پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق زنان، نهاد خانواده، ازدواج مجدد، قرن نوزدهم

دانلود پایان نامه ارشد

دليلي بر فمينيست بودن اوست.”از ويژگي هاي رمان فيمنيستي حضور پررنگ شخصيت‌هاي زن در داستان نسبت به مردان است و اينكه معمولاً شخصيت اول داستان هم زن است” (حسيني،97:1384).
آزادي و برابري زنان از جمله مسائلي است كه رواني‌پور براي به دست آوردن آن تلاش مي‌كند. او با توصيف زندگي نكبت‌بار كنيزو و فسادي كه گريبانگير او شده است، به جامعه مرد سالار مي‌تازد و ريشه فساد جامعه را در مردان مي‌بيند. به اعتقاد او اين مردان هستند كه باعث فساد زنان مي‌شود “اي زودتر از همشون خراب شد. نكن، بابا نكن، همي من و تو بوديم كه خرابش كرديم. فاتحه،فاتحه، جر و بحث نكنين اونم براي يه سليطه” (رواني‌پور،1369الف:14). زناني چون “كنيزو، گلپر، فانوس” و اكثر زنان جامعه داستاني منيرو قرباني جامعه فاسد و عقب مانده مي‌شوند. گرچه فقر و معضلات جامعه، آنان را اين چنين به سوي مرگ مي‌راند اما حكومت مرد‌سالار جامعه هم بي‌تاثير نيست. رواني‌پور معتقد است تا زور در دست مردان است وضعيت زنان همين است. به همين دليل او تمام تلاش خود را در جهت حقوق از دست رفتة زنان مي‌كند.
درد رواني‌پور درد قانون‌هاي نانوشته است و او وظيفه خود را در اين مي‌بيند كه صداي زنان را به گوش جهانيان برساند. اين همه آن چيزي است كه او براي آن تلاش مي‌كند. روانيپور در اهل غرق در شكل آذر معلم جفره منادي آزادي و برابري و حقوق زنان مي‌شود “آذر آنقدر گفت و گفت كه ديگر كسي به او گوش نمي‌داد، به جز حمايل و شمايل كه هميشه در اطاق او بودند، چراكه آذر تنها كسي بود كه در جهان به آزادي اعتقاد داشت و اجازه مي‌داد آهو هم مثل بچه‌ها روي حصير بنشيند و يا پوزه‌اش را در فنجان شير فروكند” (رواني‌پور،1369ب:38). آذر چون زاير در فكر پرفسور شدن نبود براي آذر آزادي و حقوق زنان و برابري بيشتر ارزش داشت. “زاير تا صبح نتوانست درست و حسابي معناي پرفسور را براي خيجو تعريف كند. آذر هم چندان در بند پرفسورها نبود، از آزادي و برابري زنان و مردان بيشتر چيز مي‌فهميد تا از زندگي پرفسورها” (همان،1369ب:328).
رواني‌پور “در روايتي ديگر” به يكي ديگر از موتيف‌هاي مرد سالاري اشاره مي‌كند و آن احساس پشيماني و گناه پدر از به دنيا آمدن فرزند دختر است. پدري جاهل كه با شنيدن جنسيت فرزند از شدت نگراني سرش را به ديوار مي‌كوبيد و فرياد مي‌كشد.
“پدر نوزاد كه نگارنده بعدها در موردش به اين نتيجه رسيد كه براي پشيمان شدن به دنيا آمده بود، در انتظار كشنده صبحگاهي، آه مي‌كشيده، سرتكان مي‌داده و گاهي هم با خودش مي‌خنديد، دايه كه قليان مي‌كشد به نگارنده گفت: وقتي نوزاد به دنيا آمد و همه چيز معلوم شد، مرد سرش را محكم به ديوار كوبيد و سه بار فرياد كشيد” (رواني‌پور،1369ج:70).
