پایان نامه ارشد رایگان درمورد آموزش و پرورش، زنان و دختران، حقوق بشر، عدالت جنسیتی

دانلود پایان نامه ارشد

این حقوق باید زمینهی بهرهمندی از حقوق مختلف از جمله آموزش را برای همه افراد ملت به کار برند. به همین دلیلاست که از یک سو آزادی افراد اعم از زن و مرد و توانایی انتخاب آموزش از سوی آنها با توجه به نیازها و استعدادهایشان مورد توجه و تأکید قرارگرفته و از سوی دیگر با اصل رایگان و اجباری بودن تحصیلات ابتدایی این حق آنها مورد حمایت و تضمین قرار گرفته است. لذا آموزش اجباری نه تنها تعارضی با آزادی افراد در بهرهمندی از این حق ندارد بلکه مورد حمایت نیز قرار گرفته است.
اسناد بینالمللی نیز ضمن اعلام و پذیرش چنین آزادی برای افراد و بیان تکلیف و تعهد دولتها در رعایت و حمایت از این حق و حق آزادی بر آموزش، حدودی را با توجه به اصول حفظ حیثیت فردی و اجتماعی انسان و در چهار چوب حقوق و آزادیهای اساسی ملتها بیان میکنند. ماده 29 اعلامیه جهانی حقوق بشردر بند دوم اعلام میدارد که هر کس (بدون تمایز جنسیتی) در اجرای حقوق و استفاده از آزادیهای خود فقط تابع محدودیتهایی است که به وسیله قانون منحصراً به منظور شناسایی و مراعات حقوق و آزادیهای دیگران و برای مصالح صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی، در شرایط یک جامعه دمکراتیک وضع گردیده است که در هیچ مورد نمیتواند برخلاف مقاصد و اصول بینالملل باشد. میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیز در ماده 4 در خصوص حدودآزادی بیان میدارد که کشورهای عضو میثاق معترفاند که در تمتع از حقوقی که مطابق این میثاق در هر کشوری مقرر میشود آن کشور نمیتواند حقوق مزبور را تابع محدودیتهایی جز به موجب قانون بنماید آن هم فقط تا حدودی که با ماهیت این حقوق سازگار بوده و منظور آن تنها توسعه رفاه عامه در یک جامعه دموکراتیک باشد. مضافاً این که میثاق اخیرالذکر در بند3 ماده 13 ضمن این که حق والدین و سرپرستان قانونی کودکان را در انتخاب مدرسه به رسمیت میشناسد این انتخاب را مشروط به این مینماید که با حداقل موازینی که دولت در خصوص آموزش و پرورش ممکن است تجویز یا تصویب نموده باشد مطابقت نماید و آموزش و پرورش مذهبی و اخلاقی کودکان مطابق معتقدات شخصی والدین یا سرپرستان قانونی آنان تأمین گردد.همچنین کنوانسیون حقوق کودک نیز در ماده 29 ضمن اعلام آزادی در آموزش و پرورش رعایت حداقل استانداردها رابرای دولتها و متصدیان تأسیس مراکز آموزشی لازم دانسته است.
