پایان نامه ارشد رایگان درمورد قتل عمد، رسول خدا (ص)، امام صادق

دانلود پایان نامه ارشد

عبدالله گفته است پيامبر (ص)در ايام تشريق در خطبه الوداع فرمودند:”ياايهاالناس الاان ربكم واحدألاأن أباكم واحدألالافضل لعربي علي عجمي ولالعجمي علي عربي ولالأسود علي أحمر ولالأحمرعلي أسودالابالتقوي “اي مردم آگاه باشيد كه پروردگارتان وپدرتان يكي است آگاه باشيد عرب بر عجم ،عجم بر عرب،سياه بر سرخ وسرخ بر سياه برتري ندارد برتري جز به تقوانيست.ابي امامه از رسول خدا(ص) نقل كرده است ايشان فرمودند :”ان الله أذهب نخوة الجاهلية وتكبرهابآبائها كلكم لآدم وحوا كطف الصاع بالصاع وإن اكرمكم عندالله اتقاكم”خداوند نخوت جاهليت را ازبين برد آنان كه به وجود پدرانشان تكبرمي كردند .در حالي كه همه آنها به خاطر انتساب به آدم و حوا مانند طف الصاع وبرابر اند .يعني مانندسرپيمانه كه وقتي پر مي شود وسطحش يكسان است ،انسان ها هم برابرهستند .گرامي ترين شما نزد خدا باتقوا ترين شماست.در جايي ديگر ايشان فرمودند:”كلكم بنوآدم وآدم خلق من التراب”70 همه شما فرزندان آدم هستيد و آدم ازخاك خلق شده است. درآيه “ان اكرمكم عندالله اتقاكم”خداوند هشدار مي دهدكه كرامت حقيقي كرامتي است كه نزد اوست.شرف حقيقي آن است كه انسان را به سعادت حقيقي برساند وآن حيات طيبه ابدي در جوار پروردگار عزيز است اين شرف و كرامت تنها با تقوا ي خداي سبحان حاصل مي شودكه تنها وسيله سعادت آخرت وبه تبع آن سعادت دنيا رادربردارد.خداوند متعال مي فرمايد:”و تزودوا فان خير الزاد التقوي “بقره/197زادوتوشه تهيه كنيد بهترين زاد وتوشه تقواست.71
همان طوركه قبلا گفته شددردين اسلام براي اموال ،آبرو،ناموس وخون مسلمان احترام وجود دارد كه ما در رابطه با حرمت خون او بحث خواهيم كرد. منظوراز احترام خون مسلمان اين است كه خونش به هدر نمي رود واگر راهي براي تشخيص قاتل اونباشد ديه همچنان باقي است.72
بخش دوم:حرمت خون مسلمان درآيات وروايات:
آيه اول:
1)تعدي به حرمت خون مسلمان درقتل عمد:
يكي ازمواردي كه خون مسلمان مورد هتك حرمت قرار مي گيرد ،قتل عمد است.به همين جهت اگر مسلماني ازروي عمد به قتل برسد به همين جهت خداوند متعال بامجازات قصاص قاتل ازهدر رفتن خون او جلوگيري مي كند. ” ومن يقتل مؤمنا متعمدا فجزاؤه جهنم خالدين فيها وغضب الله عليه ولعنه واعد له عذابا عظيما”73وهركس عمدا مومني رابكشد كيفرش دوزخ است كه درآن ماندگار خواهد بود وخدابراو خشم مي گيرد ولعنتش مي كند وعذابي بزرگ برايش آماده ساخته است.74
1-1)شناخت قتل عمد دربي حرمتي به خون مسلمان:
