پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانشگاهها، اعضای هیأت علمی، هیأت علمی، دانش محتوایی

دانلود پایان نامه ارشد

ی لازم است، میباشد (مرکز موفقیت درسی دانشآموزان17، 2007). 3- دسته سوم از این اهداف شامل تدریس دانش و مهارتهای یک رشته به صورت خاص (موضوعی) به دانشجویان18میشود که تمرکز این دسته از اهداف بر یادگیری مفاهیم و فهم جوانب مختلف یک رشته بوده، و در نهایت دانشجویان را برای ارائه آموزش آماده میکند (دانش خاص یک رشته یا حرفه در یک حیطه خاص) (آنجلو و کراس، 1993، ص 20 و 21). 4- دسته چهارم اهداف شامل تدریس هنرهای آزاد و ارزشهای تحصیلی19بوده که هنرهای آزاد در اصل به دورهای از مطالعات اطلاق میشود که در خور یک فرد بوده و شامل هفت حیطهی حساب، هندسه، نجوم، دستور زبان، بلاغت، منطق، و موسیقی میباشد (جنکسلا20، 2012) . ارزشهای تحصیلی نیز به توسعه درک و فهم نسبت به ارزش و جایگاه علوم انسانی و طبیعی، توسعه تعهد نسبت به حقوق و مسئولیتهای شهروندی، آگاهی نسبت به مسائل اجتماعی زمان معاصر، یادگیری طولانی مدت، درک مسائل زیبایی شناختی، توسعه ادراکات در رابطه با علوم و فناوری، توسعه ادراکات در مورد سایر فرهنگها و توسعه دیدگاههای تاریخی در رابطه با مسائل اشاره دارد (آنجلو و کراس، 1993).
5- دسته پنجم از اهداف، شامل تدریس مهارتهای آمادگی حرفهای و شغلی به دانشجویان21میباشد که کارلوس (2012) به آن به عنوان توانایی دانشجویان برای کار با دیگران به صورت سازنده اشاره می کند و در واقع این دسته از اهداف را به عنوان مهارتهای مدیریتی تلقی میکند (رجائی زاده، 1392). 6- دسته ششم از اهداف، شامل تدریس مهارتهای رشد شخصی به دانشجویان22 است که شامل توسعه تعهد به ارزشهای فردی وشخصی، توسعه احترام به دیگران و توسعه تفکر در مورد خود میباشد (آنجلو و کراس، 1993).
صرف نظر از هدف تدریس؛ در فرایند تدریس، دانش معلمان شکل میگیرد، این دانش شامل اندوخته شخصی معلمان از اطلاعات، مهارتها، استراتژیها و تجارب مربوط به دوران پیش و ضمن خدمت آنان میباشد (فایوز23، 2003). صاحبنظران تعاریف متعددی از دانش ارائه دادهاند از جمله نوناکو و تیس24(2001)، دانش را توانایی واکنش نشان دادن به موقعیتهای واقعی و انجام دادن کارها به جای صحبت کردن (صرف) درمورد آنها تعریف میکنند. در واقع دانش آمیختهای سیال از تجربیات قاعدهمند، ارزشها، اطلاعات مفهومی و بینش تخصصی است که چارچوبی را برای ارزیابی و به هم پیوستن تجربیات و اطلاعات جدید فراهم میکند. دانش در ذهن متخصصان شکل میگیرد و توسعه مییابد. در سازمانها دانش نه تنها در اسناد و مدارک که در تجربیات، تلاشها، فرایندها و جریانات روزمره سازمان