پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعتماد اجتماعی، سبک زندگی، انقلاب ایران

دانلود پایان نامه ارشد

زور و اجبار براي تضمين داد و ستد کارايي خود را از دست مي دهند و در عوض قصد افراد براي بازپرداختها و اعتقاد به درستکاري افزايش مييابد. اعتماد کار بازار را رونق ميبخشد. اعتماد اجنماعی به منزلۀ يک جزء اصلي سرمايه اجتماعي مطرح بوده و به عنوان شاخص اصلي سرمايه اجتماعي با کارکردهاي متعدد اجتماعي، سياسي و روانشناختي نقش مهمي را در ايجاد و حفظ و استحکام نظم و همبستگي اجتماعي و مشارکت و تعاون و توسعه اجتماعي بر عهده دارد. افزون بر این، اعتماد از عناصر مؤثر در پذيرش و همدلي اجتماعي محسوب ميشود، که اين خود زمينۀ سازگاري و همنوايي هر چه بيشتر اعضاي جامعه را فراهم ميسازد. به واسطۀ اعتماد کردن، امکانات و فرصتهايي براي طرفين در جامعه پديد ميآيد که در صورت عدم آن شايد آن امکانات و فرصتها به آساني از بين برود. در حقيقت با اعتماد روابط جديدي ايجاد ميشود که قبلاً وجود نداشته است. همچنين اعتماد پيوستگي فرد به اجتماع را قويتر کرده و ضمن کمک به پيدايي احساس هويت سبب انسجام گروهي ميشود. از سوی ديگر، بياعتمادي در جامعه باعث کاهش انسجام و پيوستگي و همچنين پائين آمدن مشارکت افراد در جامعه ميشود. با توجه به اين موارد ميتوان نتيجه گرفت که اعتماد اجتماعی به عنوان يک مقوله اجتماعي از مسائل اساسي بوده و واجد اهميت بسیاری است و نمود آن در تمام سطوح جامعه متبلور است.
در جامعۀ ایرانِ بعد از انقلاب، تحولات بنیادینی در سطح ارزشها، هویتها و سبکهای زندگی اتفاق افتاد. اساساً انقلاب ایران تلاشی بود برای ایجاد جامعهای با منظومههای ارزشی و ترکیببندیهای هویتیِ نوین که بنا بود اَشکال جدیدی از تعامل اجتماعی بین انسانها برقرار سازد. نقطۀ ثقل این تعاملات اجتماعی در این گفتمانِ ارزشمدار، اعتماد اجتماعی و کرامت انسان بود. اما به دنبال رخداد انقلاب، و به موازات تحولات اقتصادی و صنعتی و شهری در دهههای هفتاد و هشتاد، اَشکال دیگری از تعاملات و همبستگیهای اجتماعی در جامعۀ ایران پدید آمد که لزوماً با آنچه در گفتمان ارزشمدارِ دهۀ شصت تصویر میشد، یکی نبود. فراز و فرودهای میزان و کیفیت اعتماد اجتماعی در جامعۀ ایران، و پرداختن به چیستی و چرایی و چگونگی تحول این پدیده، مسئلۀ در خور توجهی است. اما آنچه پرداختن به آن از دید این تحقیق واجد اهمیت و ضرورت بسیار است کیفیت اعتماد اجتماعی بین نسلهای مختلفی است که امروزه در جامعۀ ایران کنار هم زندگی میکنند. آیا آدمیانی که سوبژکتیویته و هویت آنها در تعامل با وضعیتِ عینی و فضای گفتمانیِ دهۀ شصت شکل گرفت، با نسلی که پس از سازندگی و در فضایی عمدتاً شهری و مدرن رشد کرد، قادر به تفاهم و گفتگو هستند؟ نظر به این که در فضای امروزین جامعۀ ایران سخن از شکاف نسلها و تعارض ارزشها و هنجارها میرود، بررسی این مسئله که رسانهها چه تصویری از پدیدۀ اعتماد اجتماعی در این وضعیت به مخاطبانشان ارایه میدهند، بسیار حائز اهمیت است.

