پایان نامه ارشد رایگان درمورد توسل به زور، منشور ملل متحد، دفاع مشروع

دانلود پایان نامه ارشد

ي را بپذيرند.
در بررسي نوشتههاي در اين باب بايد گفت عمدهي نوشتهها در حوزه کاربرد زور، در قالب مقالاتي است که در مجلات حقوقي به نگارش درآمدهاند. بخشي از اين نوشتهها را ميتوان به شرح زير بيان نمود:
مسعود طارمسري، بهرام مستقيمي و نسرين مصفا طي مقالهاي با عنوان “کوشش دولتها براي منع به جنگ و تعريف تجاوز” که زير نظر دکتر جمشيد ممتاز تهيه شده است6، به جنگ قانوني و حق طبيعي دولتها در طي دورانهاي مختلف ميپردازند. اين پژوهش به تلاشهايي اشاره ميکند که دولتها براي ايجاد محدوديت در کاربرد زور در قراردادها و اسناد بينالمللي انجام دادهاند.
پروفسور تاورنيه، در مطلبي به عنوان “مساله مشروعيت توسل به زور در عراق توسط ايالات متحده آمريکا” با تاکيد بر لزوم تفکيک بين “بهانه” و “علت” در اقدام به جنگ، به موضوع عراق ميپردازد و آنرا در چارچوب منشور ملل متحد بررسي ميکند7. وي ماده (51) منشور را تنها استثناي منع کاربرد زور ميداند و با بررسي عنصر زمان در قضييه عراق، بحث “دفاع مشروع پيشگيرانه” را طرح ميکند و ضمن رد اقدام آمريکا، هرگونه تغيير در مفهوم توسل به زور را در حقوق بينالملل رد ميکند. دکتر ضياءالدين مدني در مقالهي “تحول دفاع مشروع در حقوق و در عمل” با تاکيد بر اينکه دفاع مشروع تنها استثناي بر منع کاربرد زور است، به بررسي مفهوم کاربرد زور و دفاع مشروع در دوره هاي مختلف تاريخي ميپردازد و سعي دارد تغييرات حادث شده بر اين مفهوم را در حقوق بينالملل مورد بررسي قرار دهد. او با طرح موضوع واقعهي يازده سپتامبر به تاثير آن در اقدامات بعدي پرداخته و قصد دارد ميزان انطباق تعاريف و تحولات را در حقوق بينالملل واکاوي نمايد.
دکتر جمشيد ممتاز در مقالهي “مداخله بشردوستانه ناتو در کوزوو و اصل عدم توسل به زور8” اقدام ناتو را در بهکارگيري زور عليه صربستان از منظر منشور ملل متحد بررسي کرده و آنرا با روح حاکم بر منشور ملل متحد مغاير ميداند.
خانم شيما عرب اسدي دانشجوي دکتراي حقوقبينالملل در مقالهاي که در سايت ديپلماسي ايراني به چاپ رسيده است9، با طرح دکترين مسووليت حمايت و بررسي ابعاد آن، موضوع کاربرد زور دسته جمعي عليه ليبي را مورد بررسي قرار داده است و وقوع جرم نسل کشي از سوي نيروهاي دولتي ليبي را باعث بهوجودآمدن بستر لازم براي واکنش بينالمللي ميداند. وي همچنين به مسووليت کشورها براي بعد از مداخله نظامي در چارچوب مسووليت حمايت اشاره ميکند که بايستي از سوي جامعه جهاني اعمال گردد.
جي.ايلينتر در مقالهاي تحت عنوان “مداخله بشر دوستانه؛ مشروع سازي غير قانوني”(Intervention: Legistimising The Illegal Humanitarian) که در سال 2005 در مجله مطالعات دفاعي (Defence Studies) به چاپ رسيده است به بررسي مفهوم مداخله بشردوستانه و مسووليت حمايت پرداخته است. او معتقد است که مفهوم مداخله بشردوستانه و مسووليت حمايت برگرفته از مفهوم جنگ عادلانه بوده و در حقيقت در حقوق بينالملل اصلي به عنوان مداخله بشردوستانه وجود نداشته و از همين رو ميتوان اينگونه مداخلات را غير قانوني دانست. وي اعتقاد دارد بهرغم غيرقانوني بودن چنين مداخلاتي از منظر حقوقبينالملل، در بيشتر موارد از منظر اخلاقي مداخلات مشروعند. او در مقاله، سه دوره مختلف را در موضوع مداخلات بشر دوستانه بيان ميکند: 1/ دوره پيش از منشور 2/ دوره بعد از منشور 3/ دوره بعد از جنگ سرد.
