پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، اهورامزدا، نقش برجسته، اردشیر اول

دانلود پایان نامه ارشد

تسخیر در آورده بود . شوش پایتخت جهان ، که به وسیله چهار رود به دریا اتصال داشت و پادشاهان ، امیران ، سفیران ، پزشکان ، ادیبان و هنرمندان به آنجا رفت و آمد داشتند ، میبایست شایسته نقشی باشد که شاهنشاه بدو تخصیص داده بود .80
هنرمندانی که سنگ را حجاری کرده اند ، ایونیان و ساردسیان بودند . زرگرانی که طلا را کار کرده اند ، مادی و مصری بودند . کسانی که ترصیع کرده اند . از مردم ساردس و مصریان بودند . آنان که آجرهای مینایی ساخته اند ، بابلی بودند . مردانی که دیوارها را تزیین نموده اند ، مادی و مصری بودند . اینجا ، در شوش ، دستور ساختن ساختمانی باشکوه داده شد و آن به طرزی عالی تحقق یافت .
معماری کاخ هنوز هم از اصول بابلی – که بر اثر وضع اقلیم تحمیل شده حاکی است و دارای حیاط های داخلی است که در آنها تالارها و اطاق هایی است محاط به دالان هایی طویل که نگهبانان در آنجا می توانند کوچکترین حرکات را مراقبت کنند . دیوارهایی که از آجر خام بنا شده بود نیز دارای تزیینات بابلی است و با آجرهای مینایی تصاویر سپاهیان وفادار جاویدان ، یا شیر ، گاو نر و یا موجودات خیالی را نشان می دهند . اما تالار بار از جای دیگر ملهم شده : آن منظریست از معبدی مصری ، با عده ای ستون که در عقب آنها تخت شاهنشاه قرار داشت . وی که در جایگاهی نیمه تاریک جای می گرفت . محلی را اشغال می کرد نظیر مدخل سلا در معابد یونانی ، بدین منظور که شاه را جز به زحمت نتوانند ببینند . این تمایل بعدها محسوس تر می گردد در عصر ساسانی بین شاه و رعایای وی که بار می یافتند ، در تالار پرده ای دراز – که اندکی حاکی ماوراء بود آویخته و با رشته های طلا و نقره زردوزی و با احجار کریمه ترصیع شده بود .
بنای مزبور تالاریست که بام آن بر فراز شش رده مرکب از شش ستون قرار گرفته ، که ارتفاع آنها قریب به 20 متر است و بالای آنها در شمال ، مشرق و مغرب قسمت علیای سرستون هایی به شکل گاو نر قرار دارد . تالار به سه ردیف دوازده ستونی محاط می گردد ، که قاعده آنها و سرستون ها با ستون های تالار فرق دارد و سه پلکان عریض بدانجا منهی میشد ، که امروزه از بین رفته است . بعضی از سرستون ها ، مانند پاسارگاد ، سنگ های پایه طاق ساده ای می باشند و در بعضی دیگر بخش علیای سرستون ها بر روی مارپیچ قرار دارد .81
کاخ شوش تازه به پایان رسیده بود که داریوش تصمیم گرفت مقر دیگری در تخت جمشید ، در سرزمین اصلی خود ، پارس بنا کند . وی پاسارگاد را – که یادگار شعبه دیگر سلسله هخامنشی بود که پیش از وی سلطنت کردند – ترک کرد . تنها رابطه ای که باقی میماند ، معبد پاسارگاد است که تا پایان شاهنشاهی هخامنشیان ناظر شکوه و جلال تاجگذاری های همه پادشاهان خواهد بود .
