پایان نامه ارشد رایگان درمورد خلافت عباسی، نهج البلاغه، حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

بین متن و حاشیه بستگی به ذوق و سلیقه کاتب داشته و در بیشتر قرآنهای دورهی اسلامی اندازه حاشیه نسبت به متن کمتر از یک سوم سطح صفحه است در برخی آثار نیز براساس اهمیت موضوع، توجه بیشتری به حاشیه شده است و فضای بیشتری به آن اختصاص داده شده است.
از اواخر دورهی ایلخانی طرح جدیدی به نام شمسه زینت بخش بعضی از قرآنها شد که به شکل خورشید یا ستاره رسم میشد و متن آن با گل و بوته تذهیب و ترصیع میگردید. در نوشتار هنرمندان همواره از ابتکارات گوناگون استفاده میکردند. و در مواردی بعضی از کلمات مانند کلمهی «الله» را با طلا مینوشتند. در دوران اسلامی برای صفحهشمار معمولاً به جای عدد از «رکابه» استفاده میکردند به این صورت که اولین کلمه صفحه بعد را درگوشه پایین و سمت چپ صفحهی قبل مینوشتند. (کاظمی، همان:54)

2 – 4 – 4 : کاغذ
کاغذ از مهمترین ابزاری است که انسان را در مرحله علم و تمدن با قدمهای سریع پیش انداخته و کمکهای شایانی در پیشرفت علوم داشته است. برای کتابت متون و جهت خوشنویسی و تذهیب کتابها از بهترین کاغذها استفاده میشد و کاتبان و مذّهبان در انتخاب کاغذ وسواس فراوان داشتند و بهطور عمده از کاغذهایی با نام خانبالغ «کاغذ چین»، دولتآبادی، اصفهانی، عادلشاهی، کشمیری، ترمه، بغدادی، شامی، مصری و فرنگی استفاده میکردند.
برای افزایش مرغوبیت، ماندگاری، استحکام بیشتر و زیبایی، کاغذها را آهار میزدند و مهره میکشیدند که پیش از قرن هشتم بهندرت معمول بود. عمل آهار و مهره با استفاده از لعاب و صمغ صورت میگرفت و کاغذ به آهار آغشته میگشت و سپس برای ایجاد سطح صیقلی بر روی کاغذ، آن را مهرهکشی میکردند برای این کار از سنگهای عقیق و سنگ چخماق کمک میگرفتند. (مایل هروی، 85:1369)
کاغذ در طول تمدن اسلامی به اسامی مختلفی شهرت پیدا کرد اما صرف‎نظر از تنوع اسمی، کاتبان، نسخهنویسان و مذّهبان کاغذی را خوب میدانستند که سفید و درخشان، صاف و نرم و هموار، صیقلی و مهره خورده، ضخیم و بیدانه و گاهی نازک و بادوام باشد. در بسیاری موارد کاغذ را رنگآمیزی میکردند زیرا معتقد بودند که کاغذ سفید چشم را ضعیف میکند.
برای رنگآمیزی از روشهای مختلفی سود میبردند و کاغذهایی به رنگ زنگاری، آل، سرخ، کاهی و نارنجی پدید میآوردند. در مواردی در یک صفحه از دو نوع کاغذ برای متن و حاشیه استفاده میشد زیرا کاغذها از نظر کیفیت برای خطاطی، نقاشی و تذهیب متفاوت بودند و هر کاغذی میتوانست کیفیت متفاوتی را در کار ارائه دهد و یا گرانی کاغذهای مرغوب باعث میشد کاتب برای متن از کاغذ مرغوب و برای حاشیه از کاغذ نامرغوب استفاده کند. نه تنها این دلایل باعث متن و حاشیه کردن کاغذ میشد، بلکه در مواردی که حاشیه کتابی دچار آسیب میشد، قسمتهای آسیب دیده را از متن جدا میکردند و مجدداً کاغذ دیگری را با عمل دو پوسته کردن کاغذ حاشیه به کاغذ متن پیوند میدادند و روی حاشیه مجدداً عمل تذهیب و آرایش انجام میدادند. (کاظمی، همان:54)

2 – 4 – 5 : صحافی و تجلید
هنر صحافی و حفظ مکتوبات قدمتی به اندازه نوشتن دارد. حتی کتیبههایی که اقوام گوناگون بر مادهای مانند گل مینوشتند نیاز به حفاظت داشته و هر قوم و تمدنی نوشته‎های خود را به طریقی حفظ کرده است. اما قدمت دقیق جلد کتاب هنوز پنهان مانده است.
