پایان نامه ارشد رایگان درمورد اهداف تربیتی، امام سجاد (ع)، اهداف تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

کند. حکمت مشهور می گوید:
«کن حکیماً ما شئت، ولکن لاتخبر الآخرین بأنّک کذلک» در هر زمان خواستی حکیم باش ولی دیگران را خبردار نکن که چنان هستی.

الگوهای قرآنی بهترین الگو
جوانان جامعه اسلامی ما معمولاً به دنبال الگوی مناسب می گردند تا بتوانند در زندگی روزمره خود و در اخلاق و معاشرت اجتماعی و در عبادات به آن ها(الگوها) پرداخته و با سرمشق قرار دادن آنها به سعادت دنیا و آخرت برسند. در قرآن که بهترین معارف را برای بشریت به ارمغان آورده است الگوهایی وجود دارد که در دنیای امروزی که بشر از لحاظ تکنولوژی و صنعت پیشرفت فوق العاده ای کرده است اما از نظر معنویت و اخلاق دارای کبودهایی است، می تواند راهنمای خوبی باشد. چون از هر نظر قرآن هدایت و سعادت را برای انسانها طالب است و در هر رده سنی الگوهای مناسبی را معرفی کرده است که اگر جوانان و نونهالان به دنبال آنها روند به زندگی سعاتمندانه همراه با عزت می رسند ولی اگر خدای ناخواسته دنبال الگوهای نامناسب بروند و در راستای اهداف تربیتی خودگام بر ندارند، دچار بحران هویت و معنویت می شود و در نتیجه، جامعه دچار بحران می شود و در خیلی از مشکلات، پیروز میدان نخواهد شد و دشمن از فرصت سوء استفاده خواهد کرد و با ارائه الگوهای شیطانی اهداف پلید خود را اجراء خواهد کرد، همچنان که در طول تاریخ، دشمنان اسلام همین ترفندها راعلیه مسلمانان به کار برده اند و به اهداف شوم خود رسیده اند. مانند جریان اندلس(اسپانیای) امروزی که مسیحیت با گرم کردن بازارهای کاذب و فاسد، مسلمانان را قتل عام و از آنجا بیرون کردند.(سرلک، 1387 : 25)
معناي صدق و صديق:
صدق يعني مطابق كردن گفتار با باطن و با آنچه از آن خبر مي دهد. بنابراين اگر گفتار انسان با باطنش يا با خارج مطابق نباشد صدق تمام نيست.
صديق: بسيار راستگو ، پيوسته راستگو (صيغه ي مبالغه). اين واژه شش مرتبه در قرآن تكرار شده است.«نور – 61، يوسف- 46، مريم – 41 و 56، مائده – 75» در فضيلت صدق روايات بسياري نقل شده است. از جمله پيامبر گرامي فرموده است: «راستي به دل آرامش مي دهد در حالي كه دروغ در دل ايجاد شك مي كند. كساني كه در سخن، راستگو تر باشند در قيامت از همه به من نزديك ترند» (الحديث، ج1: 87)
صداقت ادريس:
«ذكر في الكتاب ادريس انّه كان صدّيقاً و رفعناه مكانا عليّاً»
(و در كتاب آسماني از ادريس ياد كن كه پيامبري صديق بود و او بلند مرتبه گردانيديم)(سوره مريم- آيات 56 – 57)
«و اسماعيل و ادريس و ذا الكفل كلّ من الصّابرين»
«اسماعيل و ادريس و ذوالكفل را [ياد كن]كه همگي از صابران بودند»«سوره انبياء – آيه ي 85»
جلوه هايي از اخلاق ادريس
در بعضي روايات سه صفت از صفات ادريس ذكر شده است كه عبارتند از: آهسته سخن گفتن، نرم سخن گفتن و گام ها را به هنگام راه رفتن نزديكي به هم گذاشتن. او بيش تر روزهاي سال روزه بود. و هر روز به اندازه تمام اهل زمانش عبارت مي كرد اولين كسي است كه با قلم نوشته است و اولين كسي است كه خياطي كرد و به هنگام خياطي تسبيح خدا مي گفت. (مجلسي ، ج11:278 – 279)

