پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق زنان، انصاف و عدالت، انقلاب مشروطه، فروغ فرخزاد

دانلود پایان نامه ارشد

ديگر از آثار او در دفاع از حقوق زنان نوشته شده است و او را به عنوان نويسنده فمينيستي به دنياي ادبيات معرفي ميکند (ر.ک.رستگار فسايي،624:1380) در دههي تلخ شصت، نويسندگاني چون منيرو روانيپور و شهرنوش پارسيپور از تك صداهايي بودند كه رنج و تنهايي زن ايراني را، هنرمندانه و جسورانه، فرياد كشيدند.
در سال 1379 رواني‌پور يکي از شرکت‌کنندگان کنفرانس برلين بود. قهرمان داستان زن فرودگاه فرانکفورت نيز زني است که قرار بوده در کنفرانس برلين داستان بخواند، اما با مشکلاتي که در حاشيه کنفرانس به ‌وجود مي‌آيد فرصت داستان‌خواني را از دست مي‌دهد و علاوه بر آن در کشورش نيز او را براي حضور در اين کنفرانس مورد شماتت قرار مي‌دهند. دستهاي از آثار او تحت تاثير مسائل دهه 70 به نگارش درميآيد
رواني‌پور در سال 1385 از اولين حاميان “کمپين يک ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض‌آميز عليه زنان” در ايران بود. .(http://fa.wikiquote.or).
هرچند سبک و زبان نويسنده در طول سالها تغيير مي‌کند، دغدغه‌هاي او ثابت هستند؛ عناصر ويژه داستاني، طبيعت حاکم بر فضاي داستان‌ها و نقش برجسته زن‌ها، از همان کتاب اول در داستان‌ها حضور دارند. آنچه که در داستانهاي روانيپور بيان ميشود برگرفته از زندگي او و اجتماع است. در دنياي نويسندگي او، همه چيز تحت کنترل نويسنده است و آنچه که او بيان ميکند با آگاهي منطبق است “در دنياي نويسنده، حتي يک برگ هم بدون اجازه و آگاهي او نبايد به زمين بيفتد” (مککي،5:1385).
ن
ن ايديهم سدا و من خلفهم سدا فاغشيناهم منهم فهم لايبصرون
3-2- انديشه اجتماعي و روانشناختي

بخش عمده‌اي از درونماية داستان‌هاي رواني‌پور مسائل اجتماعي است.
“رواني‌پور تعهد اجتماعي ادبيات را از هر مفهوم ديگري برتر مي‌داند و در داستان‌هايش بستر اجتماعي اثر را بيش از بيش مورد توجه قرار مي‌دهد. شايد به همين دليل باشد كه در وارد شدن به مسائل سياسي و درگيري‌هايي جناحي، نمي‌تواند از اشاره به رخدادهاي اجتماعي كه پيش زمينه‌اي سياسي دارند چشم‌پوشي كند” (رضايي زاده،18:1382).
از مهمترين مسائل اجتماعي كه دستماية داستان‌هاي او قرار گرفته است، مسائل زنان، فقر، تكنولوژي، عشق و….است.

3-2-1-انديشه زنان:
ناديده گرفتن حقوق زنان در طول تاريخ در تمامي‌جوامع به صورت‌هاي گوناگون وجود داشته است. از ناديده انگاشتن حق و حقوق طبيعي زنان تا فقر معنوي، روحي و مادي، بي سوادي و عدم دسترسي به امكانات. با نگاهي به روابط زن و مرد و جايگاه آنان در جوامع ابتدائي در ابتداي پيدايش جهان و زندگي بشر بر كره خاكي ديده ميشود که مرد و زن در آغاز زندگي بشر بر كره خاكي در كنار هم و با برابري كامل زندگي مي‌كردند. پس از دوران گردآوري خوراك و شكار، يعني در عصر نوسنگي(neolithique) زن قدرت بسيار مي‌يابد و شأ‌ن و منزلتي شايان كسب مي‌كند. در اين دوران، كار زن كشاورزي و كار مرد دامداري است بنابراين به اقتضاي كار و اشتغالش، مادر، سرور طبيعت دانسته مي‌شود و كيش و پرستش زن ايزدان رواج مي‌يابد. شايد اين به معناي نظام مادر سالاري نباشد اما اين دوران، دوران فرمانروايي مادر است و از قدرت مرد كاسته مي‌شود. از دوران پارينه سنگي تا عصر آهن، زن و مرد با انصاف و عدالت و مساوات‌خواهي نسبي، وظايف و تكاليف را بين خود تقسيم مي‌كنند. از لحاظ تاريخي، عصر مفرغ، نظام پدر سالاري بر سراسر خاورميانه حكمفرماست (ر.ك.ستاري،7:1373).
