پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعضای هیأت علمی، هیأت علمی، خلاقیت و نوآوری، نوآوری سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

تدریس است که دانش معلمان شکل میگیرد، این دانش شامل اندوخته شخصی معلمان از اطلاعات، مهارتها، استراتژیها و تجارب مربوط به دوران پیش و ضمن خدمت آنان میباشد (فایوز، 2003). صاحبنظران تعاریف متعددی از دانش ارائه دادهاند. در واقع دانش آمیختهای سیال از تجربیات قاعدهمند، ارزشها، اطلاعات مفهومی و بینش تخصصی است که چارچوبی را برای ارزیابی و به هم پیوستن تجربیات و اطلاعات جدید فراهم میکند. دانش در ذهن متخصصان شکل میگیرد و توسعه مییابد. در سازمانها دانش نه تنها در اسناد و مدارک که در تجربیات، تلاشها، فرایندها و جریانات روزمره سازمان هم وجود دارد ( داونپورت و پروساک، 1998، ص 5 و گامل گارد و ریتر، 2003، ص 5). جنکس (2008) دانش را به عنوان اطلاعات زمینهای تعریف میکند وی بیان میکند که دانش، قابلیت بشر است که میتواند کسب شود و از طریق یادگیری گسترش یابد ( سین و وایلد، 2014). در واقع این دانش از اذهان افراد سرچشمه گرفته و توسط آنها به کار برده میشود (الوانی، ناطق و فراحی، 1386). به طور کلی دانش آمیختهای سیال از تجربیات، ارزشها، اطلاعات مفهومی، بینش تخصصی ( داونپورت و پروساک، 1998، ص 5 و گامل گارد و ریتر، 2003، ص5)، و مهارتهایی (فایوز، 2003) است که از فرایندها و تجربیات روزمره (داونپورت و پروساک، 1998، ص 5 و گامل گارد و ریتر، 2003، ص 5) حاصل میشود و در زندگی افراد کاربرد دارد (الوانی و همکاران، 1386) و دانش به عنوان توانایی بشر، هم کسب کردنی است و هم از طریق یادگیری قابلیت گسترش یافتن را دارد (جنکس، 2008 به نقل از سین و وایلد، 2014). در واقع دانش شامل اطلاعات عمومی و تخصصی افراد میباشد که در اثر گذشت زمان و مواجهه با تجربیات جدید به صورت بالقوه قابلیت بسط و توسعه دارد و در واقع به عنوان ساخت شناختی افراد در هر دوره تدریس و یادگیری نقش مهمی را ایفا میکند.

1-6-1-3- اهداف تدریس
در واقع اهداف، چگونگی سازماندهی فرایندهای تفکر، رفتار و واکنشهای احساسی را تحت تاثیر قرار میدهند (شوتز و همکاران، 2001). لازم به ذکر است که مهمترین گام در یک طرح ارزشیابی بیان نگرشها و انتظارات دانشجویان است، که این انتظارات در واقع به عنوان نتایج یا اهداف تدریس به شمار میروند. شناسایی این انتظارات به عنوان نقطه مرکزی در فعالیتهای یک استاد به شمار میرود (فرخنژاد و پیردادیان، 1390). آنجلو و کراس (1993) اهداف تدریس را به معنای توصیفات اعضای هیأت علمی در مورد آنچه که میخواهند دانشجویان فراگیرند، میدانند. بنابراین به طور کلی میتوان اهداف تدریس را همان حالت مطلوب (شوتز و همکاران، 2001)، بدانیم که برگرفته از نگرشها و انتظارات دانشجویان (فرخنژاد و پیردادیان، 1390) و توصیفات (انتظارات) اساتید (آنجلو و کراس، 1993) بوده و سعی بر آن است که اساتید و دانشجویان در تعامل با هم به کمک یک سلسله فعالیتهای مرتب، منظم، هدفدار و از پیش طراحی شده (شعبانی، 1387، ص 103 و 104)، به آن دست یابند. در واقع هدف تدریس آن حالت مطلوب و ایدهآلی است که اساتید و دانشجویان قبل از شروع فرایند تدریس و یادگیری برای خود در نظر گرفتهاند و سعی دارند که با همکاری هم در پایان دوره تدریس و یادگیری به آن حالت مطلوب و ایدهآل دست یابند.

1-6-2- تعاریف عملیاتی
1-6-2-1- نوآوری دانشگاهی
عوامل موثر بر نوآوری دانشگاهی در این پژوهش شامل چهار بعد ارتباطات بیرونی، ساختار، افراد ذینفع و قوانین و مقررات (بارلنگا، 2010) و مبتنی بر نمرهای است که اعضای هیأت علمی در مقیاس محمدی و کوچکی (1391) به این عوامل کلیدی اختصاص میدهند.

