پایان نامه ارشد رایگان درمورد صدرالمتألهین، انسان کامل، کمال انسانی، علامه طباطبایی

دانلود پایان نامه ارشد

عنایی خداوند است؛ به این صورت که خداوند قبل از ایجاد مخلوقات به همه جوانب فعلش، اهتمام دارد و مخلوقات او در بالاترین حد کمال اند که به موجب آن، نظام احسن ایجاد می گردد. خداوند تنها وجود بخش هستی است و از آن رو که ذات هستی پیوسته و همیشه بوده، فاعلیت او نیز جاودانه است. این ویژگی را فیض خداوند می نامند. رحمت خداوند به معنای مطلق فیض رسانی او به مخلوقات به تناسب و اقتضای تکوینی آن ها است. رحمت رحمانیهی خداوند، همه چیز را زیر پوشش خود دارد، این گونه رحمت‌، نامتناهی است‌ و رحمت‏ رحيمى، فقط شامل حال مؤمنان می گردد و در مقابل عمل به آنان داده می شود.
1-6. پیشینهی تحقیق
تاریخ تفکر انسان دربارهی اسماء و صفات الهی، قدمتی به درازای اندیشهی بشر دربارهی خداوند دارد که همزمان با خلقت و آفرینش انسان، بر روی کره ی خاکی است. بنابراین بشر، همواره میخواسته بداند خدای او کیست؟ و چه ویژگی هایی دارد؟ رسولان الهی نیز به این امر اهتمام داشتهاند و در قرآن کریم آیات بسیاری برای معرفی خداوند آمده است. هم چنین ائمهی اطهار که اوصیای نبی اکرم بوده اند؛ سیرهی پیامران الهی را دنبال نمودهاند و در موارد متعددی به معرفی و توصیف خداوند پرداختهاند که امروزه در قالب کتب روایی التوحید(شیخ صدوق) و اصول کافی(کلینی) درآمده است. در مباحث مکاتب مهم فلسفهی اسلامی(مشایی، اشراقی و صداریی) به وفور با مباحث صفات الهی مواجهه می شویم؛ برای نمونه، صدرالمتألهین در اغلب کتب خود، نظیر بخش هایی از کتاب الاسفار الاربعة، المبدأ و المعاد، الشواهدالربوبیة، المشاعر و …. صفات الهی را تبیین کرده است. هم چنین در سال های اخیر، کتب و مقالات متعدد درصدد معرفی خداوند بوده اند؛ مانند سخن گفتن از خدا(امیر عباس علیزمانی، سازمان انتشارات فرهنگ و اندیشه ی اسلامی، 1386)، زبان دین(امیرعباس علیزمانی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، 1375)، فیض و فاعلیت وجودی از فلوطین تا صدرالمتألهین (سعیدرحیمیان، انتشارات بوستان کتاب، 1381) و مقالات نسیم رحمت الهی(محمدتقی مصباح، مجلهی معرفت).
از سویی دیگر همهی ادیان و مکاتب فلسفی، اخلاقی، روان شناسی و تربیتی به مسأله کمال انسان توجّه کرده اند. هر مکتبی که موضوعش انسان باشد، بی شک دیدگاهی در باب تعالی انسان دارد. جهان بینیها بدون دیدگاهی در باب کمال غایی انسان، ناقص اند. هر مکتبی که ادّعای رهایی بخشی انسان ها را دارد و نوید جامعه آرمانی می دهد، در واقع آدمیان را فرا می خواند تا به انسان ایده آل که به تصویر می کشد دل بسپارد و آرزوی تحقق آن را در سر بپروراند. حاصل آن که مسأله کمال انسان، مسألهی فراگیر است که ذهن متفکّران مکتب های گوناگون را به خود مشغول داشته است و متفکّرین فراوانی از مذاهب و ادیان گوناگون و نظریه پردازان علوم انسانی درباب آن، سخن گفته اند.
در میان متفکّرین اسلامی، شاید بیش از همه، اهل عرفان به این مسأله پرداخته اند؛ تا آن جا که برخی از ایشان، هم چون جیلی، نسفی با نگارش آثاری مستقل با عنوان «انسان کامل» به ارائه ی تصویری از انسان کامل همّت گماشته اند. فیلسوفان اسلامی، اعم از حکمای مشایی و اشراقی نیز با بهره گیری از مبانی فلسفی خویش در امور عامّه در این زمینه نظریه پردازی کرده اند. البته صدرالمتألهین بیش از دیگر فیلسوفان، این مسأله را وجهه‌ی همّت خویش ساخته و به مدد آرای اختصاصی و دیدگاه های بدیع خود در امور عامّهی فلسفه، کمال نهایی انسان را به تصویر کشیده است.
نمونه پژوهش های انجام شده در این باب عبارتند از:
1- کتاب کمال نهایی انسان و راه تحصیل آن از دیدگاه فیلسوفان اسلامی (مهدی عبداالهی، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی،1390).
