پایان نامه ارشد رایگان درمورد صنعتی شدن، اماکن مذهبی، معماری سنتی

دانلود پایان نامه ارشد

شباک به دلایل گوناگون از جمله محدود کردن دید از بیرون به درون یک فضا، تأمین سایه برای فضایی که در معرض آفتاب قرار دارد، تأمین دید از یک فضا به بیرون به شکلی محدود، ایجاد سطحی محصور کننده اما مشبک که مانع از عبور جریان هوا نباشد، احداث شده است. به همین جهت کاربرد آن نسبتا گسترده بود و در برخی از بخش‌های گوناگون بنا و به شکل‌های متنوع از شباک به عنوان سطحی مشبک که ضمن حفظ محرمیت و حریم یک فضا، امکان عبور هوا را نیز میسر سازد، در برخی از پشت بام‌ها، به خصوص در نواحی گرم و مرطوب و نیز به عنوان پوششی مشبک در جلوی روزن برخی از فضاها به ویژه جلوی روزن زیرزمین‌هایی که نور و تهویه آنها از طریق حیاط تأمین می‌شد، استفاده کردند. شباک‌ها را با مصالح گوناگون و متنوعی مانند آجر، کاشی، سنگ، چوب و گچ درست کردند(معماریان، 154:1386).

2-2-3-3 جام‌خانه
جام‌خانه را می‌توان نوعی پنجره دانست که بر فراز برخی از پوشش‌های گنبدی شکل، به ویژه در حمام‌ها و برخی دیگر از انواع بناها، مورد استفاده قرار می‌گرفت. جام‌خانه غالبا از یک سطح سفالین کروی شکل یا به شکلی دیگر تشکیل شده بود که تعدادی حفره مدور در آن ایجاد می‌شد که بر روی هر یک از آن‌ها یک جام یا شیشه به کمک نوعی ماده بتونه مانند که آن را از ترکیب موادی مانند خاک رس و موم یا نوعی روغن به دست می‌آوردند قرار می‌دادند. این ماده که به بتونه شباهت داشت قرار دادن یا برداشتن سهل و ساده جام‌ها یا شیشه‌ها را امکان‌پذیر می‌ساخت.
از جام‌خانه بیشتر در فضاهایی استفاده می‌کردند که با برداشتن تعدای از جام‌ها در فصل‌های مختلف بتوانند حرارت یا رطوبت فضا را به اندازه مطلوب برسانند. این ویژگی موجب شد که کمابیش در همه حمام‌ها از این جام‌خانه‌ها برای تأمین نور و نیز تنظیم مقدار حرارت و رطوبت فضاهای درونی استفاده کنند. در برخی حمام‌ها نیز از جام‌های رنگین استفاده می‌کردند(تصویر شماره2-3).

تصویر2-3 جام خانه حمام سعیدا شهرستان اردکان بازمانده از عهد قاجار(مأخذ: نگارنده)
2-2-3-4منظر
فراهم آوردن امکان بهره‌گیری از منظر یا منظره‌های مصنوعی و طبیعی واقع در بیرون فضاهای بسته را می‌توان به عنوان یکی دیگر از کارکردهای مهم پنجره مورد توجه قرار داد. زندگی در فضای ساخته شده بسته‌ای که مسئله‌ی نور و تهویه آن به نحوی حل شده باشد اما فاقد دید و منظر مناسب باشد، ناخوشایند بوده و زیستن در آن برای مدتی طولانی بسیار دشوار و مشکل آفرین خواهد بود. به همین سبب همواره در بناهای درون‌گرا که حیاط، منظر بنا را شکل داده است، آن را به بهترین شکل ممکن طراحی و احداث می‌کردند تا به عنوان یک چشم انداز مناسب نیز کارکرد داشته باشد. همچنین در بناهای درون‌گرا، غالبا مهم‌ترین بخش از فضای باز در انواع واحدهای معماری را که منظر بنا را تشکیل می‌داد به گونه‌ای دلپذیر آراستند. اهمیت منظر در برخی از فضاهای معماری به خصوص در باغ‌ها چنان زیاد است که نحوه‌ی طراحی فضا را به طور کامل تحت تاثیر قرار می‌داد. به همین سبب در باغ‌های مسکونی، فضایی برون‌گرا می‌ساختند که بیشتر آن ‌را کوشک نامیدند و بهترین چشم انداز ممکن را گرداگرد آن پدید آوردند و برای استفاده بهتر از مناظر، به طور معمول سطح طبقه همکف را کمی بالاتر از سطح زمین در نظر می‌گرفتند تا ساکنان بنا از دید بهتری نسبت به مناظر برخوردار شوند. افزون بر این در بسیار از موارد، عمارت کوشک را دو طبقه می‌ساختند تا از طبقه‌ی فوقانی، شاهد چشم انداز گسترده باشند.