شكر گزاري
معناي شكر و شكور:
فطرت انسان چنين سرشته شده است كه وقتي متوجه مي شود نعمتي از كسي به او رسيده، حالت تواضع و علاقه به منعم در او پيدا مي شود كه در قلب و زبان و عملش تأثير مي گذارد. در قلب به منعم علاقه مند مي شود و با زبان تشكر كرده، در عمل سعي مي كند نعمت را در راهي كه موجب خشنودي منعم است صرف كند. به مجموع اين گونه رفتارها، شكر مي گويند.(برجي- 1386: 41)
آثار و بركات شكر
در قرآن در روايات آثار و نتايج فراواني براي شكر ذكر شده است. شكرگزاري از خداوند توفيقي است كه به لطف او نصيب انسان مي شود و خود، شكر ديگري را مي طلبد اگر انسان شاكر به اين نعمت مضاعف آگاه باشد، محبت او به خدا افزون مي شود و شكر و ذكر خدا در قلب او زنده مي ماند. (برجي- 1386: 45)
1- افزايش نعمت:
خداي متعال فرموده است: «لئن شكرتم لأزيدنّكم» (اگر شكر كنيد نعمت شما را افزون خواهم كرد) (سوره ي ابراهيم- آيه ي 7)
2- استمرار نعمت:
يكي از اثار شكر استمرار نعمت است.
3- مصونيّت از عذاب الهي
يكي ديگر از آثار شكر، مصونيت از عذاب الهي است.

شكر گزاري نوح:
حضرت نوح نبي(ع) طلايه دار مبارزه بي امان و طولاني مدّت با مظاهر شرك و بت پرستي و امتياز خواهي طبقاتي و اشرافي گري است.(سوره ي يونس- آيات 71- 72، سوره ي هود آيه ي 34 و سورة نجم- آيات 52- 50)
او احياگر معارف الهي و توحید ناب و بنيان گذار مناظره و استدلال منطقي و عقلي براي اثبات توحيد و نفي بت پرستي است.(سورة هود- آيات 25- 29)
اين پيامبر بزرگ در بيان و تبليغ معارف الهي و تحمل آزار و استهزاي قوم خود ارزش هاي والاي انساني را نمايان كرد كه اين مي تواند اسوه ي انسان هاي خداجو و فضيلت خواه باشد. شرح صدر، زبان مهر آميز(سورة اعراف- ايات 60 – 61) اصلاح امور (سورة تحريم- آيه ي 101). احسان به ديگران (سورة صافات- آيات 79- 80)
استقامت در راه هدف (سورة اسراء- آيه ي 3، سورة عنكبوت- آيه ي 14، سورة نوح- آيات 106- 5 ) و خير خواهي (سورة اعراف- آية 62،سوره هود – آیه34)از آن دسته از فضيلت هاي اخلاقي است كه خداي متعال نوح نبي و ديگر پيامبرانش را به آن ها ستوده است. اما آن فضيلت اخلاقي كه نوح به طور ويژه به آن ستوده و به عنوان پيشرو و اسوه براي نسل بعد مطرح شده«عبد شكور» بودن است. (برجي- 1386 : 39)
جلوه هايي از اخلاق نوح:
روزه داري در تمام ايام سال بجز دو عيد فطر و قربان.(قصص الانبياء، ابن كثير: 89) و ياري طلبيدن از خدا (سورة قمر- ایه10) در تمام حالات است. نوح به هنگام مرگ به فرزندانش وصيت كرد و فرمود:«شما را از دو چيز نهي مي كنم و آن دو عبارت است از شرك و تكبّر، و به دو چيز امر مي كنم و آن دو عبارت است از جمله (لا اله الّا الله)و جمله ي (سبحان الله و بحمده). (جامع السعادات، ج 1 : 347) امام صادق(ع)فرمود:«نوح را به سبب گريه زياد نوح ناميدند» (كامل ابن اثير، ج1 : 68)امام سجاد (ع) فرمود:«مردم سه چيز را از سه پيامبر ياد گرفتند. صبر را از ايوب، شكر را از نوح و حسد را از فرزندان يعقوب» (مجلسي، ج 11: 286)
