پایان نامه ارشد رایگان درمورد تربیت اخلاقی، متون اسلامی، تربیت دینی، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

دینی فرایندی است دوسویه میان مربی و متربی که ضمن آن مربی با بهرهگیری از مجموعه عقاید،قوانین و مقررات دینی تلاش میکند تا شرایطی فراهم آورد که متربی آزادانه در جهت رشد و شکوفایی استعدادهای خود گام برداشته، به سوی هدفهای مطلوب رهنمون گردد.
هدف از تربیت دینی آن است که مربی چه در مقام معلم و چه در مقام والدین شور و شوق فطری کودک را نسبت به جلال و جمال الهی پرورش دهد و از رهگذرآن فضایل اخلاقی را به ملکات اخلاقی مبدل سازد.عوامل مختلفی همچون؛وراثت، محیط، دوستان کودک و از همه مهمتر والدین برتربیت دینی و تکامل معنوی مؤثر است.
مهمترین ابعاد تربیت روحی و روانی انسان بعد دینداری و تکامل معنوی اوست اعتقاد به خدا و صفات او، اعتقاد به قیامت و روز واپسین، آگاهی به تاریخ اسلام و… این مجموعه که میتوان از آن به دانش دینی و معرفت مذهبی نیز تعبیر کرد، خود دارای مراتبی است که از آگاهی و آشنایی تا باور و یقین را در برمیگیرد.
متون دینی حق فرزند در برخورداری از معارف و دانشهای دینی را به رسمیت شناخته است. امام سجاد علیهالسلام از جمله حقوق فرزند را، راهنمایی او بهسوی خداوند و یاری او بر اطاعت خدا میداند، میفرماید: «و امّا حَق وَلَدک فأن تعلم… انک مسئول عمّا ولیّته من حُسن الأدب و الدلاله علی ربه –عزّوجلّ- و المعونه له علی طاعته». (مجلسي، 1404ق)
در این گفتار گرانسنگ «ادب نیکو» پیش از راهنمایی کودک به پروردگار و این دو پیش از یاری کردن فرزند براطاعت خداوند آمده واین طریق بیان حاوی نکاتی نغز است؛ زیرا تربیت اخلاقی که از عبارت «حسن الادب»برمیآید، زمینه تربیت دینی و دینداری را فراهم میسازد و در مرحله بعد باید فرزند را در اطاعت از اوامر و نواهی الهی کمک کرد. البته باید توجه داشت آموزش معارف دینی باید متناسب با ساخت و ظرفیت ذهنی کودکان و در نظر گرفتن جنسیت ایشان باشد. به همین جهت استفاده از برهانها و استدلالهای فلسفی که گاهاً به زبان قابل درک کودک نیست زمینههای دلزدگی و شک کودک رافراهم میآورد. (امینی، 1372) همچنینبراساس پارهای تفاوتهای جسمی و روحی زن و مرد، شرایط بلوغ و زمان انجام دادن وظایف دینی و مذهبی آنان نیز متفاوت است. دختر بر اساس ویژگیهای بیولوژیکی و روانی خود، زودتر آماده پذیرش وظایف وآموزههای دینی میشود. اسلام با توجه به این ویژگی میخواهد، دختران پیش از پسران در زیر خیمه انسانساز دین و مذهب وارد شوند و معارف اسلامی را بیاموزند؛ زیرا انجام دادن عبادت و پایبندی به وظایف دینی و اسلامی، در اصلاح و تربیت انسان نقش اساسی دارد.
