پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق بشر، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، عدالت توزیعی

دانلود پایان نامه ارشد

جامعه آنها برای تحمیل امپریالیسم فرهنگی غرب بر فرهنگ محلی است.به همین دلیل عجیب نیست که این دکترین که حقوق بشر با ابتناء بر رویههای فرهنگی وضع میشوند به موهبت و هدیهی نسبیتگراهای فرهنگی به مستبدین موسوم شده است. (شستاک، 1380)
لذا باید مواظب تحریفهای خودبینانه و خودپسندانه حاکمان دیکتاتور در رژیمهای ستمگر و توتالیتر35 بود و فریب ادعاهای آنها در خصوص تفاوت در فرهنگ و مذهب و نسبیت‌گرایی فرهنگی در حقوق بشر را نخورد. بدبینی نسبت به بسیاری از ادعاهای نسبیتگرایی فرهنگی میتواند همچنین در این واقعیت مشاهده شود که آنها به مراتب تنها مصرف خارجی دارند.همان نخبگانی که فرهنگ را به عنوان ابزاری رفاهی در برابر انتقادات خارجی مبتنی بر حقوق بشر جهانی مطرح می‌کنند اغلب بیرحمانه عرفهای محلی نامطلوب و ناخویشایند را اعم از آن که متعلق به اکثریت باشند یا اقلیت، سرکوب میکنند.نهایتاً اینکه سخن بر سر این نیست که برخی تفاوتهای فرهنگی نمیتوانند حتی عدولهای عمده از معیارهای حقوق بشر جهانی را توجیه کنند، بلکه موضوع این است که نسبیتگرایی فرهنگی به جای آنکه خودکامگی را مستتر کند میبایست ضامن خود مختاری محلی باشد. (شستاک، 1380)
پس بر اساس انسان بودن هر انسانی و داشتنن قوه تعقل حق آموزش و پرورش و اصول بنیادین آن ازجمله حقوق بشری است که به نحو جهانشمول برای همهی افراد بدون در نظر گرفتن جنسیّت آنان در همهی زمانها و مکانها لازم و ضروری است و به صورت عام و کلی باید مورد توجه قرار گیرد. باید برای همه انسانها بدون درنظرگرفتن تمایزات نژادی، مذهبی،قومی ومنطقهای و جنسیتی بهصورت عادلانه رعایت شود.در بحث نسبیت فرهنگی مسائلی از قبیل پرورش یکسان و عدم تبعیض و تفاوت در سطوح مختلف پرورشی میبایست رعایت گردد و از این حیث فرصتهای برابر باید برای همه شناخته شود چراکه تکثر فرهنگی امری بدیهی است، در حالی که شناخت حقوقی فراگیر و جهانشمول برای انسان به دلیل انسان بودن منافاتی با این تکثر ندارد.
در قرن بیستم میلادی دانشمندان و محققان زیادی مطالعات و تحقیقات خود را در زمینه پرورش که جنبه جهانشمولی داشت آغاز کردند. دانشمندان اینگونه تحقیقات و مطالعات از احساسات بشر دوستانه خصوصاً در زمینه پرورش زنان و دختران برخوردار بودند و بیشتر به مسایل و مشکلات تعلیم و تربیت در مقیاس وسیعتر از وطن خود (در سطح جهان) توجه داشتند؛ آنان اعتقاد داشتند کسانی که به مطالعه آموزش و پرورش میپردازند، بایستی توجه خود را به مسایل و مشکلات سیاسی، اجتماعی و علیالخصوص، آن مشکلاتی که بشریت با آن مواجه است معطوف دارند.
