پایان نامه ارشد رایگان درمورد امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

از خدا نخواست و به فرض خواستن دو قسم ديگر، تنها يک قسمش مستجاب شد و آن، کسي است که در تمام عمر، معصوم باشد.”349
آيه دوم: (إِنَّمايُريدُاللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهير(350 وخدا و رسولش را اطاعت كنيد خداوند فقط مى‏خواهد پليدى وگناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد.
شيعه معتقد است که اين آيه، دلالت بر عصمت امام مي‌کند. کيفيت استدلال، به اين شکل است که دو نوع اراده براي خداوند، از قرآن، استفاده مي‌شود: اراده تشريعي و اراده تکويني. اراده تشريعي، آن است که خداوند اراده کرده است مردم، واجبات را انجام دهند و از محرمات، دوري کنند که ممکن است مردم اين دستورات را اجرا کنند يا نکنند. اما اراده تکويني، اراده‌اي است که خلاف آن، تحقق پيدا نمي‌کند: مثل اينکه خداوند اراده کرده است که خورشيد از مشرق، طلوع و در مغرب، غروب کند که هميشه به همين صورت خواهد بود و تغيير نمي‌کند.
اما مراد از اراده در (إِنَّما يُريدُ اللَّهُ( تکويني است، نه تشريعي، به اين جهت که اراده تطهير، اختصاص به گروه خاصي (اهل بيت) پيدا کرده و اگر اراد? تشريعي بود، شامل همه مي‌شد و مقيد به اهل بيت نمي‌گشت؛ لذا به دنبال اراده تطهير، مسلماً تطهير واقع مي‌شود و اين همان عصمت است.351
اما از ميان روايات به روايت ثقلين اشاره ميکنيم که پيامبر خدا ( فرمودند: “اني تارک فيکم الثقلين، کتاب الله و عترتي، ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا و إنهما لن يفترقا حتي يردا عليّ الحوض و اني سألت الله عزّوجل أن لا يفرّق بينهما حتي يوردهما عليَّ الحوض”352، من در بين شما، دو گوهر گرانبها به يادگار مي‌گذارم. آن دو، يکي قرآن و ديگري، عترت من است. تا زماني که به اين دو تمسک کنيد، گمراه نميشويد و اين دو هرگز از همديگر جدا نميشوند تا اينکه بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند و من از خدا خواستم که بين اين دو تا وقتي که بر سر حوض کوثر بر من وارد مي‌شوند، جدايي نياندازد.
اين روايت به طور متواتر، نقل شده است. از دو جمله “ما إن تمسکتم بهما لن تضلّوا” و جمله “انهما لن يفترقا” ميتوان براي عصمت امامان ستدلال نمود؛ زيرا چنگ زدن به کتاب و عترت، براي هميشه از گمراهي، جلوگيري مي‌کند و لازمه اين امر، عصمت عترت پيامبر( است و نيز جدانشدن و عدم افتراق از قرآن، آن هم به صورت “لن يفترقا” به معناي عصمت آنهاست.353
2- 1- 3- 2- لزوم نصب الهي امام
شيعه معتقد است، مقام امامت، همانند مقام نبوت دراختيار خداست. دلايل زيادي براي نصب امام از سوي خدا وجود دارد که به عنوان نمونه به برخي از آنها اشاره مي‌کنيم:
(قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ(354 خداوند فرمود: “پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند).” از اين آية شريفه به خوبي استفاده مي‌شود که مقام امامت، عهد خداست و به هرکس نمي‌رسد، وقتي که امامت عهد خدا باشد، قهراً تعيين امام نيز در دست او خواهد بود نه با انتخاب مردم.
امام رضا( فرمود: “إِنَّ الْإِمَامَةَ أَجَلُّ قَدْراً وَ أَعْظَمُ شَأْناً وَ أَعْلَى مَكَاناً وَ أَمْنَعُ جَانِباً وَ أَبْعَدُ غَوْراً مِنْ أَنْ يَبْلُغَهَا النَّاسُ بِعُقُولِهِمْ أَوْ يَنَالُوهَا بِآرَائِهِمْ أَوْ يُقِيمُوا إِمَاماً بِاخْتِيَارِهِم‏”355 همانا امامت قدرش والاتر، شأنش بزرگتر، منزلتش عاليتر، مکانتش منيعتر، عمقش ژرفتر از آن است که مردم با عقل خود به آن دست يابند يا به آرايشان آن را بفهمند و يا به انتخاب خود امامي نصب کنند.
امام صادق( فرمود: “أَتَرَوْنَ الْأَمْرَإِلَيْنَا نَضَعُهُ حَيْثُ نَشَاءُ كَلَّا وَ اللَّهِ إِنَّهُ لَعَهْدٌ مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ( إِلَى رَجُلٍ فَرَجُلٍ حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى صَاحِبِهِ”356 آيا معتقدي که امر امامت به ما واگذار شده و هرجا که خواستيم قرار دهيم. نه، اينگونه نيست. سوگند به خدا، امر امامت پيماني است که از رسول خدا( به شخص بعدي. شخص به شخص مي‌رود تا به صاحبش منتهي گردد.