در ايران در يك دورة نسبتاٌ طولاني از آغاز رواج كشاورزي تا آغاز عصر دولت- شهرها نظام اجتماعي و سياسي بر قدرت زنان به ويژه مادران تكيه داشته، به اصطلاح دوران زن سروري يا مادر سالاري خوانده مي‌شده است. “زن در انديشة ساكنان قديم اين سرزمين و جوامع هم فرهنگ با آن، نه تنها برابر مرد كه گاهي برتر از مرد بوده است” (لاهيجي،59:1377). تقريبا با تشكيل دولت ماد دوران مادر سالاري پايان مي‌يابد و پدر سالاري جايگزين آن مي‌شود. با پايان دوران مادر‌سالاري و به موازات تكامل ابزار توليد و گسترش برده‌داري زنان ايراني پايگاه پيشين خود را از دست مي‌دهند و به بطن جامعه رانده مي‌شوند. قدرت به دست مردها مي‌افتد و زنان كم‌كم از صحنه اجتماع حذف مي‌شوند(ر.ك.ستاري،19:1373). “عده‌اي كشته شدن”سوتاپگ” همسر”كوي اوسن” به دست”رُستخم” پهلوان نامي ايران را كه نخستين زن‌كشي تاريخي و افسانه‌اي در شاهنامه است و از اجراي آن با غرور و افتخار فراوان و به منزله عملي قهرماني ياد شده است، نشانة نمادين پايان دوره مادرسالاري در اين سرزمين مي‌دانند” (لاهيجي،260:1377).
رواني‌پور به گونه‌اي نمادين به پايان دوران مادرسالاري و حكومت پدرسالاري اشاره مي‌كند و ريشة آن را در دولت ماد و آريايي‌ها كه به اين سرزمين مهاجرت كردند، مي‌داند.
“اگر بگردي سر از آن روزها در مي‌آوري، همان روزها، ابتداي هستي اين آب و خاك كه ناگهان مادها سوار بر اسب روي اين نقشة جغرافيايي يله شدند…از آنجا مي‌تواني شروع كني كه چه كسي پيراهنش زير سوزن چرخ گير مي‌كند و بعد بلعيده مي‌شود…تقصير آن اولين سواركار است كه ناگهان به دشتي درندشت و سبز رسيد و فرياد كشيد:همين جا اتراق مي‌كنيم” (رواني‌پور،146:1383).
وي معتقد است ريشه بسياري از مسائل در بوجود آمدن دولت مادها است “هر اتفاقي روي اين كره خاكي بيفته ريشه‌اش در هزاران سال پيشه…براي يافتن گناهكار اصلي…بايد به زماني برگرديم كه مادها در ايران ماندگار شدند” (همان،72:1383).
اگرچه ساليان زيادي زنان از صحنه اجتماع بيرون رانده شدند و حكومت‌هاي ديني و غير ديني كه در ايران سركار آمدند به اين انزوا كمك كردند ولي با وجود همه اين موانع، زنان گذشتة خود را فراموش نكردند و به صورت‌هاي گوناگون در عرصه جامعه حضور داشتند. با پيشرفت علم و تكنولوژي زنان كم‌كم از پيله‌هاي فراموشي درآمدند و در حوزه‌هاي علم و سياست و اقتصاد وارد شدند. با اينكه آزادي پيشين را نداشتند اما در عرصه‌هاي گوناگون سعي در ابراز وجود خود كردند. در آثاري كه زنان در قرن‌هاي گذشته نوشته‌اند، تحت تاثير مردان بوده‌اند اما اين خود نشان از حضور آنان در جامعه مي‌دهد. ادبيات يكي از اين حوزه‌هاست كه زنان همچون مردان با نوشتن آثاري خود را مطرح كردند و به اين طريق نداي زنان را به گوش جهان رساندند.