در تخت جمشید ، سطحه بزرگی که به کوه تکیه کرده و قسمتی از آن بر اثر هموار کردن صخره ایجاد شده و قسمت دیگر از توده های سنگی عریض که به وسیله آهن – که با سرب مذاب ثابت شده – به شکل دم چلچله ، تشکیل شده است . اجداد داریوش بدین وجه ، ساحت هایی بنا می کردند و روی آنها کاخ های کم اهمیت خود را بر می افراشتند . دیواری دفاعی از آجر خام و نسبتاً مرتفع در کوه ، گرداگرد غیرمنظم سطحه مزبور را فرا گرفته و آن را از عقب حمایت می نماید . پلکانی عریض که دو دور می زند ، اشخاص را به ساحت سطحه بالا می برد و از آنجا دو پلکان دیگر به اپادانه منتهی می شود . اپادانه تخت جمشید ، قرینه اپادانه شوش است و الواح دارالاسناد تخت جمشید دلیل آنرا برای ما ذکر می کنند : هنرمندان و مباشرانی که کار خود را در شوش به انجام رسانده بودند ، به تخت جمشید انتقال داده شدند ، تا در آنجا نیز کار خویش را ادامه دهند . اینجا هم ، مانند شوش ، هفتاد و دو ششخان به ارتفاع قریب بیست متر قرار دارد ، که در راس آنها قسمت علیای گاو نر با شیر شاخدار نصب شده و اینها سقفی را که از چوب سدر ساخته شده بود ، نگهداری می کردند .82
نزدیک اپادانه در سطحی اندکی مرتفع تر ، کاخ داریوش واقع بود . دیوارهای آن ، مانند مواضع دیگر ، از آجر خام بود و اکنون از بین رفته ، اما درها و پنجره های آنها به شکل قالب هایی از سنگ تراشیده شده و سنگ سردی به سبک مصری بر فراز آنها قرار گرفته ، که هنوز دست نخورده مانده است . طرح این مقر سلطنتی به جز طرح شوش است . آن کوچکتر از کاخ شوش و فقط شامل یک تالار مرکزی ستون دار بوده که در جوانب راست و چپ آن اطاق ها قرار داشته و به ایوانی دارای ستون های چوبی باز می شده است .
جنب کوه ساختمان های خزانه قرار دارد و در آنجا دو نقش برجسته ، یک صحنه مشابه را نشان می دهند که عبارت از پذیرایی داریوش از ماموران عالی رتبه دربار است .
در زمان خشایارشا تغییراتی در هنر مزبور داده شد . خشایارشا پسر فرمانروای شاهنشاهی که در زمان حیات پدر به عنوان جانشین وی تعیین شده بود ، بر روی سنگ کمال سکر قدرت خود را – که خود او ایجاد نکرده ولی مالک آن شده بود – تعبیر کرده است . وی در این تمایل شبیه سلاطین آشور بود و خشایارشا در نصب مدخل تالار « همه ملل » در سطحه تخت جمشید ، از آنان تقلید کرده بود و آن ساختمانی عظیم است که در جوانبش گاوهای نر بالدار با سر انسانی کار گذاشته شده و المثنای جسیم پیکرهایی که مدخل قصور آشوری را نگهبانی می کردند ، می باشد چنانکه در عهد جانشینان اغسطس ، تمایلی به طرف ساختمان های عظیم و جسیم در هنر پیدا شد ، عصر سلطنت خشایارشا نیز با چنین مبالغه ای در هنر مشخص و ممتاز است ، ولی ارتباط آن به ترقیات فنی یا ذوق تجمل توام با خودنمایی کمتر است تا به تخیل بی نظم پادشاه .
در تالاری که حتی عظیم تر از مدخل است یعنی « تالار صد ستون » خشایارشا دستور دار تصویر پادشاه را در گوشه های پنجره ها مانند قهرمان مغلوب کننده هیولاها نقش کنند . حجاری با ابعاد بزرگ ، از این هنر – که همواره ملهم قوت ، قدرت و تسلط بود – منتج می باشد .
