پایان نامه ارشد رایگان درمورد دعوای استرداد، ورشکستگی، قانون مدنی، قواعد عمومی

دانلود پایان نامه ارشد

این صورت است که مطابق قاعده تجاری مال ظاهراً وارد دارایی تاجر میشود، فرقی نمیکند که مال به خود تاجر داده شده باشد که حمل کند یا اینکه متصدی حمل و نقل آن را در مغازهای به تاجر تحویل داده باشد».51 مثال بارز این فرد این است که تاجر مالالتجارهای را که به او داده شده تا به فروش برساند، نزد حقالعملکاری گذاشته باشد تا به فروش برساند.52
3 – عین مال، کلا یا جزئا موجود باشد. «لازم نیست مالالتجاره نزد خود تاجر موجود باشد تا قابل استرداد باشد بلکه هرگاه از طرف خود تاجر مزبور نزد شخص دیگر موجود باشد، قابل استرداد خواهد بود».53 و مشمول قاعدهی مندرج در قسمت اخیر ماده 531 خواهد شد .
« … هرگاه عین مال به فروش رفته یا تبدیل شده باشد، یا اینکه با اموال دیگر تاجر به گونهای مخلوط شده باشد که قابل تشخیص یا تفکیک نباشد، قابل استرداد نیست و فروشنده برای دریافت ارزش مال باید وارد غرمای تاجر ورشکسته شود».54
«برای آنکه مالالتجاره قابل استرداد باشد نباید به هیچ وجه از طریق معامله به شخص ثالثی منتقل شده باشد و هرگاه از طرف تاجر ورشکسته یا شخصی که از طرف او وکیل در فروش بودهاست به شخص دیگری فروخته شده باشد مشمول ماده 531 خواهد شد».55

مبحث دوم: تاجر در مقام حقالعملکار
ماده 529 علاوه بر فروضی که مالالتجارههایی در نزد تاجر ورشکسته امانت بوده فرض دیگری را مطرح ساخته که به موجب آن مالالتجاره قبل از ورشکستگی تاجر به مشارالیه داده شده که به حساب صاحب آن به فروش برساند .
این ماده بیانگر فرضی است که تاجر به عنوان حقالعملکار کار مینماید.
مقررات راجع به حقالعملکاری (کمیسیون) در باب هفتم قانون تجارت طی مواد 357 الی 376 تبیین شده است. مادهی 357 در تعریف حقالعملکار مقرر میدارد: “حقالعملکار کسی است که به اسم خود ولی به حساب دیگری (آمر) معاملاتی کرده و در مقابل حقالعملی دریافت میدارد”. بنابراین طبق تعریف مادهی مذکور، حقالعمل کار واسطهی انجام دادن معامله است.56
با توجه به اینکه طبق فرض ماده 529 ق.ت، تاجر به حساب صاحب مال و بنام خود عمل میکند لذا تاجر در این فرض در مقام حقالعملکار کار میکند. ولی از آنجا که این فرض مربوط به بحث حقالعملکاری میباشد و فروض و بحثهای مختلفی را میطلبد که به آن ویژگی خاص بخشیده، در مبحث جداگانه مورد بحث واقع شده و فروض مختلفه و شعبات آن که در مواد 53057و 53158 مطرح شده، مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.
در این مباحث آن قسمت از بحثهایی که در مطالب گذشته صورت گرفته تا جایی که با طبیعت موضوع این بحث سازگار باشد حاکم میباشد لذا از تکرار آنها خودداری میشود. به عنوان مثال شرایط پذیرش دعوای استرداد مال مورد مطالبه تا حدودی همان شرایط پذیرش دعوای استرداد اموال امانی است منتها بنا به طبیعت خاص این موضوع افزودن شرایط دیگری ضروریست که در ادامهی مباحث به آنها پرداخته خواهد شد.
در این مبحث، بحث «تاجر در مقام حقالعملکار» در دو قسمت مجزا تحت عنوان حقالعملکار در مقام فروشنده (موضوع مواد 529 و 531) و حقالعملکار در مقام خریدار (موضوع ماده 530) بررسی میگردد.

