پایان نامه ارشد رایگان درمورد خلیج فارس، خاورمیانه، دیپلماسی انرژی، امنیت انرژی

دانلود پایان نامه ارشد

مسئله از جمله علل تقاضای انرژی چین است. در بخش نفت، چین با تولید 5/3 میلیون بشکه در روز، ششمین تولید کننده بزرگ نفت در جهان محسوب می شود، با این حال اقتصاد این کشور با تولیدات داخلی سیراب نمی شود و وابستگی پکن به واردات انرژی روز به روز افزایش می یابد. در حالی که تولید نفت در چین از 1965 (آغاز تولید نفت چین) تا 2008، حدود 17 برابر شده و در سال 2011 تولید نفت روزانه آن به۴٬۰۷۳٬۰۰۰ رسیده است.9 از سوی دیگر، بیش از نیمی از نفت وارداتی چین از خاورمیانه تامین می شود که همین مسئله، نگرانی چین را درباره امنیت انرژی افزایش می دهد. علاوه بر این، 85 درصد انرژی وارداتی از مناطق حساسی مانند تنگه مالاکا، هرمز و سوئز عبور می کند و بدیهی است هر گونه اختلال جدی در انتقال انرژی از این مناطق، کاهش سرعت یا حتی توقف رشد اقتصادی چین را به دنبال خواهد داشت.
افزایش مصرف گاز طبیعی هم به دلیل به صرفه بودن از لحاظ اقتصادی و مسائل زیست محیطی در نیروگاه، باعث افزایش تقاضای چین شده است به طوری که پیش بینی می شود تا سال 2030 بخش تولید نیرو 60 درصد از رشد تقاضای گاز طبیعی را به خود اختصاص دهد.(بهروزی فر، 1385، 35) در مجموع روند تحولات اقتصادی چین در سال های پیش رو و نیز آمار و ارقام مربوط به وضعیت کنونی و آتی تولید و مصرف انرژی در این کشور، حاکی از آن است که چین برای تداوم رشد اقتصادی خود به صورت روز افزونی به واردات انرژی وابسته شده و تامین انرژی و امنیت آن هر روز پیش از گذشته به یکی از ارکان و شروط اساسی توسعه اقتصادی، حفظ مشروعیت و بقای نظام سیاسی این کشور مبدل می شود.
جایگاه چین در اقتصاد انرژی خلیج فارس
وابستگی آسیب پذیری کشورهای مصرف کننده در برابر نوسانات بازار انرژی را بالا برده و لطمات اقتصادی چشم گیری را متوجه آنها می کند.(مصلی نژاد، 1385، 19) در این میان، کشورهایی مثل چین که در عرصه بین المللی تضادهایی با ابرقدرت آمریکا دارند، در تامین انرژی خود دچار معضل مضاعف می شوند، زیرا در اثر نفوذ ایالات متحده بر بعضی از کشورهای تولید کننده نفت و همچنین مسیر های انتقال انرژی، امنیت انتقال انرژی به آنها در معرض خطر قرار می گیرد. اگرچه چین درصدد است تا منابع تامین انرژی خود را متنوع کند، ولی در این میان منابع نفت و گاز عظیم منطقه خاورمیانه مورد توجه چین قرار گرفته است. امنیت انرژی در شرایط کنونی دو سوی مصرف کننده و تولید کننده انرژی را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک و ضرورت تعامل و رایزنی بین آنها را فراهم کرده است، زیرا هیچ یک از این دو به تنهایی نمی توانند امنیت انرژی را تامین کنند و هر گونه بحران در بازار جهانی انرژی که اقتصاد جهانی را به چالش بکشد، بر هر دو طرف تاثیر گذار خواهد بود.
