پایان نامه ارشد رایگان درباره یادگیری مشارکتی، پرخاشگری، گروه کنترل، روش یادگیری مشارکتی

دانلود پایان نامه ارشد

ه تعامل با دیگران است و به قول پازارگادی برای کسانی که با شنیدن بهتر یاد می‏گیرند، مناسب است.
می تون گفت دانش‏آموز خود را نسبت به سرنوشت خویش و دیگران سهیم می‏داند، مهارت‏های اجتماعی مناسب باعث می‏شود تأثیر مثبت و شگرفی را در زندگی جمعی در پی داشته باشد. روابط درون گروهی و برون گروهی را افزایش دهد و مهارت‏های تحمل یکدیگر و با هم زیستن را تجربه می‏کنند.
اکرمن و همکاران (1999) در تحقیقی به بررسی تأثیر یادگیری مشارکتی بر روابط و مهارت‏های اجتماعی دانش‏‎آموزان اول و دوم ابتدایی پرداختند، پس از این دوره آموزشی 16 هفته‏ای رفتارها و روابط و مهارت‏های اجتماعی مناسب و مطلوب در آنها افزایش و رفتارهای منفی اجتماعی در آنها کاهش یافت و در پایان دوره مهارت‏های اجتماعی مطلوب تر و بهتری با همکلاسان خود داشتند (اکرمن، 1999)
در تحقیقی که توسط پیرلو (1994) انجام گردیده است نشان داده شده است. دانش‏‎آموزان کلاس چهارم که با روش یادگیری مشارکتی آموزش دیده اند بهبود چشمگیری در رشد روابط اجتماعی مناسب آنها مشاهده شد (پیرلو، 1994) این نظریات و تحقیقات با نتایج حاصل از این تحقیق در یک راستا هستند و همگی حاکی از مثبت بودن تأثیر یادگیری مشارکتی بر رشد روابط اجتماعی مناسب می‏باشد.

تبیین فرضیه فرعی فرعی دوم: یادگیری مشارکتی بر میزان رفتارهای غیراجتماعی دانش‏‎آموزان تأثیر معنادار دارد.
در این بخش نمره کسب شده برای رفتارهای غیراجتماعی در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر از گروه آزمایش بود. نتایج آماری حاصل در جدول 16-4 نشان داده شده است با استفاده از این نتایج می‏توان نتیجه گرفت که یادگیری مشارکتی باعث جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی در بین دانش‏‎آموزان پایه هفتم می‏شود. بدین ترتیب این فرضیه مورد تأیید قرار می‏گیرد. این نتیجه با نظر اکرمن (1994)، فلدر (1994)، الین و والن (1382) و یونسی وحید (1381) مطابقت دارد.
جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی یکی از مهارت‏های لازم برای زندگی اجتماعی هر فردی محسوب می‏شود باید بپذیریم هر فردی برای اینکه بتواند در اجتماعی سالم زندگی کند و با اطرافیان همزیستی داشته باشد نیاز دارد که رفتارهای غیراجتماعی مانند دروغ گفتن و زیر قول خود زدن و .. را از خود بروز ندهد و جلوگیری از این رفتارها می‏تواند پیشرفت فرد در زمینه‏های مختلف را بهبود بخشید.
یادگیری مشارکتی می‏تواند این رفتارهای غیراجتماعی و نامناسب مانند دروغ گفتن، کتک کاری، خرده گرفتن بر دیگران، ایجاد صدای ناهنجار و ناراحت کننده را از بین ببرد. چون یادگیری مشارکتی به منظور افزایش تعامل و تبادل اطلاعات و دانستنی ها میان شاگردان می‏باشد. با این روش می‏توان بسیاری از رفتارهای غیراجتماعی را برطرف نمود و در بین دانش‏آموزان نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت پذیری برقرار کرد و هدف اصلی را توسعه همه جانبه جامعه تلقی نمود.
یاید در نهاد آموزش و پرورش تحولی ایجاد کرد و این تحول با به کارگیری روش‏هایی که متضمن فعالیت و مشارکت یادگیرنده در آموزش است، امکان پذیر و عملی است و باید در معلم انگیزه کافی برای استفاده از این روش فراهم آید تا بتواند رفتارهای غیراجتماعی را از بین ببرد.
تحقیقات زیادی حاکی از این است که روش‏های نوین و فعال تدریس از جمله یادگیری مشارکتی می‏تواند در جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی موثر واقع شود.
از سوی دانشمندان، تحقیقات و نظریات زیادی در زمینه تأثیر یادگیری مشارکتی بر جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی دانش‏آموزان ارائه شده است.
فلدر با بررسی تحقیقات زیادی یادگیری مشارکتی را یکی از عوامل موثر در جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی می‏داند او اعتقاد دارد که مشارکت عامل اساسی در جلوگیری از این گونه رفتارها است (فلدر، 1994)
یونسی در تحقیقی به بررسی یادگیری بر جلوگیری از رفتارهای غیراجتماعی در دانش‏آموزان دبیرستانی پرداختند. نتیجه تحقیقات ایشان نشان می‏دهد که یادگیری مشارکتی همواره تأثیر مثبت و مطلوبی در جلوگیری رفتارهای غیراجتماعی دانش‏آموزان دارد (یونسی، 1381)

