پایان نامه ارشد رایگان درمورد قتل عمد، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

هزارديناراست259″خلق آخر “همان مرحله اي است كه جنين واردحيات انساني مي شودوازآن به نفخ روح تعبيرشده است ودراين مرحله است كه خداي متعال انسان راازهمه جهان ممتاز مي سازدوبه اوشايستگي خلافت خدارادرزمين مي دهد . 260بنابراين براي هر روز يك دينار است پس اگر نطفه بيست روز در رحم مكث پيدا كند ،ديه اش بيست دينار است.261
2)ديه ،كفاره وسكونت دردارالإسلام حافظ حرمت خون مسلمان درروايات:
1-2)خطاي درفعل وقصدو بي حرمتي به خون مسلمان:
قتل خطايي كه موجب تضييع خون مسلمان مي شود،دراثر بي احتياطي وبي دقتي انسان ها دراعمالشان رخ مي دهدقتل خطايي مستلزم قصدنداشتن قاتل درقتل است.
زيرامسلمان هيچ گاه مسلمان ديگررا مگر به صورت خطايي نمي كشد وهرگاه چنين كندبايد برده مومنه آزادكند وبه خانواده مقتول ديه بپردازد.262اگرقاتل قصد فعل ونتيجه داشته باشد،قتل عمدي محسوب مي شود. در روايات هم چون آيات قتل خطايي را به عدم قصد شرط كرده است.
ازامام صادق (ع)نقل شده است كه ايشان درتعريف قتل عمدوخطايي قصدقاتل رامدنظر قراردادند وفرمودند:”من قصد إلي ضرب أحد متعمدابما كان فمات من ضربه فهو عمد يجب به القود وإنما الخطاأن يرمي شيئاغيره فيصيبه أويعمل عملالايريدبه فيصيبه”. 263 اگر شخصي قصد اين راداشته باشدكه عمدا كسي رابزندواين كارراهم انجام دهدسپس مقتول به سبب زدن بميرد،قتل عمداست وقاتل قصاص دارد.وخطا فقط جايي است كه شيءاي رابه سمت غيرازخودآن شيء اي كه قصدزدنش شده پرتاب شودوسپس به شيءاي كه قصدزدنش نشده برخوردكندياكاري انجام شودكه قصدانجام آن فعل نشده باشد سپس آن فعلي كه قصداانجامش نشده رخ دهد.
باحصول قصدقتل ،وقوع آن باهرشئ اي باشدقاتل قصاص مي شودهرچندشئ اي كه باآن مقتول به قتل رسيده كشنده نباشدوقاتل قصد قتل مقتول رانداشته باشد كه شبه عمداست.264قصد وعدم قصدقاتل درتعدي به خون مسلمان ازنوع فعل اودرارتكاب قتل معلوم مي شود.مثلا اگرقاتل بااسلحه به سمت مسلمان شليك كندوادعاي اين راداشته باشد كه درريختن خون مسلمان قصدنداشته سخنش پذيرفته نيست چون هرعقل سليمي مي تواندقصد اوراكشف كندكه ازروي عمد وباقصدقتل،مسلمان رابه قتل رسانده است.و فعل اوحاكي از قصد اوست.
ازامام صادق(ع)درباره حكم مردي سوال شدكه به طرف گوسفندي تيرمي اندازداما به انساني برخورد مي كند واورامي كشد.امام(ع) فرمودند:”ذاك الخطا الذي لاشك فيه عليه ديةوالكفارة”265. بدون شك اين قتل خطايي است وديه وكفاره برعهده قاتل است.زيراپرتاب تير به سمت انسان درحاليكه فاقداراده قتل است وروايت دلالت برخطا مي كند.266وحرمت خوني راكه درقتل خطايي ريخته شده است باديه وكفاره جبران مي كند.
