پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصرف كننده، ارزش افزوده، حمل و نقل، سنجش عملکرد

دانلود پایان نامه ارشد

را در مديريت منابع شركت گسترش دادند. كارائي تامين كنندگان بيشتر شده بود چون آنها نقش مهمي در زمينه كيفيت و هزينه داشتند و توليد كنندگان به جاي تكرار فعالتهائي مانند بازرسي كه ارزش افزوده اي نداشت، از طريق خريد از تعداد معدودي از تامين كنندگان واجدالشرايط به سيستم كنترل كيفيت آنها اعتماد كردند (Inman et al , 1992).
اخيرا تعداد زيادي از توليد كنندگان و خرده فروشان ، مفهوم مديريت زنجيره تامين را براي بهبود كارائي در طول زنجيره تامين پذيرفته اند و توليد كنندگان از قابليتها و فن آوري تامين كننده در پشتيباني از توسعه محصول جديد استفاده مي كنند. از اوايل دهه 1990 دانشگاهيان تلاش كردند كه به مديريت زنجيره تامين ساختار دهند و آنرا نظام مند كنند (احمدي کهنعلي ، 1387(

3- 2- تعاريف مديريت زنجيره تامين
با بررسي ادبيات زنجيره تامين،اصطلاحات زيادي را مي توان پيدا كرد كه به زنجيره تامين و اقدامات آن بر مي گردد.اين اصطلاحات شامل: استراتژي خريد يكپارچه، يكپارچگي تامين كننده ،شراكت خريدار- تامين كننده: ،مديريت مبتني بر تامين، ائتلاف تامين كننده،زنجيره ارزش افزود ،زنجيره تامين هماهنگ، لجستيك يكپارچه زنجيره تامين شبكه، مديريت دالان تامين،شبكه تامين و مديريت جريان ارزش است(جعفر نژاد،1385).
هر كدام از اين اصطلاحات عناصري از يك پديده را بيان مي كنند كه اساسا بر تامين كنندگان بلاواسطه يك سازمان تمركز دارند،در اين ميان مديريت زنجيره تامين براي توصيف اين فلسفه بيشتر مورد استفاده قرار گرفته است.اصطلاحات بالا نشان مي دهند ، اگرچه و اژه مديريت زنجيره تامين ، در حال حاضر بطور مكرر مورد استفاده قرار مي گيرد ولي زنجيره هاي تامين بدرستي درك نشده اند.برخي از نويسندگان به مديريت زنجيره تامين، بعنوان مديريت لجستيك يكپارچه توجه مي كنند كه بر كاهش موجودي درون و بين شركتها در زنجيره تامين تمركز دارد.(Boison et al, 1997)
از طرف ديگر برخي ديگر از نويسندگان از اصطلاح، مديريت زنجيره تامين” به معني مديريت شبكه تامين كننده(يا شبكه بالا دستي و مترادف با يكپارچگي با تامين كنندگان مي دانند. بنابراين به آن بعنوان توسعه خريد سنتي و فعاليتهاي مديريت تامين توجه مي كنند (Laming, 1996).
Scott در ١٩٩١، مديريت زنجيره تامين را بعنوان زنجيره اي در نظر مي گيرد كه هر يك از عناصر ساخت و فرايند تامين از مواد خام تا مصرف كننده نهائي را به هم وصل مي كند و چندين مرز سازماني را در بر مي گيرد. (scott,1991)..
هنوز در ادبيات موضوع ، بحث درباره اينكه واقعا مديريت زنجيره تامين چيست و روشهائي كه آنرا از مديريت لجستيگ يكپارچه ، مديريت تامين و خريد ، مديريت مواد و غيره جدا مي كند ،وجود دارد. شکل1- 2 طيف مفاهيم مربوط به تعاريف مختلف مديريت زنجيره تامين را نشان مي دهد.

