پایان نامه ارشد رایگان درمورد آسیای صغیر، اجرای عدالت، اقیانوس هند، استقلال طلبی

دانلود پایان نامه ارشد

امن و دور از دسترس دشمن محسوب می شد . با آنکه تختگاه خانوادگی در واقع در پاسارگاد بود ، پادشاه هنگام اقامت در پارس غالباً در پرسپولیس ( تخت جمشید ) اقامت می کرد . پایتخت تابستانیش هم در اکباتان در ولایت ماد بود اما داریوش بیشتر اوقات ، مخصوصاً در زمستان ها ، در شوش ، تختگاه باستانی انشان ، به سر می برد . قلمرو وسیعی که به وسیله وی از تختگاه شوش یا پرسپولیس اداره می شد به ایالات مجزا اما متحد تقسیم می شد که هر یک شهربان یا والی مستقلی داشت با عنوان خشثرپان – خشثرپ . این والی در ولایت تحت حکم خویش نایب السلطنه محسوب می شد و در اجرای عدالت و نظارت بر امور ، اختیاراتش وسیع و منبعث از قدرت مطلقه شاه بود . مع هذا برای آنکه تمرکز قدرت در دست این خشثرپها ( ساتراپها ) موجب تجری یا انگیزه استقلال طلبی در آنها نگردد ، یک ارگبد که قلعه شهر و محافظان آن را تحت فرمان داشت ، و یک مسؤول امور مالی که ناظر بر دخل و خرج و اسناد و دفاتر مالیاتی ولایت محسوب می شد نیز به طور مستقل در کنار ساتراپ مسئولیت های خاص خود را داشتند و شاه بدین وسیله اعمال ساتراپها و احوال هر یک از این صاحبان مناصب و مقامات را از طریق نظارت همکاران آنها تحت مراقبت خویش داشت و برای آنها مخصوصاً ساتراپها که اختیارات وسیع داشتند ، فرصت آنکه داعیه استقلال یا اندیشه تجاوز از « قانون » را در سر بپرورند پیدا نمی شد . خاصه که هر چند گاه یک بار بازرسی های دقیق و کارآزموده و صاحب اختیار که « چشم » و « گوش » شاه خوانده می شدند ناگهان و غالباً سر زده به قلمرو این ساتراپها می آمدند ، دفاتر و خزاین ولایت را بررسی می کردند و در باب نحوه اجرای عدالت و جمع آوری مالیات از طبقات مختلف بازجویی می نمودند .26
ساتراپها غالباً از امرای محلی و گاه شاهزادگان هخامنشی یا سرکردگان طوایف پارس و ماد انتخاب می شدند ، و پادشاه با نهایت دقت بر همه اعمال و حرکات آنها نظارت مستقیم داشت . نظارت در جمع و خرج مالیات های نقدی و جنسی که از ولایات تابع به خزانه امپراطوری و شخص شاه پرداخت می شد با چنان دقتی از جانب وی انجام می گرفت که ساتراپهایش گه گاه از روی طعن و به لحن طنز وی را سوداگر و بازرگان پیشه می خواندند . اما این کار ، که حفظ قدرت امپراطوری بدون آن ممکن نمی شد ، در نظر وی هم عامه رعایا را از استثمار غیر مجاز و تعدی خودسرانه صاحب منصبان ولایات در امان می داشت ، هم ساتراپها و سرکردگان سپاهیان محلی را از جمع آوری نامشروع اموالی که ممکن بود محرک حادثه جویی آنها گردد و بروز اغتشاشات را سبب شود مانع می آمد . اعمال این نظارت هم که در همه امور از اداری و نظامی تا قضایی و بازرگانی جاری بود ، غیر از « قانون » واحد و بی تزلزل و علاوه بر قاضی های ناظر و مخصوصاً گذشته از چشم و گوش شاه ، به جاده های امن و مرتب و چاپارهای مسئول و سریع السیز حاجت داشت و داریوش با توسعه و ایجاد شبکه های اصلی و فرعی شوارع و طرق و با ابداع