پایان نامه ارشد رایگان درمورد هموارسازی سود، صورت های مالی، مدیریت سود

دانلود پایان نامه ارشد

(برداشت از کیفیت حسابرسی) استفاده میشود. نظارت حسابرس، کیفیت اطلاعات صورت های مالی را تحت تاثیر قرار می دهد. هر چه توان نظارتی حسابرس بالاتر باشد، گزارش های مالی ارائه کننده وضعیت اقتصادی صاحب کار از کیفیت بالاتری برخوردار است. حسابرسی میتواند یکی از راه های جلوگیری و کاهش مدیریت سود باشد شرکت هایی که صورت های مالی حسابرسی شده ارائه می کنند دارای محتوای اطلاعاتی و سود با کیفیت بیشتری هستند.
2-4- اندازه موسسه حسابرسی
يك مؤسسه حسابرسي مستقل و با مهارت، قادر به شناخت ارايه نادرست اقلام صورت هاي مالي مورد رسيدگي بوده و ميتواند نسبت به ارايه صحيح آن بر صاحبكارخود تأثيرگذار باشد تا درنتيجه آن، اطلاعات مالي قابل اتكايي گزارش شود. رسيدن به اين هدف مطلوب، به خصوصيات مؤسسات حسابرسي كاملاً وابسته بوده و اين خصوصيات مي تواند به شكل مثبت يا منفي با كيفيت حسابرس در ارتباط باشد. به نظر تيتمن و ترومن حسابرسي با كيفي تتر صحت اطلاعات ارايه شده را بهبود مي بخشد و به سرمايه گذاران اجازه مي دهد تا برآورد دقيق تري از ارزش شركت به دست آورند. باتوجه به تعاريف مختلف مطرح شده در مورد كيفيت حسابرس، چارچوب آن را مي توان به اين صورت بيان كرد: كيفيت حسابرس عبارت است از حسن شهرت و مراقبت حرفه اي حسابرس، كه در نتيجه حسن شهرت حسابرس، اعتبار اطلاعات صورت هاي مالي افزايشيافته و بر اثر نظارت و مراقبت حرف هاي حسابرس، كيفيت اطلاعات صور تهاي مالي افزايش خواهد يافت. مهم ترين شاخص اندازه گيري حسن شهرت حسابرس، اندازه آن است كه اين دو با هم رابطه مستقيم دارند، به طوري كه هرچه اندازه مؤسسه حسابرسي بزرگ تر باشد، كيفيت حسابرس هم بالاتر خواهد بود. دي آنجلو كيفيت حسابرسي را با واژه اعتبار حسابرس تعريف كرده و اظهار مي دارد كه ذي نفعان مي توانند ازاندازه مؤسسه حسابرسي به عنوان جانشين حسن شهرت حسابرس استفاده نمايند.
2-5- دوره تصدی حسابرسی
یکی از شاخص هاي اندازه گيري مراقبت حرفه اي حسابرس و توانايي نظارت آن، دوره تصدی حسابرس است. هرچه دوره تصدي حسابرس بيشتر باشد، شناخت او از صاحبكار وتخصص اودر آن صنعت خاص بالا رفته و موجب افزايش كيفيت حسابرس خواهد شد.
2-6- مدیریت سود
2-6-1- تعاریف و مفاهیم مدیریت سود
یکی از اقلام صورت های مالی که بعنوان معیار ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوری واحد انتفاعی مورد توجه قرار میگیرد، گزارشگری سود می باشد. اما محاسبه سود خالص یک واحد انتفاعی متاثر از روش ها و برآورد های حسابداری است. اختیار عمل مدیران در استفاده از اصول تحقق و تطابق برآورد و پیش بینی و همچنین اعمال روش هائی نظیر روش ارزیابی موجودی کالا، استهلاک سرقفلی، هزینه های جاری سرمایه ای تلقی کردن هزینه های تحقیق و توسعه و تعیین هزینه مطالبات مشکوک الوصول از جمله مواردی هستند که مدیران میتوانند از طریق اعمال آنها سود را تغییردهند. از یک طرف به دلیل آگاهی بیش تر مدیران از وضعیت شرکت، انتظار می رود به گونه ای اطلاعات تهیه و ارائه شود که وضعیت شرکت را به بهترین نحو منعکس کند، از طرف دیگر بنا به دلایلی نظیر ابقاءدر شرکت ، دریافت پاداش و… .مدیریت واحد انتفاعی خواسته یا ناخواسته ممکن است با دستکاری سود، وضعیت شرکت را مطلوب جلوه دهد. تحت چنین شرایطی سود واقعی با سود گزارش شده در صورت های مالی مغایرت داشته و رویدادهای تحت عنوان مدیریت سود رخ داده است (مجتهد زاده و آقایی،1383). در ادبیات حسابداری ارائه تعریف درستی از مدیریت سود دشوار است. زیرا مرز بین مدیریت سود(هموارسازی سود) و تقلب های مالی را نمی توان به روشنی تبیین نمود.