هم وجود دارد ( داونپورت و پروساک25، 1998، ص 5 و گامل گارد و ریتر26، 2003، ص 5). جنکس27 (2008) دانش را به عنوان اطلاعات زمینهای تعریف میکند وی بیان میکند که دانش، قابلیت بشر است که میتواند کسب شود و از طریق یادگیری گسترش یابد ( سین و وایلد28، 2014). اطلاعات جریانی از پیامهاست در حالی که دانش به وسیله جریانی از اطلاعات، تاکید بر تعهد و اعتقادات دارنده آن ایجاد شده و سازماندهی میشود این تعریف بر جنبه اساسی دانش که مربوط به عمل انسان است تاکید میکند (نوناکا29، 1994). دانش یک منبع مهم سازمانی است که مزیت رقابتی پایداری را برای یک اقتصاد پویا و رقابتی فراهم میکند ( داونپورت و پروساک، 1998؛ فوس و پیدرسن30، 2002؛ ؛ اسپیندر و گرانت31، 1996؛ گرانت، 1996). کینگ32 (2009) نیز دانش را به صورت باور فردی قابل توجیه تعریف میکند. در واقع این دانش از اذهان افراد سرچشمه گرفته و توسط آنها به کار برده میشود (الوانی، ناطق و فراحی، 1386). به طور کلی دانش آمیختهای سیال از تجربیات، ارزشها، اطلاعات مفهومی، بینش تخصصی ( داونپورت و پروساک، 2000 و گامل گارد و ریتر، 2003)، و مهارتهایی (فایوز، 2003) است که از فرایندها و تجربیات روزمره (داونپورت و پروساک، 1998، ص 5 و گامل گارد و ریتر، 2003، ص 5) حاصل میشود و در زندگی افراد کاربرد دارد (الوانی و همکاران، 1386) و دانش به عنوان توانایی بشر، هم کسب کردنی است و هم از طریق یادگیری قابلیت گسترش یافتن را دارد (جنکس، 2008 به نقل از سین و وایلد، 2014). در زمینه دانش میشرا و کهلر 33(2006)، به چارچوب دانش محتوایی، تربیتی و فناورانه34، اشاره کرده و بیان میکنند که این چهارچوب شامل سه نوع دانشهای محتوایی35، تربیتی36و فناورانه37 در تدریس و یادگیری دانشجویان میباشد.
دانش محتوایی یا دانش موضوعی یعنی تخصص در زمینه دروس، که مستلزم کسب دانش محتوایی معمول(عمومی)، (شولمن، 1986) و دانش محتوایی تخصصی میباشد (بال، تیمز و فیلپس38، 2008). دانش عمومی مثلا در ریاضیات شامل دانش ریاضی مورد نیاز در همه حرفهها و مشاغل مربوط به ریاضیات میشود (هیل، بال و شیلینگ39، 2008) و دانش تخصصی شامل دانش ریاضی خاص که فقط برای تدریس ریاضیات لازم است میباشد (بال و همکاران، 2008). دانش تربیتی نیز به معنای آگاهی از روشها و استراتژیهای تدریس و یادگیری بوده و شامل توانایی طراحی، اجرا و ارزیابی دستورالعملهایی است که به نیازهای دانشآموزان پاسخ میدهد (الشهری40، 2012). سومین نوع دانش، دانش فناورانه نامیده میشود که این نوع دانش به معنی درک مفهومی و عملی از فناوری اطلاعات و چگونگی استفاده صحیح از آن، در زمینه های مختلف، میباشد ( هریس، میشرا و کهلر41، 2009) .
