پایان نامه ارشد رایگان درمورد امر به معروف، سوره معارج

دانلود پایان نامه ارشد

نشده ايم. زيرا به آن ايمان داشته ايم و ظاهراً عمل كرده ايم،اماّ اين عمل،صوري بوده و ما را به حقيقت نماز و تأثيرپذيري ازآن ( تنهي عن الفحشاء والمنكر) نرسانده است.
بدان علم آن غذاي هر روان است عمل سازنده ي انسان وجان است
خوردن از آن خوان رحيم است كمال روح زيبا و فهيم است
بود علم و عمل چون بال پرواز كند سالك چنين سيْر خود آغاز
“…لا رطب ولا يابس الا في كتاب مبين”
‌[هيچ تر و خشكي نيست،جزآنكه در كتاب مبين آمده است]( سوره ي انعام – آيه ي 59)
كلمه ي ” في ” در آيه به معناي ” در ” است. بدين معنا كه علم و حقايق،درظاهرآيات نيست؛ بلكه در بطن آن است و محتويات آيات،غذاي روح انسان است،نه لفظ ،شكل و يا كتابت آن. بنابراين قرآن را بايد خواند،اماّ اين خواندن بايد آغازي باشد براي يكي شدن خواصّ آن با جان. علوم و معارف حقه،آب حيات نفس ناطقه و طعام اوست و جان به آن ها استكمال مي يابد.
اخلاق پسنديده ي فردي
1- حسن خلق
خلق به معناي سرشت،خصلت و نهاد است.
(( فبما رحمته من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك …))
((به سبب رحمت خداست كه تو با آن ها اين چنين نرمخو ومهربان هستي.اگر تند خو و سخت دل مي بودي از گرد تو پراكنده مي شد ند))(( سوره آل عمران- آيه 159 ))
ابن با بوبه به سند خود از عبدالله بن فضل هاشمي روايت كرده كه گفت:از حضرت صادق (ع) معناي آيه (( وما توفيقي الا الله)) و آيه ي (( ان ينصركم الله فلا غالب لكم )) را سوال نمودم.
فرمود:هرگاه بنده اي به آنچه خداوند امر و مقرّرفرمود اطاعت نمايد،و افعالش برطبق اوامر پروردگارباشد،بنده ي موّفقي است،يعني توفيق پيروري او امر الهي را دريا فته است.(بروجردي- 692:1380)
2- انديشه وتفكر
(( … كذلك يبين الله لكم الا يات لعلكم تتفكرون))(( … خداوند آيات خود را براي شما آشكار مي سازد؛شايد بينديشيد( و با انديشه،راه حق را بيابيد) (سوره ي بقره- آيه ي 266)
در پايان آيه ي 266 بقره اين مثال بليغ و گويا،مي فرمايد )( اين گونه خداوند آيات خود را براي شما بيان مي كند،شايد بينديشيد)) و راه حقّ را از باطل تشخيص دهيد.آري سرچشمه ي بد بختيها ي انسان مخصوصاً كارهاي ابلهانه اي همچون منتّ گذاردن و ريا كه سود ش ناچيز و زيا نش سريع و عظيم است ترك انديشه و تفّكر است و خداوند همگان را به آن دعوت مي كند.
(مكارم شيرازي- 1377 : 329)
3- قناعت
قناعت به معناي راضي بودن و اكتفا كردن به آنچه كه دراختيار و دسترس انسان هست مي باشد و نيز به معناي ميانه روي است يعني اعتدال انسان در مصرف مال وخرج كردن آن براي خود و خانواده اش مي باشد. اين صفت،فضيلتي است كه كسب فضايل دیگر به آن بستگي دارد.
(( و الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما ))
يعني: (( و آنان هستند كه هنگام انفاق به مسكينان اسراف نكرده،و بخل هم نورزند،بلكه دراحسان ميانه رو و معتدل باشند))( سوره فرقان- آيه67)
بدون شك اسراف يكي از مذموم ترين اعمال از ديد گاه قرآن و اسلام است،و درآيات و روايات نكوهش فراواني از آن شده،اسراف يك برنامه ي فرعوني است ( وان فرعون لعال في الرض و انه لمن المسوفين)( سوره ي يونس- آيه ي 83)
اسراف كنندگان اصحاب دوزخ و جهنم اند ( وان المسرفين هم اصحاب النار)( سوره ي غافر- آيه ي 43)
و با توجه به آن چه امروز ثابت شده كه منابع روي زمين با توجه به جمعيت انسان ها آن قدر زياد نيست كه بتوان اسراف كاري كرد،و هر اسراف كاري سبب محروميت انسان هاي بي گناهي خواهد بود،به علاوه روح اسراف معمولاً تؤام با خود خواهي و خود پسندي و بيگا نگي از خلق خدا است.