اليزابت ويلم شارست در کتاب”حقوق بينالملل يا اصول بينالملل در توسل به زور عليه دولتها در دفاع از خود” که در اکتبر 2005 منتشر شده است به مباني حقوقي و عرفي کاربرد زور و دفاع مشروع مصرح در ماده 51 منشور ميپردازد. او تاکيد ميکند که ” منشور ملل متحد منع استفاده از زور از سوي دولتها بجز استفاده شوراي امنيت براي حفظ صلح يا اعاده امنيت بينالمللي و حق ذاتي يک دولت بصورت فردي و جمعي براي دفاع از خود که در ماده 51 اشاره شده است را به رسميت ميشناسد”.10وي براي استفاده از زور در دفاع از خود به ذکر اصولي ميپردازد که معتقد است اين اصول بيانيهاي روشن از قوانين بينالمللي با مباني ذاتي است که همه آنها بايد با هم خوانده شوند. بنابراين تفاوت اساسي اين پژوهش با ساير مواردي که به برخي از آنها اشاره شد دراين است که تاکيد اساسي به منشور به عنوان سند حقوقي و معتبري که پايه و اساس روابط بين کشورهاست خواهد شد و منازعات و حوادث بينالمللي تنها از دريچه منشور مورد بررسي قرار خواهد گرفت. ضمن اينکه موضوع تهديد توسل به زور آنچنانکه در بند(4) ماده(2) منشور در کنار توسل به زور استفاده شده است، مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت. بر خلاف بررسيهاي ديگر، اين پژوهش با بررسي اصليترين مفاهيمي که در کاربرد زور مورد استفاده قرارگرفتهاند، شامل؛ حمايت بشردوستانه، مبارزه با تروريسم و مسئوليت حمايت و بررسي انطباق آنها با منشور ملل متحد، ضمن اينکه جهتگيري روند بينالمللي را در استفاده از زور بنماياند، تفاوت آنرا در عمل و در قوانين بطور آشکارا بين نمايد.
اين پژوهش پس از بررسي منابع مختلف قصد دارد به بررسي اين پرسش اساسي بپردازد که :
آيا مفهوم توسل به زور و تهديد توسل به زور از هنگام تاسيس سازمان ملل تا کنون دچار تغيير و تحول شده است؟
در بررسي مفهوم کاربرد زور و تهديد به کاربرد زور، سوالهاي ديگري پيش ميآيد که نيازمند پاسخي در خور و حقوقي است، به عنوان مثال:
آيا مداخله بشردوستانه، مبارزه با تروريسم، حملهي پيشگيرانه و مسووليت حمايت مفاهيم منطبق بر منشور ملل متحد براي استفاده قانوني از زور هستند؟
براي پاسخدهي به اين گونه سوالات مهمترين فرضيات اين گونه است:
فرضيه نخست: مفهوم تهديد يا توسل به زور از هنگام تاسيس سازمانملل تغيير و تحولي نداشته است.
فرضيه دوم: در حوزه عرف بينالملل، تحولاتي در تهديد يا بکارگيري زور به وقوع پيوسته است.
فرضيه سوم: استفاده از مفاهيمي همچون مبارزه با تروريسم، دفاعپيشدستانه، حمايت بشردوستانه براي بکارگيري زور بر خلاف حقوق بينالملل و مغاير با منشور است.
مهمترين اهداف و کاربردهاي اين پژوهش مشتمل است بر:
/ بررسي تغيير و تحولات حقوقبينالملل در حوزه مفهوم کاربرد زور.
/ کمک به توسعه و تعميق قانونمندي در روابط بينالمللي.
/ توجه به منشور و مجموعه قوانين بينالمللي به عنوان پايه اصلي رفتارهاي فردي کشورها و رفتارهاي جمعي.
/ بررسي تحولات حقوق بينالملل.
/ فراهم آوردن تصويري گويا و شفاف بر اساس قوانين بينالمللي از آنچه که توسط قدرتهاي بزرگ به اجرا درآمده است.
نوع پژوهش در موضوع مورد تحقيق، جنبه نظري و تئوريک دارد. به اين صورت که با ارايه و بررسي نظرات و تجزيه و تحليل وقايع بينالمللي، تلاش ميشود به سوال اصلي پژوهش پاسخ داده شود. وقايع بينالمللي و نظرات و ديدگاههاي انديشمندان، علماي حقوق بينالملل و آراء و رويههاي ديوان بينالمللي دادگستري مورد بررسي و تدقيق قرار ميگيرد، بنابراين روش پژوهش ما، مطالعه کتابخانهاي است.
در بحث ساختاري ، تحقيق حاضر علاوه بر مقدمه مشتمل بر دوبخش است.
بخش نخست تحت عنوان کليات شامل دو فصل مي باشد. فصل اول اين بخش به تاريخچه بحث توسل به زور ميپردازد. در فصل دوم از بخش نخست، مفهوم تهديد توسل به زور و کاربرد آن مد نظر قرار گرفته است.
در بخش دوم تحقيق تحولات مفهوم تهديد توسل به زور و کاربرد آن مورد بررسي قرار گرفته است. اين بخش مشتمل بر دو فصل است. فصل اول، مفهوم تهديد توسل به زور وکاربرد آن در قالب دفاع پيشگيرانه و پيشدستانه بررسي شده است. فصل دوم بخش دوم را به تهديد توسل به زور و کاربرد آن در قالب حمايت بشر دوستانه و مسئوليت حمايت را مورد ارزيابي قرار ميدهد.
پايان تحقيق به نتيجه گيري کلي از مباحث و بررسي صورت گرفته اختصاص دارد و سعي بر اين است که پاسخ شفاف، حقوقي و مشخصي به سوالات تحقيق ارايه گردد.