2-2-3-5تهویه
هیچ فضای ساخته شده‌ای بدون تهویه مناسب، قابل زندگی نیست. حجم و مقدار تهویه مورد نیاز برای انواع فضاهای ساخته شده یکسان نیست، بلکه به عوامل گوناگونی همچون دمای هوای محیط، مقدار رطوبت و سایر خصوصیات محیط طبیعی بستگی دارد. در مناطق گرم و خشک، نیاز به تهویه فضاهای درونی به مقداری بوده است که غالبا با قرار دادن پنجره‌هایی در یک جبهه اتاق مشکلی پدید نمی‌آید. البته باید توجه داشت که در سازه مورد استفاده در گذشته، دیوارها و سقف، ضخامت زیادی داشتند چنان که به‌طور متوسط ضخامت آن‌ها بین 50 تا 75 سانتی‌متر و در مواردی بیشتر بود و در نتیجه تبادل و انتقال دما بین فضاهای بسته و باز به حداقل ممکن کاهش می‌یافت. علاوه بر این جنس و نوع مصالح یعنی خشت و آجر نیز تبادل دمای بین فضاهای مزبور را به حداقل ممکن کاهش می‌داد.
2-2-3-6تأمین نور
هر فضای ساخته شده، توسط عناصری مانند دیوار و سقف از فضای باز و طبیعی متمایز و جدا میشود. حد و اندازه این تمایز و محصور بودن، همیشه به یک مقدار نیست و از این لحاظ می‌توان انواع فضاهای ساخته شده را به سه گروه طبقه بندی کرد: نخست فضاهای بسته؛ دوم فضاهای نیمه بسته و سوم، فضاهای نیمه باز.
فضاهای بسته انواع فضاهایی هستند که از فضای باز کاملا متمایز و جدا شده‌اند و تنها یک ورودی به ساده‌ترین شکل یک یا چند روزنه برای تأمین حداقل نور، آن‌ها را با فضای بیرون مرتبط می‌سازد. آب انبارها، اصطبل‌ها و برخی از فضاهای خدماتی مانند مطبخ از این گونه فضاها به شمار می‌آیند.
فضاهای نیمه بسته نوعی فضاهایی هستند که به طور متوسط یک جبهه از آن‌ها توسط ردیفی از درها، پنجره‌ها یا در- پنجره‌ها با فضای باز مرتبط هستند و گشوده شدن آن‌ها در مواقع مناسب می‌تواند ارتباط نسبتا گسترده‌ای بین فضاهای ساخته شده و فضای باز پدید آورد. در برخی از انواع فضاهای ساخته شده که بازشوهای در دو جبهه روبه‌روی هم وجود دارد رابطه و پیوند بین فضاها که غالبا در کنار فضای باز طراحی و ساخته شده اند متناسب با موقعیت و کارکردشان از نور کافی برخوردار می‌شدند. فضای نیمه باز مانند ایوان‌ها و رواق‌ها فاقد پنجره هستند، زیرا به شکل مستقیم با فضای باز ارتباط یافته و به سادگی از نور کافی برخوردار می‌شوند. مقدار نور مورد نیاز برای هر فضا به عوامل گوناگون از جمله کارکرد، موقعیت، عمق و ارتفاع آن فضا بستگی دارد. در گذشته اندازه‌ی سطح نورگیر پنجره را متناسب با عوامل مزبور به گونه‌ای انتخاب می‌کردند که تا حد امکان از نور کافی برخوردار شوند. تأمین نور را مهم‌ترین کارکرد پنجره می‌توان به شمار آورد زیرا هیچ نوع فضای بدون نور برای زندگی انسان مناسب و قابل تحمل نیست(بوآ،54:1376).
