پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، ویرانه ها، دارایی ها، مواد غذایی

دانلود پایان نامه ارشد

هنرمندان عصر هخامنشی سعی داشته اند که اسنان را به فراسوی دنیای مادی ببرند دنیایی که به دنبال تکامل ، توافق و اتحاد و یافتن مفهوم های پنهانی است .
از دوران هخامنشی آثار معماری بسیاری به جای مانده است این آثار مشتمل هستند بر کاخ ها ، آرامگاه ها و عبادتگاهی در خوزستان و فارس که دو مرکز اصلی این سلسله پادشاهی محسوب می شوند . از نظر هنری ، هنر آنان دارای دو دوره آغازین ( ویرانه های پاسارگاد ) و متاخر ( ویرانه های تحت جمشید ) است و نیز کاخ شوش که بنا به دستور داریوش ساخته شد . بنابر لوج یافت شده ای که کتیبه آن را به داریوش نسبت می دهند ، ساخت این کاخ با استفاده از هنرمندان و صنعتگران و معماران مختلفی از مصر ، یونان و بین النهرین انجام گرفته است . در مجموع ،اصول معماری این کاخ ، شبیه پاسارگاد است . هنر هخامنشی در درجه اول ، بیشتر بر پایه معماری کاخ ها و معابد استوار است به طوری که حتی کورش ، به خاطر بخشندگی درباره قوم یهود ، به آنان اجازه داد تا معبد اورشلیم را از نو بسازند و فرمان داد تا وسایل برده دشه از آن را ، بدان بازگردانند . 216
ساختارهای قومی ، جغرافیایی ، اداری و مالی شاهنشاهی هخامنشی ، امروزه نیز موضوع بحث های زیادی است و این بیش از هر چیز ناشی از این حقیقت است که فهرست های گوناگونی از واحدهای تابعه امپراتوری وجود دارند که به شیوه های متفاوت تفسیر شده اند . مهمترین این فهرست ها به قرار زیرند :
1- کتیبه های سلطنتی هخامنشی [ دهیوهایی ] نام می برند که به داریوش « واگذار شده اند » مفهوم [ دهیو ] پیدایش استدلال های بسیاری شده است . در حالی که برخی دانشمندان آن را به « کشورها « ترجمه کرده اند ، دیگران آن را « واژه ای در نوسان » میان « کشورها و اقوام » می دانند و عده ای دیگر معتقدند فقط به معنای « مردم » یا « جمعیت » است . هیچ نشانه ای مبنی بر این که این فهرست ها مربوط به واحدهای اداری ، مثلاً فرمانداری ها باشند وجود ندارد و از این رو شامل تمام امپراطوری نمی شود .
2- در نوشته های مولفان یونانی غالباً به فهرست هایی درباره تشکیلات ارتش بر می خوریم که بر اساس گروه های قومی تنظیم شده اند ، اما به عنوان توصیف هایی تاریخی از واحدهای امپراطوری قابل فهم نیستند .
3- مشکلات خاصی در فهرستی که هرودوت درباره بیست خراج گزار ارائه می دهد و غالباً بیش از یک قوم را شامل می شود وجود دارد الگوهای این فهرست چنان از لحاظ موضوعی مشاجره برانگیزند که این پرسش پیش می آید که چگونه می توان آنها را با اسناد دیگر ( کتیبه های سلطنتی ، برجسته کاری ها ) سازگار کرد .
4- در آثار افلاطون توضیحاتی درباره امپراطوری هخامنشی می یابیم که آن را به هفت واحد تقسیم کرده اند و این تقسیم بندی مبتنی بر تعداد همدستان داریوش در توطئه علیه گئومات است .
5- تلاش های منظمی انجام گرفته تا چگونگی نظام طبقه بندی ساتراپی ها و ایالات و شباهت آن را به دوره های خاص تعیین کند چون فهرست های ویژه ساتراپ نشین ها فقط از دوره های ما بعد هخامنشی به دست ما رسیده اند . درباره دوره مورد بحث ، مولفان یونانی اغلب نام ساتراپ ها را ذکر می کنند ولی هیچ گاه سخنی درباره سرزمین زیر فرمان آن ها نمی گویند . بنابراین تقریباً غیر ممکن است که مرزهای ساتراپی ها را بر روی نقشه های تاریخی معین کنیم .
در نظر نخست این واقعیت شگفت انگیز است که برخی گروه های جمعیتی می توانسته اند ارتباطی بی بند و بار و غیر دقیق با مقامات دولتی داشته باشند و دیگران ( بخصوص کوه نشینان زاگراس ) نه تنها خود « خراج » نمی پرداختند ، بلکه حتی ممکن بود « هدایایی » از شاه دریافت کنند . این موقعیت استثنایی مربوط به پارس است که درباره آن باید جداگانه بحث کنیم . 217
در سطح ساتراپی ها یا استان ها کارگنان بلند پایه دیگری نیز بوده اند که زیردست سارتراپ ها قرار داشته اند ، مردانی که عنوان خاصی ندارند و وظایفشان به درستی معلوم نیست . از جمله مثلاً « دوستان » ، « ملازمان هم میز » و « حاملان دبوس یا عصای شاهی » مربوط به کوروش کوچکند ، فرمانده اسواران ساتراپ فارنابازوس ، « مردان تحت حکومت والی » کتاب نحمیا ، اعضای « دیوان » ساتراپ ، « داوران » یا قضات و « مباشران » در سطح ساتراپی یا شهرستان ، و کسانی که وظیفه خاصی نداشتند ، خبرچینان شاه در دربار ساتراپ ( که دانشمندان قدیم معمولاً به آن ها « چشم و گوش شاه » می گفتند .
