پایان نامه ارشد رایگان درمورد ارتباطات سازمانی، اعضای هیأت علمی، مزیت رقابتی، موفقیت سازمان

دانلود پایان نامه ارشد

بندی شده براساس مقیاس خیلی زیاد) و پیمودن مسیر یادگیری شخصی(فردی)مورد ارزیابی قرار میگیرند و تجارب بین المللی را به کار

شکل2-7: وظایف دانشجویان در دانشگاه برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور
(اقتباس از بارلنگا، 2010).

2-1-1-14-3-3- ارتباط بیرونی
هماهنگی فعالیتهای سازمان و تبادل اطلاعات میان واحدهای گوناگون و متعدد آن مستلزم پیشبینی و تدارک طرق و وسایل ارتباطی موثر است. سازمان، بدون ارتباطات، از ادامه فعالیت باز میماند. پس ارتباط یکی از شرایط لازم برای فعالیت سازمان است. سازمان در واقع، شبکه پیچیدهای از ارتباطات است. هر گروه یا واحد سازمانی دارای ارتباط داخلی فراوان، و با واحدهای دیگر، دارای ارتباطات معدودی است ؛ در واقع ارتباط یکی از پدیدههایی است که همه جوانب زندگی انسان با آن سروکار دارد. فقط از طریق نوعی ارتباط است که افراد انسانی میتوانند با هم مراوده و رابطه برقرار کرده و به حیات اجتماعی خود ادامه دهند (علاقهبند، 1386، ص 115 و 116). واژه ارتباطات از لغت لاتین commnuicare”” مشتق شده است که این لغت در معنای لاتین به معنای عمومی کردن و یا به معنی دیگر در معرض عموم قرار دادن است. بدین معنی که مفهومی که از درون فردی برخواسته به میان دیگران راه یافته یا به دیگران انتقال یابد (طبیبی ، 1381). ارتباطات در واقع روح سازمان هستند که گسترش دهنده فعالیتهای سازمان و نمایانگرابزاری است که از طریق آن اعضا میتوانند نقش خود را درک کنند. به عبارتی سازمان میتواند به عنوان جمعی از افراد در نظر گرفته شود که از طریق شیوههای ارتباطی اعضای خود تولید شده و گسترش مییابد. یک مدیر خوب باید از ارتباطات به عنوان ابزاری مهم برای دستیابی به اهداف سازمان خود، برای هدایت و ایجاد انگیزه در کارکنان، جهت حل اختلافات، و برای انتقال دستورالعملها، تصمیمگیری و ارزیابی زیردستانش بهره گیرد. بنابراین مدیر سازمان باید قادر بشد که از هر دو شکل ارتباطات درونی و بیرونی به صورت آگاهانه استفاده کند(ریکا و برزا159، 2012).
