پایان نامه ارشد رایگان درمورد انحراف معیار، نوسان پذیری، ریسک سرمایه، اوراق قرضه

دانلود پایان نامه ارشد

خاص50: این صندوقها بر روی سهام شرکتهای مستقر یک کشور یا منطقه خاص از جهان تمرکز میکنند.
4- صندوقهای بازارهای در حال ظهور: این صندوقها حاوی سهام منتشره شرکتهای مستقر در کشورهای کوچک در حال توسعه بوده و بسیار مخاطره آمیز میباشند.

6- صندوقهاي مشترك سرمایهگذاري خاص (صنعت يا منطقه خاص )51
اين صندوقها از تنوع سازي گسترده چشم پوشي كرده و در يك بخش جغرافيايي خاص و يا يك صنعت خاص متمركز ميشوند. به عنوان مثال اين شركتها ميتوانند در بخش تكنولوژي، داروسازي و يا خدمات متمركز شوند. همانگونه كه احتمال بازدهي بالا براي اين شركتها وجود دارد احتمال زياندهي هم بسيار بالاست.
7- صندوقهاي مشترك سرمايهگذاري اخلاق مدار
اين صندوقها تنها در شركتهايي سرمايهگذاري ميكنند كه از معيارهاي خاص اخلاقي و يا ديني در فعاليت هايشان پيروي ميكنند. اكثر اين صندوقها در صنعتهايي مثل صنعت تنباكو، مشروبات الكلي، اسلحه سازي و نيروي هسته اي سرمايهگذاري نميكنند.
8- صندوقهاي مشترك سرمايهگذاري شاخصي52
آخرين اين صندوقها و البته نه كم اهميتترين آنها صندوقهاي مشترك سرمايهگذاري شاخصي ميباشد. این صندوقها، شرکتهای سرمایهگذاری هستند که عملکرد آنها مبتنی و برابر با شاخص قیمت سهام است. با توجه به این که رفتار، عملکرد و نرخ بازده این شرکتها دقیقا برابر با رفتار، عملکرد و شاخص پرتفوی بازار است باید قید کنند که شاخص موردنظر شرکت کدام یک از شاخصهای موجود است (مانند شاخصDOWJONES و STANDADS&POORS).
صندوقهای شاخصی، نوعی صندوق سرمایهگذاری یا یونیتتراستها هستند که هدف سرمایهگذاری آن دستیابی به بازده یک شاخص انتخابی، نظیر S&P500 است. به عبارت دیگر، صندوقهای شاخصی، دارایی خود را در سهام یا اوراق قرضه موجود در سبد یک شاخص، سرمایهگذاری میکند. نوعی از صندوق شاخصی علاوه بر سهام یا اوراق قرضه، ابزارهای مشتقه را نیز در پرتفوی خود نگه میدارد. هم چنین ممکن است صندوق در تمام سهام موجود در سبد شاخص سرمایهگذاری کند یا این که نمونه کوچکتری از آن را- درصد مشخصی از سهام شاخص- به عنوان پرتفوی سرمایهگذاری برگزیند. ازآن جا که صندوقهای شاخصی از یک شاخص پیروی میکنند پرتفوی آن ها نیاز به تغییرات چندانی ندارد، مدیریتشان در مقایسه با صندوقهای سرمایهگذاری، غیر فعال است. مهمترین ویژگی صندوقهای شاخصی، مالیات، هزینه و کارمزد کمتر نسبت به صندوقهای با مدیریت فعال است. ریسک سرمایهگذاری در این صندوقها، تقریباً معادل ریسک سهام موجود در شاخص است. البته صندوقهای شاخصی به دلیل انتخاب پرتفوی ثابت از انعطافپذیری کمتری نسبت به صندوقهای فعال برخوردارند (سنگینیان ،1383، 6 ).
2-7- برای اوراق مشترک سرمایهگذاری دو نوع قیمت وجود دارد
1- قیمت فروش
از مجموع ارزش خالص دارایی و کارمزد فروش بدست میآید و اوراق با این قیمت به عموم فروخته میشوند البته قیمت فروش هر روزه توسط ارزیاب در پایان روز اداری تعیین و اعلام میشود.