از آن جا که دختر زودتر از پسر به تکلیف میرسد، آموزشهای ویژهای را میطلبد، بدین معنا که احکام عملی ویژه زنان و دختران، باید پیش از بلوغ، به آنان آموزش داده شود تا هنگام روبهرو شدن با آنچه به زودی برایشان پیش میآید، دچار مشکل روحی نشوند. چه بسا دخترانی که بر اثر بیخبری از آنچه هنگام بلوغ برای دختران اتفاق میافتد، دچار نگرانی و پریشانی روانی و گاه گرفتار پیآمدهای ناگواری چون بیماری میشوند. این مسئله را با تربیت و آموزش به موقع وظایف دینی و آگاهسازی او میتوان کنترل کرد. در تربیت دینی پسران نیز باید روحیات و پذیرش ذهنی ایشان را در نظر داشت.البته باید توجه داشت که هرچند تفاوتهایی در جزئیات است اما برطبق آیات قرآن و سیره معصومین راه کسب سعادت بر تمام انسانها بالسویه گشوده است.
آیه «مَن عَمل صالِحاً مِن ذَکر اَو اُنثی وَ هو مُؤمن فَلنُحیینه حیاه طیّبه»31بر عدم دخالت جنسیت در رسیدن به سعادت، که همان حیات طیّبه است تصریح میکند. این آیه، ناظر به تساوی جنسی برای توفیق به حیات پاکیزه یا نیکی و نیکو کاری نیست، بلکه بیارتباطی نیک عمل کردن و عامل نیکو بودن و در نتیجه کسب سعادت جاودانه را از جنسیت مورد تاکید قرار میدهد و در واقع، «اعلام به عدم دخالت بدن است، نه اعلام به عدم تفاوت».(جوادی آملی، 1378)در پذیرش مسئولیت اعمال، پاداش و کیفر و کسب فضایل انسانی، جنسیت دخالتی ندارد.«لَیس لِلانسان اِلاّماسَعی»32الگوهای مثبت و منفی در کسب تکامل معنوی، به جنس خاصی منحصر نشدهاند و جهت الگویی آنها نیز برای جنس خاصی ویژه نشده است. هر چند مردانی همچون انبیاء و رسولان برای همه مردم، شامل زن و مرد، الگو هستند، برخی زنان نیز الگوی همه مردم نه صرف زنان هستند، چنانکه آیه 11 سوره تحریم بدین حقیقت اشاره دارد و میفرماید: «ضرب اللّه کفروا امرأه لوط… و ضَربَ اللّه للذّینَ آمَنوا امرأه فرعون…». تعبیر «للذّینَ» در این آیه، اشاره به تمام کافران یا تمام مؤمنین دارد، نه صرف زنان و از اینرو، واژه «للاّتی یا للنساء» نیامده است. در قرآن، معیار کرامت، اگر ناظر به تلاش انسانی باشد تقواست: «اِنَّ اَکرمَکُم عِند اللّه اَتقیکُم».33
پیام این نوع آیات، این نیست که زنانگی و مردانگی شما در کسب سعادت و تکامل معنوی بیتاثیر است، زیرا راههای کسب سعادت یا به قول مولوی «نردبانهای آسمان»متنوعند. بلکه پیام این نوع آیات، این است زن باشید یا مرد، امکان زندگی سعادتمندانه و دستیابی به پاداشهای جاویدان برای شما فراهم است. آیات مذکور ناظر به تساوی جنسی در مقصد است نه در راه. راههای نیل به تکامل معنوی لزوما یکی نیستند، ولی سعادت و امکان دستیابی به آن برای همگان، صرفنظر از تفاوتهای فردی، به طور یکسان فراهم است.
3-2-2. تربیت اخلاقی
تربیت اخلاقی فرایندی است که از طریق آن انسان با فضایل و رذایل اخلاقی آشنا میشود و راههای کسب فضایل و دوری جستن از رذایل را میآموزد و نوعی دلبستگی به فضایل و تنفر و انزجار از رذایل در وی پدید میآید، در نهایت عمل به فضایل و دوری جستن از رذایل در او نهادینه میگردد. در سایه تربیت اخلاقی است که افزون بر اینکه نظم و انتظام در جامعه پدیدار میشود، آدمی سعادتمند میگردد.