در عصر بعدی که عهد اردشیر اول است ، جز چند اثر نادر دیده نمی شود . تالار بزرگ خشایارشا در حیات او به پایان نرسید و پسر وی دستور داد درب جنوب شرقی آن را بسازند . در شوش ، قصر داریوش در زمان اردشیر اول دچار حریق گردید و این پادشاه – که مانند جد خود بدین پایتخت بسیار علاقمند بود و نمی توانست بنای عظیم مزبور را که طعمه آتش شده بود به سرعت تعمیر کند – دستور داد در انتهای جنوبی شهر ، برای وی کاخی کوچک بسازند و آن به کرات در اعصار بعدی مرمت شده است . چند قطعه حجاری که از خرابه های آن به دست آمده از لحاظ سبک بسیار شبیه به قطعاتی است که ما از او در تخت جمشید می شناسیم .83
هنگامی که شالوده کاخ آپادانا به فرمان داریوش کبیر پی ریزی می شد ، در هر یک از چهار گوشه تالار مرکزی آن ، در زیر تخته سنگ های دیوار جعبه ای سنگی نهادند که در آن دو لوح چهار گوش از زر و سیم بود و نام داریوش بر روی آنها حک شده بود . لوح زرین 33×33 سانتی متر ، به قطر 15 میلیمتر و به وزن 5 کیلوگرم و لوح سیمین به وزن 4 کیلوگرم بود . دو عدد از چهار جعبه یاد شده با الواح آنها ضمن حفاری های نامعلوم از بین رفت ، ولی دو جعبه دیگر با چهار الواح آنها در سال 1312 ش در موزه های ایران باستان و موزه سلطنتی کاخ مرمر در معرض تماشا گذارده شد .
نوشته الواح به خط میخی ، پارسی ، ایلامی و بابلی است ، که خطوط مصطلح آن روزگار بوده است و متن آن به شرح زیر است :
داریوش شاه ، شاه بزرگ ، شاه شاهان ، شاه کشورها ، پسر ویشتاسب هخامنشی .
داریوش شاه گوید : این است شاهنشاهی ای که من دارم ؛ از ختن که آن طرف سغد است تا حبشه ، از هند تا سارد که آن را اهورامزدا ، که بزرگترین خدایان است ، به من ارزانی فرمود . اهورامزدا مرا و خاندان شاهی مرا حفظ کند .
این الواح با کوشش پروفسور هرتسفلد آلمانی ، که خاک برداری های تخت جمشید زیر نظر وی صوت پذیرفت ، کشف گردید .
کاخ آپادانا نخستین بنای تخت جمشید است که در دوره فرمانروایی داریوش اول بنا شده است . شاهان هخامنشی تابستان را در هکمتانه (همدان) ، که قبلاً پایتخت قوم ماد بود ، به سر می بردند و پاییز و زمستان را در بابل یا شوش و بهار را در تخت جمشید می گذارندند .
مراسم بزرگداشت جشن ملی نوروز در تخت جمشید ، طی تشریفاتی شایسته ، برگزار می شد و برای پذیرایی از بزرگان و سران کشور ، که از ساتراپ نشین ها و سایر نقاط به پایتخت می آمدند ، در مرودشت خیمه و خرگاه مجللی برپا می داشتند.84
جلوه کامل آپادانا به پلکان شکوهمندی تعلق دارد که به رواق های شرقی و شمالی منتهی می شود . نماهای دیوارک ها و پلکان با نقش برجسته های درباریان ، نگهبانان و اقوام قلمرو شاهی که حامل هدیه هایی برای شاه هستند پوشیده شده است . نقش بزرگ شرفیابی به حضور شاه ، که بعدها به خزانه انتقال داده شد ، در مرکز قرار داشت . این برجسته کاری ها حتی از فاصله دور به دیوارها جان می بخشیدند . درباره بعضی از جزئیات و ارزیابی سبک حجاری آنها در زیر بیشتر بحث خواهیم کرد . گرچه رنگ های این برجسته کاریها تا امروز حفظ نشده است ، ولی مدارکی وجود دارد که آنها در اصل رنگی بوده اند .