گفتار دوم: دلایل تبعیض در آموزش بر مبنای جنسیت و راهکارهای مبارزه با آن
مظلومیت جنس زن درطول تاریخ امری مسلّم و غیر قابل انکار است.مطلب تأسفآور دیگر اینکه بسیاری از ظلمها و ستمهای روا شده بر زنان به دین نسبت داده میشود. هر جا پیام دین به درستی دریافت یا اعمال نشده، زنان مورد ستم بودهاند. در طول تاریخ و در جوامع بشری شرق و غرب،علیرغم تعلیم انبیا،ستم و اهانتهایی علیه زنان اعمال شده و برخی از این موارد برخلاف تصریحات شریعت الهی، به دین نیز نسبت داده شده است.(قرباننیا و همکاران، 1384)
در رم، پدر خانواده حق داشته به حیات هر یک از اعضای خانواده مخصوصاً زن خود خاتمه دهد و ناچار نبود به هیچ یک از مقامات رسمی و عمومی در خصوص تصمیمی که گرفته توضیحی دهد یا دلیلی ارائه نماید. در خانوادههای رومی قرابت و خویشاوندی رسمی و حقوقی جز بین مرد با مرد معنی نداشت و بین زن با مرد یا زن بازن خویشاوندی رسمی و حقوقی وجود نداشت. (صدر، 1355)
ارسطو اندیشمند بزرگ یونان نیز متأثر از تعصبات معمول زمان خویش معتقد بود زن و بنده بر اساس طبیعت خود، محکوم به اسارت بوده و سزاوار شرکت در کارهای عمومی نیستند. (دورانت، 1384)
در ایران نیز قبل از اسلام زنان شخصیت اجتماعی و صلاحیت معاملات حقوقی نداشتند و رأی مرد درباره آنها نافذ بود.زنان حق رای و اختیار تشخیص خیر و شر در زندگی خود نداشتهاند و نفوذ مطلقالعنان مرد طاقت فرسا بود. (مطهری، 1390)
واقعیت این است که این همه ظلم و تبعیض در طول تاریخ در کشورها تا عصر حاضرحتی در بزرگترین سازمان بینالمللی(سازمان ملل متحد) وجود داشته بهطوریکه اکثریت با مردان است و با وجودی که ماده 8 منشور ملل متحد،به زنان حق انتخاب نماینده را میدهد، اما تبعیض جنسیتی هنوز در سازمان ملل هم دیده میشود. (زاهد، 1386)
تبعیض بر مبنای جنسیت علیه زن دلایل و زمینههای گوناگونی دارد که مهمترین آن عدم آگاهی زنان و دختران نسبت به حقوق خویش بوده است، که مهمترین راه دور نگه داشتن آنان در خصوص آگاهی بر حق خویش، محروم نمودن آنان از آموزش و پرورش میباشد، که در نتیجه زنان و دختران بیسواد و ناآگاه نسبت به حقوق حقه خود بار میآیند.
برخی از دلایل و زمینهها از این قرارند:
2-2-1.اعتقادات و باورهای فرهنگی
اکثر فمینیستها چنین استدلال کردهاند که در حالی که جنس زیست شناختی تفاوتی است که «به طور طبیعی» پیش میآید، همهی نقشها و شکل رفتاری ملازم با زن را جوامع مختلف بهطور تاریخی تولید کردهاند. (فرید من، 1383)البته این انسانشناسان بودهاند که طی مطالعات و مقایساتشان میان بسیاری از جوامع غیر مدرن تا اواسط قرن بیستم،برای نخستین بار دریافتند که چگونه نقشهای جنسی در جوامع با یکدیگر متفاوت هستند و اینکه فرهنگ چه نقشی در شکلگیری مفروضات موجود در تمام جوامع درباره اینکه چه چیز مردانه و چه چیز زنانه است، ایفا میکند. (مارش، استوکر، 1386)
ممکن است آدمی یک«مؤنث»زاده شود اما این تمدن و فرهنگ است که«زن» میآفریند که تعریف میکند زنانه چیست و از پیش تعیین میکند که زنان چهطور باید رفتار کنند و چهطور رفتار میکنند و نکته مهم اینکه ساخت اجتماعی «زن»سرکوب دائمی زنان بوده است. نقشهای اجتماعی و شیوههای رفتاری که تمدنها و فرهنگها به زنان محول کردهاند «زنها را نسبت به مردان در موقعیت فرودستتری قرار داده است.» (فرید من، 1383)
