پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصالح مرسله، قتل عمد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

چنين مثال آورده‌اند: اگر كفار در هنگام جنگ، عده‌اى از اسراى مسلمان را سپر خود قرار دهند و در پناه آنان قصد صدمه زدن به مسلمين را داشته باشند و اگر با آنان مقابله نشود، هم به مسلمانان صدمه خواهند زد و هم اسرا را خواهند كشت، ولى اگر با آنان مقابله شود فقط اسرا خواه ناخواه و لو به دست مسلمين كشته خواهند شد، در اين ميان مصالح مرسله اقتضا مى‌كند كه كشتن اسراى مسلمان جايز باشد چون از مذاق شرع بدست مى‌آيد كه اين كار نزديك‌تر به مصالح مسلمين است.
بين مصالح مرسله و استحسان چنين فرق گذاشته‌اند كه در استحسان غالباً نوعى استثنا از قواعد و نصوص عامه ديده مى‌شود؛ به تعبير ديگر استحسان نوعى عدول از حكم ثابت‌شده به دليل عام است ولى مصالح مرسله مربوط به جايى است كه دليل بر حكم وجود ندارد و ما از مذاق شرع حكم را بر اساس مصلحت بدست مى‌آوريم البتّه در استحسان هم مصلحت وجود دارد ولى اين مصلحت غالباً به صورت استثنا شكل مى‌گيرد.
دليل قائلين به حجيّت مصالح مرسله آن است كه احكام تابع مصالح است و نصوص همه مصالح را در برنگرفته است و مصالح به حسب اقتضاى زمان و مكان متجدّد مى‌شوند و اگر فقط بر مصالح معتبره اكتفا شود، مصالح فراوان ديگرى از دست مى‌رود و اين خلاف غرض شارع است.
پاسخ اين كه مسلّماً احكام تابع مصالح است و اگر آن مصالح در ادلّه و نصوص، معتبر شده باشد يا از نظر درك عقل در حدّ مستقلّات عقليّه باشد به گونه‌اى كه قطع حاصل شود، همان قطع حجّت خواهد بود ولى اگر مصلحت به گونه‌اى است كه دليلى بر اعتبار والغاى آن وجود ندارد و صرفاً ظنّ به حكم شرعى مى‌آورد اعتبار اين حكم بر اساس چنين مصلحتى دليل قطعى بر اعتبار مى‌خواهد و چنين دليلى نداريم و اصل در ظن، عدم حجيّت است “إِنَّ الظَّنَّ لايُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً”364درواقع گمان در(وصول به )حقيقت هيچ سودي نمي رساند.365 كوتاه سخن اين كه هرگاه مصالح مرسله به سرحدّ قطع و يقين برسد در حجيّت آن ترديد نيست، اشكال در مصالح ظنّى است كه دليل قطعى بر اعتبار آن نداريم. 366
دراين جا مبناي بعضي ازفقها اين است كه درمواردي اين چنيني نيازي نيست كه به مصالح مرسله قائل شويم بلكه از كتاب وسنت جوازحمله به سپر انساني وكشتن مسلمانان برداشت مي شود.
يعني مسئله تترس ازباب قانون اهم ومهم است .367هم چنين شارع هشت مورد ازضرورت هاي جنگ رابراي ما بيان كرده است وآنهاعبارتنداز:1-ازبين رفتن دين2-تلف شدن خون مسلمانان3-تلف شدن چيزي از اموال مسلمانان 4-درهم ريختگي وتفرقه در بين سپاه مسلمانان5-سخت شدن جنگ به جهت كمبودتوشه وآب6-عدم دستيابي به پيروزي موردنظر7-اخلال به يكي ازاركان يافروع اسلام يا خراب شدن مساجد8-منتهي شدن به ترك جنگ .عدم توجه به سپرانساني وجواز حمله به آن درتترس شامل يكي ازاين محذورات است. 368كه براي حفظ خون سپاه مسلمانان بايد سپري راكه اسيران مسلمان درپشت آن قرارگرفته اند،كشت تاخون هاي كمتري هدررودوخون هاي بيشتري حفظ شود.تتّرس چه ازباب قانون اهمّ ومهم يا ازمصالح مرسله ويا ضرورتهاي جنگي باشدموجب حفظ حرمت خون سپاه مسلمانان مي شود هرچندكه حكم به جواز كشتن اسيران مسلمان پشت سپر رامي دهد اما با صدرو اين جوازجلوي پيش روي دركشتاروخون ريزي هاي بيشتر رامي گيرد.