به بیان دیگر، وجه بسیار مهم در روابط بازیگرانی که در وضعیت متقابل قرار می گیرند، توام شدن آسیب پذیری متقابل و منافع مشترک است. ریچارد کوپر در این باره لازمه وابستگی متقابل را دو جانبه بودن حساسیت می دانددر واقع می توان گفت که منافع مشترک و آسیب پذیری(حساسیت) دو روی یک سکه وابستگی متقابل را تشکیل می دهند.
همین امر می تواند زمینه ساز استقرار الگوی وابستگی متقابل میان تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی باشد. از این رو اصلی ترین منطقه تامین انرژی چین از دیدگاه این کشور، منطقه خاورمیانه به ویژه حوزه خلیج فارس است. چین در سال 2007، 61 درصد نفت خود را از منطقه خاورمیانه تامین کرده است.(مادسن، 2007)
یکی از مهم ترین نکات درباره کشورهای پیرامون خلیج فارس این است که در سال 2003 کمابیش تمام ذخایر مازاد تولید نفت جهان در اختیار این کشورها قرار داشته و در کل در بیشتر سالها ، بخش بزرگی از این ظرفیت مازاد، به این نقطه از جهان مربوط بوده است.(بهروزی فر، 1383، 67) مصرف نفت صرفا از سوی دولتهای در حال توسعه آسیا انتظار می رود به بیش از دو برابر در مدت 35 سال آینده برسد، ولی برای مصرف جهانی (کل جهان) افزایش نزدیک 55 درصد تا سال 2025 انتظار می رود. بخش بزرگی از این تقاضا لزوما از طریق تولید کنندگان خلیج فارس تامین خواهد شد که پیش بینی شده سهم آنها از 30 درصد در سال 2003 به 43 درصد تولید جهانی تا سال 2025 رشد خواهد داشت.
البه باید متذکر شد که خلیج فارس علاوه بر دارا بودن ذخایر عظیم نفت، برتری های دیگری نیز در زمینه نفت دارد، از جمله توانایی تولید و صدور نفت به میزان قابل توجه و نیز هزینه کم تولید هر بشکه در مقایسه با سایر نقاط نفت خیز جهان. هزینه تولید هر بشکه نفت در خلیج فارس پائین ترین هزینه تولید در جهان محسوب می شود، و تنها جزئی از هزینه تولید در مناطق رقیب از جمله آفریقای شمالی است.(اسدی، 1371، 129) که باعث توجه شرکت های بزرگ نفتی و کشورهای غربی و حتی چین در گرایش به استفاده از نفت خلیج فارس و حساسیت نسبت به تحولات منطقه بوده است.(نصری، 1380، 108-107)
بر اساس پیش بینی ها، سهم آسیا در افزایش مصرف انرژی کشورهای در حال توسعه 69 درصد خواهد بود. هم اکنون عمده نیازکشورهای آسیایی به انرژی از طریق منابع اصلی تولید انرژی در جهان مثل خلیج فارس تامین می شود. بر اساس آمار آژانس بین المللی انرژی ، وابستگی کشورهای آسیایی به نفت تا سال 2030، در اثر رشد اقتصادی چین و هند 75 درصد افزایش خواهد یافت که عمده افزایش عرضه بر دوش کشورهای عضو اوپک خواهد بود.(محمدی،1379، 36)
بر مبنای آمار سازمان بین المللی انرژی، آسیای در حال توسعه به جز ژاپن و کره جنوبی تا سال 2030، تقاضا برای انرژی در جهان را 40 درصد افزایش خواهد داد، در حالی که ایالات متحده و کانادار در همنین مدت فقط 26 درصد تقاضای جهانی برای انرژی را افزایش خواهند داد.بنابراین، رشد اقتصادی سریع چین در سال های اخیر، افزایش سریعی را در مصرف انرژی این کشور موجب شده است. به عنوان مثال، مصرف نفت این کشور بین سالهای 1995 تا 2008، یعنی در یک دهه بیش از دو برابر شده و به 05/8 میلیون بشکه در روز رسیده است، به گونه ای که در سال 2008، بیش از نیمی از نفت مصرفی آن از خارج وارد شد. بر همین مناسبت که اغلب پیش بینی ها حکایت از آن دارد که در دهه های آینده نیاز چین به نفت افزایش خواهد یافت و در نتیجه واردات نفت آن نیز سرعت خواهد گرفت.