در عين حال بخل و سخت گيري و خسيس بودن نيز به همين اندازه زشت و نا پسند و نكوهيده است،اصولاً از نظر بينش توحيدي مالك اصلي خدا است و ما همه اما نت دار او هستيم و هر گونه تصرفي بدون اجازه و رضايت او زشت و نا پسند است و مي دانيم او نه اجازه ي اسراف مي دد و نه اجازه ي بخل و تنگ چشمي.( مكارم شيرازي- 1377: 154)
4- خود شناسي
((يا ايها الذين امنوا عليكم انفسكم…))(( اي كساني كه ايمان آورده ايد،به( اصلاح نفس) خود بپردازيد…))( سوره ي مائده- آيه ي 105)
بعضي اين آيه را دستاويز قرار داده و مي گويند: وظيفه ي هر كس تنها حفظ خود است،و ما مسئول گناه ديگران وامر و نهي آنان نيستيم! در پاسخ آنان مي گوييم:با وجود آيات و روايات متعدّد كه همه نشان از وجوب امر به معروف و نهي از منكر دارد بايد گفت:مراد اين آيه رها كردن اين دو وظيفه نيست،بلكه مراد آن است كه اگر امر و نهي صورت گرفت،ولي اثر نكرد شما ديگر وظيفه اي جز حفظ خود نداريد.علاوه بر آن كه حفظ جامعه از گناه به وسيله ي امر به معروف و نهي ازمنكر.يكي از مصادقين (( حفظ خويشتن)) است.( قرائتي- 1384: 178)
5- مبارزه با هواي نفس
نفس در برابرعقل نهاده شده و سفارش مي شود كه انسان بايد از عقل خويش پيروي كند و با هواي نفس مبارزه نمايد.
(( … و لاتتبع الهوي فيضلك عن سبيل الله …))
يعني : (( … و از هواي نفس پيروي مكن كه تو را از راه خدا منصرف مي سازد…))( سوره ص- آيه 26)
هواي نفس پرده ضخيمي بر چشمان حقيقت بين انسان مي افكند،و ميان او و عدالت جدائي مي اندازد.
هر جا گمراهي است پاي هواي نفس در ميان است.
حاكمي كه پيرو هواي نفس با شد منا فع و حقوق مردم را فداي مطا لع خويش مي كند،و به همين دليل حكومتش نا پايدار و مواجه با شكست خواهد بود.( مكارم شيرازي- 1376: 262)
اخلاق ناپسند فردي
1- جاه طلبي و دنيا دوستي
خداوند در قرآن مي فرمايد: (( و ما الحيوة الدنيا الا لعب و لهو و للدار الاخرة خير للذين يتقون افلا تعقلون))
يعني : (( زندگي دنيا چيزي جز بازي و سرگرمي نيست و سراي آخرت براي كساني كه پرهيزگارند بهتر است،آيا نمي انديشيد؟)).( سوره انعام- آيه 32)
(( … وما الحيوة الدنيا الا متاع الغرور)).
يعني : (( … و بدانيد دنيا جز متاع فريب دهنده وغرور چيزي نيست)).(سوره حديد- آيه 20)
امام باقر(ع) درحديثي مي فرما يند : ((لا تطلبن الرئا سة و لا تكن ذئبا و لا تا كل الناس بنا فيفقرك الله)).
يعني : ((هرگز رياست طلب و گرگ صفت مباش و به نام ما از مردم بهره کشي مكن كه خداوند تو را محتاج مي گرداند)).( مباني اخلاق اسلامي- مجيد رشيد پور: 290).
2- كينه
خداوند در قرآن كريم مي فرمايد : (( ام حسب الذين في قلوبهم مرض ان لن يخرج الله اضغانهم)).
يعني : (( آيا آنان كه دردل مریض ( نفاق پنهان ) دارند،مي پندارند كه خدا كينه دروني آنها را ( بر اهل ايمان ) آشكار نمي سازد؟)). (سوره محمد- آيه 29)
(( … ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين امنوا…)).
يعني : (( …( خدايا ) دردلهاي ما كينه و عداوتي از انسا نهاي مومن قرار مده…))( سوره حشر- آيه 10)
3- حسد
خداوند در قرآن مي فرمايد: ((ان الدين عندالله الاسلام و ما اختلف الذين اوتوا الكتاب الا من بعد ما جاء هم العلم بغيا بينهم…)).
يعني : (( هما نا دين پسنديده نزد خدا آئين اسلام است و اهل كتاب درآن،راه مخالفت نپيمودند مگرپس از آن كه به حقّانيّت آن آگاه شدند و اين خلاف را از راه رشك و حسد در ميان آوردند…)).(سوره آل عمران- آيه 19)
ازآيه ي فوق درمي يا بيم:
1- ايمان به يگانگي،عدالت،عزّت و حكمت خداوند ( كه درآيه قبل بود،) زمينه ي تسليم شدن انسان است.( ان الدين عند الله الا سلام )
2- لازمه ي تسليم بودن در برابرخداوند،پذيرش اسلام به عنوان آخرين دين الهي است.( ان الدين عند الله الا سلام )
3- تجاوز از مرزهاي حق،سبب بروز اختلاف است.( و ما اختلف الّذين… بغياً )
4- سرچشمه ي بسياري از اختلافات مذهبي،حسادت ها و ظلم ها ست؛نه جهل و بي خبري.( من بعد ما جائهم العلم )
5- حسد،زمينه ي كفر است.( بغياً…و من كفر)
6- كتاب و علم،به تنهايي سبب نجات نمي گردند.( اوتوا الكتاب،جائهم العلم،من يكفر)
7- كساني كه آگاهانه ايجاد اختلاف مي كنند،بزودي سيلي مي خورند.(سريع الحساب )
(قرائتي- 1380 : 32)
4- بدخلقي
خداوند در قرآن مي فرمايد : (( فبما رحمته من الله لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لا نفضوا من حولك…)).
