پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعتماد اجتماعی، سبک زندگی، علوم اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

ی سبک زندگی تحت دو عنوان اصلی سبک زندگی مدرن و سنتی مورد بررسی قرار گرفتهاند. روش مورد استفاده در آن روش تحلیل محتوا، و جامعهی آماری نیز فیلمهای سینمایی تولیدشده در سه دههی بعد از انقلاب است. نتایج پژوهش نشان میدهد که فیلمهای سینمایی از دهه شصت به سمت دهه هشتاد به نمایش مصرفگرایی در کنار الگوهای سبک زندگی مدرن در جامعه پرداختهاند. در این فیلمها خصوصاً در دهه هشتاد نمایش مصرف لزوماً مخصوص طبقه مرفه جامعه نیست، بلکه به تمام طبقات اجتماعی تسری پیدا کرده و تمام طبقات از نمایش تظاهرآمیز جهت کسب منزلت استفاده میکنند.

4-1 : اهداف تحقیق
هدف کلی
– درک و تفسیر تصویری که در سریالهای تلویزیونی از جهان اجتماعی ارایه میشود.
اهداف جزیی
– درک رمزگان، تمهیدات فُرمی و روایی و بصری، شگردها و تکنیکهایی که میانجی بازنمایی تصویر خاصی از پدیدههای اجتماعی ( در اینجا اعتماد اجتماعیِ بیننسلی ) در سریال ستایش هستند.
– شناسایی مضامین محوری، تیپهای اجتماعی و زاویۀ دیدِ سریال ستایش.
– فهم پدیدۀ اعتماد اجتماعیِ بیننسلی در وضعیت عینیِ فعلی جامعه ایران به میانجی رسانه تلویزیون.

5-1 : پرسشهای تحقیق

– اعتماد اجتماعیِ بیننسلی بازنماییشده در سریال ستایش واجد چه مؤلفهها و شاخصهایی است؟
– سریال برای برساخت تیپایدهآلِ خاص خود از اعتماد اجتماعیِ بیننسلی از چه رمزگان( فنی، ایدئولوژیک و اجتماعی )، تمهیدات ( فُرمی و روایی و بصری)، شگردها و تکنیکهایی سود میجوید؟
– تصویر بازنماییشده از اعتماد اجتماعیِ بیننسلی در ستایش بر چه درکی از جامعه و تحول اجتماعی مبتنی است؟
– شکل موجود و مطلوب اعتماد اجتماعیِ بیننسلی در این سریال چیست؟
– اعتماد اجتماعیِ بیننسلی بیشتر در چه سطحی ( اعتماد فردی، عمومی، نهادی و… ) بازنمایی میشود؟

فصل دوم
مبانی نظری

فصل دوم: مبانی نظری
1-2 مقدمه

وسايل ارتباط جمعي به ويژه تلويزيون درعصر حاضر يكي از ابزارهاي بسيار تأثيرگذار در جامعه محسوب ميگردد. بازنمايي هر واقعيت اجتماعي از طريق تلويزيون نيز در خور اهميت ميباشد. از آنجا که ارزشها و هنجارهاي اجتماعي در هر جامعهاي از طريق انتقال از نسلي به نسل ديگر تداوم مييابد، لذا بقای هر جامعه در گرو جريان انتقال فرهنگي در آن جامعه است .انتقال ارزشها و هنجارها از نسلي به نسل ديگر بدونتغيير و كامل صورت نميگيرد. بديهي است هر نسلي كاملاً از ارزشها و هنجارهاي نسل گذشته خود پيروي نميكند، به همين دليل بايد پذيرفت كه تداوم فرهنگي به معناي تغييرناپذيري و انتقال بدون تغيير نيست. حتي در جوامع سنتي، نسل جديد ارزشها و هنجارهاي نسل گذشته را به طور كامل نميپذيرد و برخي از آنها را مردود ميشمارد و در بعضي ديگر نوآوريهايي ايجاد ميكند (جعفرزاده، 1388 : 23). در جهان کنونی به سبب شتاب بیش از حد تحولات اجتماعی و گسترش ارتباطات و رسانهها تغییرات ارزشی و هنجاریِ بیننسلی دامنه و سرعت بیسابقهای پیدا کرده است. در این میان، تلویزیون در مقام یکی از پرمخاطبترین رسانهها نقش تعیینکنندهای در بازنمایی و نیز در برساخت این تحولات دارد. تلويزیون و به ويژه سريالهاي عامهپسند آن علاوه بر اينكه حاوي بخشي از واقعيتهاي جامعه و ارزشها و عقايد جامعه ميباشد، خود ميتواند به عنوان شكلدهندۀ نگرش و عقايد مخاطبان عمل کند. نگرش يك نسل، چگونگي و نحوۀ شكلگيري نسلها توسط نظريهپردازان مختلفي مورد بررسي قرار گرفته است؛ نظريهپردازاني چون مانهايم، اينگلهارت و ترنر مبحث شكاف نسلها، علل و عوامل پدیدآورندۀ آن و تعارضها و تفاوتهاي بين نسلها را در ابعاد گوناگون مطالعه کردهاند. برای پرداختن به موضوع اصلی این پژوهش، یعنی اعتماد اجتماعیِ بیننسلی، بهتر است ابتدا مفهوم شکاف بیننسلی و سویهها و دلالتهای آن روشن شود.