برخی برآوردها حاکی از آن است که مصرف نفت این کشور تا سال 2020 به 12 میلیون بشکه در روز و تا سال 2030 به 16 میلیون بشکه خواهد رسید. میزان نفت وارداتی به 7 میلیون بشکه در روز در سال 2020 و 11 میلیون بشکه در سال 2030 خواهد رسید. در واقع، طی دو دهه آینده، مصرف انرژی چین سالانه رشدی معادل 5/4 درصد خواهد داشت. نرخ رشدی که دو برابر متوسط نرخ رشد جهانی و چهار برابر نرخ رشدی است که احتمالا کشورهای توسعه یافته تجربه خواهند کرد.(شریعتی نیا، 1388، 61) با توجه به انتشار گزایش از سوی دپارتمان چشم انداز بین المللی انرژی در سال 2007، انتظار می رود مصرف نفت جهانی از 5/82 میلیون بشکه در سال 2004 به 117 میلیون بشکه در سال 2030 صعود داشته باشد.
چینی ها با درک این موضوع در سالهی اخیر تلاش های وسیعی برای ارتقا روابط با کشورهای نفت خیر این منطقه، به ویژه کشورهای اصلی انجام داده اند تا در پرتو آن بتوانند سهم خود از ذخایر این منطقه را هر چه بیشتر افزایش دهند. چین بنا بر مصالح اقتصادی و امنیت انرژی خود توسعه مناسبات با همه کشورهای منطقه خاورمیانه را دنبال می کند. این کشور برای واردات نفت از کشورهای عمان، یمن، ایران و عربستان سعودی به منزله تامین کنندگان اصلی، به شدت وابسته به خلیج فارس است. البته در بین کشورهای حوزه خلیج فارس، ذخایر اصلی متعلق به عربستان، ایران، عراق و کویت است. این احتمال به وجود آمد که عربستان در پی آن باشد که از نظر نیازهای سیاسی، اقتصادی، نفتی و امنیتی خود که برای تامین آن اکنون به ایالات متحده وابسته است روی چیت حساب کند، بنابراین با آغاز قرن 21 یک موضوع هر روز روشن تر می شود. چین هم نفت می خواهد و با میلیاردها دلار که از محصولات صنعتی خود به دست می آورد قادر است بهای آن را بپردازد. با چنین شرایطی در بازار انرژی، موقعیت منابع، امنیت حمل و نقل و فناوری های مربوط، باز هم چشم ها به سوی خاورمیانه بزرگ دوخته شده است.
ایران با داشتن بیش از 130 میلیارد بشکه ذخایر قابل برداشت نفت خام و میعانات گازی و 26 تریلیون متر مکعب ذخایر قابل برداشت گاز طبیعی، در رتبه دوم جهان از نظر این ذخایر گرانبهای خداداد قرار دارد(بهروزی فر، نسیمی، 1383، 35-33) و چین هم مانند هر قدرت دیگر به طور جدی باید درباره امنیت عرضه نفت به کشور خود بیندیشد.