2- قیمت باز خرید
این قیمت، قیمت فروش اوراق توسط دارنده آن است که همواره کمتر از قیمت فروش میباشد که این اختلاف حاشیه سود را نشان میدهد (موسوی، جاری، مریدی پور، 1389 ،7-6).
2-8- خریدو فروش سهام صندوقها
دو شیوه کلی برای عرضه و فروش سهام صندوقها وجود دارد و در هر صورت ثبت عرضه عمومی نزد مراجع ذی صلاح الزامی است (همان منبع، 1389 ،7).
الف- عرضه مستقیم: توسط صندوق ها از طریق نامه، تلفن و دفتر کار.
ب- عرضه غیرمستقیم: از طریق عاملهای فروش مانند کارگزاران شعب، بانکها، مؤسسات بیمه، برنامهریزان مالی و…

2-9- نظریه مدرن پرتفوی(MPT)53
مقاله منتشر شده با عنوان انتخاب پرتفوی توسط هری مارکوویتز54در سال 1952، به عنوان منشأ تئوری نوین پرتفوی شناخته میشود. بزرگترین کمکMPT پیریزی چارچوب ریسک و بازدهی برای تصمیمگیری می باشد. مارکویتز با تعریف ریسک سرمایهگذاری در غالب کمی، یک رویکرد کمی را در انتخاب دارایی و مدیریت پرتفوی به سرمایهگذاران ارائه کرد. وی انحراف معیار را به عنوان شاخص پراکندگی، معیار عددی ریسک خواند. خود مارکویتز و ویلیام شارپ دیگر فرد مطرح در ارائه نظریه مدرن پرتفوی (MPT) تصدیق می کنند محدودیتهای مهمی در فرمولبندی اولیه این نظریه وجود دارد. میتوان نشان داد در شرایط اطمینان کامل ، رویکرد میانگین – واریانس پیشبینی نامساعدی از رفتار سرمایهگذاران ارائه میکند. و در واقع مدلی برای تخصیص بهینه ثروت یک فرد بین داراییهای ریسکی ابداع نمود. این مدل، تنها بر دو عامل بازده موردانتظار و واریانس تمرکز داشت و بر پایه این فرض بود که سرمایهگذاران ریسکگریز هستند (رم و بریان و همکاران55، 1993، 13-11 ). در نظریه مدرن پرتفوی، کل تغییرپذیری بازدهی حول میانگین، ریسک تلقی می گردد و با واریانس یا انحراف معیار اندازهگیری میشود. دراین نظریه نوسانات بالای میانگین و همچنین نوسانات پایین میانگین هم ارزش میباشند. به زبان دیگر، واریانس شاخص ریسک متقارن است که البته در دنیای واقعی سرمایهگذاران مصداق ندارد در یک بازار رو به رشد ما باید امکان هر چه بیشتر نوسانپذیری را جستجو کنیم و تنها در رکود بازار باید از نوسان اجتناب کنیم. پس از یک دیداه ویژه ریسک متقارن نیست و دارای چولگی است (رم و فرگوسن56، 1993 ،351). واریانس یک مقیاس و پیمانه سنجش دو طرفه است و در برگیرنده کلیه انحرافات حول میانگین- بدون توجه به جهت آن- این یک تصور بسیار مشکل است که افراد وسرمایهگذاران ریسک رابه این معنا و مفهوم درک کنند. مفروضات این تئوری باعث شد تا امکان استفاده از این تئوری در عمل کم شود مفروضات اصلی این تئوری عبارت بودنداز:
1- توزیع بازدهی همه اوراق بهادار و داراییها نرمال است.
2- واریانس بازدهی دارایی، شاخص مناسبی برای اندازهگیری ریسک است.
امروزه تحقیقاتی که بر روی بازارهای سهام نوظهور صورت گرفته، نشان داده است که توزیع بازدهی در این بازارها نرمال نیست (بیکارت و همکاران،1998،116-102). بر همین اساس، یکی از فرضیههای اساسی این نظریه که همان فرض نرمال بودن توزیع بازدهی برای استفاده از این نظریه است، با تردید جدی مواجه شده است. از جمله شاخصهایی که برای ارزیابی عملکرد پرتفوی از این تئوری بهره میجویند، شاخص شارپ، ترینر، جنسن، نسبت اطلاعات57، نسبت ارزیابی58 وضریب تعیین است.