2-2: مفهوم شکاف بیننسلی

اصطلاح شكاف نسلها که نخستين بار در دهه 60 در كشورهاي پیشرفته مطرح شد به نحوي تعارضهای ارزشی و تفاوتهای هویتی/ فرهنگي ميان فرزندان و والدينشان را تشريح ميكرد. طي دهههای اخير تفاوت قابلتوجهي ميان ارزشهاي جوانان با والدينشان مشاهده مي شود. صاحبنظران اين پديده را در ابعاد مختلف و از منظرهای متفاوتی همچون روانشانسي، جامعهشناسي و علوم تربيتي تبيين و تحليل کردهاند. در نیمۀ دوم قرن بیستم، جهانیشدنِ دستاوردها و پیامدهای مدرنیته که به همراه خود آموزش همگاني، گسترش رسانههاي جمعي و بسياري موارد ديگر را پدید آورده موجب افزايش دانش و آگاهيهاي عمومي نسل جديد شده و حوزه ارتباطات انساني و اجتماعي آنها را وسيعتر نموده است. نتيجه اين فرايند آن بوده كه نسل جديد اولاً روند اجتماعيشدنشان با شتاب زياد انجام ميگیرد و ثانياً منبع ارزشگذار او و تعیینکنندۀ هویت و ذهنیت او دیگر فقط خانواده و سنتهای حاكم بر خانواده نیست. از دید کارل مانهایم، يك نسل حقيقي تبلور يك آگاهي نسلي متمايز و نتيجه حوادث تاريخي عظيمي است كه افراد در حدود17-25 سالگي داخل حوزه جغرافيايي واحدي، به طور مشترك آن را تجربه ميكنند. پير بورديو نيز نسل را به عنوان يك برساخت اجتماعي و حاصل تضاد بر سر منافع اقتصادي و فرهنگي در داخل يك ميدان معين تعریف میکند.
ريشهيابي و تبيين پديده شكاف نسلي در جوامع پيچيده و پرتحول معاصر به طور کلی بر مبنای دو رويكرد انجام گرفته است. بنابر رويكرد اول وقايع تاريخي مهمی كه در حكم حوادث نسلساز عمل ميكنند شرايط تازهاي را براي يك گروه نسلي به وجود ميآورند كه تجربه زندگي در آن شرايط و فضاي خاص اجتماعي-تاريخي، ارزشهايي را براي آنها برجسته ميسازد كه در برداشت مانهايمي آن، جنبه ايدئولوژيك و آرماني نيز براي آن نسل پيدا كرده و محور زندگي آتي آنها قرار ميگيرد. نتيجه چنين وضعي، چيزي جز دوام تعارضات نسلي در جوامع و نظامهاي اجتماعي نخواهد بود؛ چنین چیزی تعارض بين نسلها را به امری اجتنابناپذير تبدیل میکند. بر مبنای رویکردی دیگر، یعنی رویکرد تضاد ساختاري، تعارض نسلي از سطح انديشه و ايدئولوژي به سطح منافع، منابع و موقعيت عینی نسلها انتقال مييابد كه قابل چونوچرا و تغيير و تعديل است. این رویکرد تضاد نسلها را نتيجه توزيع نامتعادل در حوزه ثروت و قدرت میداند و بر آن است که انحصار منابع و سرمايههاي مختلف مادي و نمادين همواره در دست نسل در صحنه است. بورديو برخورداري یا محروميت از امكانات و فرصتهاي موجود اقتصادي، اجتماعي و سياسي را ريشه شكاف نسلها ميداند، يعني از دید او مسئله اصلي بين نسلها، توزيع نابرابر سرمايههاي مختلف به ويژه در دو حوزه قدرت و وثروت ،بين نسلها در ميدانهاي مختلف است كه سرمنشاء تعارضات مشاهده شده ديگر از جمله تعارضات فرهنگي ميان آنهاست (توكل وقاضنژاد، 1385 : 120).