ولِجیویکا160، (2012) ارتباطات درونی را به معنی ارتباط میان مدیران سازمان و ذینفعان درونی سازمان تعریف کرده و معتقد است که ارتباطات بیرونی بر مخاطبان بیرونی سازمان تمرکز دارد. ریکا و برزا (2010) نیز ارتباط درونی سازمان را به معنی ارتباط بین اعضای یک سازمان شامل افراد مافوق، همکاران و زیردستان تعریف کردهاند و بیان میکنند که ارتباط درونی به عنوان یک فرایند ضروری مبتنی بر تبادل اطلاعات، ایجاد روابط، اَشکال یک سیستم ارزشی، ایجاد فرهنگ سازمانی، هماهنگی فعالیتها، همکاری برای دستیابی به اهداف و توسعه شبکههای رسمی و غیر رسمی میباشد و ارتباط بیرونی را به معنی ارتباط سازمان با محیط تعریف میکنند. ولجیویکا (2012) اظهار میکند که دو نوع ارتباط درونی و بیرونی با هم ارتباطات سازمانی را شکل میدهند. در واقع ارتباطات سازمانی را میتوان به عنوان یک پدیده بسیار پیچیده موثر بر زندگی روزمره، فعالیتهای کلی، عملکرد، موفقیت و آینده هر سازمان توصیف کرد. ارتباطات سازمانی در همهجای سازمان؛ در درون و بیرون آن وجو دارد. در واقع ارتباطات سازمانی در دستورالعملها، قوانین، استراتژیها، ماموریتها، چشم اندازها، ارزشها، فرهنگ هر سازمان، همچنین در اطلاعات به اشتراک گذاشته شده، بخشهای مختلف سازمان و پرسنل آن نمایان میشود. بنابراین برای درک مسئولیتها، تعریف اهداف سازمان و برای تحقق عملکردهای سازمان و مدیریت، ارتباطات نقش حیاتی و مهمی دارند. به این دلیل است که سازمانها صرف نظر از حوزه فعالیتهای خود باید به طور کامل از ارتباطات خود آگاهی داشته باشند در واقع تنها زمانیکه سازمانها در موردارتباطاتشان آگاهی دارند قادر خواهند بود در مواجهه با چالشهای محیط بیرون بر مشکلات خود فائق آیند (ریکا و برزا، 2012).
بارلنگا (2010) از ارتباطات بیرونی به عنوان کلیدی برای تبدیل شدن به دانشگاه نوآور یاد میکند و عوامل موثر بر نقش ارتباطات بیرونی در ایجاد دانشگاه نوآور را به شرح زیر میداند:
1-مبادله اطلاعات در مورد راهبردها و شیوههای جدید مدیریت دانشگاه، دانشگاه و تحقیقات، فناوریها و شبکه تحقیقات و …
2- رشد و ارتقای کارکنان در فرایندها و فعالیتهای مرتبط با نوآوری؛
3-افزایش برنامههای ارتقا دانشجویان، اعضای هیأت علمی، کارکنان اداری و محققان؛
4-شناسایی منابع مالی برای تامین بودجه پژوهش و دسترسی به طیف گستردهای از فرصتهای مالی بین المللی؛
5-تسهیل و افزایش ارتباط بین ذینفعان داخلی و خارجی؛
6-انتقال دانش و توسعه و راهاندازی تجارت؛
7-شناسایی و پشتیبانی از حقوق شبکههای ارتباطی و مولفین
در مجموع میتوان گفت که از آنجایی که سازمانهای امروزی در محیطهای پویا و متغیر فعالیت میکنند برای همگام شدن با تغییرات و موفقیت در عرصه رقابتها نیاز دارند تا ارتباطات گستردهای با محیط بیرونی و سازمانهای مختلف برقرار کنند.