گفتار اول: حقالعملکار در مقام فروشنده
ماده 529 ق.ت در مورد مالالتجارههایی که به تاجر ورشکسته داده شده است که به حساب صاحب مالالتجاره به فروش برساند مقرر میدارد: “مادام که عین آنها کلاً یا جزئاً نزد تاجر ورشکسته موجود یا نزد شخص دیگری از طرف تاجر مزبور امانت یا برای فروش گذارده شده و موجود باشد قابل استرداد است”.
لذا در صورتیکه به تاجر ورشکسته مالالتجارهای جهت فروش تسلیم شده باشد که به حساب صاحب مالالتجاره به فروش برساند طبق منطوق مادهی مذکور در صورتی که مال مزبور عینا موجود باشد قابل استرداد خواهد بود. (البته در صورت اجماع شرایط خاص که در گفتار سوم از مبحث اول این فصل در رابطه با «شرایط پذیرش دعوای استرداد مال موضوع امانت»، به تفصیل به آن پرداخته شده ، لذا از تکرار این مباحث خودداری میگردد).
لیکن مفهوم مخالف این ماده بیانگر این است که اگر عین مالالتجاره موجود نباشد قابل استرداد نخواهد بود. اگر عدم وجود عین مستند به تلف آن باشد در این صورت مثل یا قیمت آن بر ذمهی تاجر قرار گرفته و مالک عین تلف شده باید برای وصول عوض آن به نسبت طلب خود داخل در صف غرما شود.
اما اگر عدم وجود عین به سبب فروش آن باشد (یعنی اجرای دستور آمر) در این صورت ماده 531 که حکم این فرض را معین ساخته مطرح میشود.
به موجب این ماده: “هرگاه تمام یا قسمتی از مالالتجارهای که برای فروش به تاجر ورشکسته داده شده بود معامله نشده و به هیچ نحو احتساب نشده باشد از طرف صاحب مال قابل استرداد است، اعم از اینکه نزد تاجر ورشکسته یا خریدار باشد…”.
لذا طبق ماده مذکور اگر تاجر حقالعملکار قبل از ورشکستگی مالالتجاره را فروخته باشد دو حالت مطرح میشود: طبق منطوق ماده اگر به هیچ نحوی بین خریدار و تاجر ورشکسته احتساب صورت نگرفته باشد، مال از طرف صاحب آن (یعنی آمر) مطلقا قابل استرداد است اعم از اینکه نزد تاجر ورشکسته یا خریدار باشد.
طبق مفهوم مخالف مادهی مذکور اگر بین خریدار و فروشنده به نحوی از انحاء احتساب صورت گرفته باشد، مال از طرف آمر قابل استرداد نمیباشد. لیکن خریدار که مالک مالالتجاره شده است بنا به قاعدهی مندرج در بخش اخیر ماده 531 که مقرر میدارد:” … عین هر مال متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است” می تواند مال خود را از تاجر ورشکسته، در صورتی که نزد او موجود باشد مسترد دارد.
مطلب مهم دیگری که لازم به ذکر است این است که «اگر تمام مالالتجاره موجود نباشد، آن قسمت از آن که موجود است قابل استرداد است و فروشنده بابت دریافت بقیه آن، جزء غرما قرار میگیرد، مگر آنکه برای معامله مزبور وثیقهای برقرار کرده باشد که در این صورت، به نسبت طلب خود از حاصل فروش مال مورد وثیقه برخوردار خواهد شد».59
لذا حکم ماده 531 نیز بر مبنای قاعده مندرج در بخش اخیر همین ماده، تنظیم یافتهاست لیکن قانون تجارت فرانسه تحت شرایطی، در صورت نبودن عین مال، قیمت حاصل از فروش آن را میپذیرد.60

گفتاردوم: حقالعملکار در مقام خریدار
در این قسمت، به مواردی پرداخته میشود که تاجر حقالعملکار به دستور شخصی مالالتجارهای برای وی خریداری نموده و پس از انجام معامله ورشکسته میشود.
ماده 530 ق.ت حکم این مسئله را چنین بیان میدارد: «مال التجارههایی که تاجر ورشکسته به حساب دیگری خریداری کرده و عین آن موجود است اگر قیمت آن پرداخت نشده باشد از طرف فروشنده و الا از طرف کسی که به حساب او آن مال خریداری شده قابل استرداد است».
طبق ماده مذکور دو حالت مطرح میشود: حالت اول اینکه حقالعملکار ثمن را به فروشنده نرسانده باشد که در این صورت فروشنده حق استرداد مبیع را خواهد داشت.
حالت دوم اینکه ثمن از سوی حقالعملکار پرداخت شده باشد که در این صورت از طرف آمر (کسی که به حساب او آن مال خریداری شده) قابل استرداد است.
مسئلهای که در این خصوص مطرح میشود موردی است که آمر (کسی که مالالتجاره به حساب او خریداری شده است) قیمت مال را به تاجر نداده باشد حال این سوال مطرح میشود که آیا آمر میتواند عین مال را در صورت موجود بودن، یا پرداخت بهای آن به ادارهی تصفیه مطالبه کند؟ گروهی از نویسندگان در این خصوص بیان میدارند: «استرداد زمانی برای فرد مفید است که قیمت مال مورد مطالبه نسبت به قیمتی که ورشکسته پرداخته است بیشتر باشد. اگر به خریدار حق دهیم که با پرداخت بهای مال آن را استرداد کند به زیان طلبکاران خواهد بود. با وجود اشکال مذکور، خریدار میتواند چنین کاری را انجام دهد: زیرا:
ا ) مال خریداری شده در واقع به حساب او خریداری شده و مالکیت آن، از تاریخ بیع (میان حقالعملکار و فروشنده) به او انتقال یافته است، بنابراین به حکم قاعدهی مندرج در قسمت اخیر ماده 531 قابل استرداد است؛
2 ) قانونگذار در ماده 530 مال را از طرف کسی که به حساب او آن مال خریداری شده قابل استرداد دانسته است و میان فرضی که خریدار ثمن را قبلا در اختیار حقالعملکار (ورشکسته) گذاشته است یا نگذاشته است تفاوتی قائل نشده است».61
بنابراین آمر حتی اگر قبلا قیمت کالای خریداری شده توسط حقالعملکار را نپرداخته باشد بعد از ورشکستگی حقالعملکار میتواند با پرداخت بهای مال به مدیر تصفیه مال خریداری شده را استرداد نماید..