نشانه شومي ‌فاجعه هم اين است كه “در آن صبح مرغي به جاي خروسي تنبل كه حوصله نداشته وظيفه صبحگاهيش را انجام دهد قوقولي قوقو خوانده” (همان،1369ج:70). در اين جامعه وظيفه زن، زاييدن پسر است و پدر آنقدر از وجود دختر بيزار مي‌شود كه مدام در حال شمردن پشيماني‌هايش توصيف مي‌شود. طفل از ترس حرفهاي كه پدر در طول نه ماه مي‌گفته است از به دنيا آمدن خود ميلي نداشته و دوست داشته به دنيا نيايد.
“نوزاد، در طول نه ماه و نه روز زندگي و شنيدن حرفهايي كه اغلب در مورد او بوده ميلي به آمدن نداشته و وقتي آمده و فرياد‌هاي پدر را شنيده نمي‌دانسته به كجا برود و مي‌گويند در همان لحظات اوليه دوباره به جانب پاهاي مادر رفته كه مادر همانطور كه چشمانش را با دست پوشانده بود با زانوي دردمندش او را عقب زده” (همان،1369ج:71).
همان‌گونه كه قبلا بيان شد، رواني‌پور در دوره‌اي از زندگي به ازدواج و فرزند با ديد منفي مي‌نگرد و اين يكي از اصولي است كه بعضي از فمينيست‌ها بر آن تاكيد ويژه دارند مخصوصا ماركسيست‌گراها. “يكي از جريان‌هاي عمده انديشه در قرن نوزدهم نظريه ماركسيسم بود تاثير چشمگيري به ويژه در ارتباط با فضاي اقتصاد جامعه و به تبع آن، جايگاه نهاد خانواده و ازدواج قابل توجه است. تاثير ماركسيسم در اين زمينه، ايجاد نگرش منفي نسبت به نهاد خانواده و ازدواج به منزله عوامل تحكيم نظام سرمايه‌داري بوده است” (باقري،26:1382)
نويسنده معتقد است آزادي در صورتي حاصل مي‌شود كه فقط در حد كلمه و شعار نباشد. هرچند كه در افتادن با سنت‌ها كار آساني نيست اما امكان پذير است. مي‌توان همچون درختي قانون شكن بود و همان‌گونه كه درخت خانة افسانه در پاييز قانون زمين را شكسته و سبز مي‌ماند، زنها هم مي‌توانند قانون‌شكني كنند و به جنگ با سنت‌هاي دو هزار ساله بروند. “پس اين درخت مي‌تواند تحت شرايط عمل نكند، اصلاً عمل نكند… قانون زمين را شكسته‌اي. دلش مي‌خواست مثل اين درخت قانون دنيا را بشكند… كار مي‌كنم، كار مي‌كنم، حتماً” (همان،54:1383)
روانيپور معتقد است آزادي براي زنان دست نيافتني است چون مرد سالاري ريشه در هزار سال دارد و به طور ضمني اشاره به حكومت مادها و بر افتادن رسم مادر سالاري دارد “آزادي و اين جور چيزها براي ما يه كلمه است، آزادي و احترام متقابل؟! زرشك! اينجا هيچ كس با هيچ كس نمي‌تونه دوست باشه، يا مريدي يا مرادي…. رسم دو هزار ساله….” (رواني‌پور،95:1383).
شيوه او در جنگ با سنت‌ها نوشتن و مطرح شدن و فعاليت بيرون از خانه است. رواني‌پور معتقد است تنها راهي كه مي‌تواند فرياد بزند و از حقوق زنان دفاع كند، اسير روزمرگي نشدن است.
“خوب… اينها حرفه! تو به كارت اهميت نمي‌دي! كاري كه پيرزن‌ها را هم وادار به تسليم مي‌كند، مي‌داني نسرين جان، تو اسير شده‌اي؟ اسير زندگي روزمره…. وقتي دانشجو بودي مثل همه مي‌خواستي كسي باشي، شعار مي‌دادي، آزادي، آزادي، …. اما مي‌داني نمي‌شود اعتقاد به آزادي و هرچيز ديگري را فقط ضبط كرد. آدم كه ضبط صوت نيست بعدش… در هر زماني با سنت‌هاي ناجور در افتادن كار ساده‌اي نبوده” (همان،60:1383).