3-1 : پیشینه تحقیق

دربارۀ بازنماییِ رسانهایِ جهان اجتماعی، پدیدههای اجتماعی و تجربۀ زیستۀ افراد در زندگی روزمره پژوهشهای بسیاری انجام شده است. در اینجا فقط به چند مورد از آن پژوهشهایی اشاره میشود که به بازنمایی این موضوعات در سریالهای تلویزیونی پرداختهاند. در خارج از کشور محققانی مثل دیوید مورلی ( مطالعه مخاطبان نیشنواید)، آین انگ ( مطالعه مجموعه دالاس و مخاطبان آن )، دوروتی هابسون ( پژوهش درباره بینندگان مجموعه )، تانیا مادلسکی ( زنان بیننده مجموعههای آبکی )، جنیس ردوی و محققانی چون شارلوت برانسدون، رابرت آلن و الن سایتر از جمله کسانی هستند که در کنار بسیاری دیگراین سنت نظری-پژوهشی را بسط دادهاند (مکرابی، 2002: 112). به عنوان یک نمونه از پژوهشهای خارج از کشور به کار دیوید مورلی اشاره میکنیم. البته کار مورلی عمدتاً دربارۀ تعامل مخاطبان با متن تلویزیونی است، اما از آنجا که در بخش نخست کارش به تحلیل نشانهشناختی نحوۀ بازنمایی پدیدههای اجتماعی در متن تلویزیونی میپردازد، میتواند به منزلۀ پیشینۀ این پژوهش مورد خوانش واقع شود. مورلی مطالعهای تحت عنوان«مخاطبان نیشنواید»1، برنامهای خبری که از شبکه بیبیسی پخش میشد، انجام داد. قصد او در این اثر مطالعة فرایند تولید معنا در جریان ارتباطات است. او برای تبیین این مسئله دو شیوة تحلیل نشانهشناسی و جامعهشناسی را بکار میگیرد تا دو گونة متفاوت ساختارهای حاکم بر فرایند تولید معنا را بررسی کند: الف) مکانیسمها و ساختارهای درونی متن (پیام یا برنامه) که به برخی خوانشها مجال میدهند و برخی دیگر را منع میکنند (مطالعه این مکانیسمها کار نشانهشناسی است)؛ و ب) پیشینه و زمینة فرهنگی مخاطبان (بینندگان یا خوانشگران) که مطالعة آن کار جامعهشناسی است (مورلی،1999:94). از نظر مورلی آنچه که خصیصههای اصلی معنای متن را تعیین میکند، تعامل بین این دو نوع ساختارهای الزامآور است. بر این اساس، او دو فرضیة اصلی را کنار میگذارد: یکی این فرضیه که متن را میتوان به شیوههای بیشماری تفسیر کرد و دیگری این فرضیة فرمالیستی که متن یگانه عامل تعیینکننده معناست. اگر بخواهیم روششناسی مورلی در این اثر را به طور دقیقتر بیان کنیم، باید بگوییم که مطالعة او در دو بخش اصلی قرار دارد: الف: بررسی تمهیدات فرمی2، یعنی شیوههای فرا خواندن مخاطب و شکلهای سازماندهی متنی برنامه نیشنواید؛ و دوم، بررسی نحوة تفسیر محتویات این برنامه توسط مخاطبانِ دارای زمینههای فرهنگی متفاوت و بررسی نقش چارچوبهای فرهنگی در تعیین نحوة تفسیر مخاطبان از این برنامه (یعنی مطالعة رابطة بین عوامل اجتماعی/جمعیتیای همچون سن و جنس و نژادوطبقه با نحوة تفسیر این برنامه). مورلی در پایان این تحقیق به این نتیجه رسید که قرائت مخاطبان از برنامههای تلویزیونی مستقیماً برحسب جایگاه اجتماعیشان تعیین نمیشود، چرا که سوژة اجتماعی همواره توسط گفتمانهای دیگری نیز احاطه شده است که در رابطة متن با سوژه تأثیر میگذارند (استوری،1385 :42).
