پایان نامه ارشد رایگان درمورد اصل برائت

دانلود پایان نامه ارشد

زور و قهر نيست و هيچگونه اکراه اجباري در پذيرش دين وجود ندارد. حتي در جايي که پيامبر( به خاطر دلسوزي و ترحّم، زياد اصرارمي ورزيد؛ خداوند مي‌فرمايد: (وَلَوْ شاءَ رَبُّكَ لَآمَنَ مَنْ فِي الْأَرْضِ كُلُّهُمْ جَميعاً أَ فَأَنْتَ تُكْرِهُ النَّاسَ حَتَّى يَكُونُوا مُؤْمِنينَ(336 واگر پروردگار تو مى‏خواست،تمام كسانى كه روى زمين هستند، همگى به (اجبار) ايمان مى‏آوردند آيا تو مى‏خواهى مردم را مجبور سازى كه ايمان بياورند؟! (ايمان اجبارى چه سودى دارد؟!).
رواياتي نيز موجود است که بر نفي استيلا و تغلب و لزوم جلب رضايت مردم در اعمال قدرت سياسي دلالت دارد: حضرت علي( عليرغم آنکه بر مردم حق ولايت داشت، در همين رابطه به نقل از پيامبر( چنين فرمودند:
“که پيامبرخدا( با من پيمان بست و فرمود: اي پسر ابي طالب زمامداري امت من در حقيقت حق توست، پس اگر مردم با رضايت و رغبت، تو را به ولايت خويش برگزيدند و با خشنودي به گرد تو آمدند، ولايت آنان را بر عهده‌گير و اگر دربارة تو اختلاف کردند، آنان را به آنچه در آن هستند واگذار، زيرا که خداوند گشايشي به روي تو باز خواهد کرد.”337
حضرت امام رضا ( نيز از قول پيامبر (فرمودند: “کسي که به نزد شما بيايد و در نظر داشته باشد شما را متفرق و امر امت را غصب کند و بدون مشورت بر مردم حکومت کند او را به قتل برسانيد.”338
از پيامبر( نيز نقل شده است که نهي فرمود از اينکه مردي امامت قومي را بدون اجازه و رضايت آنها بر عهده گيرد.339 اين روايت گرچه در مورد امامت جماعت وارد شده است ولي به طريق اولي مي‌توان در رابطه با رهبري جامعه نيز آن را تعميم و مورد استناد قرار داد.
بنابراين با توجه به مطالب فوق روشن مي‌گردد که نظريه قهر و غلبة اهل سنت نه تنها موافق با کتاب و سنت پيامبر( نيست، بلکه کاملاً برخلاف کتاب و سنت پيامبر( مي‌باشد.
3- از ديگر اشکالات نظريه قهر و زور، اين است که غالباً بزرگان اهل سنت، براي صحيح دانستن آن، هيچگونه دليلي از عقل و شرع ارائه نکرده‌اند، بلکه صرفاً به عمل برخي از صحابه (مانند معاويه) که به اين روش به حکومت رسيدند، استناد مي‌کنند، که کسي قائل به عصمت آنها نيست و لذا خود عمل صحابه، محتاج به دليل متقن از عقل و شرع مي‌باشد، بنابراين اين چنين استدلالي نمي‌تواند مورد قبول شود.