تبیین فرضیه فرعی سوم: یادگیری مشارکتی بر میزان پرخاشگری و رفتارهای تکانشی دانش‏آموزان تأثیر معنادار دارد.
در این بخش نیز نمره کسب شده برای پرخاشگری در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر از گروه آزمایش بود. نتایج آماری در جدول 19-4 نشان داده شده است با استفاده از این نتایج می‏توان نتیجه گرفت که یادگیری مشارکتی باعث کاهش پرخاشگری در بین دانش‏آموزان پایه هفتم می‏شود. بدین ترتیب این فرضیه مورد تأیید قرار می‏گیرد. این نتیجه با نظر اکرمن (1994)، فلدر (1994) و کریستنس (2002) مطابقت دارد.
پایین آوردن پرخاشگری و سرکشی یکی از مهارت‏های لازم برای زندگی اجتماعی محسوب می‏شود باید بپذیریم که هر فردی برای اینکه بتواند در اجتماع زندگی کند و با اطرافیان خود رابطه اجتماعی سالمی داشته باشد نیاز دارد که بتواند خشم خود را کنترل کند و از خود پرخاشگری نشان ندهد که با این حس در فرد پیشرفت او در زمینه‏های مختلف بهبود می‏یابد. رفتارهای پرخاشگرانه یکی از مشکلات اجتماعی و مهم و اساسی در هر جامعه است. از آنجا که یادگیری مشارکتی تعامل فرد با یکدیگر می‏باشد بخش اعظم یادگیری از طریق مشاهده در محیط پیرامونشان صورت می‏گیرد تا حد امکان باید این رفتارهای پرخاشگرانه را از طریق آموزش مهارت ابراز وجود که در این روش رفتارهای مناسب اجتماعی برای ابراز و بیان احساسات، نگرش ها و آرزوها، نقطه نظرات و علایق به فرد آموخته می‏شود تا بتواند بدون ترس و نگرانی باورها، احساسات و علایق خود را ابراز کند و آموزش مهارت حل مسأله (کفایت اجتماعی) که در این روش فرد قادر است بالندگی و بهداشت روانی را در مواجهه با مشکلات تقویت کند. در واقع این مهارت باعث می‏شود که فرد دنبال یافتن پاسخ باشد و در نتیجه باعث تغییر رفتار و درک وی از کارایی خویش شود، تقویت کرد.
تحقیقات زیادی حاکی از این است که روش‏های نوین و فعال تدریس از جمله یادگیری مشارکتی می‏تواند در کاهش این حس مؤثر واقع شوند. از سوی دانشمندان تحقیقات و نظریات زیادی در زمینه تأثیر یادگیری مشارکتی بر کاهش میزان پرخاشگری دانش‏آموزان ارائه شده است.
فلدر عنوان می‏دارد که در روش معمول معلم تنها از طریق سخنرانی به ارائه مطالب می‏پردازد و دانش‏آموزان فقط به عنوان شنونده‏های صحبت او محسوب می‏شوند در حالی که در روش یادگیری مشارکتی دانش‏آموزان به بحث و گفتگو می‏پردازند. در نتیجه یادمی گیرند که خشم خود را فرو ببرند و رفتارهای توأم با پرخاشگری از خود نشان ندهند (فلدر، 2001).
برات و کریستنس در تحقیقی به مطالعه تأثیر یادگیری مشارکتی بر کاهش میزان پرخاشگری دانش‏آموزان پایه هشتم و نهم پرداختند پس از یک دوره آموزشی مشارکتی مشاهده شد این دانش‏آموزان نسبت به دانش‏آموزانی که با روش معمول آموزش می‏دیدند، در کنترل و کاهش پرخاشگری خود موفق تر گردیدند (کریستنس، 2002).