تترس عبارت است از “الترسة جمع ترس وكل شئ تترست به فهو مترسه لك”369الترسة جمع تُرس است تترس در لغت ا زتُرس به معني سپرگرفته شده است وهر چه كه باآن تترس شود پس آن چيزي است كه براي پنهان شدن (ازديددشمن) به كار مي رود. “الترس من السلاح المتوقّي بها “370تُرس ياهمان سپرازسلاح هايي است كه با آن تترس مي شود. معني اصطلاحي تترس،همان معناي لغوي آن يعني محافظت كردن باسپر است.371
1)انواع تتّرس:
تتّرس ممكن است به اشكال مختلفي به وقوع بپيوندد اماآنچه كه به حرمت خون مسلمان مرتبط است وموجب مي شودكه خون او حرمتش را به خاطرمصالح مختلف ازجمله حفاظت ازقلمرواسلامي ازدست بدهدتتّرس كفار به مسلمين است.زدن سپرازمسلمانان وحرمت نداشتن خون مسلمانان پشت سپر هم داراي شرايطي مي باشدكه توضيح خواهيم داد. نوع ديگري ازتتّرس تتّرس كفاربه مشركين است كه به بحث مامرتبط نيست واز گفتن آن صرف نظر مي كنيم.
1-1)تترس كفار به مسلمين وحكم آن:
زماني كه مسلمانان باكفاردرحال جنگ باشند و كفارمسلمانان راسپردفاعي خودقراردهندمي خواهيم بدانيم وضعيت حرمت خون مسلمانان پشت سپرچگونه است؟درصورت وجودشرايطي مانندضرورت،خون اين مسلمانان حرمت نداردودرشرايطي هم مانندعدم ضرورت ،حرمت خون آنان باقي است زيرامسلمان بودن آنها ريختن خونشان راحرام كرده است.
1-1-1)جواززدن سپرمسلمانان درحال برپايي جنگ:اگرجنگ پابر جا نباشد ومسلمين توانايي مقابله با كفار راداشته باشند ياازشر آنها ايمن باشند،زدن سپرانساني كه از مسلمانان است، جايز نيست چون خون مسلمان محترم است واگر دراين شرايط آنان رازدند به خاطر قتل عمد مسلمان قصاص وكفاره واجب مي شود.تاخون مسلمانان پشت سپرتضيع نشودامااگر جنگ برپا باشد زدن سپري كه از مسلمين تشكيل شده جايز است وقصدزدن مشركين مي شوداين زماني است كه خوف ترك جنگ برود واگر خوف ترك جنگ نمي رودو سپاه مسلمين تنهابازدن سپرمسلمين قدرت مي يابندوتوانامي شوند ،زدن آنان جايز است.372 شافعي دريك قول مي گويد:هرگاه زدن كفاربازدن مسلمين ممكن باشدكشتن مسلمانان جايز نيست چه خوف غلبه كفاربرمسلمين بروديا اين كه اين خوف وجودنداشته باشدوخون مسلمان به خاطر خوف مباح نمي شود.373
امابايدگفت كه كشته شدن چندمسلمان ضرركمتري داردتااينكه كل سپاه مسلمانان شكست بخورندوكشته شوندودشمن به سرزمين هاي اسلامي براي قتل وغارت هجوم آوردوقلمرو مسلمانان رادرتصرف خودبگيردوازهمه مهم ترخون مسلمانان را بريزد وآن راتضييع كند.