و ترتیب دستگاه های پیک و خبر رسانی مرتب توانست نظارت خود را بر تمام احوال کشور اعمال کند و در اسرع وقت از وقوع هرگونه اختلال محتمل در ولایات دوردست جلوگیری نماید . از جمله جاده های اصلی که شریان های حیاتی پیکر امپراطوری محسوب می شدند جاده ای منظم و آسان گذر بود که بابل را با مصر مربوط می داشت . جاده دیگر که « جاده شاهی » خوانده می شد شوش را با سارد در لیدیه مربوط می کرد و جاده های فرعی غالباً به این دو جاده اصلی به نحوی اتصال می یافت . بعلاوه برای تسهیل در نقل و انتقال سپاه و خواربار و کالاهای مورد حاجت ، ایجاد و توسعه راههای دریایی را هم داریوش مورد توجه قرار داد . از یک سو هیات هایی برای تحقیق در راه های دریایی به اقیانوس هند و بحراحمر فرستاد ، و از سوی دیگر با حفر ترعه ای که در مشرق مصب نیل مدیترانه را از طریق این رود با دریای احمر و به قول خودش با دریای پارس متصل می ساخت ، شبکه راه های دریایی را در سراسر امپراطوری تا حد ممکن توسعه داد . با قرطاجنه ، که یک مستعمره فنیقی نشین در جنوب غربی مدیترانه بود ، ارتباط برقرار ساخت و در نواحی صقلیه ( سیسیل ) و سواحل ایتالیا هم کشتیهایی برای کشف راهها و جستجوی طرق بازرگانی گسیل داشت . ایجاد یک نظام واحد پولی که سکه طلایی وی به نام دریک ( زریک ) پشتوانه آن محسوب می شد و نظارت در تعیین رابطه آن با مسکوکات نقره ای ساتراپها ، موجب تسهیل در تسویه حساب مالیات های ولایات بود ؛ در عین حال در نزد او عامل عمده ای در توسعه و تحکیم روابط بازرگانی بین ولایات امپراطوری و ولایات مرکزی نیز محسوب می شد . داریوش با نظارت در اجرای عدالت و با سعی در حفظ امنیت راههای زمینی و دریایی ، در عین حال علاقه خود را به توسعه تجارت نشان می داد . طرفه آنکه حتی به امر فلاحت و سعی در کشت و حمل غلات و میوه ها هم توجه خاص داشت و چنانکه از یک نامه او بر می آید – از تشویق کسانی هم که در نقل بذر و کشت بعضی محصولات بذل اهتمام می کردند غافل نمی ماند . برای توسعه بازرگانی و مخصوصاً برای حفظ وحدت امپراطوری که توسعه بازرگانی هم یک عامل آن به شمار می آمد ، داریوش سیاست تسامح کوروشی را هم نسبت به پیروان ادیان مختلف با همان بلندنظری سلف بزرگ خویش دنبال کرد و این امر نیز که سرزمین های تابع را به وحدت و تمامیت امپراطوری علاقه مند می داشت موجب توسعه همکاری اقتصادی مستمر بین ولایات تابع و مایه توسعه قدرت مالی و اداری امپراطوری گشت . وی در اجرای این سیاست به یهود اجازه داد تا معبد خود را در اورشلیم بنا کنند، و هنگام سفر آخرش به مصر ( 517 ق.م ) ضمن یک توقف کوتاه در فلسطین در رفع اختلافات قوم در این باب ها اهتمام کرد . در مصر بناهایی در ممفیس و ادفو و حتی در واحه آمون به وجود آورد که نام او بر آنها یادگار ماند و در نزد مصری ها نشان علاقه وی به سرزمین ایشان تلقی شد . به اوجاهرسته ، کاهن و شاهزاده مصری – که متن هیروگلیف او در واتیکان خاطره سفر وی را به مصر جاویدان کرده است ، اجازه داد تا در معبد سائیس شفاخانه بنیاد نهد ، حتی خود او را به شوش دعوت