2-10- نظریه فرامدرن پرتفوی(PMPT)59
نظریه فرامدرن پرتفوی بر اساس رابطه بازدهی و ریسک نامطلوب به تبیین رفتار سرمایهگذار و معیار انتخاب پرتفوی بهینه میپردازد (استرادا60، 2007، 185-169). فلسفه این تئوری بدین ترتیب است که چنانچه تعریف ریسک را به صورت “زیان بالقوه سرمایهگذاری که قابل محاسبه است” و یا”در معرض خطر قرار گرفتن” بپذیریم (راعی، سعیدی،1383)، منطقی است که تغییرات مطلوب بازدهی(تغییرات بالای حد متوسط یا هر میزان مورد هدف)به عنوان ریسک در نظر گرفته نشود و فقط تغییرات کمتر از میانگین (یا هر هدف غیر میانگین) در محاسبه ریسک منظور شود. مارکویتز نیز پیشنهاد میکند که یک مدل بر پایه نیمه واریانس یا آنچه که امروز تحت عنوان ریسک نامطلوب از آن یاد میکنند ، دارای رجحان و برتری بیشتری میباشد. استفاده از نیمه واریانس61 در محاسبه ریسک، یکی از رویکردهای جدیدی است که با این تعریف تناسب بیشتری دارد. در نظر سنجی که توسط آدامز و مونتسی (1995) صورت گرفت، نشان دادند که مدیران شرکتها اغلب نگران بروز نتایج نامطلوب نسبت به یک نقطه نا مرجع میباشند، که این همان معنا و مفهوم ریسک نامطلوب می باشد(لین62،2002 ،5). از سوی دیگر، نظریه فرامدرن پرتفوی نیز تشریح میکند که ریسک سرمایهگذاری با اهداف خاص هر سرمایهگذار گره خواهد خورد و هر نتیجه های بالاتر از این هدف، ریسک مالی یا اقتصادی تلقی نمیشود. شاخص “ریسک نامطلوب” در نظریه فرامدرن پرتفوی، یک تفکیک مشخص وشفافی بین “نوسان پذیری مساعد”و”نوسان پذیری نامساعد” صورت میدهد. در این نظریه تنها نوسان پذیری زیر نرخ هدف، ریسک محسوب میشود و به همه بازدهی بالاتر از این هدف، عدم اطمینان گفته میشود که جز فرصتهای بدون ریسک برای کسب بازدهیهای غیرمنتظره میباشد. در این نظریه به نرخ بازدهی هدف،”حداقل بازدهی قابل قبول” یا به اختصارMAR گفته میشود، که عبارت است از: حداقل نرخ بازدهی که باید به منظور جلوگیری از شکست که در نائل شدن به اهداف مالی، کسب گردد. به خاطر مسائل و مشکلات محاسباتی پیچیده ریسک نامطلوب، تحلیلهایش را بر پایه واریانس و انحراف معیار استوار میکند. به دلیل مشکلاتی که در مفروضات تئوری مدرن وجود دارد باعث شده است که خوشبختانه به دلیل پیشرفتهای اخیر در تئوری مالی و پرتفوی به همراه افزایش توان محاسبات پیچیده، بر این مشکلات فائق آمده و نتیجه آن بسط و گسترش پارادایم ریسک و بازده تحت عنوان “تئوری فرامدرن” میباشد. پس نظریه مدرن پرتفوی چیزی نیست جز یک حالت خاص از فرمول بندی تئوری فرامدرن پرتفوی (رم، فرگوسن،1993 ،350). برایان ام.رام، معتقد است در نظریه فرامدرن پرتفوی دو پیشرفت اساسی نسبت به نظریه مدرن پرتفوی دیده میشود:
1) به کارگیری ریسک نامطلوب به جای انحراف معیار(SD)63 به عنوان ابزار سنجش ریسک.