اتباع شهرها تحت اداره مستقیم ایرانیان نبوده اند ، بلکه کل سرزمین با شهرها چنین وضعی داشته اند . درباره مسئولان « خزانه داری » ( مثلاً در مراکز شهرستان و جاهای دیگر ) اطلاعات بیش تری داریم که فقط مسئول خزانه و انبار نبوده بلکه در « کارگاه ها » نیز چنین مسئولیتی داشته اند ، همچنین درباره مسئولان رسمی انبار کردن مواد غذایی ، انبار غله و دکان ها اطلاعات بیش تری داریم . خصوصیت ویژه نحوه کنترل هخامنشیان بر کشورهای تابعه ، استفاده از پادگان ها بوده که ( از منابع محلی ) از طریق ساتراپ تامین می شدند ولی افسر فرمانده آن ها را شاه تعیین می کرد .
در پایین ترین سطح اداره امپراطوری نیز مالکان زمین ها را داریم که از اعضای خاندان سلطنت ، یا صاحبان املاکی که شاه به اشراف یا « نیکوکاران » می بخشید ، « تیول های » نظامیان در بابل یا سکونتگاه های خاص تبعیدیان تشکیل می شد ، و گروه اخیر در مقابل مستمری یا هزینه زندگی که از شاه دریافت می کردند برای او کار می کردند . 218
کشف الواح نشان می دهد که تخت جمشید مرکز اداری نیز بوده است . فرنکه در راس این مرکز همراه با نماینده اش کیساوهوش قرار داشته که عده ای کارمند و « اداره ای » با « کاتبان » و کارکنانی کمکی در تخت جمشید و جاهای دیگر داشته اند . وظایف اصلی فرنکه ( به دستیاری کیساوهوش ) عبارت بوده است از تهیه اسناد لازم برای مسافرانی که به فرمان او سفر می کرده اند ( نظیر قضات ، کارشناسان ، حسابداران و حسابرسان ، روسای کاروان ها ، نگهبانان سفارتخانه ها ، تدارک کارمند برای شاه و غیره ) ، سازماندهی و اداره انبار سلطنتی ، مراقبت از اصطبل شاهی ، رسیدگی به امور مذهبی ، استخدام نیروی کار اضافی در صورت لزوم ، سرپرستی و نظارت بر پرداخت مالیات ها و اجاره ها . چنان که از گواهی اسناد بر می آید و ذکر نام و مُهر او نشان می دهد ، انجام این وظایف مستلزم این بوده که او مدت ها در مسافرت باشد . با این حال مقر اصلی او در کنار شاه بوده ، ضمن این که نماینده و دستیارش به امور دیگر رسیدگی می کرده است . قبلاً نظری اجمالی به حیطه فعالیت های فرنکه و نیز به فرمان او در مورد پرداخت هزینه های محصولات طبیعی به آرتوستونه انداختیم . نشانه نظارت دقیق او با مُهرهایی که بر الواح مستمری دائینوکا ، راخا ، باراسپا ، و رانوم مربوط به سال نوزدهم سلطنت داریوش زده است وجود دارد .
در سطح زیرین اداره مرکز ، دو « مقام رسمی » با نمایندگانشان وجود داشتند که هر یک مسئول استخدام کارگر و معرفی آن ها به نیمی از حوزه تحت پوشش الواح بودند ( و نیز برای مزرعه داری و پرداخت مالیات ) . در زیردست آن ها روسای « هیئت مدیره » اداره ناحیه ( که شش نفر آنها تعیین شده بودند ) قرار داشتند که وظیفه آنها فراهم کردن خوراک و تسهیلات لازم برای دربار هنگام مسافرت در ناحیه آن ها بود . عنوان عیلامی عاملان ایشان اولیرا ( افسران تدارکاتی ) بود . در « ناحیه » یا سطح محلی ، مقامات رسمی از روس مسئولیت هایی که برای بعضی محصولات داشتند و دارای نمایندگان و انبارداران خاص خود بودند شناخته می شدند . کارگران ، که خودشان زیر دست یکی « سرکارگر » بودند ، پایین ترین سطح این سلسله مراتب را تشکیل می دادند . 219
فقط در « الواح خزانه » است که با مقامی رسمی برخورد می کنیم که عنوان عیلامی اوکاپ نیشکیرا به معنای « خزانه دار یا گنجینه دار » بوده و از جانشینان اداره فرنکه دستور می گرفته که مبلغی از نقره غیر مسکوک را به کارگران سلطنتی بپردازد . در زیردست او تعدادی « خزانه دار » پارسی و کارمندان آن ها کار می کردند . این افراد که تعدادشان به صدها نفر می رسیده است ، به دلیل کار روی طلا و نقره و نیز تولید لوازم خانه و پارچه ، خلاصه عرضه کالاهای تجملی شاه و دربار ، شاید به درستی « پیشه وران ماهر » توصیف شده اند . نام برخی فعالیت ها تا امروز هنوز روشن و رمزگشایی نشده است . در خزانه داری که قبلاً نامش را ذکر کردیم ، در عین حال اشیای گرانبها را نیز جمع می کردند و « افسران تدارکاتی » و « کاتبان » ناظر بر عرضه مواد و تحویل به موقع کالاهای تولید شده بوده اند .
