پایان نامه ارشد رایگان درباره کمال گرایی، کمال گرایی جامعه مدار، ابعاد کمال گرایی، کمال گرایی خودمدار

دانلود پایان نامه ارشد

کمال گرایی: مکتب اسلام، همواره پیرامون خود را از افرط بر حذر داشته و آنها را به اعتدال و میانه روی تشویق نموده است. تعدادی از آیات قرآن کریم نیز بیانگر این نکته اند که انسان به اندازه توانایی های خود، مکلف شده و نه بیشتر؛ لذا خداوند هیچ کس را بیش از وسع و توانایی های او تکلیف نمیکند. با اندکی اندیشیدن در این آیات، مشخص می شود. که ویژگی هایی چون داشتن معیارهای دست نیافتنی، تلاش افراطی برای دست یافتن به آن معیارها و ارزیابی های سختگیرانه از نظر اسلام نکوهیده شناخته می شوند چرا که بیرون از تاب و توان انسان هستند (هرمزی نژاد، 1380).
دیدگاه شناختی رفتاری به کمال گرایی شامل وضع کردن ملاک های دقیق، تلاش سرسختانه برای ملاک ها، انگیزش برای به دست آوردن پذیرش و اجتناب از طرد، فراشناخت هایی مبنی بر اینکه دستیابی به ملاک ها ضروری است، توجه انتخابی به اشتباهات یا شکست، ارزیابی شدید عملکرد و نتایج ناسازگارانه کمال گرایی می باشد (کوبوری118، 2005؛ به نقل از خاکپور، 1390).
شافران وهمکاران (2010) مدلی از کمال گرایی بالینی معرفی کردند که به صورت «وابستگی بیش از حد ارزیابی خود به پیگیری مصمم ملاک های فردی تحمیل شده به خود و ملاک هایی که حداقل در یک حوزه برجسته هستند، با وجود پیامدهای ناخوشایند» تعریف شود. در این مدل تفکر دو مقوله ای یک عامل مرکزی است که کمال گرایی را تداوم می بخشد، یعنی افراد برحسب اینکه آیا آنها به ملاک های فردی عالی خود می رسند یا خیر (به صورت موفقیت کامل یا شکست کامل) تصمیم گیری می کنند (کمالی و همکاران، 1391).
نقش کمال گرایی در بروز اختلالات روانی
کمال گرایی نقش مهمی در اتیولوژی، تداوم و فرآیند اختلالات روانی برعهده دارد. اما تحقیقات تجربی اندکی درباره ماهیت و نحوه ارتباط ابعاد کمال گرایی با اختلالاتی اختلالات اضطرابی و افسردگی موجود است (بشارت و میرزمانی،1383). شری و دیگران (2007) نیز کمال گرایی را به عنوان عاملی می دانند که فرد را مستعد تجربه استرس و آشفتگی های روانی می کند و با اختلالات شخصیت نیز مرتبط می باشد.
پژوهش ها نشان داده اند که ابعاد کمال گرایی هویت و فلت (1991) با ابعاد کمال گرایی فراست و همکاران (1990) ارتباط بسیار نزدیکی دارند (نجاریان و خدارحیمی، 1375). بطوری که کمال گرایی خودمدار با بعد «معیارهای شخصی» و کمال گرایی جامعه مدار با ابعاد «انتظارات والدین» و «انتقادات والدین» در مقیاس فراست و همکاران (1990؛ به نقل از فلت و هویت، 1991) ارتباط دارند. اعتقاد بر این است که در کمال گرایی نوروتیک، افراد کمال گرا در تداوم ابعاد کمال گزایی، معیارهای بسیار بالایی دارند و در هر سه بعد نمره بالاتری می گیرند (هاماچک، 1987).
مولنار و همکاران (2006) معتقدند که هریک از ابعاد کمال گرایی هویت و فلت (1991) بصورت متفاوت با سلامتی فرد در ارتباطند. بطور کلی می توان گفت کمال گرایی جامعه مدار در تمام موارد با آسیب های روانشناختی همراه است، در حالیکه کمال گرایی خودمدار و دیگر مدار، هم با ابعاد مثبت و هم با ابعاد منفی سلامتی رابطه دارد.
ادکینز و پارکر119(1996؛ به نقل از استامف و پارکر، 2000)، لیند- استونسون و هیرن120 (1999؛ به نقل از استامف و پارکر، 2000)، کمال گرایی را به عنوان عاملی در نظر می گیند که آسیب پذیری نسبت به افسردگی و داشتن افکار خودکشی را افزایش می دهد. بسیاری از شواهد حاکی از آنند که کمال گرایی با انواع مختلف ناسازگاریها و آسیب های روانشناختی مانند اضطراب، افسردگی، بی اشتهایی عصبی، باورهای غیرمنطقی، روان نژندی، احساس شرم و علایم وسواسی- اجباری در ارتباط است. اما در باره ویژگی های بهنجار شخصیت از جمله انگیزه موفقیت، باوجدان بودن و… اطلاع اندکی موجود است (استامف و پارکر، 2000).
