پایان نامه ارشد رایگان درمورد روابط اجتماعی، سرمایه اجتماعی، همبستگی اجتماعی، کنش اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

وابستهاند و به طور متقابل نیازمند یکدیگرند» (بیرو، 1370، ص400)
یکی از نیازهای اصلی و بنیادی جوامع انسانی از سادهترین تا پیچیدهترین آن نیاز به همبستگی اجتماعی و پرهیز از جنگ همه علیه همه و تقلیل تضادهای اجتماعی است. در غیاب همبستگی اجتماعی بنیانهای جامعه متزلزل خواهد شد. در صورت نهادینه بودن همبستگی و انسجام اجتماعی ارزشهای مشترک در جامعه بسط مییابد، زیرا باورها و ارزشهای مشترک، بسیاری از الگوهای کنش ناسازگار را دربر میگیرد.
وفاق اجتماعی نیز مانند همبستگی اجتماعی، با سرمایه اجتماعی پیوند دارد. از وفاق اجتماعی تعاریف متعددی ارائه شده که از بررسی مجموع آنها نوعی توافق جمعی، شبکهای از اصول و قواعد اجتماعی، تعامل و احساس مثبت به عنوان عناصر وفاق اجتماعی قابل استخراج است. با ورود عناصر فوق در تعریف واحد میتوان گفت:
«وفاق اجتماعی عبارت است از توافق جمعی بر سر مجموعهای از اصول و قواعد اجتماعی که در یک میدان تعاملی اجتماعی به متابه تولیدکنندة انرژی عاطفی به وجود میآید. انرژی عاطفی همزمان نتیجه و موجد توافق اجتماعی است.»
مطابق این تعاریف، عناصر بنیانی وفاق اجتماعی، تعامل و احساس هستند؛ یعنی، احساسی مثبت ناشی از تعامل همزمان، زمینهساز تشکیل «ما» و موجب ایجاد وفاق در «ما» خواهد شد. به دیگر سخن نتیجه شکل گرفتن هویت یا عاطفه جمعی این است که از یک سو، افراد منافع خود و دیگران را یکی میبینند و خود را متعلق به جمع و جمع را از آن خود میدانند و از سوی دیگر، بعضی از اصول و قواعد اساسی قدسی میشوند و افراد به درونی کردن آنها ملزم میشوند، به طوری که این قواعد و نهادهای قدسی شده به صورت پارامتریک و نه به شکل متغیر وارد محاسبات عقلانی شخص میشوند. (چلبی، 1385، 157-152)
شکلگیری ما
تعامل احساس مثبت
شکلگیری وفاق اجتماعی

نمودار(4-2)ابعاد سرمایه اجتماعی

منبع: فصیحی، 1389، ص172

9-2-2- روابط اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسان کلاسیک
روابط اجتماعی یکی از الزامات اصلی جامعه است. اگر انسانها قادر نبودند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند ما هیچ گاه شاهد شکلگیری اجتماع نبودیم. روابط اجتماعی در طول تاریخ دستخوش تغییرات گوناگونی بوده است. به ویژه در دوران جدید که این تغییرات بسیار گسترده و سریع بوده، روابط اجتماعی نیز شکلهای جدیدتری به خود گرفته است.