در دورهای که مضاعف شدن تولید علم و دانش به کمتر از پنج سال رسیده، مساله اساسی به نام انفجار اطلاعات، تحولی عظیم و واقعیتی غیر قابل انکار است، نقش محوری دانشگاهها و نظام آموزش عالی در شکلگیری و رهبری این تحولات، انکارناپدیر است (سبحانی نژاد و افشار، 1388). در واقع دانشکدهها و دانشگاهها باید به گونهای مدیریت و رهبری شوند که نوآوری به عنوان یک فرهنگ و بخش طبیعی فعالیتهای روزانه درآمده و به عنوان دانش افزوده برای همه اعضای هیأت علمی و دانشکده مطرح شود (شرفی، 1387). نوآوری دانشگاهی42 به معنی چگونگی پاسخگویی و واکنش و تجزیه و تحلیل آموزش عالی به نیروهای نوآور و پاسخگویی به این نیازها براساس تغییر در آینده میباشد (کریستنس و ارینگ43، 2011). لو و چن44 (2010) نوآوری دانشگاه را شامل تغییر در ساختار و فرایندهای یک سازمان و موسسه دانستهاند که در جهت بهکارگیری مفاهیم جدید مدیریتی، و انجام عملیاتی مانند به کارگیری کارگروههای متخصص در تولید، مدیریت زنجیره تامین یا سیستمهای مدیریت کیفیت حرکت میکند تعریف کردهاند. دانشگاه نوآور و کارآفرین در واقع شامل نوآورنهترین، جالب توجهترین و موفقترین نمونه کارهایی که دانشگاهها و دانشکدهها در سراسر کشور به منظور ترویج نوآوری انجام میدهند (دفترمدیریت نوآوری وتوسعه اقتصادی کارآفرینی با همکاری و مشاوره: شورای ملی مشورتی درنوآوری و کارآفرینی45، 2013) به تعبیردراکر46(1999) از نظر علم مدیریت نوآوری دانشگاهی به معنای تغییری است که بعد تازهای از عملکرد را خلق میکند. و از نظر سازمانی نوآوری به معنی استفاده از یک ایده جدید است؛ در واقع به فرایند خلق، توسعه و اجرای یک ایده یا رفتار جدید نوآوری دانشگاهی گفته میشود. به طور کلی میتوان نوآوری دانشگاهی براساس مجموع تعاریف نویسندگان ذکر شده به صورت تغییر ساختار و فرایندهای یک سازمان (لو و چن، 2010) در جهت پاسخگویی به نیازهای نیروهای نوآور، براساس تغییرات در آینده (کریستنس و ارینگ، 2011) از طریق خلق، توسعه و اجرای یک ایده یا رفتار جدید (دراکر، 1999) تعریف کرد.
از عوامل مهم ایجاد نوآوری در دانشگاه می‌توان به ارتباط بیرونی47، ساختار48، افراد ذینفع49 و قوانین و مقررات50 (بارلنگا51، 2010)، اشاره کرد: 1- ساختار: ساختار سازمانی انتظار موجود از نقش و ارتباطات میان آنها میباشد که در طی آن وظایف افراد تقسیم بندی و هماهنگ میگردد و به دو نوع ساختار تواناساز (رویهها و نقشهای منعطف و مشکلات به عنوان فرصتهای یادگیری) و ساختار بازدارنده (نقشها و رویهها اجباری بوده و مشکلات به عنوان فشار) تقسیم میگردد (هوی و میسکل52، 2008، ص 25 و 114). 2-ارتباطات بیرونی: بارلنگا (2010) ، این نوع ارتباط بیرونی را عامل موثر برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور میداند.3- ذینفعان: ذینفعان نیز اغلب با گروههای ذینفع، فرد یا گروهی از افراد که در تصمیمگیریها، سیاستها، روشها، شیوهها، اقدامات و اهداف سازمان تاثیرگذار هستند، شناخته میشوند (گود پاستر53، 1991)، همچنین 4- قوانین و مقررات: دانشجویان با توجه به شرایطی که پیش خواهد آمد نیازمند دنبال کردن رویهها و قوانین دانشگاهی هستند و بایستی این قواعد و سیاستها را شناخته و از وجود آن آگاه باشند (دانشگاه آرکانزاس54، 2012).
بنابراین براساس موارد فوق، و با توجه به اهمیت مباحث نوآوری دانشگاهی و اهداف تدریس و همچنین دانش اعضای هیأت علمی در نظامهای آموزشی و دانشگاهها و با توجه به اینکه هیچ تحقیقی در خصوص اینکه آیا رابطه معناداری بین عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی و اهداف تدریس با نقش واسطهگری دانش اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان شیراز وجود دارد یا خیر، انجام نگرفته است، تحقیق حاضر در صدد است تا به بررسی رابطه بین عوامل کلیدی نوآوری دانشگاهی و اهداف تدریس با نقش واسطهگری دانش اعضای هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان شیراز بپردازد.