بخش اول
کليات

فصل اول
تاريخچه

مقدمه:
در طول تاريخ دولتها همواره با هم در ارتباط بودهاند. اين ارتباط اشکال گوناگوني به خود ديده است و بر اساس اهدافي که داشتهاند راهها و وسايل مختلفي را به کار گرفتهاند. در اثر اين ارتباطات بروز اختلاف بين آنها جز جداييناپذير بوده است و در دوره هاي مختلف نيز روشهاي متفاوتي را براي حل و فصل اختلافات برگزيدهاند. کاربرد زور و اقدام به جنگ همواره يکي از روشهاي حل اختلافات بوده است تا جاييکه پديدهي جنگ واقعيتي انکارناپذير از زندگي اجتماعي بشر تلقي گرديد11.
قواعد حاکم بر روابط بين دولتها را نيز ميتوان همزاد دولتها دانست، اما قواعد حاکم را بدون وجود ابزار کنترلي نميتوان تصور نمود. از اينرو بررسي و شناخت آنچه در طول تاريخ، حاکم بر روابط بين دولتها بوده است و ابزارهاي مورد استفاده در حل و فصل اختلافات بين آنها ضرورتي انکارناپذير براي شناخت و تحليل دنياي معاصر است. چرا که بسياري از قواعد حقوقي موجود ريشه در گذشته و بر اساس قواعد عرفي دارند.
به همين منظور در بخش نخست به بررسي تاريخي مفهوم توسل به زور پرداخته خواهد شد و تحولات آنرا تا دوران شکلگيري سازمان ملل متحد و تدوين منشور که ميثاقي جهاني و مبناي رفتاري دولتها در صحنهي بينالمللي است، بررسي ميگردد. همچنين لازم است که در اين بخش اشاراتي به تعريف و تفسير مفهوم توسل به زور گردد و در چهارچوب منشور نيز مورد بررسي قرار گيرد تا مدخلي براي ورود به بررسي تحولات اين مفهوم باشد.