شکل 1- 2 – تعاريف مختلف مديريت زنجيره تامين

از نظر فني، دستيابي به يكپارچگي كامل همه واحدهاي كسب و كار درون زنجيره ارزش به منظوربه دست آوردن مزايايي كه از طريق مديريت زنجيره تامين حاصل مي شود، خيلي پيچيده است. اين موضوع ما را به تعريف محدودتري از مديريت زنجيره تامين هدايت مي كند.يكپارچگي واحدهاي مختلف درون يك سازمان براي بهبود جريان كالا از تامين كنندگان استراتژيك بلاواسطه تا زنجيره توليد و توزيع و مصرف كننده نهائي ضروري است Halihan,19881)..
در جدول 1-2 برخي از تعاريف درباره مديريت زنجيره تامين آورده شده است اين جدول اگر چه ديد جامعي از مديريت زنجيره تامين ارائه نمي كند ولي مي تواند برخي از رويكردهاي مقايسه اي در زنجيره تامين را نشان دهد.

جدول 1- 2 برخي تعاريف از مديريت زنجيره تامين
تان و همكاران-1998
مديريت زنجيره تامين شامل مديريت مواد/تامين از عرضه مواد اوليه تا محصول نهائي است و ممكن است تكرار اين چرخه و استفاده مجدد را در بر گيرد. مديريت زنجيره تامين بر اين موضوع تاكيد دارد كه شركتها چگونه از فرايند،تكنولوژي و ظرفيت تامين كنندگانشان براي افزايش مزيت رقابتي استفاده مي كنند.اين يك فلسفه مديريت با هدف گسترش فعاليتهاي سنتي درون سازماني و شركاي تجاري با هدف مشترك بهينه سازي و كارائي است.
بري و همكاران-1994
هدف مديريت زنجيره تامين، اعتماد سازي ، تبادل اطلاعات در زمينه نيازهاي بازار ، توسعه محصولات جديد و كاهش تعداد تامين كنندگان است
ساندرز-1995
زنجيره خارجي، كل زنجيره تبادل از منبع اوليه مواد خام تا شركتهائي كه درگير استخراج ، پردازش مواد خام ، توليد ، مونتاژ ، توزيع و خرده فروشي به مشتري نهائي را در بر مي گيرد
الرام-1991
شبكه اي از شركتهاست كه براي تحويل محصول يا خدمت در ارتباط با يكديگر قرار دارند و جريان مواد از عرضه مواد اوليه تا تحويل نهائي را در بر مي گيرد
کريستوفر1992-
شبكه اي از سازمانهاست كه از طريق ارتباطات بالا دستي و پائين دستي در فرايندها و فعاليتهاي مختلفي در گير هستند و ارزشي را در قالب محصولات و خدمات براي مصرف كنندهنهائي ايجاد مي كند
لي و بلينگتون-1992
شبكه از توليدكنندگان و توزيع كنندگان است كه مواد اوليه را تهيه وآنها را به محصولات نيمه ساخته و نهائي تبديل كرده و محصولات نهائي را بين مشتريان توزيع مي كنند
كوپسزكا-1997
مجموعه اي از واحدها است كه شامل تامين كنندگان ، ارائه كنندگان خدمات لجستيك ، توليد كنندگان ، توزيع كنندگان و فروشندگان است كه جريان مواد ، اطلاعات و محصول بين آنها جريان دارد
لي و نگ-1997
شبكه اي از واحدهاست كه براي توليد و تحويل كالا و خدمات از تامين كننده تامين كنندگان شروع شده و به مشتري مشتريان ختم مي شود.
هانگ و همكاران-2002
شبکه اي از تسهيلاتي که مواد خام را تهيه ، آنها را به کالاهاي واسطه اي و سپس به کالاهاي نهايي تبديل نموده ، و در نهايت آنها را از طريق سيستم توزيع به مصرف کننده مي رساند
مابرت و و انكاتارامانان-1999
فرايند برنامه ريزي ، اجرا و كنترل كارآمد جريان مواد اوليه ، موجودي هاي در جريان ساخت ، محصولات نهايي ، و همچنين جريان اطلاعات مرتبط با آن از نقطه اوليه تا نقطه مصرف كه باهدف تامين نيازخاي مشتريان انجام مي شود
لوي و همكاران-2000
مجموعه اي از روشهاست كه براي يكپارچه نمودن موثر تامين كنندگان ، توليد كنندگان ، انبارها ، و فروشگاه ها بكار مي رود تا محصولات مورد نياز به مقدار مشخص ، و در زمان معين و در مكان معين توليد شده و به مشتريان عرضه شود تا هزينه كل زنجيره حداقل شده و و نيازهاي مشتريان نيز با سطح سرويس بالا برآورده شود

