پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق بشر، عدالت جنسیتی، اجتماعی و فرهنگی، آموزش و پرورش

دانلود پایان نامه ارشد

بهرهمندی از حق است وممکن است تحقق آن به مخاطره اندازد. اثر این هزینه‌ها غالباً جنبه بسیار قهقرایی دارد. از میان بردن آنها موضوعی است که باید در برنامه عمل خواسته شده از دولتها مد نظر باشد. هزینههای غیرمستقیم، نظیر مخارج اجباری بر والدین(که گاه بهصورت داوطلبانه نشان داده میشود ولی در واقع داوطلبانه نیست) یا الزام به پوشیدن لباس متحدالشکل نسبتاً گران قیمت را هم میتوان در همان دسته قرار داد. (کریون، 1387)
در نظام بینالمللی حقوق بشر، اسناد، اعلامیهها، معاهدات و کنوانسیونها دولتها مکلف و طرف خطاب در تأمین و حمایت از حق افراد در بهرهمندی از آموزش بهصورت رایگان و اجباری قرار گرفتهاند. بند اول ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر ضمن اعلام اینکه هر کس حق دارد ازآموزش بهرهمند شود بیان میدارد آموزش حداقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد و آموزش ابتدایی اجباری است.
در این زمینه بند 2 ماده 13 میثاق حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی اعلام میدارد به منظور استیفای این حق آموزش ابتدایی باید اجباری و رایگان در دسترس عموم قرار گیرد و آموزش عالی به کلیهوسایل مقتضی بهویژه معمول کردن تدریجی آموزش مجانی، عادلانه بر اساس استعداد هر کس در دسترس عموم قرار گیرد.
حق آموزش بهعنوان یکی از حقوق بشر که در جهت احترام به حیثیت و کرامت و توسعه شخصیت همه جانبه افراد بشر که در راستای اهداف منشور ملل متحد در زمینهی صلح و تفاهم و همزیستی مسالمتآمیز بینالمللی میتوان بهکار گرفت، تلقی میگردد، هدف از گنجاندن این اصل در اسناد بینالمللی حقوق بشر دستیابی هرچه بیشتر و بهتر انسانها به صورت عادلانه به منظور استیفاء حقوق انسانی است تا زمینه برای بهرهمندی و استیفاء این حق برای همه انسانها بدون هیچ تمایزی خصوصاً با دید عدالت جنسیتی فراهم شود و امکان ادامه تحصیلات با توجه به استعدادها و توانایی افراد وجود داشته باشد.
اجباری بودن آموزش مقدماتی و ابتدایی ممکن است در ظاهر با اصل آزادی افراد متناقض بهنظر آید، اما با کمی دقت متوجه خواهیم شد که اصطلاح اجباری بودن بهطور ضمنی قصد شده که هیچ شخصی نمیتواند از رسیدن کودکان به آموزش پایه و مقدماتی جلوگیری کند.دولتها به عنوان طرفها و متعهدین اجرای اسناد بینالمللی با برقراری رایگان و اجباری بودن این حق متکفل حمایت و تضمین این امر دانسته شدهاند حق آموزش اجباری ایجاب میکند که والدین اطفال، الزاماً فرزندان خود را از سنین معین و برای مدت مشخص به مدرسه بسپارند. (قاضی، 1383) تعهد دولتها تنها به برقراری آموزش رایگان و اجباری در مقطع ابتدایی نیست بلکه باید اهتمام ورزند به تدریج رایگان بودن آموزش را به سطوح دیگر آموزشی از جمله آموزش متوسطه و فنی و حرفهای و آموزش عالی تعمیم دهند، تا در نتیجه تنها استعداد و توانایی انسانهابا دید عدالت جنسیتی در بهرهمندی از آموزش و پیشرفتهای علمی مؤثر باشد نه اینکه موقعیتهای اقتصادی واجتماعی افراد و میزان ثروت و قدرت آنها که فرع بر انسانیت و تواناییهای افراد بشر است، ایفاگر عرصه تعلیم و تربیت شود.