مسئله دیگری که در ادامه بحث جنسیت و ساخت اجتماعی و فرهنگی وجود دارد، نقش کلیشههای تبعیضآمیز جنسیتی است.«کلیشه چیزی است که بی هیچ تغییری تکرار و باز تولید می‌شود،با الگویی ثابت و عام انطباق دارد و از تشخیص خصوصیات فردی عاجزاست، در حقیقت تصویر ذهنی یکنواخت و قالببندی شدهای که برای اعضای یک گروه مشترک است و عقیدهای به غایت ساده شده،رفتار عاطفی و یادآوری بیآزمون و بررسی را نشان میدهد،کلیشه ممکن است در قالب داوری، احساس یا تصویر بیان شود، کلیشههای تبعیضنژادی به یک قوم خاص مربوط می‌شوند وکلیشههای تبعیض جنسی به جنس مخالف. (میشل، 1383)
بخش عمدهای از تبعیض میان پسران و دختران ناشی ازاعتقادات و باورهای فرهنگی خانوادهها است بهعنوان مثال ترس والدین ازامنیت دختروآبروی خانوادگیشان که ممکن است براثر دوری مسیر مدرسه ومحل زندگی ویااستفاده ازمعلمان مرد باشد و خانوادهها به دلیل بیسوادی والدین از مدرسه رفتن دختران جلوگیری کنند و یا اهمیت بیشتری را به تحصیل پسران میدهند و یا برخی مشکلات ناشی از دشواریهای مالی خانوادههاست، چرا که خانوادهها اکثراً ناگزیرند بابت مخارج کتاب، پوشاک و لوازم التحریر فرزندان هزینههی زیادی را متحمل شوند. پایین بودن مقام ومنزلت اجتماعی زنان و دختران، تأکید خانواده و اجتماع بر تحصیل پسران و تبعیض علیه دختران در خانواده، قیود فرهنگی و سنتیای است که زنان جوان را به ماندن در خانه ملزم میکند، برنامه درسی و روشهای تدریس نامناسب برای دختران و یا نامناسب برای فرهنگ محلی همه نمودهایی از تبعضهایی است که جنبه فرهنگی دارد.
2-2-2. عدم توازن معلمان زن و مرد در سطوح مختلف تحصیلی
در بیشتر مناطق دنیا تعداد معلمان زن در سطح تعلیمات ابتدایی بیشتر است. اما زنان در سطوح عالی ودر مقامهای تصمیمگیری برای آموزش و پرورش بهخصوص در دانشگاهها نمایندگان قابل توجهی ندارند،نه تنها دختران دانشآموز به سرمشقهای مثبت احتیاج دارند،بلکه زنان معلم نیز ممکن است بهتر بتوانند به نیازهای دختران دانشآموز رسیدگی کنند.
برنامهها و مواد تحصیلی میتوانند یکی از وسایل عمده برای تقویت دیدگاههای کلیشه‌ای مبتنی بر جنسیت باشند، یعنی نقشهای موردی انتظار برای مردان و زنان که جامعه از کودکی تحمیل میکند. در کتابهای درسی غالباً پسران به صورت اشخاص درشت اندام، شجاع، ماجراجو و با هوش ترسیم میشوند که در قالب رهبران،مخترعان و مکتشفان اقدام میکنند، از طرف دیگر دختران موجوداتی هستند ریزنقش، محجوب، حساس و زود رنج، محتاطو زیبا، … که کلیشههای سنتی مرتبط با تولیدمثل و مراقبت از کودک را ایفا میکنند، پندارهای خشک و کلیشهای در مورد پسران در برخی از کشورها به پسران قوت قلب میدهند که در رشتههای علمی تحصیل کنند. در حالی که پندارهای کلیشهای در مورد دختران موجب میشود که آنان از رشتههایی چون ریاضیات و علوم که آنها را برای خود دشوار میانگارند وحشت کنند و به این ترتیب مفهوم ضعیف بودن در ذهن دختران تقویت میگردد.18
2-2-3. راهکارهای مبارزه با تبعیض در آموزش بر مبنای جنسیت
در خصوص مبارزه با تبعیض بر مبنای جنسیت راهکارهای مختلفی ارائه شده است، فمینیستها در گروهها و عقاید مختلف نظراتی ارائه نمودهاند، به گونهای که برخی از آنان قایل به امتیازات بیشتری برای زنان نسبت به مردان در زمینه حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شدهاند.ولیکن جدای از مکتبها و نظریههای مختلفی که ارائه شده است به نظر میرسد بهترین راهکار برای اجرای عدالت جنسیتی در همه زمینهها خصوصاً در امر آموزش خشکاندن همان علل و عواملی است که باعث پیدایش این گونه تبعیضها و محرومیتها میشود.
