پایان نامه ارشد رایگان درمورد امنيت، كسي، كشته

دانلود پایان نامه ارشد

فهماندكه مرادازمحاربه باخداورسول عملي است كه برگشت مي كندبه ابطال اثرچيزي كه رسول ازجانب خداي سبحان برآن چيز ولايت داردنظيرجنگيدن كفاربارسول وبامسلمانان وراهزني راهزنان كه امنيت عمومي راخدشه دارمي سازند.امنيتي راكه باگسترش دامنه ولايت رسول انتشاريافته است.284
بانبودن امنيت درجامعه وارتكاب جرم محاربه ،به خون مسلمانان تعدي مي شود.ازروش هاي ارتكاب محاربه مي توان استفاده ازشمشير رانام بردكه براي ارعاب مردم استفاده مي شودوبستر بي حرمتي به خون مسلمين راباآلت قتّاله فراهم مي كند تامحاربان به اهداف شوم خودمانندكشتن مسلمان براي كسب اموالش دست يابند.اهدافي كه براي رسيدن به آن حتي امنيت عمومي وجان مسلمانان رادرخطر كشته شدن قرار مي دهد.
1-1)شناخت شروط تحقق محاربه سبب آگاهي ازشيوه بي حرمتي به خون مسلمان:
ازطريق شناخت جرم محاربه مي توان محارب راپيداكردوبااجراي سريع مجازات اوامنيت جان مسلمين را به اجتماع بازگرداند.شناخت محارب ازطريق شروط تحقق محاربه امكان پذير است.
1-شرط اول قوت وقدرت داشتن محارب است.بااين شرط محارب ازسارق متمايز مي شود.285 قدرت وقوت است كه به جاني انگيزه ارتكاب جرم مي دهد وجان مسلمين رادرخطرمرگ مي گذارد.
برخي ازافرادهستندكه به قصدترساندن مردم دست به سلاح مي برنداماازافرادقوي ترازخودمي ترسند.اين موضوع مورداختلاف فقهاواقع شده كه آياچنين كسي محارب است يا خير.ترسيدن چنين افرادي ازقوي ترهابامحارب بودن آنهاهنگام تعدي باسلاح به جان ومال انسان هاتناسب ندارد.
2-سلاح كشيدن به سمت مردم،شرط ديگر تحقق محاربه است كه مي توان گفت دربردارنده قدرت داشتن محارب است وازوسايل قدرت محارب به شمارمي رود. وتهديدكننده امنيت جان هاست.
سلاح اعم ازشمشيروامثال آن به شمارمي رود.وهرآنچه كه درعرف موجب ارعاب شودسلاح محسوب مي شود.هرسلاح مخصوص به يك وسيله خاص مانندشمشيرنيست چه بسا مي توان ادعاكردكه اطمينان فقهي وجودداردكه هركسي كه باابزارهايي مثل چوب دستي،عصا،ياپرتاب سنگ وياهرابزاركشنده ديگري راهزني كند،راه راناامن كندوعابران رابكشد يااموالشان رابدزدحكم مجازات محارب برآنان مترتب است.286
3-محارب دردارالاسلام يا غيرآن راهزني كند.287 كه اين نظر صاحب جواهر است. اصل اوليه، محترم بودن جان ساكنان دارالاسلام است.288 دارالاسلام به كشوريا منطقه اي گفته مي شودكه اكثريت آن مسلمان باشندخواه اينكه حكومت آن ديني ياسكولار ولائيك باشد.ودارالكفربه كشورومنطقه اي گفته مي شودكه اكثريت مردمش كافرباشندخواه حكومت آن ديني ومبتني بريكي ازاديان غيرازاسلام باشدياسكولارباشدمانندكشورهاي اروپايي،آمريكاونظائرآن.بنابراين ممكن است دولتي مدرن وسكولارباشدامادارالكفرودولت كفرحساب شود.289 ابوحنيفه گفته است محارب در خارج شهر در فاصله بين سرزمين ها يادرصحراقطع طريق كند.چون ممكن است كسي كه براوتعدي مي شود درداخل شهر باشد واز ديگران كمك بخواهد.جمهور فقها بين داخل شهر وخارج شهر فرقي نگذاشته اند.پس ممكن است اجراي مجازات محاربه درموردگروههاي مجرمان كه به مردم بعداز نصف شب در خيابان هاي عمومي تعرض مي كنندوآرامش آنان رابرهم مي زنند،جاري شود.وهمان مصداق محارب باشند.290ارعاب مردم حرام است وفرقي بين ارعاب مسلمان وغيرمسلمان،سرزمين اسلام وغيرآن نيست.291