2-1-2.اصل آزادی در آموزش و نقش دولتها در اسناد بینالمللی
انسان از آن رو که انسان است از حق آزادی برخوردار است و این حق را هیچ قدرتی نمیتواند به انسان بدهد و نه از او باز ستاند. (1988، Hewlett)یکی از نیازهای ضروری انسان در حق بر آموزش مسأله آزادی وی دراین خصوص میباشد، چراکه بهرهمندی انسانها از آموزش باید آزادانه باشد وقدرت انتخابگری آنها باید محترم شمرده شودتا امکان بروز فکر و عمل و در نتیجه امکان انطباق با محیط و داشتن آزادی اندیشه محقق شود. بنابراین در عین محق بودن انسان،آزادی او نیز در انتخاب وگزینش آموزش نباید فراموش شود.در این خصوص نقش دولتها اساسی و حائز اهمیت است که از یک سو با رعایت قانون، قانونی که برآیند افکار عمومی و خواست عقل جمعی بشر است و از سوی دیگر با رفتار عادلانه و اجرای عدالت، خصوصاّعدالت توزیعی امکانات و زمینههای بهرهمندی از آموزش را برای همگان فراهم آورند تا در نهایت عدالت اجتماعی نیز تحقق یابد.
آزادی آنچنان اهمیتی دارد که میتوان گفت در مرکز گفتگوهای مربوط به حقوق بشر قرار دارد.به گونهای که بخش مهمی از منشور بینالمللی حقوق بشربه این امر مهم اختصاص یافته است.انسان آزاد است و باید آزاد هم بماند و هیچ مانع و قید خارجی او را محدود نسازد زیرا او قید عقل را در وجدان خود دارد. قیدی که سبب آزادی او از پلیدیها و موانع حرکت معقول است. (قرباننیا، 1380)
در واقع انسان به عنوان موجودی که دارای عقل وقدرت انتخاب است، ذاتاّ موجودی آزاد باید دانسته شود چرا که مختار دانستن وی در پرتو آزاد انگاشتن او میسر خواهد بود و آزادی برای انسان عاقل امری اجتنابناپذیر است. نمیتوان طبع آزاد بشر را مدت طولانی تحت انقیاد درآورد، بدون آنکه عصیان بشر را در مقابل این محدودیت نتوان تصور کرد. تکامل و تعالی انسان، تلاش و فعالیت او تا حد زیادی بستگی به آزادی او دارد. (قایمی، 1382)
استقلال فکر و رأی، احیای حقوق انسان اعم اززن و مرد و حفظ آن نیازمند آزاد دانستن انسان در بهرهمندی از آموزشی عادلانه است چراکه تا آزادی چه برای جنس مذکر و چه برای جنس مونث وجود نداشته باشد، نه تنها علم و ادبی پیدا نمیشود بلکه هیچ نبوغی نیز تجلی پیدا نمیکند. آزادی آموزش در اینجا به این معنی است که انسانها در آموختن و بهرهمندی از آموزش آزادی عمل داشته باشند به عبارت بهتر مانعی بر سر راه اینکه افراد از آموزش استفاده کنند وجود نداشته باشد و انسانها با اراده و اختیار خود بتوانند نوع آموزش، نوع مدارس مورد علاقه، انواع علوم و فنون و مهارتهای مورد نیازو علاقه خود را با در نظر گرفتن توانایی واستعداد خویش و معلمان و استادان خود را انتخاب کنند و در این راه مانعی جهت انتخاب آزادانه آنان وجود نداشته باشد. این دیدگاه بر مبنای آزادی اراده وخواست انسان و در واقع بر آزادی فردی استوار است و به عنوان یک ارزش تلقی میشود، آزادیی که به کرامت و شعور انسان بدون در نظر گرفتن جنسیت آنان احترام میگذارد مانند اینکه هر انسانی آزاد باشد از آموزش مذهبی خود برخوردار شود، زبان وادبیات بومی و مورد علافه خود را یاد بگیرد، در تحصیل خویش رشتههای خاص مورد علاقه خود را دنبال کند و خلاصه اینکه آزاد بودن فرد در این مفهوم شالوده و اساس آموزش و پرورش است.