غیر از کارگران خزانه ، افراد بسیار دیگری در خدمت دولت یا شاه بوده اند که در متون تخت جمشید ذکر شده اند . این ها در سطوح میانی و پایینی اداری و در مزارع یا پرواربندی و گاوچرانی ، تهیه خوراک یا ابزار سازی برای کارگاه ها کار می کرده اند .
به هر یک از این افراد بر حسب مقام ، موقعیت ، نوع آموزش یا فعالیت ، « دستمزدها » یا « خرجی های « متفاوتی تعلق می گرفته است . این مستمری ها چگونه تامین می شده اند ؟ گرچه هرودوت اعلام کرده که پارس از پرداخت خراج معاف بوده است ، واقعیت آن است که مردم آنجا ناچار به پرداخت عوارض و مالیات هایی بوده اند . مالیات ها مجموعاً همراه با درآمدهای املاک سلطنتی ، بنیاد اقتصاد پارس را تشکیل می داده اند و در لوحه ها منعکس شده اند . لوحه ها درباره چگونگی پرداخت و میزان مبلغ چیزی نمی گویند . نشانه های فراوانی وجود دارد که کشاورزان آزاد ، اجاره داران و مالکان بزرگ می بایست چنین « پرداخت هایی » را انجام می داده اند که البته به میزان درآمدشان بستگی داشته است .
غیر از املاک آرتوستونه ، از « دهکده ای » متعلق به ملکه نیز نام برده شده است . دارایی های مشابهی نیز برای پسرش آرشام ، برای آرتاباما ، و برای خود شاه ذکر شده اند . املاک و دارایی هایی که تعدادشان حتی از اسناد تخت جمشید بیش تر است در متون قدیمی و اسناد بابلی آمده اند که قبلاً به آن ها اشاره کردیم . چه در بابل و چه در پارس ، بخشی از این املاک احتمالاً با کارگر مزدور و در مقابل « دریافت منافع » کشت می شده اند . در میان املاک سلطنتی ( یا اشرافی ) آن هایی که هم سودآور و هم ـ لذت بخش » بوده اند فراوانند .
ایرانیان برای افزایش محصول زمین های خود ، با استفاده از آب های زیرزمینی به آبیاری مصنوعی می پرداختند و این آب ها را از طریق آبراهه های زیرزمینی طولانی ( به فارسی « کاریز » و به عربی » قنات » ) به مزارع خود هدایت می کردند و بدین ترتیب از شیب طبیعی زمین سود می جستند . به این منظور و منظورهای دیگر ( زهکشی آب ، انبار کردن آب های آشامیدنی ) به ساختن سدهای موقتی نیز می پرداختند . 220
عواملی مانند تولید اضافی املاک ، شیوه پرداخت به گونه ای که گاه بسیار بیش تر از سطح خودکفایی است و نیز در برخی موارد تبدیل این نظام پرداخت به پرداخت های نقره غیر مسکوک موجب می شوند چنین نتیجه بگیریم که بازارهای محلی وجود داشته اند که در آن ها بخشی از فرآورده ها و سهمیه ها قابل مبادله بوده اند و مردم می توانسته اند به خرید کالاهایی که خود قادر به ساختن آنها نبوده اند و به فروش محصولات روستای خود بپردازند .
الواح تخت جمشید گزارش استرابو درباره عادات غذایی پارسیان را تایید و تکمیل کرده اند . بر اساس این الواح ، جو به صورت آرد یا خورد شده که سپس تبدیل به نان یا پوره می شد ، غذای اصلی را تشکیل می داد ، حال آنکه گوشت به ندرت استفاده می شد و آن در شمار خوراک های سلطنتی بود . در پارس مردم تقریباً فقط شراب خرما یا انگور می نوشیدند و آن هم به صورت خالص [ سِک ] که کشف این مطلب باعث تعجب یونانیان شد . از نوعی سرکه همراه با نمک برای نگهداری غذا استفاده می کردند .
راهبانان یا نگهبانان جاده و پیک های تندرو را فقط « الواح باروها » به ما معرفی نکرده اند بلکه هرودوت نیز از راهبانان ذکری می کند و این هنگامی است که دماراتوس پادشاه اسپارت که به دربار ایران در شوش پناهنده شده بود کوشید تا هم میهنانش را از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هخامنشیان، داریوش بزرگ، تخت جمشید، قانون گذاری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، دوره ی هخامنشی، هخامنشیان، نقش برجسته