از سویی فلت، هویت و مکدونالد (2002؛ به نقل از کوبوری و همکاران، 2004؛ به نقل از خاکپور، 1390) یک مدل تعاملی برای نشان دادن چگونگی ایجاد کمال گرایی در افراد ارائه داده اند که هم شامل عوامل درونی و هم شامل عوامل بیرونی است. آنان معتقدند که کمال گرایی در نتیجه تعامل فرد با محیط ایجاد می شود. آنان از عوامل فردی، خلق و خو، سبک های دلبستگی و آمادگی های وراثتی افراد، و از عوامل محیطی نیز، کمال گرایی والدین، محیط خانواده، سابقه موارد سوء استفاده واقع شدن و شیوه های فرزندپروری را در ایجاد کمال گرایی افراد مؤثر دانستند. آنان همچنین اظهار می دارند که بسیار مهم است که نقش افراد بیرون از خانواده (همسالان و معلمان) و نیز نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی (مثلاً فرهنگی که بر داشتن یک جسم سالم و بی نقص و لاغر بودن تأکید دارد) را نیز به حساب آوریم.
صابونچی و لاند121(2003؛به نقل از مولنار و همکاران، 2006) دریافتند که کمال گرایی خودمدار و جامعه- مدار، با شکایات جسمی نطیر خواب الودگی روزانه، سردرد، احساس تنش و فشار ارتباط مثبت داشنتد. مولنار و همکاران (2006) نیز در تحقیق خود، عواطف مثبت و منفی را به عنوان عامل تعدیل کنند در زمینه ارتباط بین کمال گرایی و سلامت جسمی معرفی کردند. البته عوامل دیگری غیر از عاطفه منفی ممکن است در این مورد مؤثر باشد، بطور مثال می توان به سبک های مقابله ی افراد اشاره کرد. تحقیقات حاکی از آنند که بین کمال گرایی جامعه مدار و سبک های مقابله ای ناسازگار ارتباط مثبت وجود دارد به طوری که کمال گرایان جامعه مدار، بر راهبردهای مقابله ای هیجان مدار تکیه کرده، مدام خود را سرزنش می کنند، فاقد تفکر سازنده اند و در موقعیت های استرس زا احساس درماندگی و ناامیدی می کنند (مولنار و همکاران، 2006).
فلت و هویت (2002) عنوان می کنند که کمال گرایی و استرس دارای نقش تعدیل کنند در ایجاد و تشدید اختلالات روانی می باشند، کمال گرایی به روش های مختلف می تواند با استرس وارد تحلیل شود. مثلاً خود کمال گرایی می تواند باعث تولید استرس گردد یا باعث ابقاء استرس موجود شده و یا آن را تشدید کند و به این ترتیب با انواع آسیب های روانشناختی نیز ارتباط می یابد.
بشارت و میرزمانی (1383) معتقدند کمال گرایان خودمدار نگرانی زیاد در مورد ارتکاب اشتباه و شک و تردید زیادی در باره کیفیت عملکرد خویش دارند. این امر نه تنها تعداد موارد شکست آنها را افزایش می دهد، بلکه دارای یکسری تأثیرات بر خود فرد و مفهوم او از تجارب شکست نیز می باشد. از آنجا که کمال گرایان خودمدار، خود را با عملکرد خویش مورد ارزیابی قرار می دهند، شکست در دستیابی به معیارهای شخصی باعث کاهش عزت نفس و خود ارزیابی مثبت در آنها می شود.
کمال گرایی و همایندی بالینی
به ندرت پیش می آید که بیماران فقط با کمال گرایی به عنوان یگانه مشکل بالینی دیده شوند، کمال گرایی معمولأ همراه با یک اختلال محور I یا II دیده می شود. کمال گرایی صفت لازم اما نه کافی، برای رشد OCD است. در این بیماران اجبارها به صورت کاملأ درست انجام می گیرند. بیماران مبتلا به وسواس تحت فشار بوسیله یک گزارش درونی برای اطمینان و کامل بودن توصیف می شوند. فقدان چنین اطمینانی احتمال اینکه آنها شک کنند که آیا آنها عملی را درست انجام داده اند یا خیر افزایش می یابد. چنین تردیدهایی در مورد اعمال به عنوان بخشی از سازه کمال گرایی در نطر گرفته می شوند و به وضوح بخشی از پدیدارشناسی OCD است. در نمونه های دانشجویی قوی ترین رابطه بین نشانه های OCD و زیرمقیاس های تردید در مورد اعمال و نگرانی در مورد اشتباهات پیدا شده است. در نمونه های بالینی نیز، بیماران مبتلا به وسواس نسبت به گروه کنترل در زیرمقیاس های نگرانی در مورد اشتباهات، تردید در مورد اعمال و کمال گرایی جامعه مدار نمره بیشتری می گیرند. همانطور که پیش از این گفته شد نظریات شناختی معتقدند که مسؤلیت پذیری ادراک شده در اختلال وسواسی- اجباری نقش محوری دارد. بنابراین در مطالعه ای رابطه بین کمال گرایی و مسؤلیت پذیری مورد بررسی قرار گرفت و نتایج نشان داد کهافراد با کمال گرایی بالا مسؤلیت پذیری بیشتری برای پیامدهای منفی پس از انجام تکلیف گزارش می کنند. این مطالعه رابطه نزدیک بین کمال گرایی و مسؤلیت پذیری را اثبات می کند (شافران و همکاران، 2002).
