پایان نامه ارشد رایگان درمورد رشته تحصیلی، انتخاب رشته، رشته های تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

دهند. بنابراین انتخاب رشته تحصیلی و شغلی که در مرحله گذر از دوره نوجوانی به جوانی صورت می گیرد یکی از مؤلفه های مهم فرآیند رشد در دوره بلوغ است که محدودیت ها و یا امکاناتی را برای آینده افراد ایجاد می کند ( محمدی کاجی و کامکاری، 1390).
از نظر هاپاک14(1957) تحصیلات در انتخاب شغل بدین طریق اثر می کند که برای فرد درهای اشتغال را می گشاید که در غیر این صورت بر او مسدود بوده اند. فرد را آگاه از مشاغلی می دارد که دانش قبلی از آنها نداشته است ، علائقی را در او ایجاد می کند و تجاربی را پیش می آورد تا رهنمون شاگرد در نیل به موفقیت یا احساس شکست شود(اردبیلی،1387).
«امروزه با تخصصی شدن آموزش و متنوع شدن رشته های تحصیلی انتخاب رشته صحیح یکی از مسائل مهم آموزش متوسطه و زندگی دانش آموزان به حساب می آید و بر تمام شئون اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جامعه در آینده تأثیر می گذارد. دوره تحصیلی متوسطه اهمیت خاصی در سرنوشت جوانان و دانش آموزان دارد و بین ادامه تحصیلات دوره متوسطه با ادامه تحصیلات در دوره های آموزش عالی و دانشگاهی از یک سو و بین این دوره تحصیلی با دنیای کار و نیروی انسانی از سوی دیگر ارتباط وجود دارد و چنانچه شغل فرد با تحصیلاتش همسو نباشد، وقت فرد و بودجه مملکت به هدر رفته است. دانش آموزی که در زمینه ای از تحصیلاتش مشکل دارد، علاوه بر تحمل صدمات روانی و گاهی جسمانی، از نظر اقتصادی نیز خساراتی به جامعه وارد می سازد. اشتغال سالم در یک جامعه صنعتی و نیز نیاز مبرم به توسعه آموزش فنی و حرفه ای، ایجاب می کند که افراد بر اساس تفاوت های فردی و با در نظر گرفتن استعدادها و رغبت ها و امکانات و نیازهای جامعه در رشته های مناسب تحصیل کنند و سپس به مشاغل درست گمارده شوند» (شفیع آبادی،1387).
از جمله عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی، علاقه به رشته تحصیلی است. بی علاقگی به رشته تحصیلی، ممکن است انگیزه پیشرفت تحصیلی را کاهش دهد و یا از بین ببرد، در نتیجه افت تحصیلی،پدیده مردودی و ترک تحصیل که از مشکلات و آفات هر نظام آموزشی است بروز می کند. این افت هر ساله مبالغ هنگفتی خسارت و زیان اقتصادی برای دولت و خانواده ها بوجود می آورد. علاوه بر جنبه های اقتصادی، ریشه بسیاری از انحرافات و بزهکاری ها، نابسمانی ها و آشفتگی های روانی- عاطفی نیز به شکل مستقیم و غیر مستقیم مرتبط با افت تحصیلی است (حسین پور،حسن زاده و مداح1389).
چنانچه توزیع دانش آموزان در رشته های مختلف تحصیلی در دبیرستانها با توجه به ویژگی های فردی و نیازهای شغلی جامعه بصورت مناسب انجام پذیرد، از به هدر رفتن سرمایه های ملی کشورو اتلاف فرصتها و در نهایت از تورم یا کمبود در برخی رشته های تحصیلی و ایجاد مشکلات شغلی پیشگیری می کند (شفیع آبادی،1387).
شاخه های تحصیلی نظام آموزش و پرورش
نظام جدید به سه شاخه تحصیلی متوسطه نظری، فنی و حرفه ای و کار دانش تقسیم می شود.