دیپلماسی انرژی چین
انرژی اکنون کالایی استراتژیک محسوب می شود که بر چگونگی و کیفیت زندگی بشر بسیار تاثیر گذار است. شمار فراوانی از جنگ ها و تنش ها در بین کشورها طی قرن گذشته بر سر تصاحب یا کنترل این ماده حیاتی رخ داده است. انرژی هم بر سیاست و هم بر اقتصاد کشورها موثر است، زیرا باعث تقویت اقتصادها و به تبع آن افزایش قدرت ملی و در نتیجه قدرت سیاسی یک کشور در عرصه بین الملل می شود. اختلاف بر سر منابع انرژی در شرایطی که پایان عصر نفت نزدیک تر می شود احتمال وقوع نبرد بر سر انرژی را افزایش داده است. همه کشورها، چه تولید کننده و چه مصرف کننده، نسبت به این ماده حیاتی آسیب پذیر هستند. مصرف کنندگان، نگران تامین امنیت عرضه اند، در حالی که تولید کنندگان امنیت فروش انرژی را برای اقتصادشان ضروری و حیاتی می دانند. در این شرایط هرگونه اختلال در حوزه انرژی می تواند آسیب های بسیار جدی به اقتصاد به هم پیوسته جهانی وارد ساخته و صحنه را برای جنگ آماده کند. امروزه نفت، جنگ، دیپلماسی، اقتصاد و سیاست در یک محور قرار دارند و دارای ارتباط و پیوندی ناگسستنی هستند، بنابراین اهمیت نفت و گاز در سبد انرژی و جایگاه انرژی در اقتصاد جهان موجب تعامل گسترده میان دو عرصه سیاست و انرژی شده است و بسیاری از رقابت ها و همکاری های بین المللی را تحت تاثیر خود قرار داده است. در عصر حاضر با توجه به اهمیت انرژی و جایگاه آن در اقتصاد و سیاست بین الملل این مقوله نیز به حوزه دیپلماسی وارد شده در کانون سیاست خارجی کشورها قرار گرفته است.
معمولا از دیپلماسی به عنوان شیوه و ابزاری برای حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات و پرهیز از به کارگیری قدرت نظامی در حل تنش ها، یاد می شود. دیپلماسی دانش ارتباط میان سیاستمداران و سران کشورهای جهان و وسیله ای است که سیاست خارجی با استفاده از آن، از راه توافق به هدف های خود می رسد و بنابراین تعریف، آغاز جنگ، شکست دیپلماسی است. به این ترتیب، دیپلماسی حول محور تفاهم بر سر موضوعاتی مشخص در حوزه تجارت، اقتصاد، فرهنگ، دین و یا سایر نیازهای جامعه جهانی قرار دارد و بر این اساس، کشورها در روابط خود دیپلماسی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را در دستور کار خود قرار می دهند. «با توجه به گسترش اندیشه جهانی شدن و سرنوشت مشترک بشری، تلاش ها برای حل دیپلماتیک منازعات بیشتر شده است ، تا در هر شرایطی از بروز پدیده جنگ جلوگیری شود. در این چارچوب انرژی و شیوه های مسالمت آمیز تامین امنیت آن می تواند به عنوان یکی از جنبه های مهم و اساسی دیپلماسی قلمداد شود. بر این اساس می توان گفت: دیپلماسی انرژی برنامه ای است راهبردی، جامع و کارآمد که تعاملات بین المللی در حوزه انرژی را برای یک کشور مدون نموده و چارچوب کلی توافقات را روشن می سازد.( کی پور، 1388، 162-139) نخستین بار دیپلماسی انرژی در دهه 1990 در وزارت امور خارجه آمریکا تنظیم و در سنای این کشور تصویب شد و هم اکنون بسیاری از کشورهای تولید کننده و مصرف کننده نفت و گاز در دنیا تابع دیپلماسی انرژی خود هستند. دیپلماسی انرژی، چه برای مصرف کنندگان و چه برای تولید کنندگان، به منزله ایجاد فرصتی برای حداکثر سازی منافع ملی است. دیپلماسی انرژی برای کشورهای صادر کننده به منزله استفاده از ابزار انرژی در جهت تامین اهداف دیپلماتیک و اقتصادی و برای کشورهای وارد کننده به معنای اتخاذ استراتژی های منطقی برای ایجاد امنیت انرژی است.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف انرژی، نفت و گاز، اصلاحات اقتصادی، شدت انرژی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد ایران و چین، امنیت انرژی، نفت و گاز، عربستان سعودی