4-2- ديدگاههاي رايج درمديريت زنجيره تامين
شكل 2 -2 تكامل مديريت زنجيره تامين از فعاليتهاي خريد و تامين و همچنين كاركردهاي حمل و نقل و لجستيك با تمركز بر يكپارچه سازي ، كاهش چرخه كاري و يكنواخت كردن خطوط و كانالها را نشان مي دهد Tan,1998)).

شکل 2- 2 تكامل ديدگاهاي مديريت زنجيره تامين

5-2- چارچوبها و فرآيند هاي مديريت زنجيره تامين
ساختار شبكه زنجيره تامين ، از شركتهاي عضو و ارتباطات بين آنها تشكيل شده است . فرايندهاي كسب و كار، فعاليتهائي است كه خروجي مشخصي ، بصورت ارزشي براي مشتري ايجاد مي كند و مولفه‌هاي مديريت ، متغيرهاي مديريتي هستند كه بوسيله آنها فرايندها يكپارچه شده و زنجيره تامين اداره مي شود. شکل 3 -2 چارچوب مديريت زنجيره تامين را نشان مي دهد.

شکل3- 2 چارچوب مديريت زنجيره تامين: عناصر و تصميمات(احمدي کهنعلي ، 1387)

فرايند به فعاليتهائي که به منظور توليد يک کالا يا ارائه خدمت به مشتري در درون يا بيرون از شرکت انجام مي شود ، بر مي گردد.اعضاي زنجيره تامين مي توانند در فعاليتهاي مختلف مشارکت داشته باشند، از انجا که اغلب فعاليتها فراتر از مرزهاي يک سازمان است،ممکن است شکسته يا از هم گسيخته شوند، بنابراين لازم است هماهنگي لازم بين سازمانها وجود داشت باشد.
فرايندهاي مختلف مديريت زنجيره تامين را مي توان بصورت زير مشخص كرد:
مديريت روابط مشتري
مديريت روابط مشتري
مديريت تقاضا
برآورده کردن سفارش
مديريت جريان ساخت
مديريت روابط تامين کننده
توسعه محصول و تجاري کردن
مديريت برگشت Tan,1998)).