توجه به کیفیت روابط انسانی نزد نظریهپردازان اجتماعی دارای قدمت بلند و طولانی است. دلمشغولی صاحبنطران جدید سرمایه اجتماعی، بازتاب اندیشه بسیاری از مفسران اجتماعی قرن نوزدهم میباشد. تأثیر نگاه دورکیمی را میتوان در ایده نظم اخلاقی دید که پایهای برای روابط قراردادی و رفتار اقتصادی است و در عین حال دربردارنده نیروی اجتماعی غیر اقتصادی است که موجب عمل به شیوه غیر سودانگاری در نزد افراد میشود. در سنت تعاملگرایی نمادی، ایده مبادلات مبتنی بر بدهبستان متقابل، مورد توجه است که ریشه در ایدههای زیمل در خصوص مبادله کالاهای غیر ملموس، چون؛ اطلاعات وتأیید اجتماعی است. در سنت تضاد، مارکس به تجانس طبقه در خود و طبقه برای خود اشاره دارد و در سنت وبری نیز توجه به ایده اعتماد عملی که به واسطه مبادله اعضا با یکدیگر حاصل میشود، نشان از همراهی این سنت با نظریه سرمایه اجتماعی دارد. (غفاری، 1390، ص60)
جوامع سنتی اغلب قطعه قطعه هستند و از تعداد زیادی از واحدهای اجتماعی همسان و خودکفا مثل روستاها یا قبایل تشکیل یافتهاند. در حالی که جوامع مدرن شامل تعداد زیادی از گروههای اجتماعی متداخل هستند که هویتها و افراد گوناگون را در برمیگیرند. جوامع سنتی فرصتهای ناچیزی برای پیوندها میان بخشهای تشکیل دهنده خود را دارند و لذا اطلاعات، نوآوریها و منابع انسانی، کمتر در آنها جریان دارد. در جوامع جدید میزان روابط اجتماعی رو به کاهش نهاده و حتی در میان همسایگان نیز این کاهش روابط مشاهده میشود. چنین وضعیتی باعث انزوای بیشتر افراد شده است. (سفیری، 1387، ص144).
1-9-2-2- امیل دورکیم60
به نظر دورکیم، جامعه به گردوغباری از ذرات پراکنده فردی که در کنار هم قرار گرفته و ارتباطی جز تماسهای خارجی و زودگذر با هم نداشته باشند، خلاصه نمیشود، بلکه (برعکس) اعضای جامعه با پیوندهایی که وراء پیوندهای زودگذر قرار دارند، به یکدیگر پیوسته میشوند و تشکیل کلیتی را به نام جامعه میدهند. آدمیان نمیتوانند بدون توافق، بدون پذیرش ایثارهای متقابل و بدون برقرار کردن پیوندهای پایدار با یکدیگر به صورت جمعی زندگی کنند. هر جامعهای، جامعه اخلاقی است. این خصلت اخلاقی جوامع، از برخی جهات در جوامع سازمان یافته، حتی برجستهتر است. چون فرد به خودی خود برای خود کافی نیست، هر چه را که نیاز دارد از جامعه میگیرد، هم چنان که برای جامعه است که کار میکند. بدین سان حس نیرومندی در باب حالت وابستگی فرد نسبت به جامعه تشکیل می شود. (دورکیم، 1369، صص4-243)
تأکید دورکیم بر پیوستگی اجتماعی و نقش آن به عنوان پادزهری برای نابسامانی و خودشکنی، قدمت این مفهوم را نشان میدهد. به نظر دورکیم، ما از آن جهت دچار رنج نیستیم که نمیدانیم مبنای نظری اخلاقی که تاکنون به کار میبستهایم چه باید باشد، بلکه رنج ما از این است که پایههای این اخلاق، در برخی از اجزا به لرزه درآمده است. در حالی که اخلاق دیگری که ما به آن نیاز داریم، هنوز شکل نگرفته است و پیوندها چنان سست شده اند که استوار کردن آن ها، جز به مدد برقراری تدریجی یک انضباط تازه و تثبیت شدن پایه های آن، میسر نیست. (دورکیم، 1369، ص435)
دورکیم برای توجیه نرخهای متفاوت و منظم خودکشی در گروههای مذهبی یا شغلی، به بررسی خصلت این گروههاو انواع شیوه های تأمین انسجام و همبستگی در میان اعضای آنها پرداخته بود. دورکیم بین انسجام و همبستگی اجتماعی با میزان خودکشی رابطه معکوس را کشف نمود.