1-6-2-2- دانش
دانش در این پژوهش براساس ابعاد دانش محتوایی، تربیتی و فناورانه (الشهری، 2012) و مبتنی بر نمرهای است که اعضای هیأت علمی از مقیاس دانش (الشهری، 2012) مبتنی بر سه بعد دانش محتوایی، تربیتی و فناورانه بدست میآورند سنجیده میشود.

1-6-2-3- اهداف تدریس
اهداف تدریس در این پژوهش براساس ابعاد مهارتهای سطح بالای تفکر، مهارتها و دانش موضوعی، آمادگی حرفهای، مهارتهای اساسی موفقیت تحصیلی، هنرهای آزاد و ارزشهای تحصیلی و رشد فردی (آنجلو و کراس، 1993) و مبتنی بر نمرهای که اعضای هیأت علمی از مقیاس اهداف تدریس (آنجلو، کراس، 1993) بدست میآورند سنجیده میشود.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

مقدمه

در این فصل، مفهوم نوآوری دانشگاهی و عوامل کلیدی آن، مفهوم دانش و ابعاد آن، مفهوم اهداف تدریس و انواع آن، از نظر محققان و متخصصان مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. در بخش پایانی این فصل نیز به مرور سوابق پژوهش پیرامون هر یک از متغیرهای پژوهش پرداخته شده است.

2-1- پیشینه نظری

2-1-1- نوآوری
نوآوری از کلمه لاتین Innovate به معنای ساختن یک چیز جدید استخراج شده است (تید، بساتت و پاویت86، 1997). اخیرا علاقمندان دانشگاهی و پژوهشگران، توجه فراوانی به مفهوم خلاقیت و نوآوری در سازمان داشتهاند. از آنجایی که نوآوری توجه بسیاری را به خود جلب کرده است، عجیب نیست که به عنوان یک وجه تمایز به یک مزیت رقابتی جدید تبدیل شود (بروک دوبنی87، 2008). در واقع نوآوری، فرایندی سیستمی و پیچیده است که از تولید یک ایده تا دستیابی به محصول و تجاری سازی آن تداوم دارد. امروزه، آن دسته از سازمانها و شرکتهایی موفقترند که بتوانند با سرعت و هزینه مناسب، ایدههای جدید را توسعه دهند. نوآوری را باید فرایندی شامل طرح ایده نو، کسب دانش لازم به طرق مختلف، تبدیل ایده و دانش و تکنولوژی به محصول یا خدمت جدید ارائه آن به بازار پذیرش آن از سوی مشتری دانست (حورعلی، 1386). امروزه نوآوری و پیشرفت فنی، حاصل تعاملات پیچیده اجزا در تولید، توزیع و کاربرد انواع مختلف دانش است. عملکرد نوآورانه هر کشور تا حد زیادی به نحوه ارتباط و به کارگیری این اجزا (به عنوان عناصر یک سیستم یکپارچه) بستگی دارد ( تقوی و پاکزاد، 1386). نوآوری به معنی فراهم آوردن محصولات و خدمات جدید به بازار و یکی از مهمترین موضوعاتی است که نه تنها در تحقیقات مدیریت، بلکه در اقتصاد، سیاست، مهندسی و غیره است (کاجیکاوا88، هاشیموتو89؛ ساکاتا90،تاکدا91؛ ماتسوشیما92، 2009). فرهنگ وبستر نوآوری را توانایی انجام امری ابتکاری تعریف کرده است که به خلق محصول یا خدمتی جدید منجر شود به گونهای که این توانایی ممکن است از هوش و استعداد افراد سرچشمه گرفته یا به وسیله آموزش ایجاد شود (فتحیزاده، پاک طینت و شهبا، 1390). در واقع محققان نوآوری را به عنوان محصول یا نتیجه یک ایده، روش یا دستگاههای جدید و به عنوان فرایند معرفی یک چیز جدید معرفی کردهاند (کاجیکاوا و همکاران، 2009). نوآوری محرک تغییر و بهبود جامعه است. بنابراین برانگیختن مداوم و زایش نوآوری هنوز برای حل مسائلی که پیش رو داریم نیاز است (کاجیکاوا و همکاران، 2009). با وجود این واقعیت که نوآوری در رشتههای مختلف مطالعه شده است، اما اغلب در مورد این اصطلاح درک درستی وجود نداشته و همواره با اصطلاحات مرتبط، مانند تغییر، اختراع، طراحی و خلاقیت، اشتباه گرفته میشود (سولیوان93، 2008). منظور از نوآوری، خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است. به عبارت دیگر؛ نوآوری، اندیشه خلاق تحقق یافته است که به بهبود فرایندها و فراوردهها منجر میشود (سبحانی نژاد و افشار، 1388). بنابراین میتوان نوآوری را به معنای ایجاد و خلق محصول و ارائه یک ایده و فکر جدید در زمینههای مختلف آموزشی، صنعتی، تجاری و … تعریف کرد که زمینه پیشرفت، تغییر و توسعه و بهبود هر چه بیشتر جوامع را فراهم میسازد.

