پایان نامه ارشد رایگان درمورد امام صادق، ناسخ و منسوخ، پیامبر اسلام(ص)، مطلق و مقید

دانلود پایان نامه ارشد

درحقآموزشعلوميكهبيانشد،يكسريمسائلبايدلحاظ شود. برايمثال،طبقديدگاهاجماعيميانفقها،اذنپدرومادردرسفر،برايطلب دستهاياز علوم،شرطميباشد (البتهجايگاهبحثوقتياستكهدرشهرمحل سكونتفرد،آنعلم موجودنباشد). اگرسفربرايمعرفتعلمعينيماننداثبات خداوند،نبوت،امامتومعاد باشد،احتياجيبهاذنپدرومادرنيستواگرسفر برايطلبعلوميباشدكهواجبكفايي هستنديااصلاًواجبنيستندمانندعلوم ادبي،اذنآندوشرطاست. (حرّ عاملی، 1409ق) البته پس از سن بلوغ برای فراگیری دانش نیازی به اذن ایشان نیست.
ب) اذنشوهر: دراسلام،دخترانوزنانبيشوهربرايكسبعلمومعرفتآزادي نامحدوديدارندوليزنانشوهرداربهحكمتقبلمسئوليتهاييدرزندگي، محدوديتهاييدارند،درعينحال،بهخاطراهميتعلمومعرفتازآزاديواجبو مشروع برخوردارند.درمورداذنزوجآنچهمشهورفقهاپذيرفتهاندايناستكه فراگيريعلمبردو قسماست: يكقسم،سلسلهعلومياستكهفراگيريآنهااز واجباتعينياستودر فراگيريايندستهازعلوم،مردحقمنعنداردواگرمنع نمودموافقتشواجبنيستو خروجزوجهازمنزلبرايفراگيرياينعلوم،نشوز محسوبنميشود. همةفقهاميگويند: اگرشوهر،خودبهموازينواحكامومعارف دينيدانااست،براوواجباستبههمسرش آموزشدهدوگرنهحقممانعتاز خروجزن،برايآموزشاينعلومندارد. اماقسمديگر، علومياستكهفراگيريآنها واجبكفايياستواگرچنانچهدراينبخشازعلوم،ديگران بهحدكفايتنرسند، فراگيرياينقسمازعلوم همانند قسم اول،برزنواجبعينيميشودوبازمرد،حق منعندارد؛در سايرموارد،مرد،حقمنعداردامازنميتواندشرطكندوبگويدمنبااين شرط كارهايمنزلراانجامميدهمكهاينمقدارازوقترابرايفراگيريعلوماختصاص بدهموايندراختيارخوداوست. چنانكهدرجريانازدواجحضرتزينب (س) با همسرش، درحينعقداينموضوعشرطشد. (نجفی، 1390)
ابنحجرعسقلانيدركتابالاصابهفيتمييزالصحابهاز1522زنصحابي،درزمان پيامبر (ص) كهگروهيازآنهامصادرفقه،حديث،تفسير،تاريخوحقوقاسلاماندنام بردهاست. شيخصدوقنيزسهتناززنانبهنامهايبانومريسه،بانوصفيهوبانوبهجت كهازاسناد معتبرروايات،مشايخواساتيدحديثاوهستندرادركتبخويشنامبرده است. (نوري، 1347)مونسهايوبيه،شاميهتيميهوزينببغدادينيزاززنانپيشتازدر رشتههاي مختلفعلوماعمازقرآن،حديث،فقهو … بودند.اززنان صحابيكهرواياتشنيدهازپيامبر (ص)رابرايمردمروايتميكرد ميتوانيمبهحضرت فاطمه (س) اشارهكنيم. (صفری، 1386)
گاهياوقات،پيامبر (ص) شخصاًبهآموزشزنانميپرداختندوزناننيزسؤالاتخود رااز پيامبر (ص) ميپرسيدند؛بهعنوانمثال،زينبعطارهازچگونگيآفرينشجهان پرسيدو رسولخدا (ص) نيزپاسخاورابهشرح بازگفت. (مهریزی، 1381)

2-1-3. فقه و کتابت زنان
كسب علم به ويژه علوم ديني يكي از فضایل بلكه فرایض به شمار ميرود. در آيات قرآن كريم دانشمندان مورد ستايش قرار گرفتهاند.«يرفع الله الذين امنوا منكم و الذين اوتوا العلم درجات.»9 در احاديث صحيحه بسياري به دانشآموزي بسيار توصيه شده بهطوري كه ارزشمندي مردم را در سه مقام عالم يا متعلم يا دوستدار علم بودن خلاصه نموده و سايرين همج رعاع ( مردمي پست و بيهدف ) شمرده شدهاند.