عياشي در تفسيرش از يكي از معصومين(ع) نقل كرده است:”كلمااريد به ففيه القود ،وإنما الخطاءأن تريد الشيءفتصيب غيره”.267هرچه كه دركشتن اوقصدقتل وجودداشته باشد،قاتل قصاص مي شود،خطافقط زماني است كه قصد زدن شئ اي شود سپس(تير) به شئ اي كه قصدنشده برخورد كند.
قصدقتل با ارتكاب فعل قتل وآنچه كه شامل قتل است مشخص مي گردد.268ضابط درقتل خطاي محض اين است كه فاعل درفعل وقصدقتل خطا كند.مثلاقصدزدن پرنده راداردولي تيرش به انساني برخورد مي كند واورا مي كشددرحالي كه قصدزدن انسان وكشتن اورانداشته است چه اينكه فعلش غالبا كشنده باشد يانباشد.269پس باكشف قصدقتل ازچگونگي فعل قاتل درارتكاب قتل براساس كشنده بودن يا غيركشنده بودن مي توان بامجازات متناسب درنوع قتل قصاص وديه رااعمال نمودتا ازتضييع خون مسلمان جلوگيري شود. وحرمت آن حفظ شود.
2-2)حفاظت خون انسان با اسلام وسكونت دردارالاسلام:
حمايت اسلام ازحيات اشخاص واحترام خون آنها درجامعه اسلامي يك اصل است واسلام اجازه تعدي به حيات اشخاصي راكه دردارالاسلام سكونت دارند،نمي دهد.270 اسلام داشتن تاحدي اهميت دارد كه تضمين كننده خون وجان انسان هاست به طوري كه اگركفاربامسلمانان عهدوپيمان داشته باشند خونشان محترم است ودرصورت كشته شدن آنها توسط مسلمين ديه وكفاره برعهده مسلمين مي آيدوبالعكس اگرمسلمانان دردارالحرب ساكن باشند خونشان احترام ندارد چون درصف كفارعليه مسلمين قرارگرفته اندهرچند كه درصورت قتل خطايي آنان توسط مسلمين برعهده مسلمين كفاره واجب است اما ديه ندارند.
درتفسير قمي درموردديه مومن ساكن دارالحرب درگفتارخداي متعال”فَإِنْ كان مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فمن لم يجدفصيام شهرين متتابعين توبة من الله وكان الله حكيما ” آمده است”و ليست له دية يعنى اذا قتل رجل من المؤمنين و هو نازل في دار الحرب فلا دية للمقتول و على القاتل تحرير رقبة مؤمنة لقول رسول الله صلى الله عليه و آله لمن نزل دار الحرب فقد برئت الذّمّة ثمّ قال “وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاق فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ” يعنى ان كان (المؤمن) نازلًا في دار الحرب و بين أهل الشّرك و بين الرّسول و الامام عهد و مدّة ثمّ قتل ذلك المؤمن و هو بينهم فعلى القاتل دية مسلّمة إلى أهله و تحرير‌رقبة مومنة”فمن لم يجدفصيام شهرين متتابعين توبة من الله وكان الله عليما حكيما”.271ديه نداشتن مومن ساكن دارالحرب به اين معناست كه هرزمان كه مردي ازمومنان كشته شودواودردارالحرب باشدديه اي برايش نيست وبرعهده قاتل آزادكردن بنده مومنه است.به خاطرسخن رسول خدا(ص) كه فرمودند:درموردشخصي كه ساكن دارالحرب است پس ذمه قاتل اوبريءاست.سپس فرمود: “وَ إِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ ميثاق فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ “يعني اگرمومني ساكن دارالحرب باشدوبين اهل شرك باشدوبارسول وامام تامدتي عهدوپيمان داشته باشدسپس كشته شودمومن است وعهدوپيمان بين آنها وجودداردپس برعهده قاتل اواداءديه به خانواده مقتول وآزادي بنده مي آيد.وهمان طوركه درآيه آمده است درصورت نيافتن رقبة مومنه كفاره قاتل اين است كه دوماه متوالي روزه بگيرد.