از قرنهای اولیهی اسلامی به علت تحولات گوناگون، منابع قابل توجهی باقی نمانده است، چه تقریباً غالب آنها دستخوش حوادثی همچون تاخت و تاز مهاجمان و یا دچار تعصب فرقههای دینی گردیده و از بین رفتهاند. از آن میان معدودی باقیمانده که با جلدهای فرسودهی چرمی ساده و نقشهای هندسی بدون تزیینات، با نوشته های کوفی در کتابخانهها و موزهها نگهداری میشوند.
از قرن پنجم تا هفتم قمری در مرحله نخست، قرآن و شاهنامهی فردوسی و سپس دیوان شاعران و کتابهای علمی و ادبی موضوعات تجلید هنرمندان ایرانی است. این آثار را صحافان با جلدهای نفیس که برخی طلاکوب شده، از انواع چرمها میساختهاند. (احسانی، 14:1368)
صحافی مکتوبات نه تنها برای نگهداری اوراق و صفحات کتاب مورد توجه بود، بلکه همواره هنرمند صحاف با توجه به پیشرفتهای فنی و نوآوریهای هنری به ساخت جلدهای زیبا به همان اندازه اهمیت میداد که خطاطان و مذّهبان به خط و تذهیب ارزش میگذاشتند. به عبارتی کار خطاط مذّهب در کتابت و تولید کتاب و مصحف با تهیهی جلدی که شایستهی محتویات آن باشد و از گزند زمانه درامان بماند، با عمل صحاف تکمیل میشد. هنرمندان صحاف از همان ابتدا سعی داشتند جلدهای زیبا و شایسته بسازند و شکل و آرایش جلد را با آرایش و نگارش کتاب متناسب کنند.
از این نظر جلد به دو سطح بیرونی و داخلی تقسیم میشد که سطوح داخلی خود به دو قسمت متن و حاشیه تقسیم و در این دو سطح اقدام به تزیین و آرایش میشد. آرایش جلد فقط به دو سطح بیرونی محدود نمیشد بلکه سطوح داخلی –آستر- آن نیز تزیین میشد و گاه عالیترین نقشها در سطح داخلی ایجاد میگردید. (کاظمی، همان:57)
این جلدها در ابتدا بسیار ساده و حتی رنگ آنها محدود به رنگ های طبیعی چون: قهوهای، زرد و سیاه بود و هیچ‎گونه رنگ و تزیینی نداشت. ولی از حدود قرن چهارم قمری کمکم نقوش ساده روی جلدها بهکار برده شد که در واقع یک نوع نقّاری یا کندهکاری بود. روی چرم با قلم فولادی نقوش ساده و ابتدایی میانداختند و بهتدریج این نقوش دقیقتر شد که اشکال آن از رسمهای هندسی تشکیل میشد. گاه قسمتهای فرو رفتهی این نقوش را با رنگ سفید و سیاه یا آب طلا نیز تزیین میکردند. (نفیسی، 77:1386)
در قرن هفتم و هشتم از مقوا برای ساختار درونی و استحکام جلد استفاده میکردند این نوع مقوا از بههم چسباندن لایههای کاغذ و ضایعات آن، بریدهی نسخههای خطی و … به وسیلهی چسبهای گیاهی مانند نشاسته و سریش در ضخامتهای متفاوت -حدود2 تا 4 میلیمتر- ساخته میشد. (سهیلی خوانساری، 51:1357)
در دورهی ایلخانی جلدسازان برای بهوجود آوردن جلدهایی مقاوم، علاوه بر مقوا از انواع مختلف چرم نیز برای روکش مقوا و اجرای نقشهای ضربی بهره میبردند. کاربردیترین نوع چرم در تجلید در درجهی اول، تیماج -چرم اعلا و بسیار لطیفی از بز- و در درجهی دوم، میشن -چرم خوب گوسفند- و ساغری -چرم نسبتاً خشک و ضخیم الاغ و اسب- و در درجهی سوم چرم گوساله بوده است. ولی چرمهای دیگری نظیر چرم شتر نیز در برخی جلدها به کار میرفتهاند. چرمها را به صورت خام یا پخته به کار میبردند که منظور همان چرم رنگ شده است. (احسانی، 14:1368)
برای تزیین جلد روشهای مختلفی بهکار میرفت از جمله اینکه چرم زیر مهرهای منقوش قرار داده میشد و طرحهایی به وسیلهی مهر با طلا و یا بدون طلا بر روی آن نقش میبست و در قسمت آستر جلد نیز طرحهایی بریده شده از چرم بر روی زمینهی رنگی قرار داده میشد.
