پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، هخامنشیان، آسیای صغیر، بین النهرین

دانلود پایان نامه ارشد

زمانی که بسط قدرت امپراطوری هخامنشیان جلگه های غنی بین النهرین و آسیای صغیر را در بر گرفت سر تسلیم فرود آورد . پس از آن شوش یعنی گاهواره هخامنشیان به صورت پایتخت زمستانی درآمد . همراه با اکباتان که تا حد یک اقامتگاه تابستانی تنزل مقام پیدا کرد .94
علاقه به ایران و تمدن باستانی از قرن نوزدهم از دهه های 1920 و 1930 آغاز شد . کارهای اولیه مربوط به پاسارگاد بود و سپس به سوی تخت جمشید جهت دار شد .95
محور تخت جمشید و تمامی بناهای آن در امتداد شمال غربی به جنوب شرقی واقع شده اند به طوری که از چهار جهت اصلی بیست درجه غربی انحراف دارد . پس هنگامی که خورشید در هنگام انقلاب تابستانی طلوع می کند چند درجه نسبت به محور تخت جمشید انحراف شمالی دارد و کوه مشرف به بنا مانع دیدار پرتوهای آن می شود . اما پس از چند دقیقه که خورشید کوه را پشت سر می گذارد و از بالای آن طلوع می کند در امتداد محور تخت جمشید واقع شده است.96
در میانه همه کنگره های تخت جمشید سازه ای وجود دارد که با آفتاب سنج های تقویم آفتابی نقش رستم شباهت فراوان دارد . نمای این آفتاب سنج ها و کنگره های دربرگیرنده آن ، تنها در دو جهت ساخته شده اند یا در امتداد پرتوهای خورشید بامدادی انقلاب تابستانی یا در تقاطع آن . این آفتاب سنج ها فرا رسیدن فصل تابستان را نوید می دهند . به جز این به نظر می رسد در ساخت دروازه ورودی تخت جمشید یا کاخ دروازه ملل بیشتر از دیگر بناهای تخت جمشید به کارکردهای تقویمی توجه شده است . این بنا به گونه ای طراحی و ساخته شده که به جز آغاز تابستان ، هنگام اعتدالین و انقلاب زمستانی نیز پرتوهای خورشید بامدادی به درون بتابد . برای این کار از روزنه های تشکیل شده در میان درگاه های شمال شرقی و جنوب شرقی بنا استفاده می شده است . علت این است که دروازه ملل نسبت به بناهای دیگر اختلاف یک درجه ای دارد .97

بخش سوم
3-3 تاثیر هنر و معماری دیگر ملل بر هخامنشیان :
از روی آثار تمدن مادی و نقوش و تصاویری که در کاخ های پادشاهان هخامنشی دیده می شود و به شهادت تاریخ و ادبیات ، صنعت و هنر در زمان حکومت هخامنشیان توسعه زیادی داشته و از خصوصیات آن دوره اینکه در ساتراپ های جداگانه صنعت های مختلفی وجود داشته و هر ایالتی به وجود صنعت مخصوص پیش رفته ای ممتاز و انگشت نما بوده است .