عفت و پاكدامني:
معناي عفّت: (العفّه حصول حاله للنفّس تمتنع بها عن غلبه الشهوه)(عفّت عبارت از حصول حالتي براي نفس است كه اين حالت مانع از غلبه و سركشي شهوت در انسان مي شود) (مفردات راغب: 339)
عفت يوسف:
آن گاه كه همسر عزيز مصر در خلوت با يوسف عشوه گري و طنازي هاي خود را بر او عرضه كرد و از او خواست تا به خواسته ي وي پاسخ داده، او را كامروا سازد، وضعيت يوسف مي طلبيد كه او تسليم وي شود و با شور و اشتياق به خواسته اش لبيك گويد، چه اينكه يوسف در عنفوان جواني بود، دوراني كه نفس انسان آكنده از عاطفه و غريزه ي جنسي شعله ور است ، و از همه بالاتر يوسف در خانه آن زن و تحت قدرت و نفوذ و خشم او بود، به گونه اي كه اگر تسليم وي نمي شد از آزار و شكنجة او بيمناك بود. ولي يوسف در مقابل همه اين امور خواسته آن زن را رد كرد با بلندي روح و بي ميلي، از او روي گردان شد و زندگي در زندان را كه سرشار از آزار و شكنجه بود، بر فرو افتادن در دام گناه ترجيح داد. (برجي- 1386: 107 – 102)

يوسف اسوه ی پاكدامني و عفت
قال ربّ السّجن احبّ اليّ ممّا يدعونني اليه و الّا تصرف عنّي كيد هنّ اصب اليهن و اكن من الجاهلين فاستجاب له ربّه فصرف عنه كبد هنّ انه هو السّميع العليم
يوسف گفت: پروردگارا! زندان براي من خوش تر است از آنچه مرا به آن مي خوانند، و اگر مكر آنان را از من باز نداري، به آنان مي گرايم و از نادانان خواهم شد. آن گاه پروردگارش درخواست او را اجابت كرد و مكر آنان را از او باز داشت چرا كه شنوا و داناست(سورة يوسف- آيات 33 – 34)
ايّوب، پيشرو صابران
در قرآن كريم آمده است.
(انّا وجدناه صابراً نعم العبد انّه اوّاب)
(ما ايوب را شكيبا يافتيم، چه بنده ي خوبي است كه بسيار بازگشت كننده به خداست(سورة ص – آية 44)در آيه فوق خداي متعال ابتدا از صبر ايوب ياد كرده و سپس او را به سبب صبرش ستوده و در نهايت نشانه ي صبر او را اين گونه ذكر كرده كه در برابر هر مصيبت و بلايي كه بر آو وارد مي شد به خدا توجه مي كرد و بسيار بازگشت كننده به خدا بود. (برجي- 1386: 117))
جايگاه صبر و صابران در قرآن:
در قرآن مجيد صبر در كنار بسياري از ارزش هاي والاي معنوي مانند يقين (سورة سجده آية 24)، شكر (سورة ابراهيم- آية 5) توكل (سوره ي نحل- آية 42)، نماز(سورة بقره – آية 153)، تسبح (سورة طور- آية 48)استغفار(سورة مؤمن- آية 55)جهاد(سورة نحل- آية110) و عمل صالح(سورة هود- آية 11) ذكر شده است. قرآن صبر را از صفات برجسته ابرار (سورة بقره – آية 177) ، متقين (سورة آل عمران- آيات 17 تا 15)، مخبتين(سورة حج- آيات 34 – 35) و بهشتيان دانسته اشت. اين كتاب الهي همه خيرات دنيا و آخرت را دستاور و صبر و هر موفقيتي را در دنيا و آخرت وابسته به صبر، و رسيدن به بهشت و رهايي از دوزخ را و امدار صبر دانسته و به صراحت اعلام كرده كه خداوند يا صابران است(سورة بقره- آيات 153- 249)(سورة انفال- آيات 46 – 65) خداوند صابران را دوست دارد ( سوره آل عمران- آیه 146) به آنان مژده مي دهد(سورة بقره- آية 155) و درود مي فرستد(سورة بقره- آية 157)، صابران بهترين پاداش را دارند (سورة نحل- آية 96)