نقش اصلی گزارشگری مالی انتقال اثر بخش اطلاعات مالی به افراد برون سازمانی به روش معتبر و به موقع است. (هیات استانداردهای بین المللی،1984) برای انجام این مهم مدیران از فرصت هایی برای اعمال قضاوت در گزارشگری مالی برخوردار شده اند. البته مدیران می توانند درباره فعالیت های تجاری برای بهبود اثر بخش صورت های مالی بعنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات به سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان بالقوه استفاده نمایند. با این حال چنانچه مدیران برای گمراه کردن استفاده کنندگان صورت های مالی (درون سازمانی و برون سازمانی) از طریق اعمال اختیارات خود در زمینه گزینش های حسابداری در گزارش های مالی، انگیزه هایی داشته باشند احتمال میرود سود رخ دهد. در بیانیه مفاهیم شماره یک هیات استانداردهای حسابداری مالی هدف از گزارشگری مالی، تهیه اطلاعات مفید برای تصمیم گیران اقتصادی و تجاری عنوان شده است. یکی از ابزارهای ارائه اطلاعات مفید توسط مدیران، برای استفاده کنندگانی که نمیتوانند مستقیما بر رویدادهای شرکت نظارت کنند،صورت های مالی حسابداری است. به عبارت دیگربرای این اشخاص، اطلاعات حسابداری منتشر شده، چیزی جز جانشین برای پدیده های واقعی نیست. همچنین در تحقیقات بسیاری ، نقش صورت های مالی حسابداری بعنوان یکی از ابزارهای مهمی که تاثیر زیادی بر تصمیمات استفاده کنندگان دارد، به اثبات رسیده است. یکی از اجزای صورت های مالی، سود حسابداری است که مهمترین معیار از عملکرد شرکت ها و مبنایی است برای تصمیمات سرمایه گذاری، اعتباردهی و سنجش عملکرد مدیران و در سطح کلان معیاری از عملکرد بخش اقتصادی جامعه است که بر سیاست گزاری های خرد وکلان دولت ها تهثیر زیادی می گزاردودر نهایت میتواند موجب هدایت منابع محدود اقتصادی به سرمایه گذاری های سود آور و یا ارزش افزوده بالا گرددویا این منابع با ارزش را تباه سازد. در متون مدیریت مالی مهمترین وظیفه مدیران، حداکثر نمودن ثروت مالکان ذکر شده است که این مهم از طریق افزایش سود خالص، افزایش قیمت سهام و افزایش ریسک شرکت صورت می گیرد. اما الگوی به حداکثر رساندن ثروت مدیران به چالش کشیده می شود. این تضاد که توسط تئوری نمایندگی شرح داده می شود. بیان میدارد که مدیران سعی در حداکثر نمودن منافع خود دارندکه لزوما همسو و همسان با منافع مالکان نیست. از طرفی صاحبان سرمایه تمایل دارندسود با نرخ ثابتی رشد یابد تا اینکه مبلغ افزایش آن ثابت باشد، زیرا این امر سبب می شود نوسان های غیر عادی سود خنثی شده و انتظارات ذهنی سرمایه گذاران بالفعل و بالقوه در ارتباط به سود تقسیمی و قدرت سودآوری شرکت بهبود یابد. که این مساله خود باعث کاهش ریسک شرکت، افزایش رضایت مالکان و اعتباردهندگان و در نتیجه افزایش منافع مدیران میگردد. این احتمال میرود که مدیران برای کسب رضایت مالکان و در نتیجه افزایش منافع خوداز طرق مختلفی اقدام به مدیریت سود نمایند.اما همواره این نگرانی وجود داشته ودارد که مدیران فقط به فکر افزایش منافع خود باشند ودر این میان توجهی به منافع مالکان و سایر صاحبان سود نمایند. به عبارت دیگر مدیران سود را به گونه ای مدیریت نمایند که منافع خود را افزایش و منافع دیگران را تباه سازند. از دیدگاههای مختلف همچون ریسک شرکت، تئوری نمایندگی و اینکه این عمل پاسخی است از طرف مدیران به منظور افزایش امنیت شغلی، پدیده هموارسازی سود شرکت را میتوان تفسیر نمود. در ادبیات مالی یکی از معیار های سنجش ریسک یک شرکت تغییرات در مبلغ سود آن است. ازسوی دیگر سرمایه گذاران با توجه به ریسک برآوردی شرکت نرخ بازده مناسبی را مطالبه میکند. به طوریکه هرچه ریسک شرکت از دیدگاه سرمایه گذاران بالاتر باشد نرخ بازده مورد انتظار آنان نیز بیشتر خواهد بود و بالعکس در صورتیکه ریسک شرکت از دیدگاه سرمایه گذاران پایین باشد نرخ بازده مورد انتظار آنان نیز بر نرخ سرمایه گذاری بدون ریسک نزدیک خواهد شد. بنابراین مدیران شرکت برای پایین آوردن نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران سعی میکنند ریسک سرمایه گذاری در شرکت را کاهش دهند تا بتوانند به راحتی به منافع مورد نیاز خود دست یابند. در این راستا مدیران شرکت تلاش میکنند با هموارسازی سود تغییرات و نوسانات سود را کاهش دهند تا از این راه ریسک سرمایه گذاری در شرکت در سطح پایینتری نگه داشته شود، به بیان دیگر هموارسازی سود نوعی عمل آگاهانه است که توسط مدیریت و با استفاده از ابزارهای ویژه ای در حسابداری برای کاهش