قتل عمد يعني هرگاه قاتل قصد كشتن كسي را بكند كه مي داند مؤمن است،كشتنش حرام است ومحقون الدم است.75 عمد محض آن است كه هركس ديگري را با آهن يا غير آن به قتل برساند در حالي كه قاتل آگاه ،بالغ و كامل العقل باشد.اگر قاتل قصدقتل باآهن كنديا عملش به گونه اي باشدكه معمولا موجب مرگ مي شود،قصاص قاتل واجب است. امااجراي قصاص دراين موردچگونه است؟قصاص فقط باآهن اجرا مي شودواگر قاتل به غيرآهن ،رفيقش راكشته باشدوقطع اعضايش ممكن نباشد،هرچندكه قاتل برمقتول چنين عملي راانجام داده ودست وپايش را بريده باشد،حكم به زدن گردن او مي شود.وقاتل اعم از زن ومرد ،آزاد وبرده ،كافرومسلمان بودن در قصاص براي اولياي مقتول مساوي است چون براي آنان جزجان قاتل مهم نيست. ومطالبه ديه با آنها نيست واگر قاتل جانش را بامال فراوان فديه داد و ولي دم به آن راضي شدند،جايز است.76 آيه93/نساء درمورد مقيس بن صبابه نازل شده است اوبرادرش هشام را در بني نجارديد كه كشته شده بود وقاتلش معلوم نبود رسول خدا (ص)به بني نجاردستوردادكه ديه هشام را به مقيس بن صبابه بدهند پس بني نجار ديه را به مقيس پرداختند.پس ازآن مقيس بر مسلماني حمله كردسپس مسلمان را به قتل رساندوبه مكه درحالي كه مرتد شده بود،بازگشت.77
2-1)اختلاف در توصيف تعدّي به خون مسلمان در قتل عمد:
همان طور كه قبلا گفته شدقتل عمد قتلي است كه قاتل درفعل ووقصدش تعمد داشته باشد.درتعريف اصلي آن اختلاف نظر وجودندارد.امادرنحوه ارتكاب قتل عمد اختلاف وجوددارد.مثلاكشتن با چه وسيله اي باشديا علت كشتن مقتول چيست؟ معناي تعمد اين است كه شخصي را به خاطر دينش بكشد.كليني ازسماعه ازامام صادق(ع) نقل كرده است كه ايشان درمورد آيه93/نساء فرمودند:كسي كه مومني را به خاطر دينش بكشد آن قتل عمد است.78 قومي گفته اند قتل عمد فقط با آهن اتفاق مي افتد .ابوحنيفه و اصحابش وشافعي به اين سمت رفته اند. گروه ديگر گفته اند:اگركسي ديگري رابه قتل برساند معمولابه مثل آنچه مقتول راكشته ،كشته مي شود چه با آهن داغ باشد مانندسلاح ياپرتاپ وسيله ي سنگين آهني يا خفه كردن وسوزاندن ياغرق كردن يازدن با چوب يا سنگ كوچك باشد تااينكه بميرد ،همه آنها عمد است كه موجب قصاص است و.شافعي واصحابش آن راگفته اند وطبري آن را برگزيده است .
3-1)انواع بي حرمتي به خون مسلمان در قتل عمد:
ازشايع ترين وظالمانه ترين شيوه اي كه خون مسلمان موردتعرض قرار مي گيرد،قتل عمداست.درقتل عمدقاتل باقصدفعل وقصدنتيجه خون انسان مسلمان رابدون توجه به حرمت آن مي ريزد.قتل عمدتنها به يك شيوه واقع نمي شود.بلكه”مباشرت وتسبب”79است.وهركدام ازمباشرت وتسبب دربردارنده روش هايي مي باشند.باشناخت انواع قتل عمدمي توان ازوقوع آن جلوگيري كرد.مثلا ممكن است شخصي نداندكه اگربه فردي غذاي سمي بدهدومقتول بخوردچونكه مقتول به اختيار خودش خورده است،قتل عمدباشدوهدف قاتل تنها دادن درس عبرت به مقتول ياتلافي امري شخصي باشد. وآن راجز قتل عمد ندانددرحالي كه چون قاتل غذاي سمي رادراختيارمقتول قرارداده است، ذهنيت اورابه سمت سالم بودن غذا سوق داده است وبا فريب دادن اوموجب قتلش شده است.پس درچنين حالتي قتل عمداست وقاتل بايد قصاص شود.هم چنين باشناخت انواع قتل عمدروندرسيدگي ، بررسي واجراي مجازات قاتل تسريع مي يابدوحرمت خون هاي ريخته شده باجديت وسرعت بيشتري جبران مي شود.