همانطور که بیان شد از جمله علومي كه بايد كسب كرد احكام ديني است كه فقها بر اين وجوب اجماع دارند. (روح الله خميني، 1386) زنان به عنوان افراد مكلف نيز مشمول اين فتوا هستند. پس بايد يا خود به تحصيل علوم ديني تا حد اجتهاد بپردازند يا قدرت تشخيص مجتهد اعلم را داشته و براي مراجعه به رساله عمليه مرجع تقليد خود و فهم صحيح احكام نزد فرد آگاهي آنها را بياموزند و از سواد خواندن بهرهمند باشند. اشتغال به عبادات مستحب مانند تلاوت قرآن و خواندن ادعيه هم به سواد خواندن نياز دارد.
افزون بر علوم ديني، رفع نياز جامعه به تخصصهاي زنان در مشاغل پزشكي، تدريس، آسايشگاههاي معلولان ، سالمندان و… در زمان حاضر تنها با كسب علم از كودكي تا جواني در خارج از منزل و همه روزه، امكان پذير است.
علاوه بر اين موارد، زن به عنوان يك انسان، حق فرهيختگي و بالفعل كردن استعدادهاي بالقوه خود را دارد يكي از اين استعدادها ميل به دانايي و خروج از جهل و رسيدن به درجات علما و مشاركت در استقلال كشور اسلامي خود است.
با اين توضيحات و اين كه دختران با رسيدن به سن بلوغ و تكليف مختارند و هيچ حرمتي بر كسب علم وجود ندارد پس منعي در برابرشان به منظور فراگيري دانش نيست و براي اين كار نياز به اذن والدين ندارند.
با اين وجود برخي از فقهاي متقدم فتوا به كراهت آموزش نوشتن به زنان دادهاند شيخ مفيد در احكام النساء ميفرمايد: «و يكره لهُن تَعلم الكتابه و قراءه الكتب»10 مستند ايشان روايت نبوي ذيل است:
« لاتنزلوا النساء بالغرف و لا تعلموهن الكتابه و علموهن المغزل و سوره النور» (کلینی، 1407) « زنان را در طبقه بالا سكونت ندهيد و نوشتن را نياموزيدشان بلكه ريسندگي و سوره نور را بياموزيدشان».
همچنین در کتب حدیث شیعه؛ مانند کافی و من لا یحضر و همچنین «حاکم» درکتاب «المستدرک» خود از قول پیامبر(ص) آورده، به زنان نوشتن یاد ندهید: «لا تعلّموهن الکتابه»
به همين سبب تا نسل قبل از ما، اغلب زنان خانوادههاي مذهبي كه موفق به كسب علم شده بودند تنها خواندن را ميدانستند و از قدرت نوشتن محروم بودند در زمان حاضر نيز در برخي جوامع يا خانوادهها اين رسم جاري است. اين محروميت در واقع ناشي از فهم نادرست والدين و حتی بزرگان ما از حديث شريف مذكور بود،بنابراین این سؤال مطرح است که؛این حدیث را چگونه می‌‌توان توجیه و تفسیر نمود؟