علامه حلّي( در اين‌ باره چنين مي‌نويسد:
“نص و معين کردن امام واجب است. زيرا که عصمت از امور باطني است و مطلّع نمي‌شود بر آن مگر خدا که عالم است بر اسرار و بواطن مردم. پس ناچار است از اينکه بشناساند کسي را که دانسته است عصمت او را يا اينکه معجزهاي بردست او ظاهر سازد که دلالت نمايد بر صحت ادعاي او.”357
شهيد مطهري( در اين باره، مي‌نويسد:
“امامت لطفي است ازجانب خدا، چون لطف است پس بايدوجود داشته باشد وچون چنين لطفي بدون عصمت ممکن نيست، پس امام بايد معصوم باشد وبه همين دليل بايد “منصوص” (منصوب) باشد.”358
2-1-4- مصاديق شايستگان حکومت، بر اساس انديشه شيعي امامت
در فصل قبل با استفاده از ادلّه نقلي و عقلي اثبات نموديم که از آنجا که خالق و ربّ عالم هستي، خداي باري تعالي است؛ بنا بر اين مالکيت انحصاري اين عالم در اختيار خداست و نيز ثابت نموديم که ولايت و حاکميت مطلق بر اين عالم نيز از آن خداست و نتيجه گرفتيم که لازم است، هرگونه تدبير و سياست در جامعه بشري در ظلّ همان حاکميت و ولايت الهي باشد.359 در مبحث پيشين نيز با بررسي موضع شيعه، پيرامون امامت، معلوم شد که امام، لازم است صاحب عصمت و منصوب از جانب خدا باشد. حال بر آنيم که به طور مصداقي، موضع انديشه سياسي شيعه را در مورد حاکمان حقيقي جامعه اسلامي معلوم سازيم.
در اين قسمت از نوشتار، به بررسي اين مهم از نظرگاه شيعه که برگرفته از آموزههاي ناب وحياني و نبوي است، خواهيم پرداخت و روشن خواهيم نمود که در اين نگرش سه گروه، يعني انبياء الهي(، ائمة هدي( و فقهاي جامع الشرايط به عنوان حاکمان و واليان حقيقي محسوب مي‌شوند.
2- 1- 4- 1- انبياء الهي (
طبق آموزه‌هاي مترقي اسلام و درراستاي تأييد حکم عقل، مصاديق اشخاصي که به درج? والاي کمال انساني نائل آمده و از سوي خداوند مأذون و مأمور به سامان دهي جوامع بشري و رهبري آنها شده‌اند؛ دروهل? اوّل پيامبران الهي( مي‌باشند؛ براي اينکه آنان نه تنهابا اتکابه نيروي عقل و باتمام وجود درمسير هدايت ورشدگام برداشته‌اند؛ بلکه علاوه برآن، تحت تربيت‌هاي الهي به مقامات والاي انساني رهنمون شده‌اند:360 (ذلِكَ هُدَى اللَّهِ يَهْدي بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِ(361 اين هدايت خداست، که هرکس ازبندگان خود را بخواهد با آن راهنمايي مي‌کند.
بدينروي، خداوند متعال باآگاهي ازاين شايستگي به آنان کتاب آسماني وحکومت، همراه با درج? ارزش‌مند نبوت اعطاء نمود: (اولئكَ الَّذِينَ ءَاتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الحُْكمَ وَ النُّبُوّةَ(362 آن‌ها کساني هستند که کتاب وحکم و نبوت به آنان داديم، تا با رهبري داهيان? خود، به ابعاد حيات فردي و اجتماعي انسانها، صبغ? توحيدي داده و با طاغوتيان مبارزه نمايند: (وَ لَقَدْ بَعَثْنا في‏ كُلِّأُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت(363 ما در هر امتي رسول برانگيختيم که خداي يکتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب کنيد، و براساس تولّي الهي خود، قسط و عدل را جانشين نابرابري‌ها و ظلمها کنند و مردم را به عدالت همراه سازند: (لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسط(364 ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم، و با آنها كتاب (آسمانى) و ميزان (شناسايى حقّ از باطل و قوانين عادلانه) نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.
انبياء الهي( در راه اعمال حاکميت الهي خود با موانع دشواري مواجه بودند. تا آنجا که بسياري از حاکمانِ ظالم، وقتي منافع خود را با تحقق حاکميت الهي در خطر مي‌ديدند، انبياء الهي( را مورد آزار قرار داده، حتي آنان را به شهادت مي‌رساندند و به اين طريق مانع تحقق اهداف الهي آنان مي‌شدند.