پس اگرمسلمان درگروه مشركان باشد وبين مشركان ومسلمانان عهدوميثاقي نباشد درصورت كشتن قتل خطايي مسلمان حاضردرگروه مشركان،ديه برعهده قاتل اونيست وفقط كفاره قتل خطايي برايش است اما اگر عهدوميثاقي بينشان باشد برعهده قاتل پرداخت ديه وكفاره است.واگرقاتل آن مسلمان راعمداكشته باشدقصاص وكفاره دارد.272پس علاوه بر اسلام ،انعقادعهد وميثاق بامسلمين هم ضامن حفظ خون است.
3-2)پرداخت كفاره قتل خطايي حاكي ازتوجه شارع به خون مسلمان:
پرداخت كفاره حق الله است وبه عهده خودقاتل است برخلاف ديه كه به خانواده ي مقتول اعطاءمي شود .ودر آيات وروايات به آن ا شاره شده است امادر آيات اشاره به حق الله بود ن آن شده است درحالي كه روايت آن رابيشتر از آيه تبيين مي كند. وجنبه حق الله بودن آن رابرجسته مي كند.
كفاره دراصطلاح فقها عبادت خاص مالي يابدني تشريع شده است كه مانندمؤاخذه قرارداده شده است ودر مواردي كه مكلف به مخالفت حكم الهي مي پردازد،غالباساقط كننده يا تخفيف دهنده عقاب ،بخشش گناهي كه ازانسان صادرشده و ياجبران نقص عمل بندگان است.273
مسعدةبن صدقه درموردكفاره ازامام محمد باقر (ع) درمورد گفتار خداوند متعال ” وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً- فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَ دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلى أَهْلِهِ “نقل كرده است:” تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ فَفِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ- وَ أَمَّا دِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَى أَوْلِيَاءِ الْمَقْتُولِ.”274 آزادي برده مومنه بين قاتل وخدايش است .(امري است كه برعهده اوست ودرصورت عدم پيروي ،عقابش به خداي متعال مربوط است نه ولي دم.)اماديه را بايدبه اولياءمقتول بدهد.
پس كفاره، گفتاريافعل يابذل مال است.275 كفاره بابازدارندگي ازارتكاب قتل درجهت حفظ حرمت خون مسلمان ها كارايي دارد. كفاره درجنبه بازدارندگي ازبي حرمتي كردن به خون مسلمان بعداز قصاص وديه قراردارد.ومجازات ها درتعدي كننده به خون مسلمان براساس نوع تعدي ازشديد به خفيف است.
4-2)ديه حمل مسلمان نشانه توجه دقيق شارع به حيات مسلمانان:
در روايات به ديه حمل همچون آيات اشاره شده است.وحرمت خون اورا ذكر مي كندودرهرمرحله ازرشد جنين ديه اي مشخص قرارداده است تاحرمت داشتن حياتش رابيان كند وموجب حفظ آن شود.
محمدبن مسلم ازامام باقر(ع)درموردمردي كه زن بارداري رازدوجنينش سقط شدنقل مي كند:” عليه عشرون ديناراً فقلت يضربها- فتطرح العلقة فقال (عليه- كا) اربعون ديناراً قلت فيضربها فتطرح المضغة قال عليه ستّون ديناراً قلت فيضربها فتطرحه و قد صار له عظم فقال عليه الدّية كاملة.” 276 بيست دينارديه جنين عليه ضارب است.گفتم(راوي) اگر زده باشد وعلقه افتاده باشد ،فرمودند:چهل دينار براوست .گفتم اگر زده باشد ومضغه افتاده باشد ،فرمودند:شصت ديناربر او است.گفتم اگر زده باشد وجنيني كه استخوان براوروييده افتاده باشد ،فرمودند:ديه كامل دارد.
تكاليف ومقررات ديني مربوط به هويت انسان ها ازموقع استقراردررحم آغاز مي شود.277واحترام خون جنين برابربا احترام انسان كامل است چون هرانسان كاملي ابتدا دردوران جنيني بوده است ازطريق حفظ حياتش دراين زمان است كه مي تواند به يك انسان تبديل شود.