2- 1- 2- 3 – 4- مبناي چهارم: نصب و نصّ و نقد و بررسي آن
يکي از راه‌هاي انعقاد و مشروعيت امامت امت اسلامي، در تفکر اهل سنت، نصب و نص از جانب پيامبر( است، يعني اگر رسول خدا( کسي را به عنوان امام و رهبر مسلمين نصب کند و آن را اعلام نمايد، آن شخص به عنوان امام جامعه اسلامي مشخص خواهد شد. اما اهل سنت معتقدند که چنين نصبي از سوي پيامبر( اتفاق نيفتاده و پيامبر( امر انتخاب امامت جامعه را به خود مردم واگذار کرده است. ابوالحسن اشعري، در اين باره چنين ميگويد: “جايز است که امامت با نص هم منعقد و ثابت شود، ولي چون نص درباره کسي نيامده است؛ لذا مسأله امامت، به اختيار مردم واگذار شده است.”340
قاضيعضدالدين ايجي( 756 – 816 ق) درراه‌هاي ثبوت امامت چنين مي‌نويسد: “با يکي از سه فرايند، منصب امامت براي فرد، تعيّن مي‌يابد: 1. نص رسول خدا( 2. نص امام پيشين 3. بيعت ارباب حل و عقد.”341
نقد و بررسي: آنچه مي‌توان دربار? اين نظريه اهل سنت گفت اين است که اصل نظريه نصب امامت از سوي پيامبر (نظريه صحيح و درستي است که نظر متکلمان تشيع نيز همين است؛ يعني در بين تمام نظريه‌هاي اهل سنت که براي مشروعيت انعقاد امامت بيان کرده‌اند، فقط اين نظريه مشروع است و بقيه همانطور که بررسي نموديم غيرصحيح هستند.
اما از آنجا که متکلمان و بزرگان اهل سنت گرفتار وضع موجود بودند و تمام سعيشان تثبيت و مشروع جلوه دادن خلفاي سهگانه و نيز خلفاي بني اميه و بنيعباس بود، با اين نظريه برخورد سياسي نمودند و مسأله نص و نصب وليّ بعد از خود را که بارها از سوي پيامبر اسلام( شنيده بودند، کتمان و يا انکار کردند، چرا که آن ادلّه چيزي جز ولايت و امامت حضرت امام علي(و ذريّه گراميش را ثابت نميکرد و دقيقاً انحراف سياسي و مذهبي و اختلاف و جدايي بين امت اسلامي به دليل کتمان و دوري از همين نظريه نص و نصبِ صريح پيامبر خدا( آغاز شد که بعد از چهارده قرن تا به امروز ادامه دارد.
ادله نقلي و عقلي نصب و نص پيامبر( دررابطه با اين مسأله درجاي خود ثابت است و دانشمندان شيعي دربار? آن، ده‌ها کتاب نوشتهاند، که بررسي مفصل آن ادّله از مجال اين نوشتار خارج است.
رسول خدا( از ابتداي دعوتش در کنار دعوت مردم به توحيد و نبوت به امامت نيز دعوت فرمودهاند، و در سال سوم بعثت که آيه: (وَأَنْذِرْ عَشيرَتَكَ الْأَقْرَبين(342 نازل شد و دستور دعوت عمومي به پيامبر( داده شد، پيامبر اسلام( در جمع قريش به آنان فرمود: “أيّكم‏ يؤازرني‏ على‏ هذا الأمر على أن يكون أخي و وصيّي و خليفتي فيكم‏.” يعني هر که از شما که قبل از ديگران به من ايمان آورد، برادر و وصي و خليف? بعد از من و رهبر امت خواهد بود. که طبق شهادت تاريخ، درآن جمع، تنها عليّ ( دعوت و خواسته پيامبر( را اجابت کرد.343 علاوه بر اين، پيامبر( درتمامي مقاطع حساسِ دوران نبوتش مسأله امامت و رهبري را گوشزد فرموده، تا در حجة‌الوداع، اين موضوع را آشکارا، بين صد و بيست هزار مسلمان در سرزمين غديرخم اعلام کردو علي( را به مردم معرفي فرمود.344

2- 1-3- امامت در تفکر شيعه
در تفکر شيعه، امامت، جايگاه و اهميت فوق‌العادهاي دارد، و برخلاف اهل سنت که امامت را يک مسأله فرعي، فقهي و محدود در مرجعيت سياسي مي دانند؛ شيعه امامت را يکي از اصول مهم اعتقادي دانسته و مرجعيت سياسي را تنها يکي از شئون آن قلمداد مينمايد. براي روشن شدن جايگاه امامت درتفکر شيعه درحد مجال اين نوشتار، به برخي ويژگي‌هاي اساسي امام؛ مانند عصمت و منصوب بودن از طرف خداوند، مي‌پردازيم.