در شوش ، در کاخ داریوش اول ، یک کتیبه جالب ، که جنبه ساختمانی دارد ، کشف شد که درباره مصالح و مواد ساختمان و صنعتگرانی که در ساختمان کاخ پادشاه کار کرده و شرکت جسته اند بحث می کند و می گوید :
ریختن سنگ ریزه و آماده شدن خشت خام ، به وسیله ملت بابل صورت گرفت . چوبی که «سدر» نامیده می شود ، کوهی هست در لبنان ، به این اسم ، از آنجا این چوب را آوردند . ملت آشور آن را تا بابل حمل کرد . کاریان اهل ایونیه از بابل آن را به شوش آوردند . چوب یاک را از گندار و کرمانی وارد کردند . طلا را از لیدی و باکتریا آوردند و آن را در اینجا ساختند . سنگ کاپائوتاک (سنگ ارمنی یا سنگ بخارایی ) و سینکابرو ( عقیق جگری ) که در اینجا مورد استفاده قرار گرفت از سغدیان آورده شده بود . سنگ آخشاینا ( فیروزه ؟) از خوارزم آورده شده بود . نقره و چوب سیاه از مصر و تزیینات دیوارها از یونان قدیم و عاجی که مورد استفاده قرار می گرفت از حبشه و هندوستان و آراخوسیا وارد می شد . ستون های سنگی که در اینجا مورد استفاده واقع شد از شهری به نام آبی رادوش ، واقع در شوش ، حمل می شد . سنگ تراشانی که در روی سنگ ها کار می کردند اهل ایونیه یا اهل لیدی بودند . استادان زرگر یا اهل ماد بودند یا اهل مصر . کارگرانی که در کارهای مربوط به چوب کار می کردند یا اهل لیدی یا اهل مصر بودند و کسانی که آجر می پختند از اهل بابل . افرادی که دیوارهای بنا را تزیین می کردند از اهل ماد یا مصر بودند .98
3-3-1 تاثیر پذیری از زیور آلات :
در سراسر امپراتوری هخامنشی مردان و زنان از انواع فراوان زیورآلات شخصی استفاده میکردند .
گوشواره ها و دستبندها که معمولاً مورد استفاده شاه و اشراف بودند ، در میان مادها و سکاها (اسکیت ها) در شمار سنت های کهن مردم ایران محسوب می شدند . محبوبیت و عمومیت استفاده از آنها براستی در میان مردم آنقدر زیاد بود که مغان استفاده شخصی از این زیورآلات و به ویژه طلا را ممنوع کردند .
در تخت جمشید در اوایل قرن پنجم ، مادها ، لیدیایی ها ، اسکیت ها دستبندهایی که انتهای آنها به موجوداتی جانور شکل ختم می شود آورده اند . نمونه های باقی مانده آراسته به بدن ها یا فقط سر حیواناتی نظیر شیر ، بز ، آهو ، قوچ و گاو نشان می دهد که این زیورآلات در میان مردم عمومیت داشته اند .
دستبند طلای محکم از جیحون که انتهای آنها به شیردال هایی بالدار یا شاخدار می شود ، در شمار استادانه ترین کارهایی هستند که در هنر جواهر سازی کشف شد . هم شکل امگا گونه حلقه های آن در این دوره و هم نشاط و سروری وحشیانه آنها نمایانگر نفوذ آسیایی در هنر هخامنشی است .99
در پاسارگاد حاشیه کاری با فلز مناسب ، مانند یونان ، انجام می گرفت ، پیکر تراش های معبد آفایا در اجینا ، که در آنجا چین تندیس اله آتنا با آنچه در پاسارگاد دیده می شود از لحاظ حالت طبیعی ، تاثیر عمیق و ترتیب چین های طولی در جلو و چین های مورب در اطراف مورد مقایسه قرار گرفته است . این عقیده که گروه های گوناگونی از هنرمندان یونان شرقی توسط شاهان هخامنشی داریوش و خشایارشا دعوت شده اند که خدمات مورد نیاز آنها را انجام دهند ، با توجه به وجود سبک های گوناگون در هنر کلاسیک هخامنشی در قیاس با مراحل مختلف توسعه هنر یونان ، دور از راستی نیست .
3-3-2 تاثیر پذیری از مقابر :
داریوش « فضای با ابهت و هولناک » دره نقش رستم را برای مقبره خود انتخاب کرد که در درون آن دهلیزی وجود دارد که طاق های قوسی تقریباً مستطیل گونه تا داخل صخره ادامه می یابند . محل های تدفین کنونی حفره های مستطیلی در کف تاق های قوسی هستند .