• نور
یکی از دلایل استفاده از گره‌چینی در معماری سنتی استفاده از نور طبیعی و کنترل آن می‌باشد از همین رو است که در این منطقه از گره‌چینی برای تزئین در- پنجره‌ها و نورگیرهای بالای درها استفاده شده است.
خورشید منبع اصلی نورطبیعی است که در عالم هستی زندگی را از طریق نور و گرما در زمین به جریان می‌اندازد. در معماری دو منبع روشنائی وجود دارد؛ «طبیعی» و«مصنوعی». نور طبیعی را خورشید فراهم می‌کند. نوری غیر قابل واکنش پیش‌بینی که به راحتی نمی‌توان آن نور را کنترل نمود، و ما ملزم هستیم که محیط خود را پیرامون آن بسازیم. طی روند توسعه‌ی تمدن، معماری واکنش‌های بسیاری نسبت به خورشید داشته است. تا پیش از صنعتی شدن نورهای مصنوعی، اجبارات و الزامات تکنولوژیکی، منابع نور را در حد عملکرد و فواید ظاهری آن محدود نموده بود(میجر، 185:1389)
نور، از سپیده دم تا غروب خورشید پیوسته در حال تغیر بوده و حرکات و تاثیرات بی‌‌انتهائی را خلق می‌کند تغییر شدت کانون و راستای نور در طول روز منجر به ایجاد کنتراست بافت‌ها و رنگ‌های مختلف می‌شود. در هنگام سپیده دم، خورشید -یک منبع غالب مستقیم و اصلی- تنها منبع نور طبیعی در دنیای ماست. ما از جهات مختلف فیزیولوژیکی و روان‌شناختی با خورشید مرتبط هستیم. به عنوان یک ستاره از میان میلیون‌ها ستاره‌ی دیگر تنها خورشید است که نماد اصلی حیات ماست، که نه تنها جهان ما بلکه تمام جهان هستی را نیز تعریف می‌کند. نمی‌توان به سادگی گفت که، خورشید تنها جهان را روشن می‌کند، بلکه باید اعتراف نمود که زندگی را هم پایدار می‌کند(همان).
هنگام طراحی یک محیط برای ساخت و ساز، خورشید همیشه مهمترین منبعی بوده که مد نظر گرفته می‌شود. نوری که خورشید متصاعد می‌کند، و موسوم به نور طبیعی می‌باشد، نه تنها به ما توانائی دیدن می‌بخشد، بلکه طرح بندی، زوایای دید، شکل و مادیت بناها و مناظر را نیز به ما دیکته می‌کند. خورشید، به عنوان یک منبع انرژی رایگان به ما کمک می‌کند تا دنیای خود را با روشی قابل تحمل، روشن کنیم. در طول تاریخ، نقش نور طبیعی تنها محدود به مقوله‌ی بینایی نشده است. خورشید نماد قدرت و مذهب نیز بوده و نه تنها معنادار می‌باشد بلکه نوعی ابزار نیز محسوب می‌شود. در‌دوران کهن، خورشید در قالب پرستش بدن‌های الهی و معنوی حضور پیدا کرده که دارای الوهیت و قدرت بوده‌اند، لیکن امروزه نور بیش از هرچیزی منحصر به مقوله‌های حیات، سلامتی و انرژی می‌شود. تاریخ نور و تاثیر ان بر جهان ما تقریبا بی‌نهایت است چرا که از این طریق می‌توانیم خواستگاه زندگی و تمدن را دنبال کنیم(میجر190:1389).