2) نظریه فرامدرن پرتفوی توزیعهای بازدهی غیر نرمال را نیز دربرمیگیرد.
و کاربرد این نظریه را در ارزیابی عملکرد، بهینهسازی پرتفوی و تخصیص داراییها میداند.
2-11- تفاوت نظریه مدرن و فرامدرن
نظریه مدرن پرتفوی بر اساس رابطه بازدهی و ریسک محاسبه شده از طریق واریانس و انحراف معیار بازدهی تبیین میشود در حالی که نظریه فرامدرن پرتفوی(PMPT) بر اساس رابطه بازدهی و ریسک نامطلوب به تبیین رفتار سرمایهگذار و معیار انتخاب پرتفوی بهینه میپردازد (استرادا، 2000 ،2).

2-12- مفهوم ریسک مطلوب64 ونامطلوب65
معیارهای مبتنی بر نوسانپذیری، مبتنی بر رفتار میانگین واریانس66 هستند که چارچوب تصمیمگیری سرمایه گذاران را بر اساس نوسانپذیری بازدهی ترسیم میکنند و زیربنای نظریه مدرن پرتفوی قرار میگیرد. در این چارچوب نوسانپذیری بازدهی حول میانگین، به عنوان ریسک تعریف میشود. معیارهای ریسک مطلوب مبتنی بر این فرض هستند که حرکات رو به بالای بازدهی و بنابراین نوسانپذیری رو به بالای بازدهی مورد انتظار یا میانگین به عنوان ریسک تصور میشود. از طرف دیگر ریسک مطلوب، احتمال یا افزایش پتانسیل بازدهی یک دارایی یا سرمایهگذاری، براساس در صد یا مبلغ را نشان میدهد که میتواند معیاری از جذابیت یا مطلوبیت آن دارایی باشد و هر چه بیشتر باشد جذابیت سرمایهگذاری بیشتر است. معیار سوم معیار مبتنی بر ریسک نامطلوب است. مفهوم ریسک نامطلوب یکی از پیشرفتهای دهه 90 در خصوص معیارهای اندازهگیری ریسک است. مبدعان این روش رام و فرگوسن (1994) و همچنین کاپلان و سیگل (1994) بودهاند. این رویکرد مبتنی بر فرض عدم تقارن بازدهی و واکنش متفاوت سرمایهگذاران به نوسانات کمتر از میانگین و نوسانات بالای میانگین است. در این چارچوب که زیر بنای نظریه فرامدرن پرتفوی قرار میگیرد، اعتقاد بر آن است که سرمایهگذاران حرکات رو به پایین بازدهی را ریسک تلقی میکنند و حرکات رو به بالا را فرصت میدانند. در این معیارها فرض بر این است که برای سرمایهگذاران تأمین امنیت اصل سرمایه نسبت به کسب بازدهی اولویت دارد و سرمایهگذاران بیشتر از آن که به دنبال کسب بازدهی باشند، به دنبال حفظ اصل سرمایه هستند و اندازه گیری ریسک نامطلوب همراه با تئوری پرتفوی و با انتشار دو مقاله در سال 1952 مطرح گردید. اولین مقاله توسط مارکویتز و دومین مقاله توسط “ری” منتشر گردید. ری به این که یک تابع مطلوبیت ریاضی گونه برای هر فرد سرمایهگذار وجود دارد اعتقاد نداشت، و معتقد بود سرمایهگذاران ابتدا به دنبال امنیت اصل سرمایه خویش هستند، سپس به بازدهی فکر میکنند. ری معتقد بود که سرمایهگذار حداقل بازدهی قابل قبول را مطالبه می کند و آن را سطح بحرانی نامید. کارهای ری مقدمهای برای توسعه مدل محاسبه ریسک نامطلوب بود.
ریسک نامطلوب احتمال این که قیمت یک دارایی یا سرمایهگذاری کاهش یابد، یا میزان زیانی که میتواند از پتانسیل کاهش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اوراق قرضه، شرکتهای بیمه، بیمه عمر، بازنشستگی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نقدشوندگی، استقراض