اما از برخي آيات قرآن، مانند: (فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَآتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيم(365 ما به آل ابراهيم، کتاب وحکمت داديم و حکومت عظيمي در اختيار آنها قرار داديم، استفاده مي‌شود که برخي انبياء در مبارزه با حاکمان ظالم و کافر، برآنان پيروز شده و توانسته بودند، حکومتي مبتني بر دين را پايه‌گذاري کنند.366
البته درمورد اينکه چه تعداد از پيامبران، تشکيل حکومت داده بودند به تحقيق نمي‌توان سخن گفت؛ اما با استناد آيات قرآن، مي‌توان اذعان کرد که تمام انبياء( درصدد تشکيل حکومت بوده‌اند، هر چند که به دليل نبود شرايط مناسب، همگي موفق به اين کار نشدند.367
براين اساس، تلاش مستمر براي پي‌ريزي اقتداري مبتني بر اراد? حقتعاليو استقرار حاکميتي الهام گرفته از آموزه‌هاي وحياني، به عنوان رسالتي بس خطير بر عهد? انبياء عظام( مي‌باشد؛ همان‌گونه که چنين هدف ارجمندي بر خاسته از شأن الهي رسول گرامي اسلام( بوده است و آن حضرت به حکم: (النَّبِيُّ اولى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهمِ(368 پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است‏، فرمان حکومت را از جانب خدا دريافت کرده بود؛ همان‌گونه که امام باقر( در ذيل اين آيه فرمودند: “إنّها نزلت في الإمرة”369، دربار? رهبري و زعامت پيامبر( نازل شده است.
همچنين آي? شريفه:(إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيماً(370 ما اين کتاب را به حق بر تول نازل کرديم، تا به آنچه خداوند به تو آموخته درميان مردم حکم کني و از کساني مباش که از خائنان حمايت نمايي، دلالتي روشن بر ضرورت تشکيل حکومت از سوي نبي گرامي اسلام( دارد؛ زيرا حاکميت در اين آيه اطلاق دارد و شامل حکم ولايي، حکومت و حکم قضايي است و به نحو اطلاق، در هر دو قسم از حاکميت سياسي و قضايي ظهور دارد. بنابراين، خداوند سبحان به حکومت و حاکم بودن پيامبر( امر فرمود و محور آن را وحي قرار داد و اين امر، معلوم مي‌کند که اساساً تشکيل حکومت از سوي رسول اکرم( به جنب? پيامبري ايشان مرتبط است، نه نبوغ و تعقل و استعداد ايشان.371
2- 1-4- 2- امامان معصوم (
مطابق با نظريه صائب شيعه، با سرآمدن دوران ارسال رسل و ختم انبياء(، که با نزول آخرين و کاملترين برنام? هدايت براي جامع? بشري همراه بود، نياز اساسي بشر راجع به استمرار حاکميت الهي بي‌پاسخ نخواهد ماند. لذا در اين مرحله، به دستورالهي، که نبيّ گرامي اسلام(‌ در آخرين سال حيات پر برکتشان دريافت نمودند، سکان هدايت جامعه انساني و مجري حاکميت الهي، به تالي تلوآن نبيّ گرامي(، امام اميرمؤمنان علي‌بن‌ابي‌طالب ( و ذريّه طاهرينش منتقل مي‌شود.372 بر اساس آيه شريفه:(ياأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ماأُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه(373 اي پيامبر‍! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملاً (به مردم برسان) و اگر نکني، رسالت او را انجام نداده‌اي، پيامبر گرامي اسلام( مأموريتِ بس عظيمي را عهده‌دار شدند تا با اجراي آن، تمام اميد طاغوت محوران به بر چيده شدن آموزه‌ها و حاکميت الهي، بعد از رحلت پيامبر گرامي اسلام( به يأس مبدّل شود: (الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَرَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً( 374 امروز کافران از (زوال) آيين شما مأيوس شدند؛ بنابراين، از آن‌ها نترسيد و از (مخالفت) من بترسيد! امروز، دين شما را کامل کردم؛ و نعمت خود را برشما تمام نمودم و اسلام را به عنوان آيين (جاودان) شما پذيرفتم، بدين ترتيب حضرت علي ( از سوي خداوند و با معرّفي پيامبر( براي محقق نمودن حاکميت الهي بعد از پيامبر اسلام( به سِمت ولايت و رهبري امت منصوب گرديدند.
شواهد و قرائن زيادي، دالّ بر اين امر است که هم نزول اين آيه، راجع به امر مهم ولايت و رهبري است و هم مراد رسول اکرم( ازخطاب “من کنت مولاه فهذا عليّ

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت سازمانی، سنخ شناسی، مطالعه تطبیقی Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت سازمانی، اعتماد متقابل، منابع سازمان