پایان نامه ارشد رایگان درمورد افغانستان، دریای کاسپین، خلیج فارس، شاه نعمت الله ولی

دانلود پایان نامه ارشد

پاری تاکنه » یا « پاری تاک » که به پارسی ( پری تکان ) است همان فریدن اصفهان می باشد . کرسی ولایت هرات را « ارتکان » و استرابون آنرا « ارتاکان » و آریان آنرا « آرتاکوان » و دیودورسیسیلی « خورتاکان » ضبط کرده اند .
اسکندر در ولایت هرات شهری بنام خود ساخت که آنرا آریانا اسکندریا » می نامیدند . این محل را با هرات تطبیق کرده اند و اسکندر را بانی هرات جدید می دانند . بطلیموس این شهر را « آریامتروپولیس » خوانده است .
هیرکانی : در اوستا « وهرکانه » و استرابون آنرا « هیرکانیا » و موسی خورنی « ورکان » می نویسد به عربی جرجان و به پارسی گرگان می باشد این ایالت از شمال به دریای کاسپین که آنرا بنام این ایالت دریای گرگان می گفتند و از جنوب به پارت و از مغرب به ماد و از مشرق به مرو محدود بود استرابون ساکنین هیرکانی را « ماردی » یا « آمارد » ( آملی ) و تپوری ( طبری ) می نامد .
از شهرهای هیروکانی « کومیسن » که به پارسی کومس و به عربی قومس شده است می باشد این شهر در نزدیکی دامغان بوده است .
نام این محل در اوستا « چخره » آمده که آنرا با شاهرود تطبیق کرده اند دیگر از شهرهای معروف هیرکانی صد دروازه است که آنرا به یونانی هکاتوم پولیس می خوانده اند . ظاهراً طبرستان و کادوسیان ( گیلان ) جزو این ایالت محسوب می شده است دیگر از شهرهای عمده آن « زدرکرته » بوده است که نزدیک استرآباد کنونی واقع بوده است . 55
پارت : در اوستا « ورنه » و در سنگ نبشته های داریوش « پرثوه » و در کتاب تاریخ هرودوت « پارتر » و در جغرافیای استرابون « پارسی یه آ » و در کتاب ایزیدور خاراکسی « خوران » آمده است این ایالت با خراسان امروزی تطبیق می کند از شمال به دهستان مردم داهه و از مشرق به آریانا و از جنوب به کرمان و از مغرب به ماد محدود بوده است اشکانیان از مردم این سرزمین بوده اند و ساکارتی ها که در کویر لوت می زیسته اند نیز از نواحی لوت شمرده می شدند . بعضی « ورنه » را صفحه البرز می دانند . سلوکی ها در پارت شهرهای « سوته ایرا » « کال پوپ » « خاریس » « هکاتم پولیس » ( صد دروازه ) « آخه آ » را ساختند . شهر سوزیا – طوس امروزی و ارته کان از شهرهای پارس بود .
باختر : در سنگ نبشته داریوش « باختریش » و دراوستا « باخذی » و در کتاب هرودوت « باکتریر » و در استرابون « باکتری نا » آمده همان ایالت بلخ است که از شمال به رود وخش ( جیحون ) و از مغرب به آریانا و از جنوب به کوههای هراز مسجد کنونی و از مشرق به سرزمین – « ماساژت ها » ( یکی از قبایل سکائی ) محدود بود و یکی از شعب جیحون بنام باکتروس آنرا مشروب می ساخت و شهر مهم آن باختر بود که نام دیگر آن « زرایاسب » و همان بلخ امروزی بوده است و مرو که در اوستا « مورو » و به یونانی « مرگیانا » از شهرهای معتبر باختر بوده است « آئورون » از شهرهای باختر در واحه مرو بود و در آن واحه « آن تیوخوس سوتر » انطاکیه مرگیان را بنا کرد . یکی از اسکندریه هایی که اسکندر ساخت در مرو بود . مهمترین شهرهای باختر به روایت بطلمیوس از این قرار بوده است : « زریاسپه » « چاتراکارتا » « باکترا » ( بلخ ) ، « خلم » که آن را شهر « ایوک راتیدا » – « آ ارونوس » که به قول بطلیموس در کنار رود « دارگیدوس بوده که آن را با شهر قدیم سمنگان نزدیک رود خلم تطبیق کرده اند .
سغدیان : در اوستا « سوغوده » در سنگ نبشته داریوش « سوغده » و به یونانی – « سغدیانا » آمده همان سغد و سمرقند است که از شمال و جنوب میان سیحون و جیحون و از شرق به سرزمین سکاها و از مغرب به خوارزم و شهر عمده آن « مرکنده » بود که آنرا با سمرقند تطبیق می کنند دیگر از شهرهای آن « کرشته » و شهر کوروش ( سیروپولیس ) بوده که دورترین شهرهای شاهنشاهی ایران باستان به شمار می رفت .