تبیین فرضیه فرعی چهارم: یادگیری مشارکتی بر میزان برتری طلبی و اطمینان زیاد به خود داشتن دانش‏آموزان تأثیر معنادار دارد
نمره کسب شده برای برتری طلبی در گروه کنترل به طور معناداری بیشتر از گروه آزمایش بود. نتایج آماری در جدول 23-4 نشان داده شده است. بنابراین می‏توان نتیجه گرفت یادگیری مشارکتی حس برتری طلبی و اطمینان زیاد به خود داشتن را در دانش‏آموزان پایه هفتم کاهش می‏دهد. این فرضیه تحقیقاتی نیز مورد تأیید واقع می‏شود. نتیجه فوق با پژوهش وین من (2000) و نظر الیس و الن (1989) و کارتنی (1992) مطابقت دارد. در تحقیقات زیادی یکی از دستاوردهای یادگیری مشارکتی کاهش حس برتری طلبی و اطمینان به خود داشتن گزارش شده است. در کارهای گروهی همه اعضاء گروه در نظر گرفته می‏شود. پس در روش تدریس مشارکتی دانش‏آموزان کاهش حس برتری طلبی را تجربه می‏کنند.
یادگیری مشارکتی باعث می‏شود از رفتارهایی چون برتری طلبی، پرخاشگری، رفتارهای غیراجتماعی کاسته شود. رفتارهایی چون به خود نازیدن و به دیگران پز دادن و تظاهر به دانستن همه چیز و خود را برتر از دیگران دیدن اشاره می‏کند.
واگذاری مسئولیت در حد توان به آنها در گروه، ایجاد شرایط و محیطی آرام و صمیمی در بین اعضای گروه، گاهی نصیحت و پند و اندرز و در نهایت ارزش دادن به هر کدام از اعضای گروه می‏تواند از میزان برتری طلبی و اطمینان زیاد به خود داشتن را کاهش دهد.
وین من در تحقیقی به مطالعه تأثیر مشارکتی بر کاهش حس برتری طلبی می‏پردازد. پس از اعمال یک دوره آموزشی بهبود قابل توجهی در کاهش این حس گزارش شده است (وین من، 2000).
کارتنی در تحقیقی بر روی دو گروه 30 نفری دانشجویان که یکی با روش مشارکتی و دیگری با روش معمول به یادگیری درس آمار پرداختند در پایان دوره گروه یادگیری مشارکتی نسبت به گروه آموزشی معمول پیشرفت چشمگیری در کاهش حس برتری طلبی از خود نشان دادند (کارتنی، 1992).