1. شاخه نظری. هدف کلی این شاخه اعتلای سطح فرهنگ و دانش عمومی و احراز آمادگی نسبی جهت ادامه تحصیلات عالی تر است. دانش آموزانی که این شاخه را انتخاب می کنند در مجموع باید 96 واحد درسی برای اخذ مدرک دیپلم متویطه در یکی از رشته های تحصیلی ادبیات و علوم انسانی، ریاضی و فیزیک و علوم تجربی بگذرانند که 66 واحد دروس عمومی و بقیه دروس تخصصی و اختیاری هستند.
2. شاخه فنی و حرفه ای . هدف کلی این شاخه اعتلای فرهنگ و دانش عمومی و احراز آمادگی نسبی جهت ادامه تحصیل در رشته های علمی-کاربردی است. دانش آموزانی که این شاخه را انتخاب می کنند می توانند در یکی از گروههای تحصیلی مربوط به زمینه های صنعت، کشاورزی و خدمات به تحصیل ادامه دهند. برنامه های درسی در شاخه فنی و حرفه ای به صورت کاردانی پیوسته (پنج ساله) خواهد بود. دانش آموزان پس از سه سال تحصیل و گذراندن 96 واحد درسی قادرند در محدوده هرشته انتخابی خود به کار مشغول شوند(شفیع آبادی،1387).
3. شاخه کاردانش. این شاخه دارای سه زمینه ی صنعت، کشاورزی و خدمات است و هر زمینه دارای یک یا چند گروه و هر گروه دارای یک یا چند رشته اصلی است و هر رشته دارای یک یا چند رشته مهارتی است. در کلیه ی رشته های مهارتی این شاخه 53 واحد به درس های عمومی و انتخابی و حدود 43 واحد به درس های مهارتی اختصاص دارد. واحدهای آموزشی مربوط به این شاخه «هنرستان کار دانش» نامیده می شود(رادمرد،1392).

ملاک های هدایت تحصیلی:
هدف آن است که دانش آموزان به مناسب ترین شاخه یا رشته تحصیلی بر اساس استعداد و علاقه و نه امکانات و نیازهای کشور راهنمایی شوند (شفیع آبادی،1387).
طبق ماده 96 آیین نامه آموزسی دوره متوسطه، هدایت دانش آموز به مناسب ترین شاخه یا رشته تحصیلی، بر اساس استعداد و علاقه وی و به تناسب امکانات و نیاز های کشور است (صافی،1389).
رشته تحصیلی دانش آموزان بر اساس نتایج حاصل از ملاک های زیر تعیین می گردد.
1. شاخص پیشرفت تحصیلی در دروس خالص سال اول متوسطه
2. شاخص پیشرفت تحصیلی در دروس خالص دوره سه ساله راهنمائی
3. استعداد تحصیلی اختصاصی(برآورده شده توسط دبیران)
4. هوش یا استعداد عمومی
5. علاقه مندی به رشته تحصیلی(رتبه بندی شده توسط خود دانش آموز)
6. اولویت یا مناسب بودن رشته تحصیلی(رتبه بندی شده توسط اولیای دانش آموز)
7. رغبت تحصیلی-شغلی
8. نتیجه بررسی های مشاور (کرمدوست و همکاران،1385).
طبق ماده 108 آیین نامه هدایت تحصیلی در دوره متوسطه، ملاک های هدایت تحصیلی عبارتند از:
1. نمرات دوره راهنمایی و پایه اول متوسطه دانش آموز برابر نمون برگ هدایت تحصیلی (به میزان 50 امتیاز)
2. نظر مشاور بر اساس بررسی های مشاوره ای (به میزان 50 امتیاز)
بررسی های مشاوره ای به شرح زیر می باشد:
1. نظر اولیای دانش آموز (5 امتیاز)
2. نظر دانش آموز (5 امتیاز)
3. نظر معلمان درس های مربوطه (10 امتیاز)
4. نتایج آزمون های رغبت و استعداد (هر کدام 10 امتیاز)
5. نظر مشاور بر اساس بررسی پرونده ی تربیتی- تحصیلی (10 امتیاز)(وزارت آموزش و پرورش،1389).