4-محارب مال را آشكارابگيرد.292چون اگر آن راپنهاني بگيرد سارق است.درقواعدآمده است:محاربه زماني محقق مي شودكه محارب بخواهدمال رابه زوروآشكارابگيرد.اگراومال راپنهاني ببردسارق است واگرمال رابدزدوفراركند منتهب است.منتهب كسي است كه مال دزديده شده رابه زوربگيردوسرقت كند.ومجازات قطع ندارد.293 اگردزد مال راشخصابگيرد و فراركند پس مال را با قهر گرفته است وحد قطع نداردواگر باقهر ازقافله بگيرديا به زور اين كارراانجام دهد ومال رابدزددحد دزدي كه مال راربوده نه حد سرقت است ونه حد محاربه.294اگرچه كه بدون مجازات نمي مانندوبراي بازدارندگي ازارتكاب جرايم وحفظ حرمت خون مسلمان مجازات مي شوند.زيرادرگرفتن مال مسلمان ازتهديد به قتل مسلمان درصورت ندادن مالش به محاربان شروع مي شودومسلمان براي حفظ جانش مالش راتسليم مي كند.
محارب با تهديدمردم بااسلحه به مال وآبروي مردم تعدي كندكه به همين جهت موجب اختلال درنظام اجتماعي وامنيت مي شود.295وجان مسلمين را درخطرمرگ قرار مي دهد .بااجراي مجازات برمحاربان امنيت جان ها تأمين مي شود.
بنابراين هرگاه شخصي داراي قدرت وقوت باشدوباسلاح به ارعاب مردم دردارالاسلام بپردازد وآشكاراوبه زورمال مردم رابگيردمحارب است.محارب چون قدرت داردمي تواندهرجنايتي رابه مسلمان مانندكشتن اوانجام دهدوچون سلاح داردابزارقتل مسلمين برايش فراهم است.اصل دردارالاسلام حفظ حرمت خون مسلمان است وحرمت عمل محارب دركشتن مسلمان دردارالاسلام بااين اصل معلوم مي شود.وچون محارب مال مسلمان رابه زوروآشكارا مي گيردتهديداوليه برجسم وجان مسلمان است وبه حدي است كه درملاءعام اين فعل قبيح رامرتكب مي شودوآن راترويج مي دهد.مسلمان هم براي حفظ جان مالش رامي دهدتاخونش تضييع نشودهرچندكه مالش راداده است. دراحاديث ازپيامبر(ص)نقل شده است”حرمة ماله كحرمةدمه”296حرمت مال مسلمان مانندحرمت خونش است.درواقع مسلمان حرمت مهم مال رافداي حرمت اهم جان مي كندتاجانش حفظ شود.
2-1)مجازات شديد محارب عامل بازدارنده ازبي حرمتي به خون مسلمان:
دين اسلام براي ايجاديك جامعه سالم كه درآن حقوق افرادمحترم شمرده شود،برنامه هاي تربيتي ويژه اي راترتيب داده تاافرادجامعه درامنيت وآسايش زندگي كنندوزمينه رشدوشكوفايي مردم فراهم گردد.اين برنامه هاگاهي به صورت تشويقي وصرفاتربيتي است وگاهي به صورت مجازاتهايي است كه درباره فتنه گران،اخلال گران،مفسدان وكساني كه درجامعه ايجادناامني مي كننداعمال مي شود.اين مجازاتها گاهي چنان سخت وخشن است كه ترس ازآنهاعامل بازدازنده مهمي به شمارمي رود.يكي ازاين مجازاتهاي سنگيني كه نقش عمده اي درتأمين امنيت جان وآسايش مردم دارد،حدّومجازاتي است كه براي راهزنان واخلال گران امنيت عمومي درنظرگرفته شده است وازآنان به عنوان محاربان باخدا،پيامبر ومفسدان درزمين يادمي شود.297
محاربه وافسادهردوموجب اخلال درامنيت عمومي مي شود.وامنيت عمومي فقط باايجادترس عمومي وقرارگرفتن ترس به جاي امنيت مختل مي شودترس عمومي طبعا وعادتا ازطريق به كارگيري سلاح وتهديدبه قتل ايجادمي شود.298اخلال به امنيت عمومي تنهاشامل آن چاقوكشي نمي شودكه به روي فردمعين كشيده شودواورا تهديدكند چون امنيت عمومي وقتي خلل مي پذيرد كه خوف عمومي وناامني جاي امنيت رابگيردومحارب زماني مي تواندچنين خوفي درجامعه پديدآوردكه مردم را بااسلحه تهديد به قتل كند.299ودرصددريختن خون آنان برآيد.