امام علي(ع) درمورداحترام حيات انسان وجنين فرمودند:” لكلّ دم دية و لكلّ جنين غرّة و لكلّ مال مالًا.” 278 براي هرخوني ديه و براي هرجنيني (در مرحله نطفه)بيست دينار است وبرهر اتلاف مالي ،غرامت مالي قرار داده شده است.
اسلام انسان راازآغازورود به جهان هستي تاپس ازخروج داراي كرامت وحيثيت ذاتي مي داند. تعلق ديه به تمام مراحل جنين دلالت به وقوع قتل مي كند.زيرامعناي لغوي ديه درمقابل ارتكاب قتل آمده است وزبيدي درتاج العروس چنين مي گويد:”الديّة بالكسرحق القتيل”وديه راباعنوان حق قتيل آورده است.درست است كه ديه پيش ازتعيّن هويت كامل انسان به عنوان قتل انساني نيست،ولي قتلِ موجودزنده است كه درگذرگاه حيات انساني درحال حركت است.واين ازبااهميت ترين دلايل احترام وحيثيت جان آدمي است.279
آيه ششم:
1)به خطر افتادن خون مسلمان از طريق محاربه:
محاربه علاوه برانواع قتل ، ازجرايمي است كه جان مسلمان رادرخطر مرگ وتضييع خون قرارمي دهد.شارع براي محاربه مانندقتل مجازاتي براي عدم تضييع خون مسلمان درنظرگرفته است.
منظورازمحارب باخداوپيامبر هرشخصي است كه باتهديد به جان يامال مردم تجاوز كند،اعم ازاينكه محاربان ازدزدان گردنه ها دربيرون شهرها يادرداخل شهرهاباشندكه چنين فعلي رامرتكب شوند.بنابراين افرادچاقوكشي كه به جان،مال ونواميس مردم حمله مي كنند، محارب اند.280درفقه سياسي “كشيدن سلاح”كه ازاعمال تهديدآميزشمرده مي شود به عنوان يك جرم كه مرتكب آن مستحق اعدام است تلقي شده وباآن قاطعانه برخوردشده است.درآيه 33/مائده مجازات شديداعدام وتبعيدبراي محارب مشخص شده است.موضوع وهدف ارعاب وتهديد به صراحت ذكرشده وبه جزكيفردنيايي وعده مجازات دردناك اخروي نيزذكرشده است.281
خداوند متعال مي فرمايد:”إنما جزا ءالذين يحاربون الله ورسوله ويسعون في الارض فساداأن يقتلوا أو يصلبواأوتقطع أيديهم وأرجلهم من خلاف أوينفوا من الارض ذلك لهم خزي ٌفي الدنيا ولهم في الاخرةعذابٌ عظيم.”282 سزاى كساني كه با [دوستداران‏] خداوپيامبراومي جنگندودرزمين به فسادمى‏كوشند،جزاين نيست كه كشته شونديابردارآويخته گردنديادست وپايشان درخلاف جهت يكديگربريده شودياازآن سرزمين تبعيدگردند. اين،رسوايي آنان دردنياست ودرآخرت عذابي بزرگ خواهندداشت. 283
جمله”يحاربون الله”كه معناي تحت اللفظي وحقيقتش درموردخداي تعالي محال است بايدگفت كه معناي مجازي آن منظوراست ازاين جهت معناي وسيع ودامنه داري خواهدداشت.معناي مجازي اش اين مي شودكه محاربه باخدا همان دشمني كردن باخدااست ودشمني باخدامعناي وسيعي است كه هم شامل مخالفت بايك يك احكام شرعي مي شودوهم برهرظلمي واسرافي صادق است امادرآيه 33/مائده رسول خدا(ص)راهم ضميمه كلمه “الله”كرده است وفرمود”الذين يحاربون الله ورسوله” اين معنابه مامي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد قتل عمد، قتل شبه عمد، حقوق انسان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد امنيت، كسي، كشته