این فرایند همچنان که اندیشمندان و فقهای بسیاری تصریح کردهاند از دوره خردسالی برای همه دختران و پسران بدون تبعیض جنسیتی بیشتر موضوعیت دارد؛ باید از همان ابتدای خردسالی، کودک را مخصوصاً دختران را با رفتارهای مطلوب اخلاقی آشنا کرد و آنها را به این رفتارها عادت داد؛زیرا اولاً در این دوران نهادینه شدن اینگونه رفتارها بیشتر و بهتر امکانپذیر است ودر این صورت در دوران بزرگسالی هیچگاه انسان عمل به فضایل و خوبیها و دوری جستن از رذایل را ترک نخواهد کرد، ثانیاً تربیت اخلاقی دختران علاوه بر در برداشتن پیامد ذکر شده به عنوان مادران آینده که نقش اساسی در تربیت نسل آینده خواهند داشت، حائز اهمیت است.
متون اسلامی بر نقش زیر ساختی تربیت اخلاقی تأکید ورزیدهاند؛ بهگونهای که بدون تربیت اخلاقی، دیگر حیطههای تربیت، یعنی تربیت دینی، تربیت عقلی، تربیت اجتماعی و حتی تربیت جسمی نیز عقیم خواهد ماند؛ این مهم از آنرو است که تربیت اخلاقی ضمیر روحی و روانی فرد را از آفات و نقایص که مانع شکوفایی درست ابعاد عقلانی، اجتماعی و دینی است، پاک میسازد و زمینه را برای پرورش و رشد تواناییهای آدمی در ابعاد یاد شده را فراهم میآورد. مثلاً درباره ارتباط میان تکبر و کاسته شدن استعدادهای عقلی انسان امام باقر (ع)میفرماید: «ما دَخل قَلب امری شَیء مِن الکبر اِلّا نقص مِن عقله مِثل ما دَخل ذلک أو کَثر» (مجلسی، 1404ق) در دل هیچ انسانی کبر (خود بزرگبینی) وارد نمیشود، مگر اینکه عقلش به همان اندازه ناقص میگردد، خواه کم باشد یا زیاد.
در تربیت اخلاقی نباید صرفاً از امر و نهی استفاده کرد، بلکه باید به تناسب و فراخور درک فرزندان از استدلالهای اخلاقی نیز استفاده کرد. به همین دلیل از امام باقر (ع) برای پرهیز از رذیله دروغگویی روایت شده است که میفرماید: «إنَّ ابی حدثنی عن ابیه عن جده قال: قال رسول الله (ص): اقل الناس مروءه من کان کاذباً» (نورى، 1408ق) پدرم از پدرش از جدش از رسول خدا (ص) روایت کرده است که پیامبر خدا فرمود: کم نصیبترین مردم از سجایای مردانگی و فضایل انسانی دروغگویان هستند.
آموزش فضایل و رذایل اخلاقی محدود به چند فضیلت و رذیلت نمیشود، بلکه بهصورت جامع و گسترده و البته با رعایت اولویتهاست؛ از اینرو هر شخصی، حق برخورداری از مهمترین آموزشهای اخلاقی برحسب نیاز جنسی خود و نیاز جامعه را دارد. البته باید توجه داشت که از آموزش صرف رذایل اخلاقی و شیوههای ارتکاب آن بپرهیزیم؛ البته این آموزشها، اگر در راستای صیانت کودکان از ترفندها و شگردهای بیماردلان باشد و به گونهای ارائه شود که نفرت و انزجار از رذایل را در ضمیر آنان بر جای نهد، مفید است؛ در اینگونه آموزشها همواره باید استعدادها و حالات مخاطب را در نظر گرفت، از اینرو چهبسا آموزش برخی رذایل به انسانهایی که از تربیت صحیح بیبهره بودهاند، آنها را به گمراهی و بیبندو باری بیشتر سوق میدهد.
در روایتی آمده است که: «لاتلقنوا الکذاب فتکذبوا فانّ بنی یعقوب لمیعلموا ان الذئب یأکل الانسان حتی لقنّهم ابوهم» (مجلسی، 1404ق)به دروغگو[راه دروغگویی را] القا نکنید که دروغ میگوید؛ بهراستی که فرزندان یعقوب نمیدانستند که گرگ انسان را میخورد، تا اینکه پدرشان به ایشان چنین القا کرد.
