پایان نامه ارشد رایگان درمورد امنیت انرژی، نفت و گاز، رشد اقتصادی، جغرافیای سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

واﻗﻊ ﺑﻪ ﻋﻨـﻮان ﻧﻬـﺎدي در داﺧـﻞ ﺳـﺎزﻣﺎن ﻫﻤﻜـﺎري اﻗﺘـﺼﺎدي ﺗﻮﺳﻌﻪ ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪ و اﻋﻀﺎي اﻳﻦ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﻪ ﻋﻀﻮﻳﺖ آژاﻧﺲ ﻧﻴﺰ درآﻣﺪﻧﺪ . آژاﻧﺲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ اﻧﺮژي ﻫﻢ اﻛﻨﻮن داراي 28 ﻋﻀﻮ اﺳﺖ . ﻫﺪف ﻋﻤﺪه آژاﻧﺲ، ﺗﺎﻣﻴﻦ اﻣﻨﻴـﺖ ﻋﺮﺿـﻪ اﻧﺮژي ﺑـﻪ ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺼﺮف ﻛﻨﻨﺪه اﻋﻼم ﺷﺪه اﺳﺖ. در واﻗﻊ آژاﻧﺲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ اﻧﺮژي در واﻛﻨﺶ ﺑﻪ ﺷـﻮك ﻧﻔﺘﻲ ﺳﺎل 1973 ﭘﺪﻳﺪ آﻣﺪ ﺗﺎ ﺑﺎ ﺑﺤﺮان اﻳﺠﺎد ﺷﺪه ﺑﺮاي ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺼﺮفﻛﻨﻨﺪه در اﻓﺰاﻳﺶ ﺷﺪﻳﺪ ﺑﻬﺎي ﻧﻔﺖ 45 ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﻛﻨﺪ.
آژاﻧﺲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ اﻧﺮژي در ﺳﺎل 1974 زﻣﺎﻧﻲ ﺑﺮاي ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺑﺤﺮان وارد ﻋﻤﻞ ﺷـﺪ ﻛـﻪ ﻋﻤـﻼ ﺗﻨﺶ ﻫﺎي ﻧﺎﺷﻲ از آن از ﺑﻴﻦ رﻓﺘﻪ ﺑﻮد . ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، آژاﻧﺲ ﻳﻚ رﺷﺘﻪ اﻗﺪاﻣﺎت اﺻﻮﻟﻲ را ﺑـﺮاي ﻛﺎﻫـﺶ زﻣﻴﻨﻪ ﺑﺮوز ﺑﺤﺮان ﻫﺎي آﺗﻲ در ﻋﺮﺻﻪ ﻧﻔﺖ ﻣﺪﻧﻈﺮ ﻗﺮار داد ﻳﻜﻲ از اﻫﺪاف اﻋﻼم ﻧﺸﺪه ﺳﺎزوﻛﺎر ﻣﺸﺎرﻛﺖ اﺿﻄﺮاري، ﺑﺎزداﺷﺘﻦ ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﺻﺎدرﻛﻨﻨﺪه از ﺗﺤﻤﻴﻞ ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺗﺤﺮﻳﻢ ﻧﻔﺘﻲ ﻋﻠﻴﻪ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻏﺮﺑﻲ اﺳﺖ. ﺳﺎزوﻛﺎر ﻣﺸﺎرﻛﺖ اﺿﻄﺮاري آژاﻧﺲ ﺑﺮ ﺳﻪ اﺻﻞ ﻋﻤﻠﻲ زﻳﺮ ﻣﺘﻜﻲ اﺳﺖ:
اﻟﻒ. ذﺧﻴﺮه ﺳﺎزي ﻧﻔﺖ: ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻋﻀﻮ آژاﻧﺲ ﻣﻮﻇﻒ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻣﻌﺎدل 90 روز از ﻣﻮﺟﻮدي ﻧﻔﺖ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺧﻮد را ﺑﻪﺻﻮرت ذﺧﻴﺮه ﻧﮕﻬﺪاري ﻛﻨﻨﺪ؛
ب. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﻳـﻲ : ﻛـﺸﻮرﻫﺎي ﻋـﻀﻮ ﺑﺎﻳـﺪ در ﺻـﻮرت ﺑـﺮوز ﺑﺤـﺮان در ﻋﺮﺿـﻪ، ﺑﺮﻧﺎﻣـﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺟﻮﻳﻲ ﺧﺎﺻﻲ را ﺑﺮاي ﻣﺤﺪود ﻛﺮدن ﻣﺼﺮف اﻧﺮژي ﺑﻪ اﺟﺮا ﺑﮕﺬارﻧﺪ . در ﭼﺎرﭼﻮب اﻳﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، ﻣﺼﺮف ﻧﻔﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻴﺰان 7 درﺻﺪ ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﺑﺪ و اﮔﺮ ﻛﺴﺮي ﺗﺎﻣﻴﻦ ﻧﻔﺖ ﺑﻴﺶ از 12 درﺻﺪ ﺷـﻮد، ﻣﺼﺮف ﺑﺎﻳﺪ در ﺣﺪ 10 درﺻﺪ ﻛﺎﻫﺶ ﭘﻴﺪا ﻛﻨﺪ؛