کرد و دراکرام وی اهتمام به جای آورد . این تسامح زیرکانه ، که وی نسبت به معابد و کاهنان یونانی هم مراعات آن را بر خود لازم یافت ، او را در نزد بسیاری از یونانی ها نیز شایسته تکریم ساخت . فرمانی که خطاب به گوداتاس ، بازرس و فرستاده خویش در آسیای صغیر ، نوشت اراضی متعلق به معبد آپولو را از پرداخت مالیات و کاهنان آن را از الزام به کار اجباری که معمول که معمول در ولایات تابع بود ، معاف داشت و نسبت به خدای قوم اظهار تعلق کرد . به خاطر همین طرز تلقی از معابد قوم بود که در اواخر عهد وقتی درگیری با یونان برایش اجتناب ناپذیر شد ، معابد یونانی در تمام آسیای صغیر و حتی معبد دلف هم از وی جانبداری کردند و یونانیان مخالفت را به ترک مخاصمت با وی تشویق نمودند . این تسامح بخرادنه که وی نیز تقریباً همه جا مثل کوروش در التزام آن – تا حد مقدور – ساعی بود ،در بسیاری موارد هرگونه نقار و کدورت را که گه گاه در سرزمین های دوردست امپراطوری بین عمال وی با رعایای محلی پیش می آمد رفع می کرد یا از بالا گرفتن فتنه هایی که از این برخوردها پیش آمدنی بود جلوگیری می کرد . فرمانروایی او حکومت مطلقه فردی بود ، اما استبدادش خیرخواهانه و پدرانه به نظر می رسید . وی سلطنت خود را عطیه اهورا مزدا تلقی می کرد و به اینکه خودش و خانواده اش هرگز به مردم ستم نکرده اند و به راه ناروا نرفته اند در کتیبه بیستون می بالید و آن را برای خود مزیتی می شمرد . انتظامات نظامی ، اداری و قضایی او برای طبقات عام موجب امنیت بود و او از اینکه این امنیت را وسیله ترویج تجارت و توسعه زراعت می یافت خرسند بود . ضرورت نظارت دقیقی که پادشاه به مراقبت در تمام شؤون امپراطوری الزام می کرد خود وی را از تسلیم به هر گونه ضعف اخلاقی و هرگونه انحراف از انضباط رفتاری باز می داشت . این انضباط به گونه ای بود که تا وی زمام کارها را در دست داشت امپراطوریش یک دستگاه فعال ، سازنده و خالی از خلل به نظر می رسید . مع هذا چون نجبای ماد و پارس که غالباً تربیت سپاهی داشتند به کارهای مربوط به جنگ بیش از کارهای مربوط به حکومت علاقه نشان می دادند ، امور مربوط به اداره و حکومت که وسیله تامین تمرکز قضایی و رونق اقتصادی کشور بود به تدریج بعد از وی به دست اقوام تابع ، خاصه دبیران و محاسبان بابلی و آرامی افتاد و با نفوذ زنان در وجود اخلاف وی – خواجه سرایان مصری و یونانی – هرگونه انضباط اخلاقی را هم از میراث خواران وی سلب کرد و بدین گونه فرهنگ اقوام ماد و پارس که مبنی بر اخلاق و اطوار مردانه و آمیخته با عفت و نجابت بود در نتیجه اختلاط با فرهنگ سست و غالباً منحط اقوام تابع از توسعه بازماند ، و سرانجام استبداد داریوش ، که پدرانه و مبنی بر نیک خواهی بود ، نیز مثل استبداد جباران تابع وی نتایج نامطلوب خود را به بار آورد . 27