“باتوجه به اينكه ادبيات جهان از آغاز مرد محور بوده است زنان تلاش كرده‌اند تا آثاري با محوريت زن بيافرينند. در اين آثار كوشش‌هايي براي بيان هويت شخصي زنان و جستجوي خود صورت گرفته است. نوشتن، اتوبيوگرافي، انتشار يادداشت‌هاي روزانه و دفترچه خاطرات همه به نوعي در جهت تفسيري از هويت خود در رابطه با خانواده و جهان پيرامون است” (حسيني،96:1384).
با ورود صنعت چاپ و انقلاب مشروطه، زنان بيشتر در عرصه اجتماع حاضر شدند و اين بار دست به قلم شدند تا جاي گمشده خود را بازيابند.”نمونة بارز آن حضور شمس كسمايي در ميان پيشگامان شعر نو و پروين اعتصامي در ميان شعراي چيره دست است” (حسن‌آبادي،72:1381). ظهور فروغ فرخزاد رنگ ديگري به ادبيات زنانه داد. فروغ يكي از زنان مطرح است كه با شعر خود، اين عرصه را براي حضور زنان مهيا ساخت. در حوزه داستان نيز زنان زيادي وارد عرصه ادبيات شدند و با محوريت قرار دادن زندگي زنان جامعه خود، سهمي ‌در دفاع از اين قشر جامعه را بر عهده گرفتند. سيمين دانشور، غزاله عليزاده، شهرنوش پارسي‌پور و منيرو رواني‌پور از جمله زنان داستان نويس معاصر هستند كه محور داستان آنان، زنان و مظلوميت‌ها و حقوق فراموش شده آنهاست. منيرو رواني‌پور در هشت اثر خود نگاه ويژه‌اي به زنان دارد و با محوريت قرار دادن زنان روستايي- شهري به زندگي و شرح انديشه‌هاي زنانگي و فمينيستي خود پرداخته است.
رواني‌پور در دو فضاي متفاوت داستان‌هايش را به نگارش درآورده است. جهان داستاني او به تناسب محيط و فضاي خود با هم متفاوت هستند و چهره‌اي كه رواني‌پور از زن بيان مي‌كند در هر دو حوزه باهم تفاوت دارند. گذشته از اين، داستان‌ها در سه دوره زماني نوشته شده است. اين داستان‌ها محصول سالهاي 1360 تا 1382 هستند در اين قسمت براساس سير زماني داستان‌ها و فضاي داستاني به مهمترين انديشه‌هاي رواني‌پور در خصوص زنان و مسايل آنان پرداخته مي‌شود.
رواني‌پور به زنان نگاهي خاص دارد. در هر دو فضاي داستاني او، زنان مورد نظر او با هم متفاوت هستند. در فضاي داستان‌هاي روستايي هم حضور زنان فقير و رنج كشيده اما شجاع و عصيانگر به چشم مي‌خورد، هم چهره زنان منفي، كه در قالب زنان خرافاتي و زنان ساديسمي‌ معرفي مي‌شوند. در كنار خيجو، دي‌منصور، ستاره در اهل‌غرق زناني چون دايه در سنگهاي‌شيطان، نيتوك در كولي‌كنارآتش، ماكو در مجموعه سيرياسيريا، زيتون در طاووس‌هاي زرد، دايه در شب‌بلند ديده ميشوند و در داستان‌هاي فضاي شهر با عنوان “خواهران چندگانه” و “پيرزن‌ها” مواجه مي‌شويم كه نماد”زن روز‌مره، بازدارنده و غيرمتفكرند. زني ايستا با خواهش‌هاي معمولي و زميني در تقابل با زنان سركش و در حال حركت” (احمدي،3:1383). با توجه به اين نگاه خاص نويسنده نسبت به زنان يكي از مهمترين موتيف‌ها و موضوعات مورد بررسي در آثار او زنان هستند. در عين اينكه محور تمام داستانهاي رواني‌پور، زنان هستند و مهمترين فعاليت و تلاش او در شناخت اين قشر از جامعه و مناسبات آنان است، به مردان در كنار زنان نيز توجه داشته است. گرچه در بعضي داستان‌ها حضور مردان كمرنگ است. در اين بخش به مهمترين انديشه‌هاي نويسنده راجع به زنان و مردان در كنار زنان پرداخته مي‌شود:

3-2-1-1-سيماي مرد:
رواني‌پور نه تنها به زنان و مشكلات آنان پرداخته، بلكه به نقش مردان در كنار زنان اشاره كرده و در بحث زنان به نگاه متفاوت مردان نسبت به زنان پرداخته است. در “كنيزو” مردان نگاهي منفي و اشياء‌نگر نسبت به زنان دارند و رواني‌پور به انتقاد از مردان هوسباز پرداخته است. در “اهل‌غرق” كه مانيفست اوست نگاه سرشار از عشق و محبت مردان نسبت به زنان را ترسيم مي‌كند. در “طاووس‌هاي زرد” از ديد خالو بيان مي‌كند كه “زن دهاتي عقل معيني ندارد.” (رواني‌پور،1369الف:81).
در اهل‌غرق نگاه زاير به زنان، نگاهي سرشار از عطوفت و مهر است. در نگاه زاير زنان موجودات عجيبي هستند و تنها آنان مي‌توانند سراغ عشق گمشده آبي دريايي را به او نشان دهند، “هرچند كه زاير مثل همه مردان آبادي مي‌دانست كه پريان دريايي وقتي به خشكي مي‌آيند، اشارات مردان زمين را ناديده مي‌گيرند و سراغ گمشده خود را تنها از زنان مي‌پرسند و از آنها مي‌خواهند كه پاي خود را با نيمه‌‌ماهي وارش عوض كنند تا او بتواند، زمين را براي يافتن گمشده‌اش هموار كند” (رواني‌پور،1369ب:78) زاير معتقد است اين زنان هستند كه عشق و فداكاري و ايثار در وجود آنان به وديعه گذاشته شده است و مي‌توانند به آبي دريايي كمك كنند. زنان آن قدر ارزشمند و والا هستند كه مردان عاقل جهان شيفته آنان هستند.”زاير مانند تمام مردان عاقل جهان ، اسير بود، زن حتي اگر مدينه باشد، مي‌تواند شيرازه كارها را از دست مردش بگيرد.” (همان،1369ب:140) و اين معناي عشق‌هايي است كه در نگاه مرد جُفره‌اي نسبت به زن وجود دارد حتي اگر زن مدينه باشد كه زمين‌گير و بيمار است.
رواني‌پور به مرداني چون زاير عشق مي‌ورزد كه اين چنين خواهان زن است و او را مورد تكريم قرار مي‌دهد. در نگاه اين مردان، زنان موجودات خاصي هستند كه در مشكلات پابه‌پاي مردان حركت مي‌كنند. مردان اهل‌غرق چاره كار و مشكلات خود را در دست زنان مي‌بينند، حتي اگر با توسل به آيين خرافي مشكلات آنان را حل كنند. “زنان جهان با عالم غيب ارتباط دارند، عالمي‌كه مردان آبادي را به آن راهي نيست” (همان،1369ب:174). با اينكه زنان تنها با شعرها و خرافات خود سايه‌ دي‌زنگرو را از آبادي كم مي‌كنند، كار آنان در نظر مردان شايسته و سزاوار است. اين جامعه‌اي است كه منيرو از دست رفتن آن را غمگين توصيف مي‌كنند. در اين جامعه با مردان هوسبازي چون ناخدا علي روبه رو هستيم. ولي اين هوسبازي در كنار عقل و درايت زاير بي‌رنگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد داستان کوتاه، فرهنگ اصطلاحات، قرن نوزدهم، ابومسلم نامه Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد زني، رواني‌پور، زاير، مي‌كند.