جهت گیری آرزوهای تحصیلی :
برخی از پژوهشها نشان می دهد که در مقاطع مختلف زمانی گرایش به هر یک از رشته های تحصیلی تغییر کرده است. یک بررسی سبب شناختی نشان داده است که حدود 66% از دانش آموزان به علت نداشتن نمره قبولی در سایر رشته ها به تحصیل در علوم انسانی روی آورده اند (هاشمی، بهرامی و کریمی،1386).
یافته ها نشان می دهد که الگوهای انتخاب رشته ریاضی و علوم مرتبط به شدت با قومیت همراه است. دانش آموزانی که در رشته های ریاضی و علوم شرکت می کنند، به احتمال زیاد متعلق به گروه قومی آسیایی هستند. نتایج نشان می دهد که تنوع قومی و قرار گرفتن در معرض آموزش و تحصیل گسترده تر، ممکن است نقش مهمی در تغییر دادن ترکیب جنسیتی از رشته دبیرستانی و دانشگاهی و مشاغل مرتبط با رشته ها ایفا کند (آدامیوتی، تریکیا و اسویت15،20014).
پذیرش خود16 و ارزشهای بنیادین، به احتمال زیاد نقش عمده ای در توجیه انتخاب رشته در دانش آموزان آلمانی ایفا می کند. در مقابل در ایالت متحده انتخاب، به احتمال زیاد به قابلیت و توانایی بستگی دارد (گابریل، جسیکا، یوریچ و بامرت17،(2008).
فرنگا و جویسیب18 (1998)، در تحقیقات خود به این نتیجه رسیدند که نگرشهای مربوط به علم پیش بینی کننده مهمی برای انتخاب رشته توسط دختران می باشد اما برای پسران اینگونه نیست.
دیدگاه هایی مانند نظریه خصیصه – عامل19 بر شناخت توانائی ها و رغبت های فرد برای سازش دادن مناسب آنها با آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی تأکید دارند (پارسونز20،1909؛ هال،1963؛ کیستون،195821) یا نظریه های خویشتن پنداری که معتقدند انسان با افزایش سن به خودشناسی بهتر و بیشتر نایل می آید و زمانی فرد به انتخاب مسیر تحصیلی یا شغلی دست می زند که آن رشته تحصیلی یا شغلی که آرزو کرده بود با تصور او درباره خودش سازگار و هماهنگ باشد. در بیشتر موارد آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی که در اواسط دوره نوجوانی بنا شده است، با دستیابی به آن در اوایل جوانی همسو هستند ( محمدی کاجی و قربانی،1387).
به طور کل آمال و آرزوهای تحصیلی و شغلی گزارش شده در دوره نوجوانی، پیش گویی کننده های معناداری از احتمال دست یافتن به مشاغل و تحصیلات در دوره جوانی هستند (بورک و هولتر22،1998 به نقل از محمدی کاجی و کامکاری،1388).

انتخاب رشته تحصیلی و عوامل مؤثر برآن :
«دانش آموز زمانی در تحصیلاتش موفق خواهد شد که علاوه بر انجام دادن و رعایت موارد مطرح شده درباره آیین نامه ها و مهارتهای تحصیلی ، رشته تحصیلی مناسبی را نیز که با استعداد و رغبت او و نیازهای جامعه هماهنگ باشد انتخاب کند و در آن رشته به تحصیل ادامه دهد. راهنمایی تحصیلی در این زمینه نقش مهمی دارد و با توجه به شناختی که از دانش آموز و محیط او در زمینه استعداد، رغبت، امکانات و نیازهای شغلی جامعه دارد با مراجعه به افراد و منابع مربوط، نسبت به صدور توصیه نامه تحصیلی برای دانش آموز اقدام می کند» (شفیع آبادی،1387).