مباشرت وتسبيب براي تعدّي به خون مسلمان درقتل عمد:
الف)مباشرت: ازروش ها وابزارهايي كه قاتل عمدباآنها به خون مسلمان بي حرمتي مي كندآن است كه خودقاتل مستقيما اين حرمت را ازطريق خفه كردن،شمشيرزدن وساير مواردزيرپا مي گذارد.
پس هرگاه درمباشرت ازابزارها ووسايلي كه قاتل ازآن استفاده مي كند،جراحت عميقي كه معمولا كشنده است وقاتل درآن تعمد داشته باشد،قتل عمد است.80
مباشرت شامل ذبح كردن،خفه كردن،سم دادن،زدن باشمشير ،چاقو،وسيله سنگين ياسنگي كه دربدن فرومي رود ،زخمي كردن گيجگاه مقتول هر چندكه آن راترميم كند.81همه موارد مباشرت درقتل عمدموجب قصاص قاتل مي شودهرچند قاتل قصد قتل بامباشرت رانداشته باشد ياادعاي جهل به كشته شدن مقتول بامباشرت رانمايد.قاتل باعمل خودمنجربه هدررفتن خون مسلمان شده است.82
ب)تسبيب :زماني كه قاتل غيرمستقيم به واسطه ابزارياانسان ديگرياحيواني سبب قتل انساني شودوحرمت خونش رامدنظرقرارندهد.
سبب آن چيزي است كه دراثر به وجودآمدن آن قتل رخ مي دهدماننددادن طعام مسموم به مهمان.سبب عملي است كه مرگ مقتول به دنبال آن عمل حاصل مي شود.83
تسبيب دربردارنده مواردي مي باشد كه به اختصارآن هارا بيان مي كنيم.
1):جاني به تنهايي سبب تلف شود:يعني تسبيب به تنهايي موجب قصاص مي شود.84 چون اين موارد درضابطه موجب قصاص داخل مي باشدومانندعلم به استناد فعلي است كه غالبا كشنده است.85 اگر قاتل تيري پرتاب كندومقتول رابكشد،مقتول راباتيركشته است چون غالبا باتير قصدكشتن مقتول مي شود.همين طور است اگرسنگ رابامنجنيق به طرف مقتول پرتاب كند.86 وباطناب مقتول را خفه كند وطناب را فشاردهدورها نكند تابميرد يا نفس مقتول بريده بريده بيرون آيد يازمين گير شودوبميرد.87
2)مباشرت مجني عليه به جاني:مثلا زماني كه مجني عليه باعدم آگاهي درخواست جاني رامبني برخوردن غذاي سمي بپذيردمجني عليه مباشرت درخورن غذاي سمي داشته است وموجب كشتن خود شده است اما اگر مجني عليه مميز باشدو باعلم وآگاهي به سمي بودن غذا آن رابخورد قصاص وديه برقاتل نيست واگر نداند وغذاي سمي را بخورد وسرانجام بميرد حق قصاص براي ولي مجني عليه است چون حكم مباشرت جايي است كه خود مقتول اين كار راانجام داده باشد، وباجهل مباشرساقط مي شود .اگر قاتل سم را در غذاي صاحب خانه قرار دهد سپس اوآن رابيابد وبخورد وسرانجام بميرد ،در خلاف ومبسوط گفته شده قصاص ندارد.88اگر سم به گونه اي باشد كه فقط مقدار زياد آن كشنده است وقاتل مقدار اندكي از آن را به مقتول باقصد كشتن داده است،برابر بادادن مقدار زياد آن سم به مقتول است.اما اگر قصدكشتن اورانداشته باشد قصاص نمي شود .و تعيين مقدار كمي يازيادي سم واينكه آيا مقدار سم ريخته شده در غذايش غالبا كشنده است يانه ،بسته به مزاج هاي گوناگون و نوع غذايي كه باسم آميخته شده ،تفاوت دارد.اگر جاني سم را درغذاي خودش ريخته سپس ديگري بدون اذن او آن را بخورد وبميرد ضامن نخواهد بود چه قصد قتل اورا داشته باشد يانداشته باشد .89
3)مباشرت حيوان به جاني:مباشرت حيوان به همراه جاني سبب كشنده بودن است كه حكم قصاص دارد وهرچه كه كشنده باشد به خون مسلمان تعرض مي كند.مانندهنگامي كه قاتل رادردريا اندازد سپس ماهي اوراقبل از رسيدنش ببلعد براوقصاص است.چون دردرياانداخته كه طبق معمول اتلاف رخ مي دهد .ويك قول ضعيف مي گويد قصاص ندارد چون قصداتلاف نداشته است.شهيد ثاني هم قصد راشرط مي داندامااگر به سمت ماهي اندازد واوراببلعد براي قاتل قصاص است چون ماهي ضرررسان است ومانند وسايل كشنده است.90
4)مباشرت انسان ديگر به جاني:مانندزماني كه قاتل اكراه برقتل شودكه دراين صورت مباشر قصاص مي شودنه آمر.