در بحث تقسیم بندیهای کلاسیک از حقوق بشر،که درآن حقوق بشر را به نسلهای اول، دوم و سوم تقسیم کردهاند، مطابق ترمینولوژی جاری حقوق بشر نسل اول، حقوق بشر «منفی»17 یا آزادیهای مدنی هستند که دولتها را وامیدارند تا از دخالت در آزادیهای فردی خودداری ورزند. (تاموشات، 1386) مفهوم منفی آزادی به این معناست که وقتی گفته میشود انسان در انجام دادن کاری آزاد است مانعی بر سر راه او در انجام آن کار وجود نداشته باشد.در این مفهوم آزادی یعنی، آزادی از موانع، موانع و قیودی که از روی عمد و غیر موجه بر سر راه انجام اختیاری فعل صورت میگیرد. (راسخ، 1380)
آزادی در آموزش بدون ملاحظات جنسیتی آنگونه که در اسناد بینالملل حقوق بشر بیان شده میتواند به عنوان نسل اول حقوق بشرتلقی شده که این اسناد آن را به عنوان تضمینی برای حمایت از حق والدین در آموزش منطبق با مذهب و اعتقادات اخلاقیشان در نظر گرفتهاند.
این آزادی هدفی بسیار باارزش است که در صورت عدم وجود آن امکان انجام هیچگونه فعل اخلاقی و پیشرفت و توسعهیاجتماعی و فرهنگی وجود نخواهد داشت.چراکه در این صورتنه هیچ ارادهی آزادی وجود دارد و نه اراده اخلاقی بدون ترس و محاسبه ولیکن نبودن هیچ نوع مانع و خط قرمز در آزادی افراد چه زن و چه مرد نه عاقلانه است و نه قابل تصور، نمیتوان تصور کرد که انسان عنوان موجودیکه در قالب اجتماع و دیگر همنوعان خود زندگی کرده و روابط متقابل با آنان دارد این آزادی وی هیچگونه قید و بندی نداشته باشد. در خصوص حق بر آموزش هیچ فرد یا گروهی آزاد نیست که نوع خاصی از آموزش را بخواهد که باعث محدودیت آزادی و حیثیت سایر افراد جامعه بشود.
آزادی منفی از دید بیشتر کشورهای غربی به گونهای است که نقش والدین و خانوادهها در آن بسیار حائز اهمیت است، اما در کشورهای سوسیالیست و کشورهای در حال توسعه آموزش حقی است که عموماً دولتها متصدی آن هستند. (1995، Manfered)بنابراین دیدگاهی وجود دارد که بر این باور است کهصرفاً دولتها متصدی امر آموزش و پرورش میباشند چنان که در اسناد بینالمللی نیز این مهم به عهده دولتها گذاشته شده است و باید دولتها آن را به رسمیت شناخته و مسیر تحقق آن را فراهم کنند.
منظور از آزادی در آموزش بدون تمایزات جنسیتی، آزادی افراد در انتخاب مخصوصاً آزادی والدین در بهرهمندی فرزندانشان از آموزش میباشد. آزادی افراد در آموزش رابطه تنگاتنگی با سایر حقوق چون آزادی بیان، آزادی تحقیق و آزادی ارتباطات دارد، ضمن اینکه نقش بسیار مهمی در انتخاب آنها در پاسخ به مشکلات یا فرصتهای پیشآمده را دارد مانند تصمیماتی که در خصوص انتخاب شغل یا موضوعاتی برای مطالعه و تحقیقات دارند این مسائل میتواند شخصیت انسان را بارور کند، از جمله مهارتهای شغلی، که با انتخاب رشته تحصیلی، مدرسه یا دانشگاه و یا توجه بیشتر در محدودهی یک موضوع معین بروز پیدا میکند.