باستان شناسان محل شهر کوروش را با « اوراتپه » کنونی تطبیق می کنند . اسکندریه اقصی – در کنار سیحون بود و محل آنرا با خجند کنونی تطبیق کرده اند دیگر از شهرهای سغدیان « نئوتاکا » ( نوتاک ) بوده است . « گازا » یا بخارا که اکنون در جمهوری تاجیکستان می باشد از شهرهای سغد بود . شهرهای سغد را بطلمیوس در کتاب خود چنین نام برده است : « دره پسامتروپولیس » « اوکسیانا » ، « ماروکا » ، « الکساندر یا اوکسیانا »
خوارزم : که در اوستا « هوائی ریزیم » و در سنگ نبشته داریوش خوارزمیش و در کتاب استرابون « خوارزمی ای » آمده همان خوارزم و خیوه است . از مغرب به سغد و از مشرق به دریای کاسپین از شمال به رود جیحون و دریاچه آرال ( وخش دریا ) و از جنوب به باختر محدود بود . پولی نی شهر شهر پاندا را به عنوان مرکز آن ایالت ذکر نموده و ولایت « نوتاکا » که همان کش بخارا باشد جزء این ایالت بوده است و اکنون جمهوری ترکمنستان را تشکیل می دهد . 56
زرنگ : در اوستا « های تومنت » و در سنگ نبشته داریوش « زرنکا » و در تاریخ هرودوت « سرنگن » و در کتاب استرابون « درنگیانا » و در کتاب ایزیدور خارکسی « آنابن « و « درنگیانا » آمده به زبان پهلوی سکستان یا سیستان است که همان ایالت دره هیرمند باشد که پس از مهاجرت سکاها از شمال به ولایت زرنگ ( زرنج ) آن سرزمین را سکستان یا – سیستان خوانده اند . این ایالت از شمال به آریانا و از مغرب به پارت و کویر مرکزی و از مشرق به افغانستان و از جنوب به گدروزیا ( بلوچستان ) محدود بود و به جهت واقع شدن آن در جنوب بلخ آنرا نیمروز می گفتند که به معنی ایالت جنوبی است و شهر زرنگ و زابل در این ایالت بود . از شهرهای باستانی زرنگ فراه بود که یونانیان « پروفاتاثیا » نامیده اند . نزدیک به این شهر یونانیان شهری ساختند و عده ای از مقدونیان را در آنجا ساکن کردند . بعضی از محققان این شهر را با پیشاوران یکی دانستند و این ظاهراً صحیح تر است زیرا فراه در قدیم نامی نزدیک به همین اسم یعنی « فرا » داشته است .
ایزودور خاراکسی نیز این شهر را « فرا » خوانده است . جغرافی دانان قدیم یونانی از دریاچه ای معروف به زره به اسم « آریاپالوس » نام می برند که گویند سی فرسنگ طول و چهار الی هشت فرسنگ عرض داشته است . ایزیدور خاراکسی سکستان را « ساکاستنه » مینویسد و آنرا در جای درنگیانا قرار نمی دهد بلکه در محل « پارتاکنا » بین درنگیانا و آرخوزیا ( هند سفید ) می دانند . 57
هرخواتیش : در سنگ نبشته داریوش به همین نام و در اوستا « هرخوائی تی » و در استرابون « آرخوزیا » آمده و همان « رخج و قندهار » قرون بعد است که افغانستان جنوبی و قندهار را تشکیل می دهد . ایزیدور خاراکسی کشور آرخوزیا را « هندوستان سفید » نامیده است . بقول تولمن قلعه « کاپیش کانا » و « گندوم » که در سنگ نبشته بیستون آمده در « هرخواتیش » واقع بوده است . این ایالت از شمال به « ساتاگید » و حوزه کابل و از مغرب به « زرنکا » و از مشرق و جنوب به هندوستان محدود بوده است . این سرزمین را به یونانی « آرکوشیه » نامیده اند . هرهوائی تی رودیست که اکنون آنرا « ارغنداب » گویند که به زبان سانسکریت « سرسوتی » نامند که نام یکی از ایزدان هند بوده است .
در آرکوشیه نیز اسکندر مقدونی شهری به نام خود بنا کرد که نزدیک به قندهار کنونی بوده است قندهار را نباید با « گنداره » اشتباه کرد . معروفترین شهرهای هرخواتی که بطلیموس آنرا « آرکه نوریا »58 ( آرخوزیا ) نامیده از این قرار است :
« آزولا » ، « فوکلیس » – « آرخوتوس » . الکساندرپولیس که پایتخت این ولایت بود . در کنار رود « اراکوتیس » ( ارغنداب ) قرار داشت . « آزولا » را با « گوزار » ( گذارستان واقع در هیلمند علیا ) یکی می دانند . فوکلیس را بین غزنه و قندهار یا خود غزنه می دانند . شهر « بیوت » را با « بجست » یا بست یکی می دانند . 59
ساتاگید : در سنگ نبشته داریوش « ساتاگوش » آمده محل آن درست معلوم نیست بعضی آنرا افغانستان مرکزی از هرات تا سند دانسته و اخیراً با پنجاب تطبیق می کنند . رود « هیداسپ » ( جیلوم کنونی ) یا « وی تاستای » قدیم این ایالت را مشروب می کرده است . نام ساتاگید از ترکیب ساتا ( صد ) و گیدی ( ماده گاو ) مشتق است و روی هم رفته به معنی مالکین صد گاو خوانده می شده است . شهر « نیکه » یا « نیکا » که در این ولایت بوده با کابل منطبق دانسته اند . بعضی « کوفن » را با کابل تطبیق کرده اند و مردم این سرزمین از دو قوم « پختن » که زبانشان « پشتو » بود و پارسیان یعنی پارسی زبانان تشکیل می شد .