ج. ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻣﻠﻲ در ﺣﺎﻟﺖ اﺿﻄﺮاري: ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﻫﻲ ﻣﻠﻲ در ﺻﻮرت ﺑـﺮوز ﺑﺤـﺮان ﻣﻜﻠـﻒ اﺳـﺖ ﻣﻴﺰان ﻧﻔﺖ ﻣﻮﺟﻮد را ﺑﺮ اﺳﺎس ﺿﺎﺑﻄﻪ ﺧﺎﺻﻲ در اﺧﺘﻴﺎر ﮔﺮوهﻫﺎي ﻣﺼﺮفﻛﻨﻨﺪه ﻗﺮار دﻫـﺪ .
ﻳﻜﻲ از ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻋﻤﺪه ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎي آژاﻧﺲ، ﻛﺎﻫﺶ ﺷﺪﻳﺪ ﺗﻘﺎﺿﺎ ﺑـﺮاي ﻧﻔﺖ اوﭘﻚ ﺑـﻮده اﺳـﺖ . ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ اوﭘﻚ از 31 ﻣﻴﻠﻴﻮن ﺑﺸﻜﻪ در روز در 1979 ﺑﻪ ﺣﺪود 16 ﻣﻴﻠﻴﻮن ﺑـﺸﻜﻪ در روز در 1985 ﻛﺎﻫﺶ ﻳﺎﻓﺖ. در ﭘﻲ اﻳﻦ ﺳﻴﺎﺳﺖ ﻫﺎي آژاﻧﺲ، ارﺗﺒﺎط ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎي ﺑﺰرگ ﻧﻔﺘﻲ ﺑﺎ ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻋﻀﻮ اوﭘﻚ از دﻫﻪ 1970 ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻛﺎﻫﺶ ﭘﻴﺪا ﻛﺮد . اﻳﻦ ﺷﺮﻛﺖ ﻫﺎ در اﻳﻦ دوره ﺑﺨـﺶ ﻋﻤﺪه اي از ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ ﻫﺎي ﺧﻮد را در ﻣﻨﺎﻃﻖ ﻏﻴﺮاوﭘﻚ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﻛﺮدﻧﺪ ﺗﺎ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻧﻔﺖ ﻏﻴﺮاوﭘﻚ اﻓـﺰاﻳﺶ ﻳﺎﺑـﺪ . ﻳﻜﻲ از راه ﻛﺎرﻫﺎي ﻣﻬﻢ آژاﻧﺲ ﺑﻴﻦ اﻟﻤﻠﻠﻲ اﻧﺮژي در ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ ﺑﺤﺮان ﻋﺮﺿﻪ، آزادﺳﺎزي ذﺧﺎﻳﺮ راﻫـﺒﺮدي ﻛﺸﻮرﻫﺎي ﻋﻀﻮ آن اﺳﺖ. (همان، 124-125)
نتیجه گیری
این فصل چارچوبی کلی برای شناخت مسائل مرتبط با دیپلماسی انرژی،نفت و رابطه قدرت و انرژی در سطح جهانی ارائه کرد. این فصل نشان داد که وجود ذخایر زیر زمینی به خصوص منابع انرژی فسیلی که به مثابه سوخت اقتصاد صنعتی جهان امروز است برای هر دولت- ملت یا واحدی در نظام بین الملل یک نقطه اتکا و یک ابزار چانه زنی و اعمال قدرت در عرصه رقابت جهانی است. با توجه به نیاز جهان صنعتی به نفت و گاز و عدم امکان جایگزینی سوخت های تجدید پذیر مانند خورشیدی یا بادی در آینده نزدیک، دیپلماسی نفتی تبدیل به یکی از مهم ترین و کار آمدترین ابزارهای اعمال قدرت در جهان امروز تبدیل شده است. دولت های که از مقادیر قابل توجه نفت و گاز بهره می برند این امکان را پیدا کرده اند که از نفت یا گاز استفاده سیاسی کنند. به عبارت بهتر امروزه نفت و گاز یک کالای اقتصادی صرف نیست بلکه با قرار گرفتن مسئله انرژی در دستور کار دستگاه دیپلماسی کشورها، نفت وگاز به یکی از کار آمدترین ابزارها سیاسی در عرصه روابط میان کشورها تبدیل شده است.