3-2 : مفهوم اعتماد اجتماعی در علوم اجتماعی

در علوم اجتماعی معمولاً اعتماد اجتماعی به عنوان مکانيسمی اجتماعي که تعاملات مردم را به واسطۀ انگيرهها و باورهاي آنان هدایت میکند، بررسی میشود. انديشمندان علوم اجتماعي با توجه به رشتههاي تخصصي خود ( روانشناسي اجتماعي، جامعهشناسي، علوم سياسي، اقتصاد و …) و رویکرد نظريشان اعتماد اجتماعی را به انحاء مختلف تعريف و تفسير کردهاند. اريکسون در اثرش رشد و بحران شخصيت سالم اعتماد بنيادي را مورد توجه قرار ميدهد. به اعتقاد او اعتماد بنيادي، نگرشي است نسبت به خود و دنياي پيرامون که حاصل تجربيات شخصي در سال اول زندگي (شيرخوارگي) است. اعتماد عبارت است از انتظار بر آوردهشدن نيازهاي شخصي و اين که ميشود روي دنيا، يا منابع برآوردهکنندۀ خارجي حساب کرد ( پورافکاري،1376: 79). اليسون و فايرستون اعتماد را واگذاري منابع به ديگران ميدانند، با اين انتظار که آنها به گونهاي عمل خواهند کرد که نتايج منفي به حداقل ممکن کاهش مييابد و دستيابي به اهداف ميسر مي گردد. شلنکر، هلم و تديشر معتقدند که اعتماد بينشخصي، اتکاي فرد به اطلاعاتي است که از شخص ديگر (طرف مقابل) به دست ميآورد. اين اطلاعات دربارۀ وضعيتهاي ناممکن محيطي و همچنين دربارۀ پيامدهاي عملي در شرايط مخاطرهآميز است که هر دو طرف در آن دخالت دارند. ملينجر اعتماد را مفهومي دو بعدي ميداند که شامل الف) اطمينان نسبت به مقاصد و انگيزههاي هدف مقابل؛ و يکرنگي و صميميت در اعمال و گفتار طرف مقابل ميباشد.
گيفن هر دو جنبه تعريف ملينجر (انگيزهها و اعمال) را در هم ادغام ميکند و تعريف خود از اعتماد بين شخصي را به اين صورت ارائه مي دهد: «اتکاي فرد به طرف مقابل، به منظور دستيابي به اهداف مطلوب در يک موقعيت مخاطرهانگيز» (اميرکافي،1380: 11ـ10).
دويچ صرفاً بر عناصر انگيزهاي دخيل در مفهوم اعتماد تأکيد ميکند و معتقد است که تصميم مبتني بر اعتماد با درک اين نکته لازم است که اين انتخاب ميتواند منجر به سود يا زيان گردد و اين که چه نتيجهاي (سود و زيان) حاصل ميشود بستگي به طرف مقابل دارد. ضرر و زيان ميتواند بيشتر از سود باشد و بالاخره اين که طرف مقابل به گونهاي عمل خواهد کرد که اگر شما به جاي اينکه متحمل زيان گرديد، از منافع برخوردار خواهيد شد. زيمل جامعهشناس آلماني، نيز تفسير مشابهي از اعتماد ارائه مي دهد. به اعتقاد او اعتماد نوعي ايمان و اعتقاد افراد به جامعه است (قبلی: 11ـ10). به باور گيدنز نیز اطمينان از اعتمادپذيري اشخاص يا نظامها با توجه به يک رشته معين از پيامدها يا رويدادها جايي که اين اطمينان ايمان به صداقت يا عشق ديگري و يا صفت اصول انتزاعي (دانش فني) را بيان ميدارد (ريتزر، 1383: 768).