2-1-1-1- مفهوم خلاقیت، نوآوری، تغییر و اختراع
استنبرگ خلاقیت را برقرار کردن ارتباطات جدید، دیدن چیزها از طریق جدید و تعریف جدید مسائل میداند (شالی؛ زو و اولدهام94، 2004). خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایدهها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایدههاست ( دهقان نجم، 1388). خلاقیت لازمه نوآوری و بستر رشد و پیدایی آن میباشد. از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است. اکثر نوآوریها از جست و جوی آگاهانه و هدفمند به دنبال فرصتهای جدید حاصل میگردند و این فرایند با تجزیه و تحلیل این فرصتها آغاز میشود (کوراتکو و هاجس95، 2001). دفت96(1978) نوآوری سازمانی را به معنی پذیرفتن یک عقیده یا رفتار که برای صنعت، بازار یا محیط عمومی سازمان تازگی داشته باشد تعریف میکند. نوآوری فرایند ادراک یا ایجاد دانش مربوط و تبدیل آن به محصولات و خدمات بهبود یافته و یا جدید، برای افرادی که خواهان آنها هستند میباشد. همچنین نوآوری استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود میآورد (دهقان نجم، 1388). بچیخ، لاندری و آمارا97 (2006) خلاقیت و نوآوری سازمانی و فناورانه را عامل رشد، توسعه، بالندگی و بهبود حیات کاری سازمان میدانند.
اصطلاح تغییر به معنای هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایدههایی است که برای سازمان جدید است. از اینرو، تمام نوآوریها میتوانند منعکس کننده یک تغییر باشند، در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرایند خلاقیت و نوآوری است؛ مانند تغییر یک تناوب در سیاست و ساختار سازمانی یا طرز تلقی افراد به منظور بهبود عملکرد (علیرضایی و تولایی، 1387). نوآوری ممکن است نتیجه توسعه درونی حاصل از برنامههای تحقیق و توسعه باشد و یا از مدیران و دیگر کارکنان که درباره چگونگی مفید بودن فعالیتها فکر میکنند، ناشی شود. یا ممکن است از عوامل بیرونی مثل تغییرات در ماهیت رقابتها منتج شود (نایاک98، 1991). دراکر (2001) معتقد است که نوآوری موفق مستلزم کار سخت متمرکز و هدفمند است. کتز و کان99 بر این باورند که بین نوآوری و تغییر ، تفاوتهایی وجود دارد. برای مثال تغییر میتواند به بهبود رضایت شغلی یک فرد اطلاق شود، در حالی که نوآوری نتیجه و تاثیری بیش از یک فرد را در برگیرد و تاثیر آن، ورای عامل ایجاد کننده آن است. لارسن100 در تحقیق دیگری در مورد تغییر تکنیک کنن101 بیان کرد که تغییر، ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری ایجاد ایدههایی است که برای سازمان جدید است. از این رو، تمام نوآوریها میتوانند منعکس کنده یک تغییر باشند. در حالی که تمام تغییرها، نوآوری نیستند. تغییر نتیجهای از فرایند خلاقیت و نوآوری است (فتحیزاده و همکاران، 1390). تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص میشود، اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است که برای یک نوع وضعیت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی میکند به عنوان نوآور تلقی میگردد و سازمانی که تقلید مینماید، یک تغییر را اتخاذ کرده است. از سویی دیگر اختراع تنها یک بعد نظری داشته و باید برای حمایت از آن از حق امتیازها استفاده کرد. نوآوری اختراعی است که به صورت عملی به محصولات و فرایندهای ارزشمند تبدیل شده است؛ در واقع شومپیتر نوآوری را ترکیب تازهای از عوامل تولید و حالتهای مختلف یک سیستم و یا تابع تولید جدید از رهگذر دستیابی به منابع و فرایند تولیدی نو یا بازاری جدید و در انتها طراحی یک سازمان جدید تعریف کرد. در تئوری وی، انواع نوآوری به پنج دسته تقسیم میشود: معرفی یک محصول جدید و یا تغییر کیفی در محصول موجود؛ معرفی یک فرایند جدید در یک صنعت؛ نفوذ در بازارهای جدید و یا تغییر کیفی در محصول موجود؛ معرفی یک فرایند جدید در یک صنعت؛ نفوذ در بازارهای جدید؛ توسعه منابع جدید عرضه مواد خام و یا سایر ورودیها و ایجاد تغییرات در سازمان (منطقی، خسروپور، خانی، 1392). بنابراین میتوان استدلال کرد که خلاقیت اشاره به ایجاد چیزی جدید دارد ولی نوآوری به معنی استفاده از آن چیز جدید در عمل میباشد که تاثیر آن میتواند گسترده باشد پس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانشگاهها، اعضای هیأت علمی، هیأت علمی، دانش محتوایی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانشگاهها، نوآوری سازمان، نوآوری سازمانی، عوامل درونی