حكومتي براي رفع اكراه درموردي كه اكراه وجوددارد،نيست .دررفع اكراه خلاف امتنان برديگري است بلكه اكراه درقتل داخل درعنوان تزاحم بين حرمت جنايت برغيرووجوب حفظ جان ازهلاكت،تلف وجنايت است.قول مشهورعدم جواز قتل بااكراه است كه به مكرَه قصاص تعلق مي گيرد وآمر زنداني مي شود.قتل غير باتقيه هرگاه غيرمشروع باشد داخل دراضطرار است پس كشتن بااكراه جايز نيست بلكه ممكن است به آنچه كه دلالت بر حرمت قتل نفس محترمه دارد تمسك شود.91
پس اكراه در قتل محقق نمي شود.در روايت علي بن رئاب “يحبس الأمر بقتله حتي يموت” اكراه محقق نمي شود آمر به قتل زنداني مي شود تابميرد .كشتن اكراه شده زماني است كه اوبالغ وعاقل باشد .اگر مانندطفل و مجنون غير مميز است ،قصاص بر اكراه كننده است چون مباشر در اين جا مانند ابزار ووسيله است.92
براي تحقق مباشرت وتسبب درقتل عمدبايد به عرف مراجعه كرد.93زيرا كشنده بودن دربسياري موارد ازعرف به دست مي آيد كه نمي توان همه آنها رادر فقه وقانون احصا نمود.
4-1)بازدارندگي مجازات اُخروي ازارتكاب قتل عمدوحفظ حرمت خون مسلمان:
همان گونه كه درراههاي عدم تضييع خون مسلمان ذكر كرديم ،خداوند متعال براي عدم تضييع خون مسلمان براي قاتل عمدمجازات درنظرگرفته است.
مجازات دنيوي قتل عمدقصاص است امادرآيه 93/نساء به مجازات اخروي اشاره شده است كه بسيارشديد است.94وموجب بازدارندگي ازارتكاب قتل مي شود.طريقه بيان احكام الهي اين گونه است كه ابتدامجازات اخروي را بيان مي كندسپس مجازات دنيوي را به آن مي افزايد.فقط مجازات اخروي كافي نيست چون درحالي كه مجرمان نظم وامنيت اجتماع را به خطر انداخته اند.
بشارت ها وانذارهاي اخروي براي بازداشت انسان ها از ارتكاب ظلم ومعصيت هاكافي نيست پس ناچار به اجراي عقوبات دنيوي هستيم بر كساني هستيم كه قوانين راترك يا آنها را مورد تعدي قرارمي دهند.95
درآيه93/نساءوعده مجازات شديد ودرنهايت تهديدبه كسي است كه مومني را به عمدبكشد . ودرجهنم جاودانه وابدي است درحاليكه مورد غضب خداوند است وغضب خدا اراده مجازات وخواركردن اوست .”َلعَنَهُ”درآيه93نساء به معني دوري ازرحمت خداونداست.96بقا درجهنم به معناي ماندن طولاني درآن جاست كه جدايي ازآن ممكن نيست و به اين حكم شده كه مرتكب كبيره تازماني كه توبه نكرده در آتش جاودانه است .البته فقط به ظاهر استدلال شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد عوامل بازدارنده، محل وقوع جرم Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد قتل عمد، امام صادق، اصل موضوع