2-1-1-14-3-4- قوانین و مقررات
ویبر (1948) اظهار میدارد که هر بوروکراسی دارای سیستمی از قواعد و مقررات است، که معمولا به صورت عمدی ایجاد شده است. مدیریت قانون نیز از آن جهت رعایت میشود که کاربرد این قواعد شامل موارد خاص نیز میگردد. در واقع قواعد، حقوق و وظایف هر شخص را مشخص کرده و فعالیتها را در سلسله مراتب هماهنگ میکند به علاوه وقتی تغییراتی مثل (جابجاشدن، عزل و نصب) در کارکنان صورت گیرد، قواعد و مقررات، تداوم فعالیتها را تضمین مینماید. به عبارت دیگر قوانین و مقررات تضمین کننده پایداری و همشکلی عملیات کارکنان میشود (هوی و میسکل، 2008، ص 91). از طرفی دانشجویان به عنوان عضوی از جامعه دانشگاهی برای اطمینان از موفقیتشان در محیط رقابتی دست به انتخاب زمان و انرژیهای لازم برای دستیابی به موفقیتشان میزنند. درسهایی که آموختنشان برای دانشجویان برای روبروشدن با چالشهای آینده و حرکت در مسیر جدایی ناپذیر تفکرات جدایی ناپذیر تفکرات جامعه امروزی اطمینان بخش باشد. در این راستا نیاز هست که هم دانشجویان و هم اعضای هیات علمی به اصول دانشگاه که منجر به شرافت، احترام متقابل، تعاملات و حقوق شهروندی و …میشود اعتماد داشته باشند و این اصول را بپذیرند (دانشگاه آرکانزاس، 2010).
قانون و مقررات سازمان راهنمای تصمیمگیری و ارتقا دهنده عقلانیت در سازمان بوده، و تقسیم کار تخصصی بین افراد میباشد. برخی ساختارها تسهیل کننده وظایف در سازمان و برخی از ساختارها مانع انجام وظایف سازمانی میباشد. بنابراین رفتار در سازمان تحت تاثیر نظم ساختاری موجود در آن میباشد (هوی ومیسکل، 2008، ص 26).
بارلنگا (2010) نقش قوانین و مقررات را در تبدیل دانشگاهها به دانشگاه نوآور به شرح زیر میداند:
پژوهشهای مشارکتی: تعامل پژوهشگران در پژوهشهای مشارکتی با اشخاص دیگر و ارائه خدمات حقوقی و حفاظت از حقوق مولفان و پژوهشگران در زمان انعقاد قراردادهای پژوهشی با اشخاص دیگر.
انتقال دانش: ارائه مشوق به محققان برای ایجاد انگیزه برای انتقال فناوری و دانش فنی و حمایت از منافع دانشگاه بدون در نظر گرفتن مداخلات مالی و یا دیگر سازمانها
مالکیت معنوی: تنظیم مدیریت و بهرهبرداری از حقوق مشارکت کنندگان در نتایج بدست آمده از محصولات و تولیدات در دانشگاه و یا پژوهشهای مشترک
بنابراین میتوان گفت که برای ایجاد یک دانشگاه نوآور، قوانین و مقررات نیز به عنوان عامل ارتقا دهنده خلاقیت در سازمان نقش مهمی را ایفا میکند ولی باید توجه کرد که قوانین و مقررات در این دانشگاهها محدود کننده نباشد و به ذینفعان در زمینههای مختلف آزادی کافی بدهد.