مبحث سوم: مبنای حقوقی حق استرداد مبیع از تاجر حقالعملکار
حق استرداد مبیع از تاجر حقالعملکار در مواد 530 و 531 ق.ت پیشبینی شدهاست. ماده 530 مشعر بر حق استرداد مبیع از تاجر حقالعملکار در مقام خریدار مقرر میدارد : “مالالتجارههایی که تاجر ورشکسته به حساب دیگری خریداری کرده و عین آنها موجود است اگر قیمت آن پرداخت نشده باشد از طرف فروشنده والا از طرف کسی که به حساب آن مال خریدار شده قابل استرداد است.” و ماده 531 مشعر بر حق استرداد از تاجر حقالعمل در مقام فروشنده مقرر میدارد: ” هر گاه تمام یا قسمتی از مالالتجاره که برای فروش به تاجر ورشکسته داده شده و به هیچ نحوی بین خریدار و تاجر ورشکسته احتساب نشده باشد از طرف صاحب مال قابل استرداد است اعم از اینکه نزد تاجر ورشکسته یا خریدار باشد و به طور کلی عین هر مال متعلق به دیگری که در نزد تاجر ورشکسته موجود باشد قابل استرداد است”.
در رابطه با مبنای حقوقی دعوای استرداد در این فروض ابهام وجود دارد و مسئله نیاز به تحلیل حقوقی دارد. گروهی معتقدند مبنای حقوقی استرداد در این فروض «خیار تفلیس» است و گروه دیگر معتقدند استرداد در واقع در جهت اعمال «حق حبس» صورت میگیرد.
حال باید دید آیا مبنای استرداد در این موارد خیار تفلیس است یا حق حق حبس؟ یا اینکه استرداد در این موارد ماهیت ویژهای دارد و برمبنای هیچ کدام از نهاد های حقوقی مدنی قابل توجیه نمی باشد!
لذا مقررات دو ماده به تفکیک در دو گفتار مجزا با «حق حبس» و «خیار تفلیس» مقایسه میگردد و در نهایت در خصوص مسئله، نتیجهگیری به عمل خواهد آمد.

گفتار اول: بررسی انطباق مقررات دعوای استرداد مبیع از تاجر حقالعملکار بر خیار تفلیس
همانطور که اشاره شد در خصوص حق استرداد مبیع از تاجر حقالعملکار، موارد 530 و 531 ق.ت، پیشبینی شده است .
جهت بررسی انطباق ماهیت استرداد در این موارد بر خیار تفلیس، ضروری است به اختصار به معرفی خیار مذکور پرداخته شود.
ماده 380 ق . م در فصل بیع اعلام می کند: “در صورتی که مشتری مفلس شود و مبیع نزد او موجود باشد، بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مییع هنوز تسلیم نشده باشد میتوان از تسلیم امتناع کند”.
قانون مدنی از خیار فسخ در این رابطه نامی نبرده است اما نه تنها پس گرفتن کالایی که فروخته شده و به تصرف خریدار داده شده است جز با فسخ و انحلال عقد امکان ندارد، امتناع از تسلیم مییع نیز به معنی معاف شدن از آن است نه حبس ساده،62 در فقه نیز خیار تفلیس به این معنا میباشد.63 ماده مذکور را باید در شمار قواعد عمومی دانست زیرا جدایی دو عنوان اعسار و ورشکستگی مانعی برای اجرای ماده 380 ق.م نشده است، چرا که فلسفهی خیار تفلیس جلوگیری از جمع شدن عوض و معوض نزد یکی از طرفین قرار داد است.
گروهی از نویسندگان در این رابطه معتقدند: «استرداد اموال از طرف فروشنده در ماده 530 ق.ت64، جز از طریق فسخ بیع امکان ندارد و این فسخ، همان خیار تفلیس است؛ چون فروشنده عین مالش را در میان اموال تاجر ورشکسته میبیند در حالیکه عوض ان را دریافت نکرده است و به دلیل ورشکستگی تاجر حقالعملکار، اخذ بهای کالایش متعذر گشته، قانونگذار به او حق داده با فسخ معامله، مالش را مسترد نماید. اجرای حکم این ماده در جایی که تاجر ورشکسته به نام و حساب خود عمل کرده به طریقاولی ممکن است، زیرا جهت حفظ حقوق طرف معامله، انجام آن به وسیله تاجر برای خود یا دیگری تفاوتی ندارد». 65
گروهی دیگر معتقد هستند: «خیار تفلیس (مفاد ماده 380 قانون مدنی) ماده 530 قانون تجارت تایید شده است».66 در جایی دیگر بیان می دارند: «با اینکه ماده 380 ق.م راجع به افلاس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دعوای استرداد، اشخاص ثالث، ورشکستگی، حق مالکیت Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد متصدی حمل، حمل و نقل، دعوای استرداد، تعهدات قراردادی