مبحث اول: تحولات توسل به زور تا پايان جنگ جهاني اول
در اين مبحث تحولات کاربرد زور و جنگ از ابتدا تا پايان جنگ اول جهاني مورد بررسي قرار خواهد گرفت. مفهوم کاربرد زور (جنگ) در دوران باستان و قرون وسطي، مفهوم جنگ عادلانه و تحولات آن در عصر جديد، از مهمترين موارد مورد توجه در اين مبحث ميباشد.

الف: دوران باستان و قرون وسطي(جنگ عادلانه)
اصل و قاعده عمومي حاکم بر عصر باستان، جنگ و توسل به زور بود. در اين دوران شاهد نزاعهاي وحشيانه، کشتار افراد غير نظامي و اميران جنگي، واردآوردن صدمات بدني به فرماندهان شکست خورده در جنگ از سوي دشمن هستيم. لکن در همين دوره و در يونان، اعلان رسمي جنگ، پيش شرط توسل به جنگ محسوب ميشود. “قابل توجه آن که تا قرن 14 ق.م معاهدات صلح معمولا براي يک مدت معيني منعقد ميشد و از اين امر چنين استنباط ميشود که در دوران باستان، حالت جنگ، حالت عمومي ملتها بوده است12”.

1/ افلاطون(مفهوم نيازهاي جديد)
انديشمند نامدار يونان در عهد باستان که در رسالهي جمهور، علت جنگ را رخنه تجملات به ارکان دولت نوبنيان ميداند که باعث ظهور نيازهاي جديدي در زندگي روزمره افراد ميگردد. در نتيجه قلمرو ارضي که در گذشته براي تامين مايحتاج ساکنان کفايت ميکرد، در اوضاع جديد ديگر پاسخگوي نياز ساکنان نيست. بهناچار دولت بايستي در فکر توسعه مرزهاي خود باشد در اينصورت شهر جديد به قطعهاي از خاک همسايه نيازمند تبديل خواهد شد و چنانچه همسايه نيز عينا مثل ما از حدود نيازهاي معمولي تجاوز کرده باشد و به گردآوردن ثروت و تامين حيات تجملي پرداخته باشد در آن صورت او نيز به قطعهاي از خاک ما چشم دوخته است. در اين حالت وضعيتي که پيش ميآيد اجتناب ناپذير است؛ جنگ با همسايگان13. افلاطون همچنين معتقد است طبقه پاسدار در نتيجه جنگ بوجود ميآيند که هر نوع پيشرفت در علو و عظمت شهروندان مديون هوش و هدايت خردمندانه آنهاست. وي ميگويد: جنگ ميان کشورها ممکن است لازم و ضروري باشد، ولي فينفسه چيز خوبي نيست و فقط ناشي از وضعيتي است که دولتهايي که در سراشيبي انحطاط افتادهاند براي رفع نيازمنديهاي خود مجبور به دستاندازي به خاک و ثروت ديگران و در نتيجه افروخته شدن جنگ ميگردند. آراء افلاطون اگرچه نشان ميدهد که وي به نوعي، جنگ را ميستايد و آنرا سبب درخشش طبقه پاسدار ميداند، لکن جنگ را به عنوان آرمان براي دستيابي دولت به اهداف خود نميداند، او بر اين اعتقاد است که هدف اصلي سياستمدار خوب بايد ايجاد صلح و فراهم نمودن شرايطي باشد که موجب آرامش و آسايش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد توسل به زور، دفاع مشروع، منشور ملل متحد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد توسل به زور، دفاع مشروع، حل و فصل اختلافات