اين حديث از امام باقر و صادق ( عليهما السلام ) با سند آبایي از رسول خدا ( صلي الله عليه و آله و سلم ) نقل شده است و راويان طبقه اول : سكوني (اردبیلی، ) و اسماعيل بن ابي زياد (اردبیلی، 1408ق) كه اولي ضعيف و دومي مشترك بين ثقه و ضعيف است پس روايت قابل استناد نيست. با اين حال نقل آن در چهار منبع حديثي آن را تا سرحد شهرت رسانده است. ابن ابي الحديد اين عبارت را گفتار عمر بن خطاب برشمرده است. بايد گفت كه آيه الله خوئي، اسماعيل بن أبي زياد را همان سكوني شعيري دانسته و او را فردي موثق و طريق وي را صحيح ميداند. (خوئی، 1369)
اين حديث داراي چند متن مختلف و در مجموع توصيههاي تربيتي درباره زنان است:
1 . در لب اللباب از پيامبر اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم ):« لاتسكنوا النساء الغرف و لاتعلموهن الكتابه و استعينوا عليهن بالعري و اكثروا عليهن من قول لا فان نعم يغويهم علي المساله».11 (مجلسی، 1404)
2. سكوني از امام صادق ( ع) فرمود كه رسول خدا ( ص) فرمودند: «لاتنزلوا النساء بالغرف و لا تعلموهن الكتابه و علموهن المغزل و سوره النور»
3. اسماعيل بن ابي زياد از امام صادق ( عليه السلام ) از پدرانش از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: «لاتنزلوا النساء في الغرف و لا تعلموهن الكتابه و لاتعلموهم سوره يوسف و علموهن المغزل و سوره النور».12 (شیخ صدوق، 1420)
همانطور كه ميبينيم اين احاديث مشتمل بر توصيههاي مستحب مانند آموزش ريسندگي و امر و نهيهاي موجود در آن متوجه اولياست نه خود زنان، و حكمت اين توصيهها دور كردن زنان از فساد جنسي است. زيرا در سوره نور از كيفر زنا و آيات حجاب و حفظ فرج از نگاه و در سوره يوسف قصه عشق ورزي زن فرمانرواي مصر به يوسف سخن به ميان آمده است كه آموزش سوره نور انگيزه دوري از زنا و حفظ حجاب را در زن تقويت ميكند ولي آموزش سوره يوسف موجب تحريك جنسي او و احتمال وقوع در فساد زن را بيشتر ميكند.
عبارت «لاتسكنوهن الغرف» نيز بر دور كردن زن از نظر نامحرم كه معمولا طبقه بالا بر كوچه و خيابان و طبقات پايين منزل همسايگان مشرف است و اين گونه نظرها زيادند تأكيد دارد.
عبارات «استعينوا علهين بالعري» با برهنه گذاشتن زنان بر آنان كمك بگيرند. «علموهن المغزل» انگيزه او را بر خروج از خانه كاهش ميدهد. زيرا وقتي لباسش به ويژه فاخر باشد و از طرفي در خانه با اشتغال به ريسندگي بيكار نميماند و درآمدي نيز دارد، تمايلي به خروج ازخانه نشان نميدهد.
عبارت «اكثروا عليهم من قول لا فان نعم يغريهم علي المساله» او را از مطالبات مستمر در همه خواستهها از جمله بيرون رفتن منصرف ميكند.
بنابراين ميتوان گفت عبارت «لاتعلموهن الكتابه» نيز به منظور دور كردن او از فساد جنسي و ارتباط با نامحرم گرچه مكاتبهاي، گفته شده است و ميدانيم حتي در زمان ما اينگونه مكاتبات سرچشمه فساد جنسي و در موارد بسیاري منجر به زنا و خيانت به شوهر ميشود.