2- کتاب کمال انسان و انسان کامل(علی مؤمنی، انتشارات آیت اشراق، 1387).
3- جمالی(1386) در پایان نامهی خود تحت عنوان کمال انسان از دیدگاه ملاصدرا و شیخ اشراق در مورد معنا و حقیقت انسان، معنای کمال، عقول چهارگانه و مراتب عقول مطالبی بیان داشت.
4- میرزاپور(1393) در پایان نامهی خود تحت عنوان جایگاه انسان در نظام هستی در نگرش حکیم سبزواری، علامه طباطبایی، سیّد جلال الدین آشتیانی در مورد معنای عقل و مراتب آن و هدف از خلقت جهان و انسان و برتری انسان نسبت به سایر موجودات و مقامات انسان در مراتب هستی توضیحاتی را بیان داشت.
5- انتظاریان(1393) در پایان نامهی خود تحت عنوان تأثیر شناخت صفت عدالت، عنایت و معشوقیت الهی بر تکامل انسان از نظر صدرالمتألهین در مورد اسماء و صفات الهی، حقیقت انسان، کمال نهایی انسان و چگونگی تأثیر صفات بر تکامل انسان توضیحی را بیان داشت.
از این رو می توان از ذکر این پیشینه، این نتیجه را گرفت که هر کدام از پژوهشهای انجام شده به برخی از مباحث انسان و نیز مسألهی صفات و اسمای الهی پرداخته اند و تا کنون، پژوهشی به جز رسالهی انتظاریان(1393) ارائه نشده است که تأثیر صفات الهی را بر تکامل انسان بررسی کند. بنابراین محقق بر آن است که به حد وسع، به تبیین صفات دیگر از جمله خالقیت، فیاضیت و رحمت الهی بر تکامل انسان از نظر صدرالمتألهین بپردازد که موضوع جدیدی بوده است و تا کنون به آن پرداخته نشده است.
1-7. هدف تحقیق
مسأله ی اسماء و صفات الهی مسأله دشواری است که در بیش تر عرصه های علمی و فلسفی ظاهر می گردد. به ویژه این که فیلسوفان اسلامی، تمام همّت خویش را بر شناخت اسماء و صفات الهی گذاشته اند.
از طرفی هم غایت فلسفه، کمال انسان است و هم چنین، هیچ موجودی نیست مگر آن که برای او کمالی است که به دست می آورد و با حرکت ارادی و طبیعی، خود را به سوی نهایت کمال انسانی اش می رساند. همین حرکت به سمت کمال، باعث می گردد که انگیزهی شناخت و معرفت نسبت به اسماء و صفات الهی در انسان به وجود بیاید و از طریق شناخت آن اسماء و صفات به خداوند متشبه گردد و در هستی به جایگاه واقعی خود برسد.
با وجود این، انسان که طالب کمال است و سعی می کند تا به کمالات شایسته خود برسد و از سویی دیگر مسأله تکامل، یک مسأله محوری در فلسفه صدرالمتألهین است و با توجّه به اهمیتی که مسأله اسماء و صفات الهی دارد و هم چنین اطلاع رسانی جنبه های گوناگون تکامل انسان، موجب گردیده که به جنبه کمال معنوی از طریق نگاه فلسفی به اسماء و صفات مورد توجّه قرار بگیرد. بر اساس این، سعی شده که به تأثیر شناخت اسماء و صفات خداوند بر تکامل انسان از منظر صدرالمتألهین پرداخته شود.
1-8. فایدهی تحقیق
از آن جا که انسان به گونه ی فطری و در نهان خانه وجود خویش، طالب کمال است و در همه ی رفتارها و گفتار های خود، یگانه هدفش تکامل خویش است؛ از این رو ضروری است که بدانیم منزل گاه و منشأ تکامل وجودمان چیست و به سمت کدام مقصد باید برویم؟ هم چنین همه ادیان و مکاتب فلسفی، اخلاقی، روان شناختی و تربیتی به مسأله کمال انسان وانسان کامل توجّه کرده اند. هم چنان که ایدئولوژی ها، اعم از الهی و الحادی، بر انسان شناسی و نحوه تفسیرشان از کمال انسان استوار هستند و مسأله کمال انسان، مسأله ای فراگیر است که ذهن متفکّران مکتب های گوناگون را به خود مشغول داشته است. از سوی دیگر مسأله ی تکامل نفس، موضوعی محوری در فلسفه صدرالمتألهین است؛ زیرا او غایت فلسفه خود را تعلیم چگونگی رسیدن انسان به اوج قلّه کمال می داند؛ از این رو است که در مهم ترین کتابش یعنی « الحکمةالمتعالیة في الأسفار الأربعه العقلیة»، نظام فلسفی خود را بر پایه سفر چهار گانه عرفانی تنظیم می کند که با طی آن ها، نفس انسانی، قوس تکاملی صعود را می پیماید.