تبیین فرضیه فرعی پنجم: یادگیری مشارکتی بر میزان رابطه با همسالان تأثیر معنادار دارد.
بر اساس یافته‏های این تحقیق نمره کسب شده مربوط به این سوال در گروه کنترل به طور معنادار بیش از گروه آزمایش بود. نتایج آماری حاصل در جدول 25-4 آمده است با استفاده از نتایج حاصل می‏توان گفت یادگیری مشارکتی، حسادت و گوشه گیری را در دانش‏آموزان پایه هفتم کاهش می‏دهد و رابطه بهتر همسالان را افزایش می‏دهد.
بدین ترتیب این فرضیه تحقیقاتی تأیید می‏گردد یافته فوق با نظر کارتلج و میلبون (1985)، فولتن (1990) و پترسون (1993) مطابقت دارد.
یکی از مهارت‏های اساسی و ضروری برای هر فرد این است که بتواند رابطه خوبی با همسالان خود داشته باشد و نسبت به همسالان خود حسدت نورزد و از گوشه گیری دوری جوید. این مهارت از طریق شرکت در اجتماع و بحث و گفتگو و همکاری در فعالیت ها حاصل می‏شود. پس روش‏های تدریس که در آنها بحث و گفتگو و همکاری وجود دارد می‏تواند یکی از زمینه‏های ایجاد و تقویت این مهارت باشد از جمله روش‏هایی که در آن به بحث و گفتگو و همکاری اهمیت داده می‏شود، روش یادگیری مشارکتی است در این زمینه تحقیق و بررسی زیاد انجام شده و نظرات گوناگونی توسط صاحبنظران علوم اجتماعی و روان‏شناسی ارائه گردیده است و همگی معتقدند که هر چه دانش آمور در کارهای گروهی شرکت کند به همان میزان از حسادت و گوشه گیری او کاسته می‏شود.
از آنجا که مهارت‏های اجتماعی مانند تقویت رفتارهای دیگران و توانایی در برقراری کنش متقابل مؤثر و ارتباط مفید در پذیرش اجتماعی نقش مهمی دارد پس یادگیری مشارکتی می‏تواند باعث بروز این رفتارها گردد چون از طریق یادگیری مشارکتی می‏توانند الگوی همدیگر باشند. به طور رسمی و غیررسمی می‏توانند مهارت‏های اجتماعی را به هم بیاموزند و برای همدیگر احساس امنیت عاطفی می‏کنند و از طریق یادگیری مشاهده‏ای از رفتارهای یکدیگر تقلید می‏کنند. پس یادگیری مشارکتی باعث می‏شود که فرد نسبت به همسالان خود این احساس تنهایی و حسادت و گوشه گیری را از بین ببرد.
ون چن با بررسی تحقیقات زیادی یادگیری مشارکتی را یکی از عوامل موثر در ایجاد این مهارت یعنی رابطه مطلوب تر با همسالان و کاهش گوشه گیری و حسادت می‏داند او معتقد است عامل اساسی در تقویت این مهارت است (ون چن، 1999).
پترسون در تحقیقی به بررسی یادگیری مشارکتی بر مهارت رابطه با همسالان در دانش‏آموزان پرداخته است و یافته‏های تحقیقاتی وی نشان می‏دهد که یادگیری مشارکتی همواره تأثیر مثبت و مطلوب را بر رابطه با همسالان خواهد داشت (پترسون، 1993)

نتیجه گیری
به دنبال تغییر و تحولات در علوم و فنون مختلف، دیدگاه و اهداف تعلیم و تربیت نیز دستخوش تغییراتی اساسی و بنیادی گردیده است و به مرور روش‏های نوین و فعال تدریس جایگزین روش‏های سنتی می‏گردد. که در این روش ها معلم به طریق سخنرانی مطلبی را در کلاس، درس می‏دهد و دانش‏آموزان به عنوان شنونده این صحبت ها هستند و می‏بایست مطلب را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره پیش آزمون، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی، گروه کنترل Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره یادگیری مشارکتی، کارشناسی ارشد، یشرفت تحصیلی، پیشرفت تحصیلی