4-2 : مفهوم اعتماد اجتماعیِ بیننسلی

اعتماد اجتماعي يكي از مفاهيم مهم و حياتي در علوم اجتماعي و عاملي در جهت تعامل بين نسلهاي مختلف در جامعه محسوب میشود. نسلها سازندۀ جامعه هستند. رشد نسلها از درون خانواده شروع شده و ميتواند در قالب ساختارهاي حكومتي تداوم داشته باشد. نسلها در درون جامعه در تعامل با يكديگر از ابزارهاي مختلف سود ميجويند و يكي از آن ابزارها اعتماد است. اعتماد اجتماعي در بين نسلهاي مختلف ميتواند به عنوان امري ميانجي عمل كند و آنها را به سوي توافق سوق دهد و يا نقطه مقابل آن، عدم اعتماد ميتواند شكاف بين نسلها را شدت بخشد و جامعه را با بحرانهاي جدي مواجه سازد (گلابي، 1390). در بحث پیرامون مسائل نسلي، در برخي جاها شاهد تفاوت و در جاهاي ديگر شاهد تعارض بين نسلها هستيم، ولي در عين حال، در جامعه ما مسئله بياعتمادي مختص يك نسل خاص نيست، بلكه اين بياعتمادي در بين همه نسلها ديده ميشود، ولي كم و زياد دارد (آزاد ملكي 140:1383). به نظر زتومكا، فرهنگ بياعتمادي،كه عميقاً ريشه در گذشته دارد، حاصل تجربيات بينتيجه در مورد اعتماد بوده و گاهي در اثر سكون، دچار ركود ميگردد. اين سنت بياعتمادي از گذشته نشأت ميگيرد و توسط نسلهايي كه زندگي خود را در درون فرهنگ بياعتمادي سپري خواهند كرد، دروني ميشود (زتومكا 223:1384). در اين تحقيق منظور از اعتماد اجتماعيِ بيننسلي بررسي اعتماد اجتماعي نسلها نسبت به همديگر ميباشد.

5-2 : اعتماد اجتماعی نزد نظریهپردازان اجتماعی

1-5-2 : گئورگ زیمل

زيمل تحليلهايي در باب ماهيت روابط اعتماد داشته است که بعدها توسط محققاني مثل لومان و گيدنز توسعه و بسط يافت. نظريه اعتماد زيمل يک چهارچوب نظري براي تحليل اعتماد شخصي و تعميميافته ( غيرشخصي ) فراهم ميسازد. توصيف او از شرايط، نقش و کارکرد اعتماد در جوامع مدرن براي نظريههاي جامعهشناختي ارزشمند است. به باور زيمل جامعه صرفاً اسمي براي مقداري افراد است که از طريق کنش متقابل با يکديگر پيوند دارند. از اينرو جامعهشناسان بايد جامعه را به عنوان آرايشي از اشکال روابط يا اشکال اجتماعيشده مطالعه کنند. براي زيمل شکل مسلط رابطه اجتماعي در جوامع مدرن مبادله است. مبادله شکل خالص و اصليترين شکل همه کنشهاي متقابل انسانهايي است که در آن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعتماد اجتماعی، سبک زندگی، انقلاب ایران Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد اعتماد اجتماعی، اعتماد متقابل، جامعه مدرن