شاید داریوش اندیشه احداث چنین گورهای صخره ای را از اورارتوها کسب کرده باشد . با این حال چیزی که جدید بود شکل نمای گور بود : یک تقاطع صلیب گونه غول آسا که روی بخش میانی آن نمای یک کاخ هخامنشی حجاری شده ، که شاید به معنای کاخ داریوش باشد . در قسمت بالای آن تصویر شاه روی یک سکو یا صفه ای به سوی یک آتشگاه که آن نیز بر یک پاسنگ یا سکو قرار گرفته است و یادآور پاسنگ های محوطه مقدس پاسارگاد می باشد . میان شاه و آتشگاه در آسمان تصویری ریش دار و تاج بر سر با بالهای گسترده قرار دارد که معمولاً آن را خدای بزرگ و متعال زرتشتی یعنی اهورامزدا دانسته اند ، تصویری که در واقع فرنه [فر] یا بخت شاهی است .
سایر برجسته کاری ها ورود و خروج معمول شاه را به آپارتمان خصوصی او و به شیوه نقاشی های گور مصری نشان می دهند .
شاید بتوان مضمون تصاویری قهرمان شاهی که بر غول یا جانور خطرناکی پیروز می شود را نمادی تفسیر کرد که از شمایل نگاری آشوری به ارث رسیده است . در این شمایل ها شاه در حال کشتن شیری است که نقش آن سنتی بود مربوط به زمان شلمنصر سوم تا زمان آشوربانیپال . با وجود این باید متذکر شد که شاه آشور فقط با شیرهایی مبارزه می کرد که مانند انسان ها بر روی دو پای خود ایستاده بودند ، حال آنکه قهرمان سلطنتی ایرانی با غول های فوق طبیعی نبرد می کرد .100
3-3-3تأثیر پذیری از فلز کاری :
در عصر مفرغ و آهن ، نواحی قفقاز و ماوراء قفقاز به صورت مراکز پیشرفته فلزکاری در آمدند . در هزاره دوم و اول ، فلز کاران کولخیس ، در غرب گرجستان و دامنه های جنوبی و شمالی سلسله جبال قفقاز در ساخت تندیس ها و طرح های جانوری تبحر یافتند ، ولی به سبک واقع گرایانه و ثابت مایکوپ کار نمی کردند ، بلکه شکل های مشخص و اساساً متحرک را نشان می دادند . نقوش جانوران تخیلی به اندازه جانوران واقعی و بومی منطقه مورد علاقه بودند . مخلوقات افسانه ای بدون تردید از نظر آنها دارای خواص سحرآمیز بود . بعضی از آنها شبیه جانوران متداول در میان سکاهاست ، هر چند قدمت آنها بیشتر است و بدین ترتیب انسان ممکن است استفاده از آنها را به نفوذ کیمری ها نسبت دهد که طلایه دار سکاها بودند و هنر آنها هنوز ناشناخته مانده است .
تبرهایی که آنها را برای استفاده روزانه می ساختند نسبتاً زمخت بودند ولی تبرهای ظریف به منظورهای نمادین به کار می رفت . تبرهای ظریف مزین به طرح هایی هندسی و نمادهای ستاره ای و شکل های جانوری کاملاً شکل گرفته بودند . بیشتر آنها مربوط به دوره میان سده دوزادهم و دهم پیش از میلاد است . اندکی بعد ، یعنی سده دهم تا حدود سده پنجم پیش از میلاد کالاهای فراوانی به صورت اشیای شخصی تزیینی و تندیس های نذری از مفرغ و آهن در همان ناحیه ساخته می شد . تزییناتی به شکل پرنده و گاو نر نیز به ویژه متداول بود .
اگرچه نشان دادن سگ را می توان نمونه ای از هنر بومی دانست ، به کار بردن گوزن می بایستی به طور مسلم به نفوذ سکاها نسبت داده شود .