گندار : در اوستا « وای کرته » آمده و استرابون آنرا « پاروپامیزاد » خوانده همان افغانستان شرقی ایالت کابل و پیشاور است از شهرهای مهم آن « کابور » یعنی ( کابل ) بوده است . گندار از دره کابل بوده است . گندار از دره کابل تا رود سند امتداد داشته است . شهرهای این ایالت بنا به روایت بطلیموس از این قرار بوده است :
« نوبی لیس » ، « کابورا » ، « اورتوس پانا » ، « پارسیانا » ، «کی سانا » یا کارسانا بوده است .
بطلیموس کابل را « کابولیته » خوانده و چند نقطه مجاور آنرا مانند ارغنده ، « لوگرد » و « وردک » را به نام های « ارگوردا » ، « لوکارنه » و « بگراد » یاد کرده است .
در کوههای پاراپامیزاد اسکندر به نام خود اسکندریه ساخت که آنرا « آلکساندر کوکازوم » یعنی اسکندریه کوههای قفقاز می خواندند . یونانیان کوههای پاراپامیزاد را به نام کوههای قفقاز می خواندند و جای این شهر را در حوالی « چاریکار » که تقریباً در سی مایلی شمال کابل است تطبیق کرده اند . دو شهر نیکایا یا نیسه را نیز با کابل تطبیق کرده اند . اسکندر شهری بنام اسب خود « بوسه فالی » که در سفر هند درگذشت بنا کرد و تا رود « هیفازیس » که امروزه « بیس » خوانده می شود فتح کرد . دیگر از شهرهای این ناحیه « پاتالا » بود که در مصب رود سند قرار داشت . بزرگترین شهر پنجاب هند « تاکسیلا » بود . اسکیلاس دریا سالار یونانی داریوش که برای تحقیق در سواحل خلیج فارس به این نواحی آمده بود از شهر « کاسپاتیرا » از اراضی « پاکتیا» که ظاهراً در این ولایت بوده حرکت کرد و به رود سند درآمد ظن قوی می رود که پاکتیاها نیاکان پختن های افغان بوده اند .
کرمانیا : این ایالت میان خلیج فارس و استان فارس و گدروزیا یا بلوچستان امروزی و پارت واقع بود و به دو قسمت تقسیم می شد . کرمان بیابان یا کویر ، و کرمان حاصلخیز . نام باستانی کرمان « بوتیا » بود . به قول بارتولد در مهان کرمان سنگ نبشته ای از داریوش به سه زبان پارسی باستان ، آشوری و عیلامی به دست آمده است و این سنگ نبشته از مقبره شاه نعمت الله ولی بدست آمده است .
گدروزیا : از ساتراپ های عصر هخامنشی ، گدروزیا بلوچستان امروز که در مشرق کرمان واقع بود و از جنوب به دریای عمان و از مشرق به رود « هیندوس » ( سند ) و از شمال به هرخواتیش محدود می شد و ایالتی بی حاصل و بایر به شمار می رفت . بعضی از خاورشناسان « مکا » یا « مکیای » نامبرده در سنگ نبشته داریوش را با این ایالت تطبیق کرده اند .
پایتخت گدروزیا شهری است بنام پورایا ( پاهرا ) بود که آنرا با فهرج کنونی تطبیق می کنند و ظاهراً همان « سودراس » که یکی از اسکندریه ها بوده است می باشد . بقول « بارتولد » گدروزیا ظاهراً مشتق از نام قبیله ای ایرانی است که « دورسیا » خوانده می شده اند . 60
تنها ساتراپهایی که در آنها سکه ضرب می شد ( قبل از اسکندر ) بقرار زیر است :
– ششمین ساتراپ : یعنی مصر و سیرنائیک
– پنجمین ساتراپ : شامل عربستان و سوریه و بین النهرین
– چهارمین ساتراپ : کیلیکیه که در قرن پنجم از طرف ایالات واقع در شمال کوههای توروس توسعه یافت و در آخر دوران هخامنشی قسمت شمالی سوریه بدان اضافه گردید .
– اولین ساتراپی : ایونی که شامل نواحی پامفیلی ، لیس ، کاری و پیزیدی و ایونی و الوری61 می باشد .
دومین ساتراپی : سارد یالیدی شامل ایالات میسی ، لیدی و سرزمین های لوزونی ین ها 62 و کابالی ین ها 63 و هیت نی ین ها 64 .
– سومین ساتراپی : اغلب به نام فریگیه یا داس سیلیون معروف بود . 65

فصل سوم
هنر معماری تخت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد خلیج فارس، بین النهرین، اسکندر مقدونی، شهرهای بابل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد تخت جمشید، هخامنشیان، بین النهرین، اهورامزدا