از آغاز دورهی اسلامی تا اواخر دورهی ایلخانی تزیین جلدها بیشتر به روش ضرب مهرهای منقوش بر روی چرم ایجاد میشد و به چنین جلدهایی، جلد ضربی میگفتند. در جلدهای قدیمیتر بیشتر از طرحهای مشبک هندسی استفاده شده و در دورههای متأخر -ایلخانی و ممالیک- طرحهای هندسی با نقوش گیاهی و گل و بوته تزیین میشدند. (کاظمی، 57:1385)
مواد و ابزار جلدهای ضربی شامل قالبی چوبی بود که با استفاده از روش نیمه مرطوب کردن سطح چرمی و قرار دادن قالبهای نقش بر آن و استفاده از اجسام وزین برای فشار آوردن بر قالب و جلد، نقشاندازی انجام میگرفت.
از قرن هفتم نقشهای روی جلد ترکیب بندی خاصی پیدا کرد به این صورت که در متن ساده و بدون نقش نوعی ترنج ساده پدیدار گشت که دارای حاشیهی مجزا نیز بود و کمکم در آن رنگهای متعددی بهکار گرفته شد. گاه قسمت فرو رفته و برجستهی نقش با رنگ متمایز میگردید. (نفیسی، 78:1386)
از جمله طرحهای رایج در این دوره طرح ترنجی و یا لچک و ترنج بود که در قالب شکلهای مختلف دایره، بیضی و گاهی مربع و هشت ضلعی اجرا میشد در بسیاری موارد درون آنها را با نقوش هندسی میآراستند. در قرن هشتم شکل ترنج اندکاندک به سمت نقشهای مدور و چند ضلعی پیش میرفت.
دوران شکوفایی و عظمت هنر تجلید و کتاب سازی در ایران در قرنهای هشتم و نهم است که بخشی ازاین رونق مدیون فضای مناسبی است که در نیمهی دوم حکومت ایلخانان با مسلمان شدن ایلخانان و راهیابی ایرانیان به مناصب حکومتی به وجود آمد بنابراین سهم قابل توجهی از این شکوفایی از آنِ دوران ایلخانی است که البته نقشهای به جای مانده و یا استفاده شده بر جلدهای این دوره نیز بیانگر همین نکته است. (رستمی، 25:1388)
قدیمیترین جلدهایی که از ایران بدست آمده از قرن هفتم قمری میباشد و آن جلد قرآنی است که از مسجد جامع نایین پیدا شد. دیگری جلد کتاب منافع الحیوان به تاریخ 698 قمری -محفوظ در کتابخانهی پیرپونت مورگان نیویورگ- که در مراغه تهیه شده است. (نفیسی، همان:78) و نیز جلد قرآنی در موزهی ملی ایران که در سال 706 قمری به خط احمد بن السهروردی نوشته شده و رقم «عمل عبدالرحمن» دارد.