بازار نفت جهان در دهه 1970 میلادی،تغییرات شگرفی را تجربه کرد که طی آن کشورهای نفت خیز خاورمیانه کنترل بیشتری بر صنعت نفت خود و معادلات بازار نفت پیدا کردند. این تغییرات سلطه بلامنازع قدرت های غربی وبه ویژه امریکا وشرکت های چندملیتی نفتی بر بازار را به چالش کشید و موقعیت اوپک را به عنوان نماینده کشورهای تولید کننده نفت ارتقا بخشید. این شرایط در دو دهه بعد به واسطه افزایش سهم تولیدکنندگان غیر اوپک در بازار تا اندازه ای تغییر کرد اما امروز تقاضا برای نفت اوپک در حال افزایش است، تولید نفت در کشورهای غیر اوپک رو به کاهش است و در کشورهای عمده نفت خیز، دولت کنترل خود را بر ذخایر نفت افزایش داده و مشارکت شرکت های خصوصی را محدود کرده است. از این رو می توان از پیدایش دوره ای تازه در اقتصاد سیاسی نفت جهان سخن گفت. در این دوره به سبب افزایش نگرانی درباره آینده ذخایر و عرضه نفت، رقابت های استراتژیک در اقتصاد سیاسی نفت جهان رو به افزایش خواهد گذاشت.یکی از پیامدهای این شرایط را می توان در تقویت حضور نظامی امریکا در منطقه به ویژه پس از سال 2003 مشاهده کرد.

فصل دوم:
روند تحولات انرژی در سطح جهان
با تأکید بر وضعیت ایران و چین

مقدمه
امنیت انرژی از مهم ترین موضوعات برجسته عرصه روابط بین الملل می باشد. هدف سیاستمداران از امنیت انرژی دستیابی به سه موضوع می باشد. اول، حصول عاری از تهدید و خطر به منابع انرژی امکان پذیر باشد. دوم منابع انرژی به طور عقلایی و منطقی دارای تنوع به لحاظ منطقه جغرافیایی منابع و همچنین طرق انتقال وجود داشته باشد و سوم تبادل انرژی (نفت و گاز) از مناطقی کسب گردد که احتمال ثبات و عدم تغییر در حکومت های آنان در دراز مدت و به طور طولانی وجود داشته است. دو عامل باعث اهمیت امنیت انرژی شده است: نیاز دو چندان کشورهای صنعتی به منابع انرژی و در مقابل تشدید مصرف سرانه انرژی کشورهای چین و هند. دوما واقع شدن منابع انرژی در مناطقی که از دید کشورهای غربی این مناطق دارای حکومت های بی ثبات به لحاظ سیاسی می باشند لذا با توجه به پیوند رشد اقتصادی و عرضه تقاضای انرژی شده است. در این فصل به وضعیت امنیت انرژی و تحولات در بازار نفت و گاز به طور عام و بازار ایران و چین به طور خاص می پردازیم.