دیدار کننده پس از رسیدن به بالای پلکان احتمالاً وارد « دروازه همه سرزمین ها » می شده که بنایی است که احتمالاً در زمان داریوش آغاز شده و سپس خشایارشا آن را تکمیل کرده است .
در ورودی غربی دروازه بیننده با گاوهایی برخورد می کند ، حال آنکه در سوی دیگری که مقابل بناهای روی صفه قرار دارند ، گاوهای غول آسایی به شکل انسان دیده می شوند که بی گمان به معنای حامیان صفه هستند . در حالی که شکل این مخلوقات عجیب از شکل نگهبانان آشوری متاخر اخذ شده است ، این واقعیت که آنها به جای حالت تهاجمی مانند بناهای آشوری ، تا با دشمنی که از خارج می آید درگیر شوند ، رو به سوی یکدیگر می نگرند ، نشان دهنده تغییری در دیدگاه ویژه ایرانیان است .85
در زاویه راست محور « دروازه همه سرزمین ها » شکاف سومی وجود دارد که بزرگترین آنهاست و رو به سوی میدان جلوی آپادانا باز می شود . از تاریکی اتاق دروازه ملل به آپادانا دید دارد با نقش برجسته های پایه ستون های شکوهمند که در راس آن ستون سیاه رواقی بزرگ در برابر نور پس زمینه دیوارها قرار گرفته که روزی پابرجا بوده و اکنون فرو ریخته است .
در آغاز ، راه ورود از جنوب به شاه نشینی در کنار کتیبه ای بوده که داریوش در آن خواستار حمایت اهورامزدا برای خویش و « استحکاماتی » که بنا کرده می شود .
همه دانشمندان عقیده دارند که خزانه نخستین عمارتی بوده که در صفه بنا شده است . تخت جمشید نه مانند شوش مرکز اداری بوده و نه مانند اکباتان و پاسارگاد چنین وظیفه محتملی داشته است ، زیرا پاسارگاد بی گمان مرکز اداری امپراتوری کوروش محسوب می شده است . در مورد خزانه می توان عقیده داست که مسئله امنیت نقش مهمی ایفا می کرده است .
ثابت شده است که کف کاخ ها که اکنون بیشتر ویران شده اند ، در گذشته همانند خزانه که سرخ بوده است و نیز ساختمان های داریوش در شوش و بابل قرمز بوده اند . 86
باستان شناسان هیچ اشاره ای به کف سرخ در کاخ خشایارشا در تخت جمشید نکرده اند ، که شاید معلول این امر باشد که این کار محدود به دوره داریوش بوده است . طرح بنای خشایارشا شبیه به بنای داریوش است ولی دو برابر آن بوده است .
پیداست که فکر احداث بناهای منفرد از داریوش بوده است : خزانه ، که اصولاً یک بنای خدماتی بوده در کنار کوه احداث شده ؛ کاخ داریوش در بلندترین نقطه صفه ساخته شده و آپادانا که بزرگترین تالار عصر خویش بوده ، چشم اندازی به دشت از سمت غرب داشته و از پایین و از دو میدان شمالی و شرقی دیده می شده و عظمت بنا را بر بیننده القا می کرده است. پادشاهان بعدی ناچار بوده اند بناهای احداثی خود را در درون فضاهای باقی مانده به تناسب جای دهند و همیشه سبک و جهت بناهای داریوش یکم را حفظ کنند و ساختمان های خود را از طریق پلکان های متعدد با برجسته کاری ها و نمادهای مشابه با ساختمان اطراف پیوند دهند .87
تالار پذیرایی هخامنشی بلند و وسیع بود و پادشاه ، در میان درباریان و بزرگان کشور و نگهبانان خاص ، با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، داریوش اول، بین النهرین، آسیای صغیر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، هخامنشیان، آسیای صغیر، بین النهرین