پاداش صابران بي حساب است(سورة زمر- آية 10)، پيشوايي و رهبري از آن صابران است(سورة سجده- آية 24) و خداوند صابران را مدد مي رساند(سورة آل عمران- آية 125)
«من لايعد الصبر لنوائب الدهر يعجز»
امام باقر (ع) مي فرمايد:«كسي كه در برابر حوادث صبر و تحمل ندارد ناتوان خواهد شد»(اصول كافي، ج 2، ص 93، ح 24)
قرآن و نيكي به پدر و مادر
خداي متعال در آيات متعددي به نيكي و احسان به پدر و مادر سفارش كرده است و پروردگارت امر كرده است كه غير او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكي كنيد، و اگر يكي يا هر دوي آن ها در نزد تو به سنين پيري برسند، به آنان حتي اف مگو، و آنان را مران و به ايشان به نرمي سخن بگو و بر آنان بال فروتني مهر آميز بگستر و بگو: پروردگارا! بر آنان رحمت آور همچنان كه مرا در كودكي پرورش دادند. (سورة اسراء-آيات23 – 24)

يحيي، اسوه ي نيكي به پدر و مادر
«يا يحيي خذ الكتاب بقوّهٍ و آيتناه الحكم صبيّاً و حناناً من لّدنّاً و زكاهً و كان تقّياً و برّاً بوالديه و لم يكن جبّاراً عصيّاً. وسلام عليه يوم ولد و يوم يموت و يوم يبعث حيّاً»
«اي يحيي! كتاب آسماني را به جدّ و جهد بگير، ما به او در عهد كودكي نبوت بخشيديم و از سوي خويش بر او رحمت آورديم و پاكيزه اش كرديم و او پرهيزگار و در حق پدر و مادرش نيكوكار بود و زورگو و سركش نبود، و بر او در روزي كه زاده و روزي كه در مي گذرد و روزي كه زنده برانگيخته مي شود، درود باد»(سورة مريم- آيات 15- 12)
در آيات فوق بر نيكي يحيي به پدر و مادر مهر تأييد خورده و خداي متعال اين خصلت ارزشمند يحيي را سرمشق آيندگان نقل كرده است.
جلوه هايي از ديگر صفات برجسته ي اخلاقي يحيي
صفات برجسته در قرآن سخنان معصومان براي حضرت يحيي ذكر شده است از جمله: خداي متعال در آیات 38 و 39 سوره ي ال عمران سه صفت براي يحيي ذكر كرده است:
سيّداً حصوراً، نبيّاً من الصالحين.
در تفسير«سيد» گفته شده: بزرگ در علم، موصوف به عبادت، بردباري، حسن خلق و…
در تفسير«حصور» امام باقر (ع) فرمود: يعني نفس خود را از شهوات باز مي داشت
در تفسير ديگر آمده كه او در كارهاي بي فايده و باطل داخل نمي شد. (مجلسي، ج 4: 170)
در شيوه ي زندگي او آمده است: حضرت يحيي مردم را به عبادت خدا دعوت مي كرد و لباس مويين مي پوشيد، دينار و درهم و خانه اي كه در آن جا سكوت كند، نداشت، هر جا شب مي شد همان جا مي خوابيد، بنده و كنيز هم نداشت.(مجلسي، ج 14: 189)
پيامبر اسلام اسوه ي جامع و كامل تمام خوبي ها
اسوة جامع و كامل در اخلاق
چنان كه گذشت، خداي متعال هر پيامبري را به يك يا چند صفت خاص ستوده است. اما دربارة پيامبر گرامي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد شرایط صحت، فضایل اخلاقی، عدالت اجتماعی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد فضایل اخلاقی، رسول خدا (ص)، ظلم و ستم