بنابراین همان‌گونه که آیات قرآن کریم باید با توجه به «شأن نزول»، «مطلق و مقید»، «عام و خاص»، «ناسخ و منسوخ» و … مورد تفسیر و تبیین قرار گیرد، روایات وارده از سوی پیامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) نیز تمام این جهات را دارا می‌باشند که برای درک معنای واقعی آنها، باید تمام این موارد لحاظ شود؛از این‌رو اندیشمندان شیعی با در نظر گرفتن اینکه قرآن کتاب مقدس مسلمانان، یگانه کتابی آسمانی است که با گلواژه (اقرأ) که امر به خواندن است، آغاز شده است و روایاتی که به طور مطلق و یا حتی با نام بردن از بانوان، همگان را تشویق به علم آموزی نموده است.13و با عنایت به شأن صدورروایت یاد شده از پیامبر اکرم(ص)، معنای این روایت را تعدیل نموده و آن‌را مقید به شرایط زمانی و مکانی خاص و نسبت به افرادی خاص دانسته‌اند و چنین گفته‌اند:
چون در زمان رسول خدا(ص) بیشتر خانه‌هایی که دارای طبقات بودند حصار و حجابی نداشتند و اگر زنان در آنجا ساکن می‌شدند در معرض چشم چرانی قرار ‌گرفته و یا خود به چشم چرانی می‌پرداختند؛ از این‌رو نشاندن زنان در طبقات فوقانی مورد نهی قرار گرفته است. هم‌چنین دلیل عدم آموزش نگارش به بانوان، جلوگیری از برخی سوء استفاده‌ها اعلام شده چون ممکن است برخی از آنان برای مردان اجنبی نامه نگاری کرده و مردان بیگانه نیز با سوء استفاده از این نامه هم مرد و هم زن را به فتنه و دردسر بیندازند. (مجلسی، 1406ق)چنانچه دلیل نهی زنان از آموختن سوره یوسف14نیز جلوگیری از فتنه اعلام شده است. (مجلسی، 1406ق)
بر اين اساس ميتوان گفت: نواهي و اوامر موجود در اين احاديث، از نوع نهي از مقدمه حرام است و طبق قواعد اصولي اجتناب از مقدمه حرامي كه اختيار و اراده فاعل ميان آن و ذي المقدمه (فعل) حرام فاصله انداخته و فاعل قصد ارتكاب آن را نداشته باشد، واجب نيست15 و آموزش آن كتابت در اين حديث از اين نوع است حتي براي مردان.
البته می‌توان گفت: در آن زمان، نوشتن و خواندن قابل تفکیک بود؛ یعنی می‌شد افرادی با‌سواد باشند، اما توانایی نوشتن را نداشته باشند. بنابراین یاد ندادن نگارش به بانوان منافاتی با علم آموزی آنان نداشت و این روایت با روایاتی که تشویق به آموختن علم کرده‌اند در تعارض و تناقض نخواهد بود. مؤید این گفتار، بخش آخر روایت است که می‌فرماید به آنان سوره نور را بیاموزید.
بنابراین روایت مورد استناد از آموختن علم نهی نکرده، بلکه از یاد دادن نوشتن، در صورتی که موجب سوء استفاده و به فتنه افتادن شود نهی کرده است؛ لذا امروزه با توجه به تغییر شرایط و پیوند دانش و نگارش به گونه‌ای که جدایی بین آنها غیر قابل تصور است، نه تنها یاد دادن کتابت به زنان دارای کراهت نیست، بلکه مشمول روایات تشویق کننده به فراگیری علم و دانش می‌شود و دارای استحباب نیز خواهد بود.
علاوه بر آن، شاید مراد حدیث منع از آموزش نگارش نباشد، بلکه مراد، آن باشد که شغل کتابت – که در آن زمان شغل مرسومی بوده و در غالب موارد، مورد نیاز مردان بوده و مردان درگیر آن بودند – را به بانوان نیاموخته و آنان را وارد شغلی مردانه نکنید، بلکه مشاغلی را به آنان بیاموزید که کمکی برای پایبند نمودنشان به خانه و خانواده و تربیت فرزند باشد.
حال بايد ديد آيا عبارت « لاتعلموهن الكتابه » بر كراهت دلالت دارد يا خير؟ به نظر ميرسد اين حكم به شرايط محيطي و تربيتي دختر بستگي دارد و اگر نظر به اين شرايط احتمال وقوع در حرام با قدرت بر نوشتن پيش آيد ميتوان حكم به كراهت داد ولي اگر اين احتمال پيش نيايد بلكه دختر از بيسواد ماندن متضرر شود نه تنها مكروه نيست بلكه واجب است. پس در زمان حاضر كه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عدالت جنسیتی، حقوق بشر، فقه اسلامی، اسناد بین‌الملل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش و پرورش، دوره ابتدایی، عدالت جنسیتی، دوره متوسطه