دراين جالازم است به نكته اي اشاره كنيم كه جرم إفسادفي الارض مستقل ازمحاربه است زيراإفسادفي الارض اعم ازمحاربه است ودرآياتي كه محاربه مطرح نيست مانندآيه 32/مائده”من قتل نفسابغيرنفس أوفسادفي الارض”إفساد في الارض مطرح شده است مواردي ازإفساد في الارض راكه به خون مسلمان مرتبط بود وآن راتهديد مي كردمانندانواع قتل موردبررسي قرارداده شد.هم چنين آيه33/مائده يكي ازمصاديق إفسادفي الارض رابيان مي كندتاازطرف ديگرنوعي تعليل براي شدت گناه وجرم محاربه باشد.إفسادفي الارض مصاديق متعددي داردكه برخي ازآنهاعنوان معيني مانندمحاربه دارند.300 اجراي مجازات برمحارب ازباب حدودوحق الله است وغيرقابل تغييرياعفو مي باشدزيرابامصالح مهمي ازجمله حرمت خون مسلمان مرتبط است كه حتي اگرمجني عليه هم عفوكندنمي توان ازاجراي مجازات اوصرف نظركردوخداوندمتعال دستوربه اجراي آن داده است.
غزالي وبرخي ازفقهاي اماميه گفته اند:هدف شرع ازتشريع مجازات ،حمايت ازمصالح خمسه بوده كه يكي ازمصالح خمسه حفظ جان است وجعل همه احكام اسلامي براي حمايت ازآنهاست.هرچه كه باعث ازبين رفتن اين مصالح گرددمفسده وجرم است وبرطرف كردن مفاسدمصلحتي ديگراست.301محارب اعمالي رامرتكب مي شودكه مصلحتي از مصالح خمسه ازجمله جان انسان هارادر خطرقرارمي دهد.
درآيه 33/مائده مجازات حدودبراي محاربه وفساداست پس كسي كه شمشيربكشد،سعي درگسترش فسادكندوكسي رابكشدبدين جهت كه هم مفسدوهم محارب است كشته مي شودنه بدين جهت كه قاتل قصاص شودتادرنتيجه اگراولياي دم ،قاتل راببخشند،قصاص ساقط شود.چنين نيست يعني اگراولياي دم،قاتل راببخشند،بازهم قاتلي كه محارب است بايدكشته شود.302
درآيه 33/مائده چهار مجازات براي محارب بيان شده است :قتل،قطع،صلب ونفي.امااين مجازات تخييري است يا ترتيبي؟آمدن كلمه ي “أو”براي توزيع است پس اگرمحارب كسي رابكشد ومالش را بدزد ،كشته مي شودوبه دار آويخته مي شود.ومحاربي كه فقط مال بدزد دست وپايش به طور مخالف قطع مي شودواگر موجب إخافه طريق شود ولي كسي رانكشته ومالي را ندزديده باشد نفي بلد مي شوداين نظر اكثر علما وبزرگان مذاهب است.مالكيه گفته است :آيه دلالت بر تخيير درمجازات ها داردعمل به اقتضاي “أو”تخيير است .امام معصوم مخيراست بين تطبيق يكي از عقوبات براساس مصلحتي كه مي بيند ،حكم كند.واگر محاربان مال را سرقت نكردندوكسي را نكشتند ،امام مخير است كه حكم به قتل يا صلب يا قطع يانفي دهد.كه اين براساس عمل به ظاهر آيه است دليل مالكيه اين است كه حرف”أو”براي تخيير وضع شده است همان گونه كه در كفاره جزاءصيد آمده است :”لاتقتلواالصيد وأنتم حرم ومن قتله منكم متعمدّافجزاء مثل ماقتل من النعم يحكم به ذواعدل منكم هديابالغ الكعبة أوكفارة طعام مساكين أوعدل ذلك صياما ليذوق وبال أمره عفاالله عمّا سلف”303 درحالي كه محرميد شكاررانكشيدوهركس ازشماعمداآنرابكشدبايدنظيرآنچه كشته است ازچهارپايان كفاره اي بدهد،كه(نظيربودن)آن رادوتن عادل ازميان شما تصديق كنندوبه صورت قرباني به كعبه برسد.