2-1-1)جواززدن سپرمسلمانان هنگام درگيري شديدوضرورت:اگردشمن به اسيران مسلمان تترس كندوجهادمسلمين فقط بازدن سپرمسلمانان ممكن باشدكشتن اسيرهاي مسلمان كه درپشت سپرهستند،جايزاست.374 دراين جا تنهاروشي كه براي مسلمين باقي مي ماندتاخونشان راحفظ كنند،زدن سپري است كه ازاسيران مسلمان تشكيل شده است واين همان ضرورت اجتناب ناپذير است تا مسلمين بتوانندبه مقصودخودبرسند.درواقع اگرسپاه مسلمين سپر اسيرها رانزنندمشركان پيشروي مي كنندوخون سپاه مسلمانان رامي ريزنددرحالي كه ريختن خون مسلمان حرمت دارد وبايدحفظ شودهرچندكه خون اسيران مسلمان ريخته مي شوداماخون مسلمانان بيشتري يعني سپاه مسلمين حفظ مي شود.
3-1-1)مواردجبران خون اسيران مسلمان درتترس كفار به آنان:
همان گونه كه قبلا گفتيم خون مسلمان محترم است وبراي عدم تضييع آن قصاص،ديه وكفاره درنظرگرفته شده است كه دركشته شدن اسيران مسلمان هنگام تتّرس مورداستفاده قرارمي گيردتاخون هاي ريخته شده ضايع نشودما مي خواهيم قصاص قاتل كه از سپاه مسلمين است وتعلق ديه به اسير مسلمان راموردبررسي قرار دهيم.اين بررسي حول محورآگاهي وعدم آگاهي مسلماني است كه به سپرمتشكل از مسلمين حمله مي كند.
1-3-1-1)عدم آگاهي زننده به مسلمان بودن افرادسپر انساني: اگر سپاه مسلمانان سپرانساني اي را بزنند سپس به مسلمان اصابت كنددرحالي كه زننده نمي دانسته است افرادي كه سپر دفاعي كفارواقع شده اند، مسلمان بوده اند وجنگ هم چنان برپاباشد، اسيران مسلماني كه كشته شده اند،ديه ندارند.375 چون سپاه مسلمين به زدن امر شده اندواگر ديه واجب باشدمنجر به بطلان كلي جهاد مي شود. چون هر فردي كه قصدزدن مسلماني كندجايزاست اززدن منع شود.376
ترك جنگ به اين صورت است كه هرمجاهدي علاوه برسختي هاي جنگ،بايدديه بدهد كه ممكن است هم سختي هاي جنگ ماننددوري ازخانواده ونداشتن استراحت كافي و…راتحمل نكندوديه هم ندهدوبه طوركلي جنگ رارهاكند.دراين صورت اگرهمه سپاه مسلمين دركشتن اسيرهاي مسلمان ملزم به پرداخت ديه شوند،جنگ راترك كرده ودرنتيجه دشمن به سرزمين هاي اسلامي هجوم مي آوردوخون مسلمين رابه راحتي مي ريزد.آنچه مهم تراست حفظ حرمت خون مسلماناني است كه تعدادشان بيشترازاسيران مسلمان است.تابا پرداخت ديه، جنگ باغيرمسلمانان راترك نكنندو ضرربيشتري نصيب مسلمين گردد.
2-3-1-1)اگر زننده بداندسپرانساني از مسلمانان تشكيل شده است وبه قصد زدن مشركين بزند وحذر اززدن آنان امكان نداشته باشد سپس تيربه سپر انساني مسلمانان اصابت كندوآنهارابكشد، اجماع برعدم قصاص وجودداردچون قصاص باجواز زدن تنافي ندارد.و قصدمجاهدمسلمان كشتن اسيران مسلمان نبوده است وبراي مجازات قصاص قصد وفعل قتل لازم است.نزد اماميه ديه هم واجب نيست. يك قول شافعي وابوحنيفه ويك روايت از احمدگفته اند: به خاطر گفتار خداي متعال :”فإن كان من قوم عدو لكم وهومومن فتحرير رقبة مؤمنة”92/نساء،كه درآيه ديه ذكرنشده است پس ديه واجب نيست.قول ديگر شافعي واحمد وجوب ديه است چون خداي متعال فرمود”ومن قتل مومنا خطا فتحرير رقبةمومنة ودية مسلمة إلي أهله “92/نساء، اين قسمت از آيه موضوعات خاص تر را بيان مي كندپس مقدم برعدم ديه مي شود.يعني “ومن قتل مومنا خطا فتحرير رقبةمومنة ودية مسلمة إلي أهله “مقدم بر” فإن كان من قوم عدو لكم وهومومن فتحرير رقبة مؤمنة “است وديه واجب است.