دورکیم بین جوامع قدیم و جدید تفاوت قائل است. از نظر او جوامع قدیم گروههایی را شامل می شود که دارای همکاری و تعاون شخصی هستند و بین اعضای آن تمایز کمتری وجود دارد. این افراد به دلیل تماس مستقیم با یکدیگر تمایل به همکاری بیشتری دارند. در حالی که در جوامع جدید، گروهها تعاون سازمانی و وظیفهای دارند و تنوع و تمایز اعضاء در آنها بیشتر است. اعضاء مثل قسمتهای مختلف یک ارگانیسم زنده هر کدام کار مخصوص خود را انجام میدهند. (معتمدنژاد، 1379، ص27) به عبارت دیگر، جوامع قدیم دارای همبستگی مکانیکی بوده اما در جوامع جدید همبتگی ارگانیکی(ناشی از تقسیم کار) حکمفرماست.
از نطر دورکیم، تکامل جامعه به میزان همبستگی اجتماعی و درجه شدت آن بستگی دارد. هر چه این همبستگی بیشتر باشد افراد بیشتر به سوی هم تمایل پیدا کرده و میزان روابط متقابل اجتماعی افزایش مییابد و هر چه همبستگی جامعه کمتر باشد به همان نسبت از پیوند میان افراد و تنوع برخوردها و روابط اجتماعی میان آنها کاسته میشود. (تنهایی، 1389، ص106)

2-9-2-2- فردیناند تونیس61
ازنگاه تونیس، در جوامع کنونی بسیاری از روابط اجتماعی نسبت جوامع کوچک قدیم تفاوتهای اساسی پیدا کرده است. او معتقد است هیچ گروهی صرفاً بر پایه روابط اجتماعی یا جامعه بنیان نگرفته است اما در عین حال میتوان با مشاهده واقعیت اجتماعی عینی، دو نوع روابط اجتماعی را نشان داد. (حاتمی، 1388، ص40)
روابط افراد در اجتماعات (گمینشافت)62 روابطی است که مبتنی بر ويژگیهای پایدار ، کنترل اجتماعی غیر رسمی و ایجاد اجتماع متمرکز در برابر فرد را شامل میشود. تونیس هم مثل دورکیم اعتقاد داشت که با تقسیم کار پیچیده ناشی از سرمایه داری، اجتماعات در حال زوال هستند و به جای اجتماع، جامعه(گزل شافت)63 شکل گرفته که دارای طبیعتی رسمی، غیر شخصی و فردگراست. (باستانی، 1387، ص8-5)
3-9-2-2- چارلز هورتون کولی64
کولی جامعهشناس معروف آمریکایی در کتاب خود به نام «طبیعت انسان و نظم اجتماعی» دو گروه ابتدایی و ثانوی را از هم تفکیک میکند. در گروههای ابتدایی روابط افراد شخصی، مستقیم و رو در رو است به همین دلیل افراد به هم احساس همبستگی میکنند. در حالی که در گروههای ثانوی روابط انسان جنبه غیر شخصی و غیر مستقیم دارند. و این به خاطر تعداد زیاد افراد، دوری فاصله محل زندگی با کار، امکان برقراری مستقیم ارتباط را کاهش میدهد و لذا افراد برای مبادله اطلاعات و رسیدن به مقاصد خود از وسایل ارتباط غیر مستقیم استفاده میکنند. (معتمدنژاد، 1379، ص128)
4-9-2-2- جورج زیمل65