عوامل مؤثر در انتخاب رشته تحصیلی را می توان به دو بخش تقسیم کرد: عوامل فردی و عوامل محیطی عوامل فردی عبارتند از: 1) استعداد و توانایی ذهنی 2) علاقه و رغبت 3) ویژگیهای شخصیتی 4) معلومات و مهارت 5) سوابق تحصیلی 6) نیازهای شخصی 7) جنسیت 8) تجارب شخصی. عوامل محیطی عبارتند از : 1) مبانی فرهنگی 2) طبقه اجتماعی 3) موقعیت جغرافیایی 4) وضعیت اقتصادی 5) تغییرات صنعتی 6) دین 7) اقوام و دوستان 8) مدرسه 9) خانواده 10) هدایت و راهنمایی تحصیلی که همه این عوامل دست به دست هم می دهند تا فرد رشته تحصیلی خود را انتخاب کند (بیدختی و دارایی،1390).
با توجه به موضوع پژوهش سعی می شود تا در مورد عوامل مرتبط با موضوع مورد بحث توضیح بیشتری داده شود.
1. رغبت :
«رغبت23 عبارت است از احساسی است که با توجه و علاقه زیاد نسبت به چیزی همراه باشد. رغبت زمانی بوجود می آید که انسان چیزی را دوست داشته باشد، آن را مورد توجه قرار دهد و مشاهده کند، درباره آن بیندیشد و سرانجام از آن لذت ببرد» (شفیع آبادی،1392).
رغبت یکی از مفاهیم مهم در آموزش و پرورش است که از زمان کلاپارد و کرولی و جان دیویی وارد آموزش و پرورش شده است که اساس یک آموزش و پرورش پویا و فعال را تشکیل می دهد. از بررسی رغبت ها می توان گفت: (1) رغبت جلب کننده دقت است. (2) رغبت پویا و سازنده است. (3) رغبت سازش دهنده خود با محیط است. (4) رغبت نیازهای روانی و جسمانی را ارضاء می کند. (5) رغبت در بر دارنده هدفها و مقاصد روشن است (جدیدیان،1385).
افراد رغبت شان را از طریق فعالیت هایی رشد می دهند که در آن فعالیت ها خودشان را با کفایت بدانند و معمولا از آنها نتایج ارزشمند حاصل شود. رغبتها زمانی با شکست مواجه می گردند که نتایج ضعیف و منفی از یک فعالیت مورد انتظار است. فعالیتهای مولد نتایج ارزشمند که تحت عنوان رغبت فردی رشد می کنند، توسط افراد و از طریق اهدافی که مشارکت در فعالیت ها را تقویت می نماید، حفظ می شوند.به پیوست این منطق، تمرین عملی رغبت را تحکیم کرده و به خودکارآمدی شکل داده و آن را تقویت می نماید (زونکر،2006،ترجمه نظری،1388).
علایق یا ناشی از انگیزه های درونی است یا از عوامل بیرونی تأثیر می پذیرند. علائق ناشی از انگیزه های درونی پایداری بیشتری دارند. علائق ناشی از انگیزه های بیرونی ممکن است به علائق درونی تبدیل شوند(یوسفی،1386).
رغبت در راهنمائی و مشاوره شغلی و حرفه ای انواع متعددی دارد.سوپر (1949) به چهار نوع رغبت در زمینه راهنمائی شغلی و حرفه ای اشاره می کند که عبارتند از:
1-1 رغبت بیان شده – رغبت هایی هستند که بطور شفاهی بر زبان جاری می گردند و با گذشت زمان تغییر می کنند. تغییر رغبتها در کودکان و نوجوانان بیشتر است. با افزایش سن رغبتهای بیان شده ثبات بیشتری پیدا می کنند.
2-1 رغبت نمایان شده – رغبتی است که بصورت یک عمل و یا انجام یک شغل ظاهر می گردد. رغبت نمایان شده می تواند در راهنمایی شغلی منبع و منشاء تصمیم گیری شغلی قرار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد رشته تحصیلی، انتخاب رشته، رشته های تحصیلی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد انتخاب رشته، رشته تحصیلی، رشته های تحصیلی