يعني : ((( اي رسول ) به سبب رحمت خداست كه تو با آنها اين چنين نرمخوي و مهربان هستي و اگر تند خوي و خشن بودي،از گرد تو پراكنده مي شدند…)).( سوره آل عمران- آيه 159)
• گر چه محتواي آيه دستورات كلّي است،لكن نزول آيه درباره ي جنگ اُحد است. زيرا مسلماناني كه در جنگ احد فرار كرده و شكست خورده بودند،در آتش افسوس و ندامت و پشيماني مي سوختند.آنان اطراف پيامبر را گرفته و عذر خواهي مي نمودند،خداوند نيز با اين آيه دستور عفو عمومي آنان را صادر نمود.
• كلمه ي (( شوُر)) دراصل به معني مكيدن زنبور،از شيره ي گل هاست.در مشورت كردن نيز انسان بهترين نظريه ها را جذب مي كند.مولوي مي گويد:
كاين خرد ها چون مصابيح،انوراست بيست مصباح،از يكي روشنتر است.
(قرائتي- 1384 :184)
5- حرص و طمع
خداوند در قرآن مي فرمايد : (( … و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون )).
يعني: (( … و آنان كه از بخل و حرص نفس،در امان مانده باشند آنان به حقيقت رستگاران هستند)).( سوره حشر- آيه 9)
امام علي (ع) در حديثي مي فرمايند: (( الطامع في و ثاق الذل )) يعني : (( طمع كننده در بند ذلّت و خواري است)).
((ان الا نسان خلق هلوعاً.اذا مسه الشر جزوعا.و اذا مسه الخير منوعا)).
يعني : (( به راستي كه انسان،طبعاً حريص و نا شكيبا آفريده شده است،هنگامي كه شرّ و زياني به او مي رسد،سخت بي تا بي مي كند و چون مال و دولتي به او رو كند (بخل مي ورزد ) و منع ( احسان ) مي نما يد)).( سوره معارج- آيات 19 – 21)
قرآن كريم كه زبان خداوند براي ما انساهاست،با ارزشترين كتاب در دنيا است،ما كتاب مي خوانيم كه از آن درس بگيريم آيا استادي بزرگتر از خداوند وجود دارد كه بخواهد به انسانها درس زندگي بدهد؟
هرگز.زيرا قرآن كتابي است كه خالق تمام هستي آن را براي هدايت ما انسانها بر پيامبران نازل فرموده است.
پس بدون شك كامل ترين كتاب در جهان است و چون كاملترين است حتماً در زندگي ما نقش حياتي و پر رنگ دارد.قرآن در زندگي انسان ها فقط مربوط به يك دوره نيست بلكه براي تمامي انسانها تاريخ هميشه تازگي دارد و ارزشمند است.
تأثیر نقش قرآن در زندگی فردی
1- نقش قرآن در هدايت انسانها:
چون اين كتاب از طرف خداوند براي راهنمائي انسانها و توسط پيامبران الهي و بدون د خل و تصرف و دستكاري به ما رسيده است،لذا مي توان گفت كه بهترين وسيله براي هدايت است.
خداوند بسيار دوست دارد كه بنده گانش به راه راست هدايت شوند به همين علت با زيبا ترين سخن ها،آنان را به راه درستي و پاكي سفارش كرده و تمامي اين راهنمايي ها را در اين كتاب زيبا،نوشته است و پيا مبران را مأمور كرده كه سخنان زيباي او را به گوش ما انسانها برسانند.
پس قطعاً زيباترين سخن ها از طرف عزيزترين هر دو جهان يعني خداوند و به وسيله گرامي ترين نفرات عالم يعني پيامبران،در دل ما انسانها اثر گزار خواهد بود.
2- نقش قرآن در پيشرفت علمي انسانها:
انسانها امروزه به تجارب علمي و كشفيات بزرگي دست پيدا مي كنند كه وقتي به قرآن مراجعه مي نمايم،مي بينيم كه راه وروش رسيدن به اين اختراعات و ابتكارات در قرآن مجيد آمده است.قرآن آن قدر به علم و دانش اهميت مي دهد كه مي فرمايد:آيا برابرند آنان كه مي دانند و آنان كه نمي دانند؟
مطالب بسيار زيادي در قرآن وجود دارد

پایان نامه
Previous Entries تحقیق رایگان درمورد الگوریتم ژنتیک، ادبیات تحقیق، جستجوی محلی Next Entries تحقیق رایگان درمورد مدل ریاضی، ارزیابی عملکرد، معیارهای ارزیابی