فصل سوم: کتابشناسی و نسخه شناسی اثر

3 – 1 : کتابشناسی:

3 – 1 – 1 : نهج البلاغه، موضوع و مؤلف
کلام حضرت علی (ع) ازچنان اهمیتی برخوردار بوده است که درهمان زمان صدور حفظ وکتابت می‎شده است. بسیاری از اصحاب آن حضرت به جمعآوری و حفظ کلام ایشان همت گماشته و این اقدام همچنان ادامه یافت تا در سال 400 قمری تألیفی متفاوت از سخنان و کلام حضرت علی بدست شریف رضی صورت گرفت.
ابوالحسن محمد بن حسین موسوی معروف به “سیدرضی” و “شریف رضی” معروفترین چهرهای است که سخنان امیرمومنان را گردآوری کرده است. وی در سال 359 قمری -در نیمهی دوم سدهی چهارم قمری- در خاندانی برجسته از خاندان علویان بغداد دیده به جهان گشود. وی از سوی پدر با پنج واسطه به امام هفتم و از سوی مادر با شش واسطه به امام چهارم میرسید، ازینرو بهاءالدوله دیلمی او را به “ذی الحسبین” و “شریف رضی” ملقب نمود. او بیشتر عمر خود را در قرن چهارم قمری گذراند و در سال 406 قمری دیده بر جهان فرو بست. (دلشاد، 67:1388)
اگر بخواهیم آنچه را که برجامعه و زندگی و آثار علمی و ادبی سید رضی تاثیر گذاشته است بشناسیم، لازم است که در نگاهی گذرا اوضاع سیاسی، اجتماعی، و علمی قرن چهارم قمری را بررسی کنیم.
با گذشت بیش از سه قرن از سقوط حکومت ساسانیان در ایران، خلافت اموی و سپس عباسی، با تسلط بر امور سیاسی قدرت خود را به ایرانیان تحمیل میکردند و تسنن مذهب غالب دستگاه خلافت و بالطبع مورد پذیرش حاکمان و کارگزاران دستگاه خلافت در قلمرو حکومت اسلامی از جمله ایران بود. (ترکمنی آذر، 83:1385)
قرن چهارم مصادف بود با دورهی سوم خلافت عباسیان -447-334 قمری- که دورهی خلافت اسمی عباسیان بود که پس ازحدود دو قرن خلافت ظهور کرده بود. دورهی نخست خلافت عباسیان -از سال132ق تا سال232ق- دورهی تثبیت و تحکیم قدرت سیاسی آنان بود و دورهی دوم -ازسال232ق تا 334ق- دورهی حاکمیت حدیث و قشریگری بود. جرجی زیدان می‎گوید که دراین دوره اندیشه به بند کشیده شد. زیرا متوکل، معتزله و شیعه را راند و تحت پیگرد قرار داد. لذا آزادی اندیشه به ضعف گرایید و مردم از ترس جان به پنهان داشتن اندیشههای خود اقدام میکردند. (جعفری، 1375)
دورهی سوم خلافت عباسیان با ورود “معزالدوله احمد بن بویه” به دستگاه خلافت عباسی و دگرگون شدن قدرت عباسیان و پیدایش یک فضای سیاسی جدید شکل گرفت. با حضور و قدرت گیری دیلمیان کار حکومت عباسیان صورتی جدید از حکومت یافت. بدین صورت که خلفا سلطنت میکردند و حکومت و ادارهی امور در اختیار آلبویه بود. خلفا جز اسمی بیش نبودند و شکلی تشریفاتی داشتند و با املاک و درآمد اختصاصی و مقرری که از سوی دولت دریافت میداشتند زندگی میکردند. (دلشاد، همان:68)
دراین دوران قدرت واقعی دردست آلبویه بود و عمدهی کار خلفا، امضای فرمانها و برپایی تشریفات رسمی و مذهبی بود و آنان بازیچهی دست امیران آلبویه شمرده می‎شدند. (فیلیپ، 605:1366)
حکومت آلبویه نقطهی عطف سیاسی در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نقوش هندسی، دوران اسلامی، آستان قدس رضوی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نهج البلاغه، خلافت عباسی، خلفای عباسی