وسعت فوق العاده امپراطوری و ضرورت حفظ وحدت و تمامیت آن که نظارت دائم در تامین راه های زمینی و دریایی اطراف را الزام می کرد ، داریوش را تدریجاً به این دغدغه انداخت که بدون ایمنی از جانب اقوام مجاور و غیر تابع – از جمله سکاهای جنوب روسیه و یونانی های حوزه داخل مدیترانه – حفظ آسیای صغیر و مصر و سوریه ، دشواری بسیار دارد ؛ و شاید یک لشکرکشی تنبیهی ، که سکاهای وحشی گونه آن نواحی را مرعوب کند برای ایمنی از آنها و حتی برای تهدید یونانی هایی که به طور پنهانی ولایات یونانی نشین « ایونیه » را در آسیای صغیر به شورش و اعلام استقلال وسوسه می کردند ، لازم و حتی کافی باشد . برای این لشکرکشی هم که در آن سوی بسفور و هلسپونت گذر از بیابان ها و عبور از رودهای تراکیه و بسارابی و نواحی کریمه را اقتضا داشت ، تجهیز سپاه بسیار ضرورت نداشت و ظاهراً روایات افسانه آمیز هرودوت در باب کثرت فوق العاده تجهیزات وی جز مبالغه مستعمار نباشد و این هم که خود داریوش فرمانده این سپاه بود ، بر خلاف آنچه بعضی محققان ادعا کرده اند ، به هیچ وجه نشانه کثرت همراهان و سپاهیان وی نمی تواند باشد . این طوایف که در اواخر عهد فره ورتیش به تحریک آشوری ها ، در هجوم خویش از نوحی شرقی آسیای صغیر تمام قلمرو ماد و مانای را عرضه تهاجم و تعرض طولانی کرده بودند ، در بازگشت به اوطان خویش غیر از نواحی آسیای مرکزی تعدادی از آنها نیز به نواحی جنوب روسیه بین حدود رود دن و جبال کارپات ، پراکنده شدند و در آنجا با یونانی هایی که در سواحل دریای سیاه می زیستند روابط آشنایی برقرار کردند ؛ از احوال آنها مثل احوال سکاهای شرقی اطراف جیحون ، بعضی رسوم و آداب در افواه اهل عصر رایج بود که ظاهراً تا حد زیادی افسانه آنیز بود و روی هم رفته ایشان را مردمی دور از فرهنگ و وحشی گونه نشان می داد . 28
در مقابله با حمله ای که داریوش برای تنبیه ایشان به سرزمین هایشان در مرزهای امپراطوری خویش کرد ، آنها شیوه جنگی « برجا گذاشتن زمین سوخته » و طریقه جنگ و گریز بیابانی را بهتر از رویارویی با خصم و درگیری منظم با او یافتند . در تمام مدت که داریوش آنها را در بیابان ها دنبال می کرد به ندرت با او روبرو می شدند . در رویارویی های نادر هم بلافاصله به دنبال حمله ای نامترقب به دامنه های بیابان می گریختند و هر چه را بین خود و سپاه مهاجم باقی می گذاشتند به آتش و ویرانی می کشیدند . لاجرم داریوش که عجز آنها را از مقابله با خویش معاینه دید و نفوذ بیشتر در آن نواحی را در آن احوال موجب اتلاف وقت و نیروی خویش می یافت ، تقریباً بدون اخذ نتیجه قابل ملاحظه ای دنباله این لشکرکشی تنبیهی و اکتشافی را رها کرد و از راه تراکیه و لیدیه به ایران بازگشت .
بازگشت از این لشکرکشی ، داریوش بی آنکه از جانب سکاهای غربی یا شرقی دغدعه ای در خاطر داشته باشد ، لشکر به هند کشید ( 512 ق.م ) و با عبور از سند قسمتی از نواحی پنجاب را به تصرف درآورد . در همین اوقات بود که هیاتی از جانب او مامور شد تا درباره دریایی بین دریای پارس و دریای مصر ( بحراحمر ) به تحقیق و اکتشاف

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد هخامنشیان، کاپادوکیه، مشروعیت بخشی، شهرهای بابل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد خلیج فارس، بین النهرین، اسکندر مقدونی، شهرهای بابل