هنگامی که سکاها به جنوب روسیه روی نهادند ، در هنر معمول گرجستان ، اسب جای گوزن را گرفت .101
قالب گیری استادانه و تناسب های عالی اسبان زین و یراق دار می بایستی تحت نفوذ مجسمه سازی عالی هخامنشی قرار گرفته باشد ، ولی در پایانه ها ، از ساخت اسبان ، سرزندگی بیشتری که اساساً گرجی است و نه ثابت و نه در حرکت است ( همچنان که در هنر هخامنشی معمول است ) به چشم می خورد . به نظر می رسد که این اسب ها آماده برای تاختن هستند و احساس حرکتی که در بیننده ایجاد می کنند شاید حاکی از پیوندی با هنر سکایی باشد .
اشیای فلزی مربوط به لرها غالباً شباهتی سطحی به اشیای سکایی دارد ، اساساً از لحاظ سبک متفاوت اند و شامل کالاهای گوناگونی هستند ولی در ساختن ظروف ، اسلحه و زین و یراق اسب است که هنرمندان آنها بهترین جنبه هنری خود را نشان می دهند .
بیابانگردان آلتایی که از لحاظ زندگی و نظرات خود شبیه سکاها بودند هنری بسیار مشابه هنر آنها از سده های پنجم تا دوم پیش از میلاد داشتند .
همه اشیایی که در گورهای آلتایی قرار داده شده بود در وضع بسیار خوبی به دست آمدند . شاید این امر از آن لحاظ بوده باشد که گورهای آلتایی بر اثر لایه ای از یخ که به طور تصادفی بر روی آنها تشکیل یافته بود از مجاورت با هوا محفوظ مانده و هر گوری را به صورت نوعی یخچال عمیق درآورده باشد .
گورهای پازیریک به ویژه دارای مقادیر فراوانی از اشیای مختلف بودند و زینت آلاتی در آنها یافت شد که مربوط به تمام البسه آدمی بود – حتی پاشنه کفش ها را استادانه ساخته بودند و از لحاظ سبک و شکل به اندازه ای شبیه آنهایی بودند که در آوردند ، ولی بعد آن را ترک گفتند و خط میخی را که از اکدی اقتباس شده بود و داریوش گاهی آن را به کار می برد ، اتخاذ کردند . هنر مادی ها نیز سخت تحت تاثیر هنر آشور قرار گرفت ولی در عین حال ، بعضی از جنبه های اورارتویی را نیز شامل شد .
مادی ها در تعقیب سکاها وارد سرزمین آنها شدند و با دیدن ثروت و شکوه اورارتو تصمیم گرفتند به طرد سکاها از ماوراء قفقاز قناعت کنند تا فرمانروایان اورارتو را از کار براندازند و به موجودیت آن سرزمین پایان دهند . در این هدف کاملاً موفق شدند ، زیرا دولت اورارتو را با همه آثار فرهنگی تکامل یافته آن از بین بردند .
اشیای مفرغی آنها غالباً به لرستان ، آسیای صغیر و حتی دورتر صادر می شد ، زیرا بعضی از آنها در گورهای تراکیا (تراس) یافت شده است . اورارتویی ها شایستگی احترامی را که با آن از آنها یاد می شد داشتند ، زیرا فلز کارانشان می توانستند تندیس هایی با اندازه طبیعی بسازند و اشیای گوناگونی شامل تخت و چلچراغ به بازار عرضه کنند . آگاهی ما از هنر و فرهنگ اورارتویی هنوز متکی بر کاوش هایی است که تنها در سه محل یعنی در توپراق قلعه ( در ترکیه فعلی) و کرمیربلور و آرین برد ( در ارمنستان ) صورت گرفته است . توپراق قلعه نخستین محل از این نقطه بود که مورد کاوش قرار گرفت . این ناحیه که در شرق ترکیه و پیرامون وان قرار دارد ، در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، هخامنشیان، بین النهرین، اهورامزدا Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، مجسمه سازی، بین النهرین، شاهنشاهی هخامنشی