از طرف دیگر نفس انسان، طالب عروج به مقام بالاتر است و برای عروج به مقام بالاتر، باید پروردگار خود و اسماء و صفات او را بشناسد و با شناخت اسماء و صفات الهی، انسان می تواند خود را بشناسد و نفس خود را پرورش دهد و نفس او به مراتب عالی خود برسد و سرانجام براساس آن می تواند به غایت وجودی خود برسد و به تکامل معنوی دست یابد. بنابراین با توجّه به اهمیت مسأله اسماء و صفات و کمال انسانی، همین امر سبب می گردد که انسان؛ اسماء و صفات خدا را بشناسد و به چگونگی تأثیر شناخت اسماء و صفات بر تکامل بپردازد.

فصل دوّم
بررسی و تبیین مسأله اسماء و صفات الهی
در نظر صدرالمتألّهین
فصل دوّم: بررسی و تبیین مسأله اسماء و صفات الهی در نظر صدرالمتألّهین

2-1. تعریف اسم
پیش از ورود به اصل مسأله و ارائه ی توضیحاتی پیرامون آن، لازم است تعریفی دقیق از مفاهیم آن بیان کرد، تا درکی روشن از آن داشته باشیم.
2-1-1. اسم در لغت
اسم، در لغت از ریشه «س ‌م ‌و» به معنای بلندی و ارتفاع است.1 ادیبان و لغت شناسان عرب، معتقدند که «اسم»، از مادّه ی «وَسَم» به معنای نشانه و علامت است؛ پس کلمه ای است که بر مسمّا، یعنی شخصی که اسم بر آن اطلاق می گردد، دلالت می کند و نشانه و علامت آن است.2 هم چنین اسم، بر ذاتی که به صفتی موصوف گشته است، مانند «عالِم»، دلالت می‌کند.3
علامه طباطبایی درباره اسم می نویسد:
نحویون، لفظ اسم را به بعضی از اقسام لفظ مفید، اختصاص داده اند، آن به این دلیل است که آن‌ها گفته اند، لفظ مفید یا مستقلا،ً افاده معنی می کند یا مستقلاً افاده معنی نمی کند. در صورت اخیر، اسم است؛ و در صورت اول بر دو قسم است؛ زیرا یا دلالت می کند بر افاده و حصول معنی در زمان معین که فعل است و یا افاده معنی می کند نه در زمان معین که اسم است و به همین جهت، گفتند: اسم، لفظ مفردی است که بالوضع بر معنایی دلالت می کند بدون این که بر زمان معین، دلالت کند و در ادامه می گویند: متکلمین لفظ اسم را به بعضی از این اقسام، اختصاص دادند و آن، برای این است که هر ماهیتی یا خودش مورد لحاظ است، یا از این جهت که با صفت خاص توصیف می گردد، در نظر گرفته می شود. نوع اول مانند آسمان، زمین، مرد، دیوار اسم است. و نوع دوم مانند خالق و رازق و طویل و قصیر صفت است. کلمه ی اسم، به حسب لغت، چیزی را گویند که به وسیله ی آن، انسان به سوی چیزی راه پیدا کند، چه این که علاوه بر این، دلالت معنای وصفی ای را هم افاده بکند، مانند لفظی که حکایت کند از معنایی موجود در آن چیز و یا صرف اشاره به ذات آن چیز باشد، مانند زید و عمرو.4
2-1-2. اسم در اصطلاح
2-1-2-1. معنای اسم از نظر صدرالمتألهین
صدرالمتألهین در اهمیّت شناخت اسماء الهی، معتقد است:
و اعلم أن العلم بالأسماء الإلهیة علم شريف دقيق و معرفة لطيفة غامضة و به فاق أبونا آدم عليه السلام على الملائكة.5
بدان که علم به اسمای الهی، دانشی شریف و سودمند است و به این نام ها است که حضرت آدم(علیه السّلام) برفرشتگان برتری یافت.6
چنان که خداوند متعال فرمود:
﴿وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِکَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقينَ.قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلاَّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أَنْتَ الْعَليمُ الْحَکيمُ.قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمَّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ. ﴾7
صدرالمتألهین در این باره آورده است:
إن الاسم مما يسبح به لا مما يسبح له.8
اسم، آن چیزی است که بدان تسبیح گفته می شود و نه آن چیزی که بدان تسبیح کرده می شود و توسط آن اسم ها است که حقیقت مسمّی، شناخته می شود.9
آن چنان که خداوند متعال می فرماید:
﴿سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى﴾10
صدرالمتألهین در این باره می نویسد: «أسمای خداوند تعالی درحقیقت، محمولات عقلی اند که ذات احدیت او بر آن ها شمول و احاطه دارد و هیچ گونه جعل و تأثیر به آن ها تعلّق نگرفته است و نخواهد گرفت؛ بلکه به «لاجعل» موجود و برای ذا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد رحمت الهی، صدرالمتألهین، انسان کامل، خلیفه الهی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد صدرالمتألهین، اشتراک معنوی، معناشناسی، قرآن کریم