2-1-2- دانش
دانش به عنوان یکی از مهمترین مولفههای مرتبط با اعضای هیأت علمی دارای اهمیت فراوانی میباشد، بنابراین به خاطر اهمیت این موضوع، در ادامه پیشینه متغیر دانش به صورت کلی مورد بررسی قرار گرفته است.

2-1-2-1- تعاریف دانش
امروزه دانش مهمترین برتری رقابتی شرکتها در عرصه اقتصاد جهانی است. در قرون گذشته کشورها و تولیدکنندگان، سعی بر مخفی نگه داشتن رویهها و منابع برتری خود نسبت به رقبا داشتند، اصناف از دانشهای خاص خود به شدت محافظت میکردند و دولتها از صدور مهارتهای فنی جلوگیری میکردند، ولی اکنون شرایط تغییر کرده است، از آنجا که فناوری و محصول برتری رقابتی دائمی ایجاد نمیکنند، دانش میتواند موجب مزیت رقابتی پایدار شود. بر خلاف سرمایههای مادی که در صورت بهرهبرداری از آنها، از ارزش و حجم آنها کاسته میشود، دانش سرمایهای است که با استفاده بیشتر رشد میکند. تفکرات جدید منجر به پیداش اندیشههای نو شده و مالک خود را غنیتر میکنند. همچنین عرضه کنندگان دانش با فروش دانش خود، از تولد تکنولوژیهای نامتعارف که ممکن است به رقبای مهلک تبدیل شوند، جلوگیری میکنند. دانش دارایی نامحسوس یک کسب و کار است که به آن در انجام بهتر امور، نسبت به زمانی که آن رادر اختیار ندارد، کمک میکند( ابطحی، 1386 به نقل از الوندی، میرزائی و تارخ، 1389).
حفظ و توسعه مزیت رقابتی یکی از بزرگترین دغدغههای سازمانها میباشد. با توجه به اینکه امروزه تاکید زیادی بر دانش به عنوان یکی از عاملهای موفقیت سازمانی و رقابتپذیری میشود، وقتی که افراد سازمان استعفا میدهند یا به به هر علتی سازمان را ترک میکنند، موفقیت سازمانی کاهش مییابد.در نتیجه سازمانها کوشش میکنند دانش را به طور موثرتر و کاراتر مدیریت کنند تا عملکردشان را ارتقا دهند (صلواتی و حقنظر، 1388)
صاحبنظران تعاریف متعددی از دانش ارائه دادهاند .در واقع دانش توانایی واکنش نشان دادن به موقعیتهای واقعی و انجام دادن کارها به جای صحبت کردن درباره آنها است (نوناکا و تیس، 2001).
دانش به عنوان یک سرمایه و دارایی غیر ملموس جایگاه مهمی در سازمانها پیدا کرده است (اخوان؛ اولیایی، دسترنج ممقانی، ثقفی، 1389). دانش شامل دانش رسمی،الگوها، قوانین، برنامهها و رویهها، مهارتها و تجربه افراد میباشد. همچنین شامل دانش رسمی، ارتباط برقرار کردن، تحلیل موقعیتها، توسعه راهحلهای جدید برای حل مشکلات و انجام فعالیتهای سازمان، موضوعات فرهنگی، آداب و رسوم و ارزشهایی از این قبیل روابط با مخاطبان سازمان میباشد. دانش، نه داده است و نه اطلاعات. هرچند که به هر دو مربوط بوده ولی تفاوت آنها لزوما ماهوی نیست و صرفا از نظر مراتب با هم متفاوتند (نوده فراهانی و عظیمی، 1392). آدلسون میگوید: مردم همواره دانش داشتهاند و از آن استفاده کردهاند، اما دقیقا دانش چیست؟ دانش، دانستنی است که در تجربیات، مهارتها، قابلیتها، تواناییها، استعدادها، افکار، عقاید، طرزکارها، الهامات و تصورات افراد موجود است و به شکل موضوعات ملموس، فرایندهای کاری و امور روزمره یک سازمان خود را آشکار میسازد (پوررشیدی و جلالیجواران، 1389).
داونپورت و پروساک (1998، ص 5) دانش را به منزله ترکیب سیالی از تجربیات، ارزشها، اطلاعات زمینهای، بینش هوشمندانه و شهود بینایی تعریف میکنند که محیطی برای ارزیابی و مواجهه با تجربیات و اطلاعات جدید فراهم میآورد. دانش در ذهن داننده خلق و به کار گرفته میشود. در سازمانها دانش نه تنها در قالب مدارک و اسناد مجسم میشود، بلکه در رویهها، فرایندها، عملکردها و هنجارهای سازمانی نیز نهفته است. در واقع خلق، به اشتراکگذاری و به کارگیری دانش از جمله مهمترین کارهای همه افراد در سازمانهاست. در واقع دانش به عنوان سرمایه اعضای یک سازمان، نقش اصلی را در توسعه یک سازمان از جمله دانشگاه، ایفا میکند. دانش به افراد سازمان کمک میکند تا بهترین تصمیمگیریها را داشته باشند و به نحو مطلوبی به سمت نوآوری حرکت کنند.

جدول 2-4: سیر تحول تعریف دانش از دیدگاه صاحبنظران
(اقتباس از کاظمیان و کاظمی کانی، 1389)
نویسندگان
سال
دانش
پولانی ، کانتر
1962-1999
قدرت اقدام و اخذ تصمیمات ارزش آفرین
داونپورت و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دانشگاهها، ساختار سازمانی، آموزش عالی، بوروکراتیک Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت دانش، فرایند مدیریت دانش، دانش محتوایی، مستندسازی