رواني‌پور سنت‌شكني را تا آنجا ادامه مي‌دهد كه علناً به مبارزه مرد سالاري مي‌رود و مريم را به صليب مي‌كشد و با اين نقش ثابت مي‌كند كه خيلي وقت است زنان به صليب ستم كشيده شده‌اند “تصويري را كه كشيده بود به او نشان داد، نگاه نقاش درخشيد، تصوير را روبه ديگران گرفت: “مريم را به صليب كشيده” تصوير دست به دست شد. نگاهها ميان او و تصوير گشت:هنوز نيامده سنت‌شكني مي‌كني؟” (رواني‌پور،248:1388).
رواني‌پور معتقد است اين سنت‌ها را مردها تحميل كرده‌اند و با اين سنت بايد جنگيد. “او چه كسي را بايد مي‌كشت؟ دكتر اباذر گفت سنت، اين سنت مردانه حاكم بر اين ديار، بعد تكيه داد به صندلي چرخانش….” (رواني‌پور،95:1381). وي با وجود ديدگاههاي فمينيستي زيادي كه ارايه مي‌دهد، در همه معيارها با فمينيست‌ها موافق نيست و آنچه را كه فمينيست‌هاي راديكال به عنوان آزادي جنسي قبول دارد با آن مخالفت مي‌كند. از نظر او زنان بايد از بند ظلم و ستم مردها رها شوند و به ازدواج‌هاي ناسالم و نامناسب تن ندهند اما آزادي جنسي را براي زنان شرق نمي‌پسندد “زني شرقي اگر ريشه‌اش نگنديده باشد دوست دارد به صداي پايي عادت كند. يادت مي‌آيد كه چقدر از آزادي جنسي حرف مي‌زدي؟ من فكر مي‌كنم هر لحظه جايي بودن، هيچ كجا نبودن است. آزادي جنسي يعني نكبت جنسي” (همان،33:1381). به اعتقاد او براي زناني كه دوست ندارند اسير خانه شوند ازدواج موقت يا آزاد مي‌تواند جايگزين دوستي‌هاي بي‌تعهد و آزادي جنسي گردد “رعنا من ازدواج كرده‌ام، ازدواج آزاد و نمي‌گويم موقت، چون اين كلمه شايسته حال زناني مثل ما نيست. مثل من و تو كه نمي‌توانيم خودمان را به آشپزخانه زنجير كنيم. مي‌داني ما بايد در عين آزادي متعهد باشيم. گفتي: مي‌فهمم، ازدواج هر اسمي‌داشته باشد به زن معنا مي‌دهد” (همان،34:1381). وي معتقد است كه زن ايراني با زن اروپايي فرق دارد او دوست دارد كه منتظر صداي پايي باشد”مي‌داني ما شرقي هستيم پيراهني كه از غرب رسيده به تن ما نمي‌خورد. ما بايد پيراهن خودمان را بپوشيم. زن شرقي اگر ريشه‌اش نگنديده باشد مي‌خواهد كه به صداي پاي عادت كند” (رواني‌پور،33:1381).
رواني‌پور خود اذعان دارد كه در نوشتن زن و مرد نمي‌كند اما اين طور نيست. يكي از ويژگي‌هاي رمان زنان، حضور پررنگ زنان و طرح مسائل زنان در داستان است كه داستان‌هاي رواني‌پور از اين ويژگي خالي نيست.
“طرح مسايل زنان در رمان، داستان را بيش از پيش به يك رمان فمينيستي نزديك مي‌كند، مسأله حق طلاق زنان، حق حضانت بچه‌ها پس از طلاق، مسأله ازدواج مجدد زنان، كار بيرون از خانة زنان، خيانت مردان به زنان، اهميت شغل مردان در مقابل شغل زنان، باور نداشتن زنان خود را، از بين رفتن عشق بين زن و مرد در دوران ميانسالي، از جمله مسائل مطرح در رمان است” (حسيني،98:1384).
زنان داستان‌هاي رواني‌پور، زناني مورد ستم قرار گرفته و از حق خود رانده شده هستند. گرچه اين زنان زناني عصيانگرند و بر ضد آنچه كه عليه آنان اتفاق مي‌افتد به پا مي‌خيزند، اما در صحنه جامعه متحمل ضربه‌هاي سختي مي‌شوند.