در داخل کشور نیز پژوهشهایی در همین حوزه انجام شده است که به دو مورد از آنها اشاره میشود. محمد رضايي و سميه افشار در پژوهشی با عنوان «بازنمايي جنسيتي سريالهاي تلويزيوني: مرگ تدريجي يك رويا-ترانه مادري» به بررسي بازنمايي نقشهاي جنسيتي و چگونگي بهرهگيري از رمزگان اجتماعي و فني در نمايش زن و مرد در قالب نقش هاي خانوادگي و اجتماعي پرداختهاند. آنها از ميان سريالهاي پر بيننده سال 1387، دو سريال ترانه مادري و مرگ تدريجي يك رويا را با استفاده از روش نشانهشناسي مورد برسي قرار دادهاند. نتايج به دست آمده نشان ميدهد كه تغييرات زاويه دوربين ،نوع نما و نورپردازي به نفع مردان بوده است. احمد عبدالملكي در تحقيقي با عنوان «بررسي اعتماد اجتماعي و عوامل مؤثر بر آن و چگونگي نقش رسانهها در افزايش آن» به این نتیجه رسیده است که اعتماد اجتماعي بيش از آنكه با عوامل سطح خرد در ارتباط باشد، به عوامل سطح كلان مربوط است. ارزيابي فرد از وضعيت جامعه، مهمترين عاملي است كه سطح اعتماد اجتماعي او را متأثر ميسازد؛ به اين معنا كه هر چه افراد، جامعه را با ثباتتر، به هنجارتر و رفتار نهادها با مردم را شفافتر و صادقانهتر بدانند و معتقد باشند كه حقوق پايمالشدة شهروندان قابل اعاده است، اعتماد اجتماعي بالاتري خواهند داشت. موضوع تحقيق فوق، از منظر مطالعه مفهوم اعتماد اجتماعي و تاثير رسانهها بر آن داراي شاخصههاي مشتركي با پژوهش حاضر ميباشد
عباس كاظمي و آزاده ناظر فصيحي در تحقيقي با عنوان «بازنمايي زنان در يك آگهي تجاري تلويزيوني» (1386) به بررسي بازنمايي زنان در يك آگهي بازرگاني تلويزيون صدا و سيما پرداخته است. سوال اصلي در اين مقاله چگونگي ارائه تصوير زن به گونهاي است كه بازتوليد فرهنگي نقش نمادين زن را در جامعه به دنبال دارد. بخش بزرگي از بازنماييها در آگهيهاي تجاري، زنان را در قالب نقشهاي كليشهاي فرهنگي به تصوير ميكشد. آگهي مورد نظر برخلاف ساير آگهيها، زن را در نقشهاي جديد به نمايش مي گذارد. در عين حال در اين شكل از بازنمايي همچنان با زني مسئلهدار مواجه ميشويم. افسانه كمالي (1383) در پايان نامة دكتراي خود تحت عنوان مقايسة تطبيقي اعتماد اجتماعي در دو حوزة فرهنگ و سياست به بررسي رابطة اعتماد سياسي با اعتماد اجتماعي پرداخته است. نتايج حاصل از تحقيق بر روي 8206 نفر (افراد بين 15 تا 50 سال) در مراكز 28 استان كشور نشان ميدهد كه اعتماد به حوزة سياست كمتر از اعتماد به حوزة فرهنگ است.
اسدي، مهديزاده و عقيلي(1388) در پژوهشي تحت عنوان «هويت فرهنگي در مجموعههاي تلويزيوني» به تحليل نشانهشناختی سريال خطشكن پرداختهاند. يافتههاي اين تحقيق نشان ميدهد که در این سریال هويت ديني به عنوان هويت فرهنگيِ پايه و برتر بازنمايي شده است، در مقابل هويت ملي و مدرن نيز به عنوان سطوحي از هويت فرهنگي با بار ارزشي پايين به نمايش درآمدهاند.