آنچه از این روایت استفاده میشود آن است که از آموزش شیوههای ارتکاب رذایل اخلاقی حتی به اشخاصی که استعداد و آمادگی بالایی در انجام رذایل اخلاقی دارند باید پرهیز کرد؛ پس بدون شک نباید ضمیر پاک اشخاصی که از سلامت اخلاقی بهرهمندند را با القای اینگونه مسائل آلوده ساخت.
بنابراین راهکار پرورش و تقویت عقلی همه انسانها اعم از زن ومرد را باید در تربیت اخلاقی او و از بین بردن صفات رذیله و ناپسندی جستجو کرد که باتوجه به ساحت ذهنی و حالات روانی انسان همراه با عدالت جنسیتی سامان یافته و به آنها ارائه شود.
3-2-3. تقویت و شکوفایی وجدان اخلاقی
از منظر متون اسلامی، در ضمیر و سرشت بشر الهامات اخلاقی خدادادی وجود دارد و باید زمینههای لازم برای شکوفایی و تقویت این مواهب خدادادی فراهم آید. گرچه ممکن است گرایش به رذایل و انحرافات اخلاقی در برخی اشخاص به دلیل عدم رعایت دستورها و توصیههایارزشمند اسلامی به هنگام همسرگزینی، انعقاد نطفه و بارداری، شیرخواری و تغذیه و عوامل دیگر بیشتر از دیگران باشد، ولی با فراهمسازی شرایط محیطی جدید و بهسازی وضعیت پیرامونی، میتوان زمینه فعلیت یافتن استعدادهای اخلاقی نیک تمام انسانها را فراهم آورد و از انحطاط اخلاقی آنها جلوگیری کرد.
به همین جهت، در سیره معصومین مشاهده میکنیم که خود ایشان برای رعایت چنین حقی، برخوردی یکسان با فرزندانشان داشتهاند، در جایی که باید برخوردی متفاوت با آنها داشته باشند. عیاشی از مسعده از امام صادق (ع) روایت کرده است که ایشان فرمود: «پدرم [امام باقر (ع)] فرمود: به خداسوگند من گاهی با یکی از فرزندانم بیش از حد نرمی و مدارا میکنم، او را بر زانو مینشانم و به شیرینکاری با او میپردازم و از او تعریف و تمجید میکنم (در حالی که فرزند دیگر بیشتر شایستگی این کار را دارد).
گفتار سوم: دو مورد از مصادیق حق تربیت در متون اسلامی
3-3-1. حق تغذیه سالم
از جمله حقوقی که در متون اسلامی، بسیار بر آن تأکید شده، حق تغذیه مناسب است. متون اسلامی علاوه بر به رسمیت شناختن این حق، تغذیه کودک را تنها منحصر به دوران پس از تولد نمیداند بلکه در دوران جنینی نیز کودک از این حق بهرهمند است، لذا به مادران توصیه شده که با خوردن غذاهای مناسب رشد کودک خود را در این مرحله بهخوبی هموار سازند.
امام صادق (ع) در حدیث معروف به «توحید مفضّل» به تغذیه کودک در دوران تولد کودک اشاره میکند و میفرماید: «پس پیوسته [در آغاز دوران کودکی] و تا هنگام که کودک بدنی تر و تازه دارد و امعای گوارشی او بسیار رقیق است و اعضایش نرم است کودک از شیر تغذیه میکند، تا آنگاه که تحرک پیدا کند و به غذایی نیازمند شود که صلابت و سختی داشته و برای استواری و قوت بدن کودک مناسبتر باشد.
3-3-2. حق تربیت عواطف دینی
استواری دینداری انسان، تنها با فراگیری معلومات دینی او حاصل نمیشود، بلکه نیازمند شور و احساسی است که در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دوران کودکی، عدالت جنسیتی، زنان و دختران، عوامل طبیعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق بشر، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت، عدالت توزیعی