2- 1- 3- 1- دلايل عقلي و نقلي عصمت امام
متکلمان شيعه، معتقدند که امام، بايد معصوم و از هرگونه پليدي، پاک باشد. سرپيچي از دستورات الهي و ارتکاب معاصي (کوچک يا بزرگ، عمدي يا سهوي وآشکار يا پنهان) با تصدي منصب امامت منافات دارد. دراين قسمت ادله عقلي ونقلي عصمت امام را بيان ميکنيم.
الف) دلايل عقلي عصمت
از ميان ادّله عقلي ارائه شده در اين مقام، به چند دليل مي‌پردازيم:
دليل اوّل: عصمت شرط حفاظت از شريعت
مسئوليت اصلي امام، حفاظت از شريعت است و به اين جهت است که بايد معصوم باشد؛ مگر آنکه، کسي مدعي شود که حفاظت از دين، منحصر در امام نمي‌باشد و مؤلفه‌هاي ديگري هم قادر به حفاظت از دين ميباشد. راه‌هايي که به واسطه آنها ممکن است دين حفظ شود، قرآن، سنت، اجماع، قياس و اصل برائت است. اکنون بايد ديدکه آيا اين موارد، قادر به حفاظت از دين هستند يانه؟
در مورد قرآن مسأله روشن است؛ زيرا از يک سوتمام مسائل اسلامي(کلي و جزئي)در قرآن بيان نشده؛ بلکه کليات احکام و فروع دين آمده است، از سوي ديگر تفسير و برداشتهاي افراد در پارهاي از آيات قرآن مختلف است و همچنين، حوادثي که در طول تاريخ رخ مي‌دهد، بسيار زياد است و تطبيق اين حوادث با قرآن و استنباط احکام مورد نياز، براي هر کسي ميسور نمي باشد. لذا نميتوان قرآن را به تنهايي حافظ دين دانست. سنت نبوي هم نمي‌تواند حافظ شرع باشد؛ به همان دليلي که در بالا گفته شدزيرا اوّلا، در همه موارد سنت وجود ندارد و ثانياً، اختلاف شديد مسلمانان در مورد تفسير برخي از سنن پيامبر( (نظير وضوي آن حضرت) و نيز جعل ده‌ها هزار حديث پس از پيامبر(، خود گواه اين حقيقت است، که علامه اميني در کتاب الغدير، نام و ويژگي‌هاي 700 نفر از جاعلان حديث را بيان کرده که به بعضي از آنان بيش از يک صد هزار حديث نسبت داده شده است. اجماع و اتفاق امّت بر يک مسأله نيز حافظ شرع نيست، و اعتبار اجماع، به وجود معصوم است و اگر در بين اجماع کنندگان، امام نباشد، احتمال خطا در اجماع وجود دارد؛ زيرا احتمال کذب درباره هر يک از افراد اجماع، هست، بنابراين احتمال کذب در مجموع آنها هم خواهد بود. قياس نيز در استنباط احکام شرعي، حجت نيست و حاصل قياس، چيزي جز ظن ضعيف نميباشد، بنابراين حافظ شرع هم نمي‌تواند باشد. اما اصل برائت؛ منظور از اصل برائت، اين است که هرگاه نهي يا امري از جانب شارع در موردي نرسيده باشد، ما مي‌توانيم با توجه به برائت، حکم به واجب نبودن يا حرام نبودن کنيم، ولي اين اصل هم نمي‌تواند حافظ شرع باشد؛ زيرا اگر برائت ميتوانست حافظ شرع باشد، بعثت انبياء( لازم نبود و انسان ميتوانست به عقل خويش اکتفا کند و حال آنکه اکتفا به عقل، صحيح نيست.
نتيجه مي‌گيريم که حفاظت از شريعت، تنها به وسيله امام معصوم صورت مي‌گيرد، تا دين از خطر سقوط و متعبّد انحراف، مصون بماند؛ پس اگر خطا در او جايز باشد، اطميناني به آنچه خداوند ما را بدان و مکلف ساخته، باقي نمي‌ماند و اين با غرض از تکليف، که همان سرسپاري به خواست? خداوند است، متناقض مي‌باشد.