بنابراین چون بخش عمدهای از تبعیض میان پسران و دختران ناشی از اعتقادات و باورهای فرهنگی خانوادههااست بهترین راهکار مبارزه نیز اصلاح و تنقیح امور و اعتقادات فرهنگی است.
چون در بیشتر مناطق دنیا تعداد معلمان زن در سطح تعلیمات ابتدایی بیشتر است. اما زنان در سطوح عالی ودر مقامهای تصمیمگیری برای آموزش و پرورش به خصوص در دانشگاهها نمایندگان قابل توجهی ندارند،نه تنها دختران دانشآموز به سرمشقهای مثبت احتیاج دارند،بلکه زنان معلم نیز ممکن است بهتر بتوانند به نیازهای دختران دانشآموز رسیدگی کنند،از این رو اقدامات عملی در خصوص توازن معلمان زن و مرد در تمامی دورههای تحصیلی نیز میتواند راهکار مناسبی برای حل موضوع باشدکه اقدامات دولتها در این زمینه کارساز است.هم چنین اصلاح برنامهها و مواد درسی و بازیافت استعداد دختران در عمده رشتههای تحصیلی میتواند راهکار خوبی برای حل موضوع باشد.
نتیجه‌
با عنایت به مباحث مذکوردر مییابیم که محروم نمودن زنان از بهره‌مندی آموزش و در درجه دوم قراردادن آنها بهعنوان انسان‌هایی خاص در این خصوص زمینه‌ی بسیاری از محرومیت‌ها و تبعیض‌های دیگر را در پی داشته به گونه‌ای که مصالح، منافع، صلح و امنیت بین‌المللی را به مخاطره می‌افکند. چراکه آموزش یک حق بنیادین و فی‌نفسه حقی بشری بدون تمایز جنسیتی جهت بهره‌مند‌شدن از سایر حقوق انسانی است.
درآموزههای دین مبین اسلام چه در آیات متعدد قران مجید و احادیث و روایاتفراوانی که از ائمه معصوم ما بهصورت متواتر نقل شده، مسئله آموزش و فریضه فراگیری علم بر هر فرد مسلمان اعم از زن و مرد مورد تأکید قرار گرفته است، در اسناد متعدد بین‌المللی حقوق بشر، عدالت جنسیتی در بهره‌مندی از آموزش بهطور ضمنی یا آشکارا مورد توجه قرار گرفته، در منشور ملل متحد در بند 3 ماده 1 به طور ضمنی به این موضوع توجه شده، ولیکن در زمان صدور اعلامیه جهانی حقوق بشر در سال 1948 صراحتاً در ماده 26 با به کارگیری اصطلاح هر کس19 حق آموزشرا برای زنان علاوهبر مردان محترم میشمارد. اسناد، اعلامیه‌ها و کنوانسیون‌های متعدد دیگر بعدی در صحنه بین‌المللی صراحتاً از حق زنان در بهره‌مندی از آموزش دفاع نموده‌اند.
همچنین جامعه جهانی و اسناد بین‌المللی حقوق بشر اصول مهم و بنیادینی را در ارتباط با حق آموزش و پرورش برای همه، خصوصاً زنان و دختران در نظر گرفته که از آن جمله اصل آزادی انتخاب آموزش و پرورش است، چرا که رعایت اصل آزادی همراه با عدالت جنسیتی، نقش به سزایی در خصوص بهره‌مندی همه انسانها از دیگر حقوق جهانشمول و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد حقوق بشر، عدالت جنسیتی، اجتماعی و فرهنگی، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عدالت جنسیتی، متون اسلامی، امام علی (ع)، نظم و امنیت