تحولات امنیت انرژی 
چشم انداز امنیت انرژی متناسب با موقعیت و جایگاه هر کشور در این زنجیره ارزشی متفاوت می باشد. تمایل مستمر صنایع انرژی و مصرف کنندگان از یک سو موجب ارزشمند شدن آن در زمان تقاضا شده و از سوی دیگر موجبات نگرانی آنها را اختلالات احتمالی فراهم می آورد. از مولفه های جدایی ناپذیر امنیت انرژی برای اغلب کشورهای تولید کننده نفت، امنیت درامد و امنیت تقاضا می باشد. دسترسی به ذخایر جدید، توانایی توسعه زیرساخت های جدید و رژیم های سرمایه گذاری پایدار از جمله مولفه هایی هستند که جهت دستیابی به امنیت انرژی برای شرکت های نفت و گاز حیاتی می باشند. در مقابل کشورهای در حال توسعه نگران توانایی بالقوه خویش برای پرداخت منابع جهت پیشرفت اقتصادیشان و همچنین ایجاد تعادل در زمان شکل گیری شوک ها احتمالی در بازار می باشند. برای شرکت های بزرگ یکپارچگی کل شبکه از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. تمرکز سیاستگذاران بر خطرات ناشی از اختلال در عرضه و امنیت زیر ساخت بدلیل تروریسم، جنگ و بلایای طبیعی می باشد. آنها همچنین به میزان حاشیه امنیتی، میزان ظرفیت مازاد بر مصرف، ذخایر استراتژیک و فراوانی زیرساخت ها توجه ویژه ای دارند. در طول این زنجیره ارزشی قیمتها و تنوع عرضه اجزای حیاتی امنیت انرژی هستند. (معین الدین، انتظار المهدی،1389، 199-198)
عناصر سنتی امنیت انرژی عبارتند از: منابع عرضه، مراکز تقاضا، جغرافیای سیاسی و ساختار بازار. در بحرانهای انرژی دهه 1970 تمرکز برای کشورهای صنعتی غرب در منابع عرضه نفت و جغرافیای سیاسی بود. این دو عنصر علل ایجاد زمینه نگرانیهای امنیتی انرژی شد و مراکز تقاضا، ساختارهای بازار و نهادهای جدید راه حل هایی بود که جهت مقابله با آن بحرانها ایجاد شدند. در واقع آژانس بین المللی انرژی در راستای پاسخ به اختلالات نقتی سال 1974-1973 ایجاد شد. سازمان بین المللی انرژی در سال 74-1973 بواسطه تحریمی که درسال 1973 در جنگ اعراب و اسرائیل از جانب اعراب اعمال گردید تاسیس شد. این سازمان توسط اعضای OECD بمنظور همکاری های تعاونی در مواقع اخلال در عرضه نفت بوجود آمد. چین، روسیه، و هند هنوز عضو این سازمان نمی باشند. اعضای IEA دارای یک سهام نفتی می باشند که می توان آن را در زمان مواجهه با اختلالات عرضه نفت استفاده نمود. این سهام ها در سه دسته طبقه بندی می شود. سهام شرکتها، سهام دولتها و سهام آژانس. کل سهام این سه دسته در حدود 4.1 میلیون بشکه می باشد. سهام شرکتها هم اجباری و هم تجاری بوده که مجموع 3/2 کل سهام آژانس را شامل می شود. سهام دولتها توسط دوتهای قدرتمند و برای مقاصد اضطراری است. سهام اضافی آژانس توسط سازمانهای دولتی و خصوصی تامین می گردد. تیم اضطراری تا کنون 4 بار فعال شده است. اولین بار در زمان جنگ عراق و کویت که 4.3 میلیون بشکه کمبود عرضه وجود داشت. در اواخر هزاره دوم میلادی که امکان توقف فعالیت کامپیوترها وجود داشت. در طول قطع عرضه در ونزوئلا در اواخر سال 2002 و اوایل 2003 و مهمترین واکنش به واسطه توقف عرضه بدلیل طوفان کاترینا و ریتا بود. تنها عرضه واقعی سهام دو بار رخ داده است. یکی در سال 91-1990 و دیگری بلافاصله پس از طوفان کاترینا در اواخر سال 2005.