دليل دوم: لزوم تسلسل
يکي ديگر از ادله عقلي بر معصوم بودن امام، لزوم تسلسل است، يعني اگر امام، معصوم نباشد، تسلسل لازم مي‌آيد. به عبارت ديگر اگر امام خطا کند، براي رفع خطا بايد به امام ديگر مراجعه کرد و اگر او هم معصوم نباشد، رجوع به امام ديگر لازم مي‌آيد که در اين صورت هيچوقت خطا و اشتباه بر طرف نمي‌شود. پس وجود امام معصوم، ضروري خواهد بود.
دليل سوم: عدم عصمت، مستلزم محال
اگر امام، مرتکب خطا يا گناهي شود، يا بايد از او تبعيت کرد که اين حرام است، به دليل آيه قرآن که مي‌فرمايد: (وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان(345 درگناه و ستمکاري، همديگر را کمک نکنيد. و يا اينکه نبايد از او پيروري کرد. که در اين صورت فايد? امام، منتفي خواهد بود و نيز اين کار در تضاد با امر به طاعت و فرمانبرداري از امام است،346 (أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ اولي الْأَمْرِ مِنْكُم(347 از خدا اطاعت کنيد و از پيامبران و صاحبان امر اطاعت کنيد.
ب) دلايل نقلي عصمت امام
آيات و روايات متعددي دلالت برعصمت امام مي‌کنند ازجمله: (وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي‏ قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ(348 (به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده اين آزمايشها برآمد. خداوند به او فرمود: “من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم!” ابراهيم عرض كرد: “از دودمان من (نيز امامانى قرار بده!)” خداوند فرمود: “پيمان من، به ستمكاران نمى‏رسد! (وتنها افراد پاك و معصوم، شايسته اين مقامند).”
علامه طباطبايي( در استدلال به لزوم عصمت بر اساس اين آيه مي‌فرمايد:
“مردم به حکم عقل، از يکي از چهار قسم زير بيرون نيستند: 1- كساني كه از اوّل تا آخر عمر، مشرك و كافر بوده و هرگز ايمان به خدا نياوردهاند. 2- كساني كه در اوّل عمر كافر و مشرك بودهاند، ولي بعد مسلمان شده و تا آخر عمر مسلمان باقي ماندهاند. 3- كساني كه در اوّل عمر مسلمان و موحد بودهاند، ولي بعد كافر شده و با كفر از دنيا رفتهاند. 4- كساني كه از اوّل تا آخر عمر موحد و مسلمان و خدا پرست و متدين بودهاند. يا در تمام عمر، ظالمند و يا در تمام عمر، ظالم نيستند؛ بلکه در اوّل عمر، ظالم و در آخر، توبه کارند و يا بالعکس، دراوّل عمر، صالح و در آخر، ظالمند. علامه در ادامه مي‌نويسد، حضرت ابراهيم ( شأنش اجلّ از اين است که از خداي تعالي درخواست کند که مقام امامت را به دسته اوّل و دوم از ذريه‌اش بدهد، پس به طور قطع دعاي ابراهيم ( شامل حال اين دو دسته نيست. باقي ميماند سوم و چهارم؛ يعني آن کسي که در تمامي عمرش ظلم نمي‌کندو کسي که اگر در اوّل عمر، ظلم کرد، در آخر، توبه کرده است. از اين دو قسم، خداوند قسم سوم را نفي کرده، باقي مي‌ماند يک قسم و آن کسي است که در تمامي عمرش، هيچ ظلمي مرتکب نشده است. پس از چهار قسم بالا، دو قسمش را ابراهيم (

پایان نامه
Previous Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت سازمانی، مدیریت کیفیت، هربرت سایمون Next Entries منبع پایان نامه ارشد با موضوع سلامت سازمانی، سنخ شناسی، مطالعه تطبیقی