نگاه رواني‌پور به زنان دو گونه است. گونه‌اي از زنان جهان داستاني او نماد زنان روزمره و بازدارنده هستند كه در هر دو فضاي داستاني او ـ فضايي روستايي و فضاي شهري ـ به چشم مي‌خورند. گروه دوم زنان عصيانگر و سخت كوش‌اند كه تمام سدهاي سر راه خود را برمي‌دارند و عليه آنچه كه آنان را محدود مي‌كند، دست به طغيانگري مي‌زنند. اين زنان ويژگي‌هاي خانم رواني‌پور را در جهان داستاني او آشكار مي‌كند. به گونه‌اي كه خواننده خانم رواني‌پور را در قهرمان تصور مي‌كند. زناني لجوج، يكدنده، لجباز، كله‌شق، همچون خيجو، افسانه، فانوس، در كل زنان روشنفكر و نويسنده داستان‌هاي او.”زنان در رمان‌ها بيشتر از خود گفته‌اند و در لابلاي گفت و گوهاي دروني و بيروني حوادث داستان در جست و جوي هويت گمشده و ناشناخته خود بوده‌اند. شناخت خود همواره با تعريض از زن و زنانگي هم همراه بوده است. جنسيت در رمان‌هاي زنان نقش مهمي‌در شناخت روحي شخصيت‌ها دارد” (همان،96:1384)
ويژگي اكثر زنان داستاني او، تلاش براي استقلال و مبارزه با مرد سالاري در دوره‌اي از زندگيشان است. در حقيقت ويژگي مشترك رواني‌پور با قهرمانانش در همين نکته است.
اذيت و آزارهاي جسمي ‌زنان از ديگر موضوعاتي است كه رواني‌پور به آن اشاره كرده است. ازدواج‌هاي نامتناسب كه نتيجه آن طلاق است. رواني‌پور در اين بخش به انتقاد از جامعه مرد سالاري پردازد “نويسنده در خلق شخصيت‌هاي داستاني خود از منابع بسياري مثل اجتماع، انسان‌هايي كه با آنها زندگي مي‌كند، خاطراتي كه پشت سر گذاشته است و مخصوصاً از خصوصيات خلقي، عواطف، روحيات و عقايد خود كمك مي‌گيرد” (باقري،35:1387).
رواني‌پور در بعضي مواقع به راديكال‌ها نزديك مي‌شود اما با احتياط كاري از آنان فاصله مي‌گيرد “فمينيست‌هاي راديكال معتقدند اساس ستمي كه بر زنان مي‌رود در مسائل جنسي است و سلطه مردان بر زنان اساس اين ستم است. توجه اصلي بر تمايز و اساسي بودن زن است. آزادي جنسي زنان و به تبع آن نفي ازدواج، همچون سنتي اجتماعي كه زمينه ساز سلطه مردان بوده است، از نكات مورد توجه راديكال‌هاست” (باقري،40:1382).
در اهل غرق باكره بودن دختران را در شب ازدواج نشاني از پاكي و نجابت دختر عنوان مي‌كند و آن زمان كه دختران به حجله مي‌روند با استفاده از نمادها وكهن الگو‌ها به اين مسأله با ديد خوشبينانه اشاره مي‌كند. زمين و دريا در اينجا اشاره به زن دارد.
“بوي غريب زمين در اتاق پيچيده بود. گويا بر آب آبي دريا مي‌راند، آنگاه كه نسيمي خوش از جانب شمال مي‌وزد و موجهاي ريز بازيگوش بر سطح دريا پديدار مي‌شوند و مرد ماهيگير مي‌خواهد كه به ساحل برسد، سرخوش و شادمان پارو مي‌زند. گاهي قوت دستانش را دو چندان مي‌كند و زماني آرام آرام مي‌راند. زن درياي غريبي بود…مه‌جمال قايقش را پيش مي‌برد، به ساحل مي‌رسيد و مي‌دانست كه زمين از آن پس او را پذيرفته است” (رواني‌پور،1369ب:117).
در كولي كنار آتش نگاه رواني‌پور به اين موضوع نگاهي فمينيستي است. مرد را سرشار از غرور توصيف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق زنان، زبان فرانسه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد ظلم و ستم، حقوق زنان