1-3- ضرورت و اهميت پژوهش

دانشگاهها به عنوان نهادهای آموزشی و پژوهشی، یکی از مهمترین و موثرترین بازیگران نظام ملی نوآوری هر کشوری محسوب میشوند و تاثیر به سزایی در عملکرد نوآورانه آنها دارند. دانشگاهها براساس رویکرد سیستمی در دستیابی به اهداف اقتصاد دانش محور و نظام ملی نوآوری، وظیفه تولید، انتشار دانش و آموزش و تربیت نیروی انسانی را بر عهده دارند (تقوی و پاکزاد، 1386). مطالعه نوآوری دانشگاهی برای اعضای هیأت علمی در دانشگاهها میتواند مفید باشد این فواید برای اعضای هیأت علمی شامل: ارائه انواع جدیدی از رشتهها و مقاطع مختلف تحصیلی، تحقیقات بین رشتهای و درون رشتهای، افزایش انگیزه کارکنان به کار و اساتید به تدریس و ایجاد روشهای خلاقانه برای بین المللی کردن روشهای تدریس میباشد (کشاورز، 1392).
هالت معتقد است در بحث اهمیت نوآوری میتوان گفت که تمامی پیشرفتها و ارتقائات بشری به دلیل نوآوری و کشف روشهای جدید و نو جهت انجام کارهاست. با مطالعه تاریخ پیشرفتهای علمی براحتی میتوان دریافت که مخترعین بزرگی مانند بل، مورس، و … توانستهاند با نوآوریهای خود مسیر زندگی بشر را عوض کنند (طالبی، 1385).
پیشرفتهای تکنولوژیک، بالا رفتن انتظارها و تغییرهای جمعیتی دانشجویان، تقاضاهای ذینفعان برای پاسخگویی و ابزارهای جدید ارائه مطالب آموزشی همگی چالشهای کنونی هستند که نیاز به نوآوری در آموزش عالی را ضروری میکنند. روبرو شدن با این چالشها مشکل بسیار بزرگی است که نتیجه آن دستیابی به محیطی دارای منابع مالی محدود میباشد و روشن است که موسسات آموزشی باید روشهای سنتی فعالیتهای خود را مورد بازبینی قرار داده، به منظور ماندگاری سازمان در زمان حال و آینده اقدام به کار گیری روشها و فنون جدید کنند (شرفی، 1387).
بنابراین با مطالعه پیرامون عوامل موثر بر نوآوری دانشگاهی، میتوان عملکرد دانشگاه را بهبود بخشید. در شرایط متغیر جامعه امروز که بدون شک سازمانهای آموزشی از جمله دانشگاهها را نیز متاثر میسازد، رمز موفقیت همگام شدن با تغییرات و در واقع پذیرش نوآوری توسط سازمان ها میباشد در واقع با بررسی عوامل موثر بر نوآوری دانشگاهی میتوان به موانع ایجاد نوآوری در دانشگاه پی برده و در صدد رفع آنها برآمد. و شرایطی را ایجاد کرد که این عوامل شامل (ساختار، افراد ذینفع، ارتباطات بیرونی، قوانین و مقررات) زمینهساز ایجاد نوآوری در دانشگاه شود. در زمینه تحقیقات انجام شده درباره نوآوری دانشگاهی و عوامل نوآوری دانشگاهی میتوان به تحقیقات کوین استمب55(2014)؛ باپارت و استاب56 (214)؛ دورن بوچ و نهوسلر57 (2013)؛ کریستنس و ارینگ ( 2011)؛ بارلنگا (2010)؛ کانجلاریس؛ جکسون، چیر، کنتز و آنسورث58 (2010)؛ سولیوان59(2008)؛ دان؛ راجرز، هاتچینسن، لیاس، مک دونالد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هیأت علمی، اعضای هیأت علمی، دانشگاهها، آموزش عالی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعضای هیأت علمی، هیأت علمی، خلاقیت و نوآوری، نوآوری سازمان