• نور و معماری
نور پردازی و معماری در مهد تمدن‌ها ریشه دارد. در یکی از قدیمی‌ترین این تمدن‌ها، تمدن سومر ساختمان‌هایی را بنا نهاده‌اند که از خورشید و ماه تبعیت می‌کند. پیشرفت رو به رشد بابل در 600 سال پیش از میلاد مسیح به راهرو‌ها و دیوار‌های زننده‌ی آن زمان جلوه خاصی بخشیده و در نور بسیار تابناک آن منطقه، نمای زیبائی ایجاد نموده است گفتنی است اولین استفاده‌ی هوشمندانه از نور زمانی شکل گرفت که پارس‌ها کاخ پرسپولیس را در ایران (600 سال پیش از میلاد مسیح) بنیان گذاشتند. استفاده از سنگ‌های صیقل خورده و پرداخت کارهائی که این کاخ را کاملا خیره کننده کرده است، منجر شده تا بنای مذکور بسیار مزین و ملون به نظر آید. با وجود این که ساختار‌های این‌چنینی دقیقا به این معنی نیست که سازنده‌ی آن پیش از بنای این ساختار درک عمیقی از نور داشته است، لیکن بدیهی است که معمار پارسی روشی را پیش گرفته که نور و سایه ساده‌ترین حالت هندسی خود را نمایان کنند و با استفاده از طرح‌های نقش برجسته به روایت داستان‌های عمیقی پرداخته، گفتنی است رنگ و جلای پایانی کار تاکیدی است بر مفاهیم مذکور(میجر،179:1389).
وظیفه‌ی معمار این است که با هوشیاری کامل قدرت نور (و سایه) را در اختیار بگیرد. بخصوص روشن ساختن فضاهای کوچک ولی باید متوجه این موضوع بود که نور زیاد هم به‌ویژه در محیط‌های گرم سبب بالا رفتن دمای محیط می‌شود. تمام اشیای شفاف می‌توانند محیط را روشن کنند به عبارت دیگر نوری ناخواسته را در محیطی پیرامون ایجاد کنند. همچنین باید بدانیم که بازتاب‌های بازتابیده نه‌تنها روح‌بخش و زندگی‌بخش هستند بلکه گاهی می‌توانند جلوه‌ی اتاق را به کلی تغییر دهند. سیر تکاملی معماری به نفسه با توسعه و پیشرفت نور‌پردازی مصنوعی به عنوان منبع جایگزین نور در جهان ما مرتبط است. شاید تنها بخش ناچیزی از پیشینه معماری وجود داشته باشد که به اهمیت نقش نور نپرداخته است. حتی پس از این‌که فن‌آوری و صنعتی شدن مسیر ساخت ساختمان‌ها، منجر به ایجاد قالب‌های جدید معماری شد، این ایده که نور طبیعی باید کاربرد کمتری داشته باشد و کمتر ارائه شود تنها توانست توجه بسیار ناچیزی را معطوف خود کند.
داستان نورپردازی در معماری، همانند داستان خود معماری، با معابد، اماکن مذهبی و گورستان‌های تمدن اولیه آغاز شده است. در فرهنگ‌های گذشته ساختمان‌ها به منظور محافظت از مردمی ساخته می‌شدند که البته بیشتر زمان روز را در خارج از آن سپری می‌کردند. بدین ترتیب نور به‌خاطر برخی از دلایل عملی، در ساختمان نقش ثانویه را داشت. روزنه‌هایی که در دیوار‌ها یا در سقف ایجاد می‌شد، اغلب برای ایجاد سیستم تهویه بوده است نه ورود نور. این امر تا حدی بدین دلیل بود که در درجه‌ی اول ایجاد این روزنه‌ها کار دشواری بود و دوم این‌که شرایط آب و هوایی و امنیتی مساله مهمی بود که بر تصمیم بشر مبنی بر ایجاد پنجره قطعا تاثیر می‌گذاشت(همان)
ساختمان‌های اولیه به روش متمایزی بنا می‌شدند: یا از روی هم

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد صنایع‌دستی، معماری سنتی، هنر اسلامی Next Entries پایان نامه درمورد حق مالکیت، قانون مدنی، منافع عمومی