در ساماندهی روابط میان افراد نقش دولتها از جمله توجه به آموزش خصوصاً در دنیای کنونی بسیار با اهمیت است به گونهای که در تعیین خط مشیها و تهیه امکانات و ملزومات مختلف از قبیل ساختمانهای آموزشی، وسایل کمک آموزشی، کتابهای درسی و معلمان بدون تبعیض جنسیتی بیانگر حمایتها و تضمینهای بهرهمندی افراد از آموزش و پرورش میباشد. در عین حال نمیتوان اختیار و اراده افراد را اعم از زن و مرد در انتخاب و گزینش نوع آموزش، تأسیس مدارس ومؤسسات آموزشی انتخاب مدیریتها و نیز نوع دروس را نادیده گرفت. و منکر قدرت انتخابگری انسان در عرصه آموزش شد،یا چنان وضعیتی ایجاد نمود کهافراد جامعه توان و انگیزهای برای انتخاب نداشته باشند.درجامعه مدنی فعال فرض بر این است که همه انسانها با در نظر گرفتن مفهوم عدالت جنسیتی رفتاری معقولانه و مدنی دارند لذا باید فرصت انتخاب بهتر و مناسبتر را به او داد و هماینکه به دلیل نقش مشارکتجویانه و فعالی که هر انسانی میتواند در عرصههای مهم اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی داشته باشد،آزادی و اختیار او در انتخاب آموزش باید مورد توجه قرار گیرد.
آزادی انتخاب آموزش باید منطبق با عدالت و عدم تبعیض در همه زمینهها خصوصاً عدالت جنسیتی باشد، چراکه این آزادی نقش بسزایی درخصوص بهرهمندی انسانها از دیگر حقوق جهانشمول و خدادادی مانند آزادی اندیشه، آزادی عقیده و آزادی مذهب دارد به این نحو که افراد بشر همگی بتوانند با انتخاب مدارس و آموزشها عقیده، مذهب و دین خود را،مطالعه، حفظ و پیگیری کنند و از آموزشهای خاص و مورد احترام فرهنگ بومی و ملی خود بهرهمند شوند بدون اینکه مجبور به پذیرش مذهب یا تفکری خاص باشند، بنابراین آزادی انتخاب در آموزش با عدم تبعیض مرتبط است، چراکه والدین در انتخابآموزش برای کودکان خود مخصوصاً اقلیتها، میتوانند آموزشهای مذهبی و اخلاقی مناسب را برگزینند. (2011، UNESCO)
یکی از اصول اساسی جوامع فعال در زمینه حقوق بشر آزادی افراد اعم از زنان و دختران و مردان در انتخاب آموزش میباشد و اعمال محدودیت در آزادی انتخاب افرادنیز از ویژگیهای نظامهای استبدادی و خودکامه میباشد. بنابراین در نظامهای مردم سالار آزادی والدین در انتخاب آموزش فرزندان یک حق برای آنان تلقی میگردد و بر این اساس خانوادهها حق انتخاب مدارس و نوع آموزشی که آنها را به اهداف مورد نظرشان برسانند دارند.
2-1-2-1. اصل آزادی آموزش و نقش دولتها
موضوع رفع تبعیض در اغلب اسناد حقوق بشری به صورت کلی مطرح شده است، در این اسناد به وضعیت متفاوت زنان از حیث آموزشی و تربیتی، اجتماعی و فرهنگی توجه نمیشود، در نتیجه در عمل حضور کامل و مشارکت برابر زنان و مردان در امور دست نیافتنی میشود.

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق بشر، دوره متوسطه، عدالت جنسیتی، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش و پرورش، زنان و دختران، حقوق بشر، عدالت جنسیتی