درمورد كفاره شافعي واحمد به وجوب آن قائل هستندبه خاطر گفتار خداي متعال :”فإن كان من قوم عدو لكم وهومومن فتحرير رقبة مؤمنة”92/نساء.ابوحنيفه مي گويد :كفاره واجب نيست چون اسيران مسلماني كه سپردشمن واقع شده اندمانندكساني هستند كه خونشان مباح بوده است ونبايدقياس كرد. به ويژه زماني كه معارضه با قرآن باشد. قول ديگر شافعي اين است كه اگر زننده به سپر اسيران مسلمان مي داندكه آنان مسلمان هستندديه لازم است واگرعلم به مسلمان بودن آنهانداردديه لازم نيست اما آن جا كه مي داند مسلمان است وامكان حذر وجود داردوبه سپر اسيران مسلمان بزند،ديه تشديد مي شود. درردّسخن شافعي بايدگفت كه ضعف سخن شافعي واضح است با اينكه خطا قطعي نيست بلكه عمدي است كه مجاهدمسلمان به آن اذن دارد ودرآيه درج نشده است.اما به كفار ه ملزم مي شودونفي آن اشكال دارد.
به هر حال مجاهدمسلمان به خاطر اجماعي كه دراين مورد وجود دارد قصاص نمي شود. شيخ ،فاضل وشهيدان تصريح به عدم ديه كرده اند.مؤيد اين است كه عدم وجوب ديه مقتضي تساهل در امر جهاد به اعتبارخوف زننده بنابراحتمال مسلمان بودن افرادي است كه سپردفاعي غيرمسلمين واقع شده اند. مگراينكه بگوييم وجوب ديه درتقديراست وازبيت المال پرداخت مي شودتاهم خون مسلماناني كه سپر واقع شده اندضايع نشود،هم اينكه جهادتعطيل نشود،مصالح مسلمين وحرمت خون هاحفظ شود.377
علاوه برقصاص وديه ،كفاره هم مجازاتي براي عدم تضييع خون مسلمانان به شمار مي رود.وشرايط پرداخت كفاره توسط جنگجوي مسلمان راخواهيم گفت.
آيا كفاره بر قاتل مسلمان با علم به اسلام مقتول و عدم علم به آن درزمان تترس كفار به مسلمين واجب است؟دونظروجودارد:وجوب وعدم وجوب كفاره.
نصّ شيخ عليه رحمة الله وجوب كفاره است وشافعي واحمدبن حنبل به آن قائلند.
ابوحنيفه قائل به عدم وجوب كفاره است به خاطر روايت حفص بن غياث ازامام صادق(ع)كه نقل كرده است:”ولادية عليهم للمسلمين ولاكفارة”378درجنگي كه درآن زنان وبچه هاي مسلمان كشته شدندديه براي مسلمانان وكفاره ندارد.وگفتار خداوند متعال”فإن كان من قوم عدو لكم وهومومن فتحريررقبة مومنة” 379اما رقبه مومنه كفاره است وافرادي كشته شده اندكه خونشان به خاطرايمان ودينشان داراي حرمت است.وكفاره به آنها تعلق مي گيرد.
امااين كفاره ي قتل خطايي است يا قتل عمد؟دواحتمال وجوددارداحتمال اول اينكه: رزمنده اسلام درحقيقت قصدكشتن مسلمان رانداردبلكه هدف اوكشتن كافر است. احتمال دوم اينكه : باتوجه به آنچه رخ داده است قاتل باقصد عمد مسلمان راكشته است.بهترآن است كه كفاره ازبيت المال داده شودچون بيت المال براي مصالح مسلمين است وكفاره ازمهم ترين مصالح است.واگر كفاره بر خود رزمندگان واجب باشد بسياري از مسلمانان دررفتن به جهاد سست مي شوند.380شهيددرمسالك گفته است فقط درمورد كفاره خطا عمل به ظاهر آيه (92/نساء) است

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مصالح مرسله، امام صادق، قتل عمد Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد دفاع مشروع، امام صادق، امر به معروف