يابه كفاره(آن) مستمندان راخوراك بدهد،يامعادلش روزه بگيرد،تاسزاي زشتكاري خودرابچشد.خداوندازآنچه درگذشته واقع شده عفوكرده است.304ودليلي بر خلافش اقامه نشده است،پس تخيير باقي است.ابوحنيفه گفته است تخيير براي محارب خاص است ودر موردمحاربي كه شخصي راكشته ومالي راسرقت كرده است،مي باشد.پس امام در حكم به هريك از اين مجازات چهارگانه مخيراست وقطع به تنهايي مجازات دراين مورد از محارب نيست.بلكه ناچاربه انضمام قتل يا صلب به قطع است چون جنايت قطع وأخذ مال توسط محارب صورت گرفته است.
دليل جمهورفقها اين است كه اولا عقل مقتضي اين است كه بايدجزاباجنايت ازنظرزيادي وكمي تناسب داشته باشد.همچنين اجماع امت برعدم اكتفاءبه مجازات نفي بلددرمورد راهزني است كه مال سرقت كرده وكسي راكشته است.ثانياعمل به تخييرزماني است كه سبب وجوب واحدباشدمانندكفاره سوگندوكفاره جزاي صيد.امادرصورت اختلاف سبب به ظاهرتخيير عمل نمي شود. 305
امااگر محارب كسي را كشته باشد كشتن اومتعين مي گردد وبه حدودديگر بسنده نمي شودخواه محارب را از باب قصاص بكشند يا به عنوان حد ،خواه اولياي خون اوراببخشند يا نبخشند.درموردتناسب جرم ومجازات شيخ طوسي وبرخي فقهاي ديگركه موافق اين نظرهستندگفته اند: 1- اگر كسي را كشته باشد به عنوان قصاص درصورتي كه ولي دم خون مقتول را طلب كنديا به عنوان حددرصورتي كه ولي دم از اودرگذرد يا درخواست قتل اورانكند كشته مي شودوواگر كسي را كشته باشد وهم مال ربوده باشد ،دست وپايش در جهت عكس بريده مي شود،آن گاه كشته مي شود،سپس پيكر بي جانش را بردار مي زنند.2-اگر فقط مال ربوده وكار ديگري انجام نداده باشد،خواه مال كم يازياد باشد واز حرزيا غير حرز دزدي كرده باشد دست وپايش در جهت عكس بريده مي شود وسپس تبعيد مي گرددولي كشته نمي شود.3-اگر كسي را مجروح كرده باشد وچيزي برنداشته باشدوكسي را نكشته باشدحتي اگر جراحت سرايت پيدا كرده باشد وموجب مرگ مجروح شود،به اندازه جراحت وارد ه قصاص مي شود سپس تبعيد مي شود.4-اگر فقط سلاحش را آشكار كرده وموجب ترساندن شده باشد،وچيزي برنداشته ،كسي را به قتل نرسانده ومجروح نكرده باشد،فقط تبعيد مي شود.306
مجازات متفاوتي كه درباره محاربان اجرامي شود به سبب آن است كه نحوه ارتكاب اين

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد قتل عمد، امام صادق Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درمورد امام صادق، مجازات اعدام، قتل عمد