  قیمت نفت در طول 35 سال گذشته به تسریع جهانی کاهش رشد اقتصادی کمک کرده است. این موضوع بوضوح در نمودار زیر(شکل1) به تصویر کشیده شده است:     

شکل 1:قیمت نفت و رشد اقتصاد جهانی
در 50 سال گذشته  بازار جهانی نفت 9 بار اختلالات حداقل mbd2 در عرضه را تجربه کرده است.  اولین اختلال نفتی بواسطه بحران کانال سوئز بود که منجر به اختلال mbd 2 گردید. دومین اختلال بدلیل جنگ 6روزه بود که مجددا منجر به اختلال mbd2در عرضه نفت شد. سومین اختلال در نتیجه جنگ اعراب و اسرائیل بوجود آمد که موجب اختلال mbd4.3 در عرضه نفت شد. یکی از شدیدترین این اختلالات در زمان انقلاب ایران رخ داد. این اختلال در حدود 6 ماه از نوامبر 1978 تا اوریل 1979 بطول انجامید و باعث بیشترین اختلالات در حدود mbd5.6 گردید. در ادامه با اختلالات عرضه نفت خام ناشی از طوفانهای کاترینا و ریتا به میزان mbd 1.5 مواجه می شویم. این اختلالات را می توان در  تصویر زیر(شکل2) مشاهده نمود.

شکل 2:اختلالات جهانی عرضه نفت
در طول 30 سال گذشته ویژگی های هر یک از چهار عنصر سنتی امنیت انرژی- منابع عرضه، مراکز تقاضا، جغرافیای سیاسی و ساختار بازار- تغییر کرده و عناصر جدیدی پدید آمده است. تمرکز فعلی بر امنیت انرژی با اختلال در ونزوئلا در سال 2002 و سپس جنگ عراق در سال 2003 آغاز شد. این تمرکز بطور گسترده ای بوسیله شوک تقاضا که بواسطه رشد اقتصادی مضاعف در آسیا و همچنین کارکرد موثر اقتصاد جهانی ایجاد شده بود؛ بوجود آمد. بحران عراق که موجبات عدم تحقق پیش بینی های بعمل آمده در عرضه نفت شده بود با اختلالات عرضه که شامل بلایای طبیعی ناشی شده از طوفان کاترینا و ریتا در خلیج مکزیک بود همراه شد. هم اکنون با گذشت بیش از 30 سال تمام 4 مولفه بحت های امنیت انرژی تکامل یافته اند. امروزه تولید نفت و گاز طبیعی در مکانهایی رخ می دهد که که در طول 30 سال گذشته پیش بینی شده است. گسترش اتحاده اروپا، انفجار اقتصادی در منطقه آسیا پاسیفیک به معنای تغییر عمده در در عرضه و تقاضا و حوزه های سیاسی بوده است. اعمال تروریستی گروههای کوچک بواسطه اخلالی که در اقتصاد ایجاد می کنند بیشتر نگران کننده می باشد در حالیکه در گذشته این مولفه مورد توجه نبوده است. لذا اکنون هر دولتی بایستی اقدامات تروریستی را که می تواند بخشی از زنجیره یا سیستم عرضه را مختل کند بعنوان یک عامل اساسی درتامین امنیت انرژی مورد توجه قرار دهد. (همان، 201)
وضعیت بخش انرژی در ایران
 بر اساس آمار ژورنال نفت و گاز در ژانویه 2011 ذخایر تثبیت شده نفت ایران در حدود 1.046 تریلیون فیت مکعب تخمین زده شده است. در سال 2012، ذخاير نفتي ايران بر اساس برآورد آژانس بين‌المللي انرژي 151 ميليارد بشکه بود که 8/1 درصد نسبت به 137 ميليارد بشکه سال 2011 افزايش داشت. اين رقم اندکي کمتر از رقم برآورد شده توسط اوپک يعني برآورد ذخيره 154 ميليارد بشکه‌اي نفت براي ايران در سال 2012 است. در زمان تهيه اين گزارش، بر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عرضه کنندگان، خاورمیانه، نفت وگاز، تحولات ساختاری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد نفت و گاز، تولید نفت، نفت وگاز، صادرات گاز