دانشمندان و محققان این دوره «رنگ بشردوستانه»به مطالعات و پژوهشهای خود داده بودند. افکار بشردوستانه «ژولین» علیالخصوص در زمینه تأسیس یک سازمان بینالمللی تعلیم و تربیت و انتشار ماهنامه و برگزاری کنفرانسهای آموزش و پرورش، در این دوره جامه عمل به خود گرفت. (آقازاده، 1382)
دانشمندانی از جمله «هرمان ملکن بوئر»36وکیل آلمانی،برای اولین بار دست به انتشار مجله آموزش و پرورش به سه زبان زد. او علاوه بر این، در ایجاد«انجمن بینالمللی تعلیم و تربیت» که یکی از اهداف این مؤسسه ترویج صلح جهانی و برقراری تفاهم بینالمللی است، همًت گماشت. «ادوارد پیتر»37 در انتشار بیوگرافی سه ماهه آموزش و پرورش و تدوین اساسنامهای برای «دفتر بینالمللی تعلیم و تربیت» اقدام مؤثری نمود.«فان فرن آندریوز»38آمریکایی طی برنامهای از کلیه دانشمندان تعلیم و تربیت ممالک مختلف جهان خواستار ترجمه، انتشار و اشاعه اطلاعات واقعی درباره‌ی کشور متبوعشان شد. او معتقد بود که این اقدام حد اعلای همکاری امکانپذیر بین کشورهای جهان را که متضمن خیر و سعادت همه افراد بشر بدون تمایزات جنسیتی را فراهم میآورد. و در تأمین و برقراری صلح جهانی مؤثر است. (آقازاده، 1382)
گفتار سوم: عدالت جنسیتی در پرورش در اسناد بینالمللی حقوق بشر
عدالت غایت آمال و آرمان مطلق تمام انسانها است. عدالت ارزشی است بدون قید که مبنا و ملاک تمام نظامهای حقوقی است بنابراین باید به شوق رسیدن به عدالت کوشید تا نارساییهای قانونی از میان برداشته شود. (قرباننیا و همکاران، 1384)از دیدگاه حقوق بشر فرض بر این است که انسانها از حیث انسانی با هم برابر هستند بنابراین در شرایط برابر باید با آنها رفتار برابر شود و نابرابری و تبعیض در تعارض با عدالت بوده و در نتیجه در قلمرو هنجارهای حقوق بشری امری غیراخلاقی وبالطبع غیر قابل توجیه خواهد بود. (قاری سیدفاطمی، 1384)
این عقیده که حقوق بشر کلیت دارد و به همه مردم اعم از زن ومردتعلق دارد در واقع به اصل عدالت وابسته است. هر کس در هر نقطهای از دنیا با حقوق انسانی به دنیا میآید، اگر چه ممکن است همه افراد جهان قابلیت یکسانی برای بهرهمندی از آن حقوق را نداشته باشند.در ماده2 اعلامیه جهانی حقوق بشر ذکر شدهاست که «هر کس حق دارد که بدون تحمل هیچ نوع تبعیضی از حیث نژاد، رنگ، جنس، زبان، دین، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر، منشأ ملی یا اجتماعی، دارایی، تولد یا هر موقعیت دیگری از همه حقوق و آزادیهای مندرج در این اعلامیه برخوردار باشد».