از نوسانات سود انجام می گیرد. به گفته لئویولد هموارسازی سود عملی سفسطه آمیز و مودبانه است و به ندرت بر اساس دروغ آشکار انجام می گیرد. زیرا هموارسازی سود بیشتر در اثر تغییر و تفسیر به دست آمده از اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری حاصل می شود. به زبان ساده تر هموارسازی سود در محدوده اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری صورت میگیرد (قائمی و دیگران،1382) در هموارسازی سود به واسطه جابه جایی هایی که در درآمدها و هزینه ها انجام میگیرد سود یک یا چند دوره مالی تغییر یافته و تعدیل می شود در واقع اینگونه است که میتوان گفت هموارسازی سود نوعی عمل آگاهانه ای است که توسط مدیریت انجام میگیرد بنابراین هموارسازی سود از راه انتقال سود بین سالهای مختلف فعالیت شرکت صورت میگیرد. به طوری که در سالهایی که سود بسیار بالا است مدیران از راه به کارگیری برخی رویه های حسابداری شناسایی سود را به تعویق می اندازند. وتلاش می کنند این سودهای شناسایی نشده را در سالهایی که سود پایین است شناسایی کننده به این ترتیب دامنه تغییرات سود در سال های مختلف کاهش می یابدوبه اصطلاح سود شرکت هموار می شود برای مثال مدیریت شرکت لاستیک فابر استون در سال 1970 میلادی تلاش نمود درآمدهای شرکت را در یک حساب پنهان کاری نماید تابااین عمل بتواند در سال هایی که سودآوری شرکت کاهش میابد ازآن استفاده کند. (قائمی و دیگران،1382).در فرهنگ حسابداری کلهر (1983) تعریف هموارسازی سود به اینگونه ارائه شده است. هرشیوه طراحی شده به منظور حذف بی نظمی داده هاهمانند پستی و بلندی های غیر معمول در منحنی سود که میتواند نتیجه شرایط غیر مستقیم عملیاتی باشد. بارتی و دیگران (1975) هموارسازی سود را به شرح زیر تعریف کردند: هموارسازی سود عبارتند از کاستن عمومی از نوسانات سود که به نظر می رسد برای شرکت عاری باشد به عقیده آنان مدیران برای کاستن از نوسانات سود گزارش شده و افزایش پیش بینی درست جریان وجوه نقد آتی توسط سرمایه گزاران برای هموارسازی سود گام بر می دارند و انتظار می رود این عمل تاثیر مثبتی بر ارزش سهام و عملکرد مدیریت داشته باشد برخی نیز با دیدی بدبینانه تربه هموارسازی سود نگاه می کنند برای مثال هکتور (1975) اظهار می دارد: هموارسازی سود عملی است که باعث سوء استفاده در گزارشگری مالی شده و استفاده کنندگان از صورت های مالی به این امر واقف وآگاه باشند. مکاهیک(1976) هموارسای سود را نوعی دست کاری در صورت های مالی می داند. ورثی(1976) در این باره چنین گفته است: هموار سازی سود عملی است که میتواند باعث افشای نادرست اطلاعات مالی گردد. به بیان دیگر اگر هموار سازی سود انجام گیرد سرمایه گذاران اطلاعات صحیح و درستی به منظور ارزیابی بازده و انحراف پرتفوی نخواهد داشت. مدیران از راه هموار سازی سود اطلاعات شخصی خود را در مورد سودآوری آتی به بازار منتقل می کند.
2-6-2- رویکردهای مطالعه مدیریت سود
آلبرشت و ریچاردسون (1990) بر اساس ادبیات موجود، سه رویکرد را برای مطالعه مدیریت سود بر میشمارند که عبارتند از:
1)رویکرد سنتی: برای مطالعه مدیریت سود شامل بررسی رابطه بین انتخاب یک متغیر به منظور دستکاری (مانند هزینه های عملیاتی، اقلام عادی و یا غیر عادی) و تاثیر آن روی سود گزارش شده است. دراین مطالاعات تنها یک متغیر برای بررسی در کانون توجه قرار می گیرد. این موضوع ممکن است موجب انحراف نتایج شود. برخی شرکت ها میتوانند از آن متغیر به تنهایی و یا به همراه سایر متغیرها بهره گیری کنند در حالی که برخی شرکت ها ممکن است اصلا نتوانند ازآن استفاده کنند (حبیب،2005).
2)رویکرد تغییر پذیری سود: ایمهوف (1977) اولین محققی است که برای جداسازی هموارسازی سود تصنعی مدیریت از هموارسازی واقعی وی تلاش کرده است او ادعا می کند که درآمد فروش هر شرکت عملکرد واقعی اقتصادی آن را نشان می دهد و بنابراین در صورت وجود میتواند به منظور

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد کیفیت حسابرسی، اطلاعات حسابداری، صورت های مالی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی