پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت سود، دارایی ها، گزارشگری مالی

دانلود پایان نامه ارشد

متفاوت اعطاء میکند. در واقع تحت این نوع از سیستم حسابداری، مدیران کنترل چشم گیری بر زمان تشخیص برخی اقلام از جمله هزینه های تبلیغات و مخارج تحقیق توسعه دارند. از سوی دیگر مدیران در سیستم حسابداری تعهدی، با گزینه های متفاوتی در مورد زمان تشخیص درامد ها نیز روبروهستند، از جمله تشخیص سریعتر درامد از طریق فروش های نسیه، این گونه عملکرد از سوی مدیران در عبارتی ساده به عنوان (مدیریت سود) یاد میشود. دی جورج و همکاران (1999) مدیریت سود را به عنوان نوعی دستکاری مصنوعی سود توسط مدیریت جهت حصول به سطح مورد انتظار سود برای بعضی تصمیمات خاص (از جمله پیش بینی تحلیل گران ویا براورد روند سودهای قبلی برای پیش بینی سودهای اتی) تعریف میکند. به نظر ایشان، درواقع انگیزه اصلی مدیریت سود، مدیریت تصور سرمایه گذاران در مورد واحد تجاری است. برخی عوامل مدیران شرکت ها را در برخورد با مسایل ترغیب نموده تا سود شرکت را هموار نمایند. مدیران این شرکت ها تلاش میکنند که از طریق هموارسازی مصنوعی سود، رشد سود آوری شرکت های تحت مدیریت خود را یکنواخت نشان دهند. یکی دیگر از اهداف مدیریت سود، حفظ اعتبار شرکت است، چون اعتبار شرکت باعث میشود شرکت کارا و پویا به حساب آید. کسب جایگاهی مناسب در میان رقبا و بازار سرمایه باعث میشود سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان نسبت به شرکت نظر مساعد تری داشته باشند و شرکت از صرف هزینه های بیشتر در رقابت با سایر شرکت های مشابه بی نیاز شود وبا هزینه های کمتر اعتبار و وام دریافت کند. فرایند هموارسازی سود به مدیریت رده بالا و حسابداری برون سازمانی محدود نمیشود. همچنین فرض بر این است که در مورد مدیریت سطوح پایین و حسابداری درون سازمانی در شکل اختیارات و بودجه هایی که در اختیار مدیریت قرار دارد این اقدام به عمل اید (ریاحی بلکوثی،1381). اسکات (2003) درکتاب تِئوری حسابداری مالی موضوع مدیریت سود را از دو دیدگاه قراردادها و گزارشگری مالی و با تفضیل بیشتری مورد توجه قرار میدهد. بررسی ها و پژوهش های صورت پذیرفته توسط نامبرده منجر به این نتیجه جذاب و شگفت افرین شد که وجود مقدار کمی (مدیریت بر سود) میتواند(خوب و پسندیده) باشد. ممکن است برخی از مدیران از مدیریت بر سود سوء استفاده نمایند. از دیدگاه قراردادها، امکان دارد انها از منظر فرصت طلبی به مدیریت برسود نگاه کنند و در نتیجه به هزینه طرف های دیگر قرارداد در صدد منافع خود برایند. از دیدگاه گزارشگری مالی اما،امکان دارد مدیر بخش عمده ای از دارایی ها را از دفاتر خارج کند و یا به ترکیب های دیگری از سود تاکید نماید. به هر دلیلی این موضوع روشن است که مدیر به سطر آخر صورت سود و زیان توجه زیادی می نماید. با این فرض که مدیر می تواند از میان یک مجموعه از رویه ها (برای مثال اصول پذیرفته شده حسابداری) یک رویه حسابداری انتخاب کند این امر طبیعی است که ما انتظار داشته باشیم او رویه ای را انتخاب خواهد کرد که مطلوبیت مورد انتظار خود و یا ارزش بازار شرکت را به حداکثر برساند. این پدیده را مدیریت بر سود می نامند بعبارت دیگر مدیریت بر سود یعنی اینکه مدیر می تواندرویه ای ازحسابداری را انتخاب نماید که به هدف خاصی دست یابد. هیلی (1985) در مقاله ای که بر پایه تئوری اثباتی حسابداری قرار دارد با عنوان (اثر طرح های پاداشی بر تصمیمات حسابداری) مشاهده می کند که مدیران پیش از اینکه مدیریت بر سود اعمال کند دارای اطلاعات محرمانه در باره سود خالص شرکت هستند از آنجا که طرف های قرار داد که در خارج از سازمان قرار می گیرند (از جمله هیئت مدیره) نمی تواند درباره این عدد(سود خالص) اطلاعات دقیقی به دست می آورند.او پیش بینی می کند که مدیران از دیدگاه فرصت طلبی بر سود خالص اعمال نفوذ نمایند و بدین گونه بر اساس مفاد قرارداد حقوق وپاداش در صدد برآیند میزان پاداشها و جوایز خود را به حداکثر برساند. بر طبق نظر اسکات علاوه بر طرح پاداش مورد نظر هیلی مدیران شرکت را به دلیل های دیگران اقدام به مدیریت سود می نمایند که به صورت گذرا به بررسی آنها می پردازیم.
2-6-8-1- سایر انگیزه های موجود در متن قرارداد
از دیدگاه قرارداد ها از دو راه دیگر می توان به مدیریت سود نگاه کرد تحت دیدگاه رفتار فرصت طلبانه که در آن مدیر می کوشد با توجه به مفاد قراردادهای مربوط به حقوق و پاداش، بدهی (انتشار اوراق قرضه شرکت) و هزینه های سیاسی، مطلوبیت مورد نظر خود را به حداکثر برساند. همچنین ما می توانیم مدیریت بر سود را از زاویه کارایی قراردادها(قرارداد هایی که موجب کاهش هزینه های شرکت می شوند) نگاه کنیم. به این مفهوم که هنگام تدوین قرارداد حقوق و پاداش، شرکت می داند که مفاد قرارداد موجب ایجاد انگیزه در مدیر می شود تا بر سود مدیریت (اعمال نفوذ ) نماید. وام دهندگان هم در ملحوظ داشتن نرخ بهره مورد نظر از همین دیدگاه به قرارداد نگاه می کند لذا در مورد وام های بلند مدت برای اعمال کنترل بر چنین مسئله ای مفاد قرار داد وام به گونه ای تنظیم میشود که وام دهندگان را در برار اقدامات مدیر که بهترین منافع آنان را تامین ننماید مصون می‏سازد. و در این قراردادها میکوشند پرداخت سود تضمینی را محدود کنند و اجازه ندهند که شرکت وام های دیگری را بگیرد و حقوق صاحبان سهام و سرمایه در گردش نباید از سطح مشخص پایین تر رود زیرا این اقدام می تواند سطح ایمنی وام دهندگان را کاهش دهد. سرمایه در گردش نباید از سطح پایین تر رود، زیرا این اقلام میتواند سطح ایمنی وام دهندگان را کاهش دهند.
2-6-8-2- انگیزه های سیاسی
شرکت های بسیار بزرگ معمولا در معرض دید بیشتر قرار میگیرند مانند شرکت هایی که در صنعت استراژیک یا نقت گاز فعال هستند. یا شرکت هایی که حالت انحصاری یا تقریبا انحصاری دارند، مانند شرکت های هواپیمائی و تولید برق، این شرکت ها خواستار نوعی مدیریت بر سود هستند که کمتر انها را در معرض دید (و زبان زد) مردم قرار دهد. این انگیزه بیان کننده فرض مربوط به هزینه های سیاسی (از دیدگاه تئوری اثباتی حسابداری) میباشد.
2-6-8-3- انگیزه های مالیاتی
شاید از دیدگاه مدیریت بر سود انگیزه های مالیاتی بیش از سایر عوامل موجب ایجاد انگیزه در مدیر شود به هر حال،مقامات و سازمان های مالیاتی برای محاسبه مالیات بر سود رویه های خاص خود را (از دیدگاه حسابداری) اعمال میکنند وبه شرکت ها اجازه ازادی عمل و مانور چندان زیادی نمیدهند. در نتیجه بطور کلی، از دیدگاه تصمیماتی که مدیریت بر سود اتخاذ میکند، مالیات نقش چندان مهمی ایفا نخواهد کرد.
2-6-8-4- تغییر مدیر عامل
زمان تغییر مدیر عامل انگیزه های زیادی بوجود می اید که نوعی مدیریت بر سود اعمال شود. برای مثال اساس مفروضات طرح پاداش می توان پیش بینی کرد که چون زمان بازنشستگی مدیر عامل فرا رسد به احتمال زیادی او درصدد اجرای نوعی استراتژی براید که سود را به حد اکثر برساند و میزان پاداش خود را افزایش دهد. به همین شیوه، شرکت هایی که مدیران عامل انها دارای عملکرد ضعیفی بودند و مانع از این شده اند که سود خالص به حد اکثر برسد ویا کوشیده اند ان را به دوره های بعد منتقل کنند از شرکت اخراج شده اند.از سوی دیگر و با توجه به نتیجه تحقیق (دی آنجلو و همکاران،1994) این مدیران عامل یک استراتژی به نام “آب از سر گذشتن” استفاده کنند ودر صدد بر ایند احتمال سود مثبت اینده را افزایش دهند. این انگیزه در مدیران عامل جدید شرکت ها وجود دارد، به ویژه اگر انها بتوانند حذف بسیار اقلام را به حساب مدیران عامل پیشین بگذارند یا به عبارت دیگر گناه ان را به گردن انها بیندازند.
2-6-8-5- عرضه سهام برای نخستین بار
فریدلان (1994) پس از ازمون های گسترده به ابن نتیجه رسید که شرکت هایی که سهام خود را برای نخستین بار به مردم عرضه میکنند در اخرین دوره گزارش های حسابداری پیش از عرضه سهام با استفاده از اقلام تعهدی اختیاری سود را افزایش داده اند، در مقایسه با اقلام تعهدی قابل مقایسه و موجود در دوره پیش.
2-6-8-6- اطلاع رسانی به سرمایه گذاران
از دیدگاه تئوری بازار کارای اوراق بهادارچنین به نظر می رسد که کاربرد مدیریت بر سود برای اطلاع رسانی به سرمایه گذاران میتواند بحث انگیز باشد. سرمایه گذاران هنگام ارزیابی و مقایسه عملکرد شرکت ها بر اساس سود خالص از دیدگاه روش حسابداری این کار را انجام میدهند. اگر مدیریت بر سود به گونه ای باشد که اطلاعات محرمانه افشاء شود، در واقع این شیوه مدیریت می تواند اثر بخشی گزارشگری مالی را افزایش دهد.
2-6-9- الگوهای مدیریت بر سود
مدیران از الگوهای گوناگون (مدیریت بر سود) استفاده میکنند:
2-6-9-1- آب از سر گذشتن(استقبال از زیان): زمانهایی که شرکت دچار بحران سازمانی یا تجدید ساختار می شود (مانند استخدام یک مدیر عامل جدید) احتمالا بدین گونه عمل نماید.اگر شرکتی زیان گزارش کند، احتمالا مدیریت چنان احساس میکند که ناگزیر است که زیان سنگین گزارش کند(زیرا در این مورد چیز زیادی از دست نخواهد داد) درنتیجه، مدیر در صدد بر می اید اقلام بزرگی از دارایی هاراحذف کند، هزینه های مورد انتظار اینده را تعیین نماید، و به طور کلی همه حساب ها را تسویه نماید. چنین اقداماتی باعث میشود که احتمال سود گزارش شده اینده افزایش یابد.
2-6-9-2- به حداقل رساندن سود: این کار مشابه اقدامی است که ان را “آب از سر گذشتن” می نامند، ولی در عمل دارای چنان شدتی نمیباشد. امکان دارد شرکتی که از دیدگاه سیاسی، در دوره هایی که سودهای زیاد گزارش میکند در معرض دید قرار گیرد دست به یک چنین اقدامی بزند.رویه های حسابداری که موجب می شوند سود خالص به حداقل برسدعبارتند از: حذف مبالغ سنگین از دارایی های سرمایه ای و نا مشهود، منظور کردن هزینه های سنگین برای تبلیغات و تحقیق و توسعه، کاربرد روش حسابداری مبتنی بر تلاش های موفقیت امیز به وسیله شرکت های نفت و گاز از بابت هزینه های اکتشاف و از این قبیل کارها.
2-6-9-3- به حداکثر رساندن سود: با توجه به انچه در تحقیق هیلی (1985) مشاهده کردیم، امکان دارد مدیران برای تامین هدف های مندرج در قرارداد حقوق و پاداش اقدام به حداکثر رساندن سود خالص گزارش شده نمایند، مشروط بر اینکه نوع اقدام به گونه ای نباشد که از سقف تعیین شده فراتر رود. همچنین احتمال دارد شرکت هایی که به مرحله نقض مفاد قرارداد وام نزدیک میشونددر صدد برایند سود را به حداکثر برسانند.
2-6-9-4- هموارسازی سود: شاید این جذاب ترین الگوی مدیریت بر سود باشد. در پژوهش هیلی (1985) مشاهده کردیم که مدیران دارای انگیزه اند تا به حد کافی سود را هموار سازند و ان را در فاصله بین “کف” و “سقف” قرار دهند. اگر مدیر ریسک گریز باشد، ترجیح میدهد که جریان پاداش تغییرات کمتری بنماید و از این رو خواستار این باشد که سود خالص هموار شود. از طرفی هرقدر جریان سود خالص گزارش شده نوسان بیشتری داشته باشداحتمال اینکه مفاد قراردادهای وام های بلند مدت نقض شود بیشتر میشود. چنین وضعی باعث میشود برای هموار سازی سود انگیزه دیگری بوجود اید، یعنی کاهش دادن نوسانات سود خالص گزارش شده و بدان وسیله هموارسازی نسبت های مبتنی بر مفاد قرارداد وام. همچنین امکان دارد مدیران سود خالص را هموار سازند تا احتمال اخراج از شرکت را کاهش دهند. وسرانجام اینکه، امکان دارد مدیران با هدف های مربوط به گزارش کردن صورت های مالی برای استفاده کنندگان از انها درصدد برایند سود های خالص گزارش شده را هموار سازند. چنین اقدامی میتواند اطلاعات محرمانه به بازار دهد و شرکت ها بدین وسیله به اگاهی بازار برسانند که قدرت سود اوری مورد انتظار شرکت دارای تداوم است. شایان ذکر است الگوهای مختلف مدیریت بر سود میتواند با یکدیگر در تضاد باشد. با گذشت زمان، الگوئی که شرکت انتخاب کرده است به سبب عوامل زیر تغییر خواهد کرد: تغییر در مفاد قرارداد ها، تغییر در سطح سود اوری، تغییر مدیر عامل، نیاز به سرمایه و تغییر در میزانی که شرکت، ازدیدگاه سیاسی در معرض مردم قرار می گیرد. حتی در یک نقطه از زمان، امکان دارد شرکت احساس نماید که با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد مدیریت سود، هموارسازی سود، عرضه اولیه