جعفرزادهپور و ساعي(1389) در پژوهشي با عنوان «بازنمايي روابط نسلي در سريالهاي تلويزيوني» با هدف بررسي الگوي روابط نسلي در سريالهاي ايراني با استفاده از روش تحليل محتوا، چهار سريال نرگس، صاحبدلان، اولين شب آرامش و نقشي برآب» را مورد بررسي قرار دادهاند. يافتهها حاكي از آن است كه الگوي غالب بازنماييشده در سريالها، الگوي تفاهمي است؛ در حاليكه مطالعات نشان ميدهد كه الگوي غالب در روابط بيننسلي در جامعۀ امروز ايران بيشتر از نوع تفاوتي و تعارضي است.
عسگري و قاسمي اردهائي(1389) در پژوهشي تحت عنوان «بازنمايي نسلي در آگهيهاي تجاري»، با استفاده از روش نشانهشناسي براي تحليل سياست بازنمايي آگهيهاي تبليغاتي، بر روابط دوجانبهي نسلي والد-فرزند خانوادههاي ايراني متمركز شدهاند. اين مطالعه نشان ميدهد تبليغات تلويزيوني در وجه ذهني قدرت با نمايش انگارههاي ذهني همخوان با نظام پدرسالار و در وجه عيني قدرت با نمايش كليشههايي كه از نظر نسلي، والدين و بزرگسالان، تصميم نهايي را ميگيرند، به بازتوليد شكاف قدرت و نابرابري در روابط اجتماعي ميانجامند.
دربارۀ بازنمایی مسایل و پدیدههای اجتماعی در رسانهها، کارهای بسیاری در خصوص بازنمایی و روایتِ فضای جامعه در سینما انجام گرفته است که از حیث مفهومپردازی و روششناسی قرابتهایی با پژوهش حاضر دارند. فیالمثل، هاله لاجوردی (1388) «در زندگی روزمرّه در ایران مدرن با تأمّل بر سینمای ایران» در پی آن است که زندگی روزمرّهی مردم ایران را از دهه 1370 به بعد به میانجی بازنمایی آن در سینما بررسی کند. وی با استفاده از عناصر برگرفته از نظریههای انتقادی هانری لوفور و اگنس هلر که مستقیماً به زندگی روزمرّه پرداختهاند، و با در نظر گرفتن ارتباط زندگی روزمرّه با سیستم و حوزهی عمومی( از جمله تأثیر حیاتی انقلاب ایران، تأثیر قوانین قضایی و تأثیر تحولات در شیوههای حکومتی) به تفسیر انتقادی فیلمهایی مانند «کاغذ بیخط»، «سارا»، «دو زن»،«لیلا» و«زیر پوست شهر» اقدام نموده و با توجه به این تفاسیر، روایتی نقّادانه از زندگی روزمرّهی ایرانیان ارائه داده است. لاجوردی در تفسیر فیلمها همچنین به مباحث فمینیستی تحت عنوان فمینیسم مثبت و فمینیسم منفی پرداخته است. بنا به نتيجهگيري او، برخی از این فیلمها با ترویج اخلاق زنانه در صدد رسیدن به جامعهای انسانیتر هستند، اما در برخی دیگر زنان با پیش گرفتن اخلاقی غیر زنانه و بعضاً مردانه در پی دستیابی به تساوی حقوقشان با مردان هستند. یا به عنوان نمونهای دیگر، افشین محمدی و غزال بی بک آبادی(1389) در پژوهشی با عنوان «بررسی مؤلفههای سبک زندگی در فیلمهای سینمایی پرفروش» با تکیه بر آرای زیمل، وبلن ،سوبل، بوردیو و چنی در مورد سبک زندگی و نظریات ارتباطی که مبتنی بر تأثیر جامعه بر سینما و همچنین تأثیر رسانه بر جامعه میباشد به تحلیل سبک زندگی در فیلمهای سینمایی پرفروش پرداختهاند. رویکرد مورد استفاده در این پژوهش جامعه محور میباشد، به این معنا که رسانهها تحت تأثیر دگرگونیهای تاریخی در حوزههای اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و فرهنگی میباشند. در این پژوهش مؤلفهها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعتماد اجتماعی، کانون توجه، صدا و سیما Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعتماد اجتماعی، سبک زندگی، علوم اجتماعی