زیمل به عوامل و پیامدهای (مثبت و منفی) تحولات عمیقی که در دنیای جدید روی داده توجه کرده و تلاش میکند تأثیرات آن را بر روی روابط اجتماعی نشان دهد. به عقیده وی، فرآیندهایی نظیر تقسیم کار فزاینده، عقلانیت مفرط، سلطه روزافزون و نظایر آن سبب پیدایش دلزدگی و احتیاط در روابط اجتماعی موجود در سطح کلانشهرها شده است. در حالت دلزدگی فرد قادر نیست تقاوتها را دریابد برای چنین فردی، انسانها در یک سطح و بدون تمایز ظاهر میشوند و رضایت از زندگی کاهش مییابد. از نظر او احتیاط یکی دیگر از ویژگیهای روابط اجتماعی در زندگی کلانشهری است. به موازات افزایش افراد یا به عبارتی تراکم فیزیکی، روابط چهره به چهره کارکرد خود را از دست داده و جای خود را به روابط دیگری میدهد. البته زیمل اعتقاد دارد چنین شرایطی ناپایدار است. (فیلد، 1385، ص8)
5-9-2-2- ماکس وبر66
در دیدگاه وبر، تشکیل جامعه و تداوم آن منوط به وجود دو عامل اساسی؛ کنش اجتماعی و روابط اجتماعی میباشد و به ویژه روابط اجتماعی که محصول کنش اجتماعی معنادار است، موجب ایجاد و تداوم دوستی، وفاداری،میهن پرستی و … میشود. در واقع، وبر ناخودآگاه، آنچه را که امروزه در منابع جامعهشناسی از آن به عنوان سرمایه اجتماعی یاد میکنند و هسته اصلی آن را نیز روابط اجتماعی و تعاملات مثبت، مؤثر و سازنده میدانند، یادآور شده بود. از نظر وبر، کنش اجتماعی معنادار که عامل مهم خلق روابط اجتماعی است، سرمایه بزرگی برای افراد حاضر در جامعه به حساب میآید که به وسیله آن ارتباط و تعامل آنها با یکدیگر و نیز همکاری و همیاری دوجانبه آنان گستردهتر و محکمتر خواهد شد. ضمن اینکه تولید و بازتولید کنشهای اجتماعی معنادار، عامل اصلی و اساسی ایجاد روابط اجتماعی خواهد بود و این روابط اجتماعی موجب ایجاد و گسترش پیوندهای اجتماعی افراد با یکدیگر خواهد بود. تشکیل سرمایه اجتماعی بر اساس دیدگاه وبر را میتوان در قالب شکل زیر به تصویر کشید. سرمایه اجتماعی محصول کنش اجتماعی و روابط اجتماعی افراد بوده که در سطح خرد، مورد توجه قرار گرفته است. (غفاری، 1390، ص72)
نمودار(5-2) تشکیل سرمایه اجتماعی بر اساس دیدگاه وبر

جدول(9-2)روابط اجتماعی از دیدگاه جامعهشناسان کلاسیک
دورکیم
تغییر روابط از جوامع قدیم(شامل گروههایی که دارای همکاری و تعاون شخصی هستند) به جامعه جدید(با همبستگی کمتر و به همان نسبت پیوند میان افراد و تنوع برخوردها و روابط اجتماعی کمتر)
تونیس
کاهش روابط اجتماعی با تبدیل اجتماع(گمینشافت) به جامعه(گزلشافت)
کولی
کاهش گروههای اولیه با روابط شخصی و رو در رو و افزایش گروههای ثانویه با روابط غیر شخصی و رسمی
زیمل
تغییر روابط چهره به چهره به موازات افزایش افراد و تراکم فیزیکی
وبر
ایجاد سرمایه اجتماعی بوسیله کنش اجتماعی معنادار
منبع: صادقی، 1390، ص14
10-2-2- سرمایه اجتماعی از نگاه جامعهشناسان جدید
نظریههای سرمایه اجتماعی را به سه بخش تقسیم میکنیم؛ بخش اول شامل نظریههایی است که سرمایه اجتماعی را در سطح خرد (فردی) مورد بررسی قرار میدهند، بخش دوم به نظریههایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سرمایه اجتماعی، اعتماد بنیادی، اعتماد اجتماعی، اعتماد نهادی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی، روابط اجتماعی، سرمایه فرهنگی