارد که عنصر اخلاقي آن را در نظر نگيريم که به واسطه‌ي “علو اخلاقي”317 اثر را بهتر ندانيم.318 در واقع او ديدگاهي مشابه “خودآييني‌گرايي ميانه‌رو” داشت، زيرا از يک سو، ارتباط ميان جنبه‌ي اخلاقي و جنبه‌ي زيباشناختي اثر را نفي مي‌کند و از سوي ديگر، جنبه‌ي اخلاقي را در ارزيابي اثر موثر مي‌داند، يعني ارزيابي اخلاقي اثر را جايز مي‌شمارد و اين دو مؤلفه دقيقاً با خودآييني‌گرايي ميانه‌رو همخواني دارد. در ديدگاه جديد او، يعني اخلاق‌گرايي ميانه‌رو، نه تنها ارزيابي اخلاقي آثار هنري را جايز مي‌شمارد، بلکه در پي اثبات نسبت ميان جنبه‌ي اخلاقي با جنبه‌ي زيباشناختي اثر هنري است.
در ديدگاه کرول،319 ارزيابي اخلاقي براي تمام گونه‌هاي هنري جايز نيست و اين امر منوط به ويژگي‌هاي ذاتي اثر مربوط مي‌شود. از اين‌رو در برخي از گونه‌هاي هنري همچون نقاشي انتزاعي يا موسيقي ارکستري که جنبه‌ي اخلاقي نمي‌توانند داشته باشند يا دست‌کم ندارند، ارزيابي اخلاقي جايز نيست، از سوي ديگر برخي از گونه‌هاي هنري همچون آثار روايي (شامل ادبيات، نمايش، فيلم، نقاشي و مانند آن)، به جهت ويژگي‌هاي خاصي که دارند، قابليت ارزيابي اخلاقي را دارند، البته تمام آثار روايي نيز اين ويژگي را ندارد و ممکن است از دايره‌ي ارزيابي اخلاق خارج باشند.
خصوصيتي که باعث مي‌شود آثار روايي متمايز شود، مربوط به ويژگي ذاتي روايت است که عبارت است از ناتمام بودن آن. هيچ مؤلفي به صورت کامل موقعيت‌هايي که به نمايش مي‌گذارد را شرح نمي‌دهد. هر روايتي شماري از پيش‌فرض‌هاي نامعين ايجاد مي‌کند و اين وظيفه‌ي مخاطبان است که اين جاهاي خالي را پر کنند. بخشي از دنبال کردن داستان، پر کردن پيش‌فرض‌هايي است که روايت‌گر ناگفته رها کرده است. اگر داستان راجع به شرلوک هلمز320 باشد، هر چند کنن دايل321 هرگز چيزي به ما نگويد، ما از پيش، فرض مي‌گيريم که او يک مرد است و يک آدم مکانيکي (غيرانسان) نيست. اگر داستان در باره‌ي روم باستان باشد، ما از پيش، فرض مي‌گيريم که نامه‌ها در آن زمان به صورت دستي و نه با نمابر ارسال مي‌شود. هيچ داستان‌گويي همه‌ي آن‌چه شايسته‌ي تصوير کردن است را بيان نمي‌کند، زيرا تدارک و فهم آن‌ها وظيفه‌ي مخاطب است. بسياري از بخش‌هاي ناگفته‌ي روايت با واقعيت‌ها و فرض‌هاي موجود در فيزيک، زيست‌شناسي، تاريخ، دين و مانند آن پر مي‌شود. نيازي نيست مؤلف توضيح دهد که چرا يکي از شخصيت‌هاي داستانش به خاطر مرگ مادرش غمگين است. مخاطب دليل اين امر را از جاي ديگري به موقعيت داستان مي‌آورد و اضافه مي‌کند. اما اين‌ها تنها چيزهايي نيستند که پيش‌فرض گرفته مي‌شوند يا تلويحاً فهميده مي‌شوند.
فهميدن روايت نياز به برانگيخته شدن عواطف و احساسات مناسب با داستان و شخصيت‌هايش نيز دارد. بسياري از احساساتي که مخاطب از خود بروز مي‌دهد، به عنوان شرط قابل فهم شدن روايت، اخلاقي هستند و يا از اجزاي اخلاقي تشکيل شده‌اند. مثل خشم، جايي که مربوط به ظلم است. بدون برانگيخته شدن احساسات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش هنر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش اخلاق، نقد اخلاق