6-2- معيارهاي ارزيابي عملكرد زنجيره تامين
يكي از عوامل مهم در بهبود عملكرد زنجيره تامين،توسعه و بكارگيري سنجه هاي عملكرد مناسب است Tan,1998)).
معيارهاي زنجيره تامين بايد كنترل و مديريت عملكرد سازماني در واحدهاي داخلي سازمان و ارائه خدمات به تامين كنندگان و مشتريان را در بر داشته باشند.اين معيار ها بايد ابعاد مالي،عملياتي،رضايت مشتري و كل زنجيره تامين را به سنجد.
بطور کلي معيار هاي عملکرد به دو دسته طبقه بندي مي شوند : معيارهاي عملکرد کيفي و معيارهاي عملکرد کمي. معيارهاي عملکرد کيفي ، معيارهايي هستند که سنجش عددي مستقيمي براي آنها وجود ندارد،اگر چه برخي از ابعاد آنها ممکن است که کمي شود. برخي از آنها در زير آورده شده است:
رضايت مشتري: ميزان رضايت مشتري از محصول/خدمت دريافتي که مي تواند در مورد مشتريان داخلي و خارجي بکار رود (Nucleus, 2003).
انعطاف پذيري: ميزان پاسخگوئي زنجيره تامين به تغييرات تصادفي در تقاضا،اطلاعات و يکپارچگي جريان مواد بر مي گردد. .
مديريت موثر ريسک: همه روابط درون زنجيره تامين،ذاتا داراي ريسک هستند.مديريت موثر ريسک ،ميزان كمينه شدن اين ريسك را توصيف مي کند.
عملکرد تامين کننده: معيارايست که براي توصيف چگونگي تحويل به موقع و مناسب مواد خام به تسهيلات توليد بکار مي رود
معيارهاي عملکرد کمي: معيارهاي عملکردي هستند که ممکن است سنجش عددي مستقيمي براي آنها وجود داشته باشد. سنجش عملکرد زنجيره تامين ممکن است با توجه به اهدافي که بر اساس هزينه يا سود،سنجش پاسخگوئي مشتري و بهره وري است،طبقه بندي شوند. از آنجا که معيارهاي کمي به راحتي مي توانند توصيف و اجرا شوند، در زير برخي از معيارهاي عملکرد کمي آورده شده است.
سنجش بر اساس هزينه :کمينه کردن هزينه: هزينه براي کل زنجيره تامين کمينه مي شود مانند کمينه کردن هزينه حمل و نقل
بيشينه کردن فروش: ميزان فروش بيشينه مي گردد
بيشينه کردن سود: سود زنجيره بيشينه مي گردد.
کمينه کردن سرمايه گذاري در موجودي: کمينه کردن هزينه هاي موجودي بطوريکه سطح موجودي پائيني مورد نياز باشد
بيشنه کردن برگشت سرمايه : بيشينه کردن نرخ سود خالص به سرمايه که براي ايجاد سود بکار رفته است.
سنجش بر اساس پاسخگوئي مشتري
بيشينه كردن نرخ تكميل: بيشينه كردن نسبت سفارشات مشتري كه به موقع تكميل مي شوند.
كمينه كردن تاخير محصول: كمينه كردن زمان بين تاريخ تحويل مورد انتظار محصول و
تاريخ تحويل واقعي محصول
كمينه كردن زمان پاسخگوئي مشتري: .كمينه كردن ميزان زمان مورد نياز از زمانيكه يك سفارش ارائه مي شود تا زمانيكه سفارش بوسيله مشتري دريافت مي شود
كمينه كردن زمان تاخير.كمينه كردن زمان مورد نياز از زمانيكه يك سفارش توليد خود را شروع مي كند تا زمانيكه سفارش آماده حمل مي شود (Hendricks and Singhal, 2003).
علاوه بر موارد گفته شده Bull سه بعد را شناسايي کرده است، که برمبناي آنها، مي توان عملکرد را ارزيابي کرد: بازدهي، اثربخشي و سودمندي. انتخاب ابعاد ارزيابي مربوطه، به استراتژي انتخاب شده بستگي دارد:
بعد بازدهي، به ديدگاه منبع گراي کارخانه مربوط مي شود، زماني که تاکيد بر اين باشد که اثربخشي منابع يک کارخانه چگونه استفاده مي شود.
بعد سودمندي، برمبناي استراتژي هدايت بازار مي باشد، زماني که با خواسته هاي مشتري مواجه مي شويم و ارزش افزوده، الزامي است.
بعد سودمندي، در استراتژي هدايت موفقيت مشخص شده است، زماني که معيارها بر ارزيابي هدف گذاري کرده اند، يک

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد آماري، ميزان، توزيع، پاسخهاي Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد بهبود عملکرد، ارزش افزوده، ارزش سهام