در سیاق عبارتهای مربوط به حقوق بشر، مساوات به این معنی نیست که با همه افراد به شیوهای یکسان رفتار شود.هنگامی که مردم در موقعیتهای نابرابر قرار دارند با آنان به شیوهای یکسان رفتار کردن همواره بیعدالتیها را به جای ریشهکن ساختن، تداوم میبخشد. بلکه به معنای عادلانه رفتار کردن با همه مردم است. (مرتوس، 1382)
زنان برای بهرهمند شدن از حقوق یکسان، بیش از مردان به رفتار متفاوت نیاز دارند، برقراری عدالت به معنی اقدام در جهت ایجاد موازنه قدرت میان مردان و زنان در نهایت برای پدید آوردن جامعهای به راستی عادلانه است، در این مفهوم است که ما تأکید میکنیم که بیطرفی جنسی وجود ندارد. نقض حقوق و راهحلهای آن را نمیتوان بدون در نظر گرفتن موقعیتهای نابرابرمردان و زنان جامعه به بحث گذاشت. (مرتوس، 1382)
مسأله این نیست که همه افراد برابر و یکسان خلق شده باشند. مسأله پذیرش یکسان نبودن افرادو لزوم احترام به این یکسان نبودنهاست.مسأله این است که افراد از جهت تفاوتهایی که کار طبیعت است در معرض تحقیر و تبعیض قرار نگیرند. (موحد، 1381) محو مطلق نابرابریها و تفاوتها و تمایزها با نظام طبیعی جهان آفرینش وفق نمیدهد. بالاخره تفاوتهای جسمانی از حیث رنگ، شکل،ریزی و درشتی، کوتاهی و بلندی و تفاوتهای بسیار دیگر در مراتب هوش و حواس به حکم طبیعت در میان انسانها وجود دارد. علاوه بر تفاوتهای مادرزادی تفاوتهای اکتسابی و عرضی هم باید اضافه نمود.ولیکن برخی از حقوق بهصرف انسان بودن انسان به او داده میشود و همه انسانها صرفنظر از جنسیت آنها بهصورت برابر از آن حقوق بهرهمند میگردند که پرورش یکی از آن حقوق است، به همین دلیل دخالت مثبت دولتها در توزیع لوازم و موقعیتهای برابر در سطح همگانی ضروری بهنظر میرسدو تفسیر مقررات مربوط به حقوق و آزادیهای دیگران از جمله حق بر پرورش باید به گونهای عادلانه صورت گیردکه هیچ حقی از عموم انسانها تضییع نگردد.
ماده 30 اعلامیه جهانی حقوق بشر متذکر میگردد که هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید به گونهای تفسیر گردد که در بردارنده حقی برای دولتی،گروهی یا فردی گردد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادیهای مندرج در این اعلامیه از بین برود یا درآن راه فعالیتی بنماید.
درتمامی حقهای بشری، خصوصاً حق آموزش و پرورش، نقش دولتها علاوه بر خانواده در تأمین و فراهم نمودن فرصتهای مناسب و برابر برای همه افراد بشر و تخصیص امکانات مادی و فرصتهای مناسب آموزشی از یک طرف و عدم تبعیض و دخالت ندادن ویژگیهای قومی، مذهبی، زبانی، جنسی و وابستگیهای گروهی و حزبی بسیار مهم است.
حوزه مفهومی عدالت در خصوص پرورش حوزه تخصیص‌ها و یا حوزه توزیع امکانات و فرصت‌هاست. در زمینه پرورش، عدالتی که مورد نظر است عدالت توزیعی است، این عدالت ضمن اینکه پیچیده ترین و دشوارترین مفهوم عدالت است حوزه توزیع امکانات و فرصتها را مشخص میکند یعنی هر کس باید سهم مناسب و مقتضی خود را از امکانات و فرصتها دریافت کند. مهمترین مشکل اصلی در عدالت توزیعی، توجیه توزیع امکانات و فرصتهای نابرابر است، در نتیجه حق پرورش که از جمله حقوق نسل دوم است با توجه به نقش دولت در توزیع عادلانهی امکانات و فرصتهای پرورشی در بهرهمندی افراد بشر اعم از زن و مرد خواهد بود. بنابراین بخش عمدهای از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یا به عبارت دیگر نسل دوم حقوق بشر از جمله حق پرورش در چهارچوب عدالت توزیعی قابل دفاع میباشد. (ساوری، 1383)
خلاصه آنکه آگاهی فزایندهای درنظام قانون اساسی تقریباً کل جهان پدید آمده که دیگر برای یک دولت خودداری کردن از دخالت در حقوق فردی کفایت نمیکند. با توجه به افزایش قدرت واقعی دولتها در حیات اجتماعی، حکومتها به میزان قابل ملاحظهای مسؤلیت تأمین و تضمین رفاه شهروندانشان را عهدهدار شدهاند. از منظر حقوقی این گرایش در دکترین ناظر بر اهمیّت بالسویه حقوق مدنی و سیاسی از یک طرف و حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی از طرف دیگر منعکس گردیده است. با وجود این هیچ توافقنامهای که در پرتوآن راهکارها و ابزارهایی برای تضمین و تحقق حقوق اقتصادی و اجتماعی مقرر شده باشد وجود ندارد. هیچکس نمیتواند منکر شود که حقوق نسل دوم در مقایسه با حقوق نسل اول غیر منسجم و ناهماهنگترهستند. (تاموشات، 1386)
گفتار چهارم: عدالت جنسیتی و نهادهای بین‌المللی مرتبط
در سطح بین‌المللی نهادهای متعددی چه به صورت نهادهای بین‌المللی دولتی و چه نهادهای بین‌المللی غیر دولتی در زمینه آموزش و پرورش به صورت مستقیم و غیرمستقیم دامنه فعالیت دارند.از جمله سازمان بین‌المللی کار، برنامه توسعه سازمان ملل،سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی(یونسکو)، صندوق کودکان سازمان ملل(یونیسف)، صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی،که مهمترین آنها که بهصورت مستقیم درگیر مسئله آموزش و پرورش هستند، یونسکو و یونیسف می‌باشد. (کریون، 1387)
3-4-1. یونسکو39
3-4-1-1.مأموریت‌های یونسکو:
اصولاً اساسنامة يونسكو پنج مأموريت بزرگ براي سازمان معین كردهاست.
پيشبردو سهيم شدن در دانش:بهطور كلي با تكيهبر فعاليت‌هاي پژوهشي، تربيتي و آموزشي.
مطالعات دورنگرانه:آموزش و پرورش، علم، فرهنگ و ارتباطات برايجهان فردا چه شكلهايي بايد داشته باشند؟فعاليت‌هاي يونسكو به آينده مي‌نگرد. این سازمان ميكوشد به «پيش‌بينيو تحليل» دگرگوني‌هاي مهمي بپردازد كه جوامع با آن مواجه خواهند شد و سؤالاتي رادربارة آينده آموزش، پرورش، علومو ارتباطات مطرح كند. مثلاً يونسكو چند سالي تغييراتي را بررسي ميكرد كه اينترنت در زمينههاي شناخت و اطلاعات بوجودآورده است.
همچنین یونسكو بايد بااولويتبخشي به «تحقيقات، آموزش، فرهنگ ومهارتآموزي»به محققان، استادانو دانشجويان كليه كشورها كمك كند تا بتوانند به دانش و معرفتزیادتری دست يابند، آنها را به افراد بيشتري انتقال دهند و بكوشند هيچ كس را بيبهرهنگذارند.
تعيين معيارها:تصويب اسناد بينالمللي و توصيههاي قانونييونسكو داراي فعاليتي هنجاري است؛ به بیان ديگر قواعد حقوق بينالمللي را ايجاد، اصلاح و اعمال ميكند(قوانين جهاني كه همة دولت‌ها بايد به آنهاپايبند باشند و آنها را رعايت كنند). بدين ترتيب يونسكو اعلاميه‌ها، بيانيه‌ها،توصيهها … را به تصويب ميرساند.
كارشناسي:به منظور سياستهاي توسعه و پروژههاي كشورهاي عضوكهبهصورت «همكاري‌فني» در اختيار آنهاقرار ميگيرد، این سازمان مأموريتي كارشناسانه دركشورهاي عضو انجام ميدهد و طرف مشورت آنها در زمينه سياستها و طرحهاي توسعهشاناست. در اين زمينه يونسكو همكاري فني واقعي دارد، به عنوان مثال هماهنگي كارهايعظيم مرمت يك بنا.
تبادل اطلاعات تخصصي:عملکرد يونسكو بيش از هر چيز توسطمقامات 189 كشور عضو، انجمنهاي آموزشي، علمي، فرهنگي و ارتباطي صورت ميگيرد. سازمانهاي ملي، بينالمللي و سازمانهاي غيردولتي نيز در رسالت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تربیت اخلاقی، متون اسلامی، تربیت دینی، امام صادق Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اشاعه اطلاعات، آموزش و پرورش