نظریه های شناختی OCD پیشنهاد می کنند که تفکر کمال گرایانه در انواع خاصی از وسواس ها (تردید در مورد اینکه یک تکلیف به طور درست انجام شده است) و فعالیت های اجباری (شستشو تا زمانی که احساس کند کاملأ تمیز شده) سهیم است، در پژوهشی که توسط فراست و استکتی (1997) انجام گرفت میزان کمال گرایی بین بیماران وسواسی، پنیک و گروه کنترل مقایسه شد. بیماران وسواسی نمرات کلی بالاتری گرفتند که بیشتر به دلیل نمرات زیاد در زیرمقیاس های نگرانی در مورد اشتباهات و تردید در مورد اعمال بود. بیماران وسواسی نسبت به بیماران مبتلا به پنیک، فوبی اجتماعی و فوبی خاص در مقیاس های نگرانی در مورد اشتباهات و تردید در مورد اعمال نمرات بالاتری می گیرند. نمره بالاتر تردید در مورد اعمال به نظر می رسد که با تشریفات خاصی مانند چک کردن مرتبط است. نگرانی در مورد اشتباهات و تردید در مورد اعمال نه به دلیل تمایل به انجام کارها به صورت عالی یا رسیدن به ملاک های خاص وسخت، بلکه ناشی از این احساس است که اگر کارها به صورت کاملأ درست و به شیوه خاص انجام نگیرند، اتفاق بدی رخ می دهد (آنتونی و همکاران، 1998).
البته ارتباط کمال گرایی با OCD هنوز به طور کامل روشن نشده است و یافته ها در این مورد متناقض هستند. سیکا (2004؛ به نقل از خاکپور، 1390) نشان داده است که کمال گرایی OCD را از اختلال اضطراب منتشر و هر دو گروه را از نمونه دانشجویی متمایز می کند. از سوی دیگر فراست و استکتی (1997) نشان داده اند که کمال گرایی کلی بین گروه های OCD و اختلال پنیک تفاوتی ندارد. همچنین مشخص شده که همبستگی کمال گرایی با OCD فوی تر از افسردگی است. کمال گرایی با چککردن و اجبارهای نظم و ترتیب و تقارن همبستگی نیرومندی دارد (وو و کورتزی122، 2009).
کمال گرایی به عنوان یک عامل خطر برای OCD و نیز یک ویژگی شخصیتی از بیماران وسواسی و خانوادههایشان پیشنهاد شده است. به علاوه گزارش شده که کمال گرایی ناکارآمد با نشانه های وسواس همبستگی دارد. به صورتی که افراد با کمال گرایی ناکارآمد زیاد پیامدهای منفی تری را تجربه کرده و علائم وسواسی بیشتری(80) را نشان می دهند. از دیدگاه چند بعدی، رابطه بین کمال گرایی و علائم وسواسی خودش را بیشتر در زیرمقیاس های نگرانی در مورد اشتباهات و تردید در مورد اعمال نشان می دهد. در مورد نظریه سه عاملی هویت و فلت تحقیقات کمتری انجام گرفته است، اما به نظر می رسد که کمال گرایی جامعه محور ارتباط معنیدارتری با وسواس دارد و هیچ ارتباطی بین وسواس و کمال گرایی دیگر محور وجود ندارد. کمال گرایی در بیماران مبتلا به اختلالات اضطرابی بر یک نیاز زیربنایی کلی برای کنترل رویدادها مبتنی است و ممکن است شرط لازم برای ایجاد آسیب روانی باشد، اما ماهیت اختلال را تعیین نمی کند. همچنین پیشنهاد شده که کمال گرایی یک صفت زمینه ساز ضروری اما نه کافی برای OCD است. با هدف بررسی رابطه کمال گرایی، مسؤلیت و نشانه های وسواس پژوهشی در کشور ترکیه انجام گرفته که نتایج آن نشان می دهد که مسؤلیت و کمالگرایی خودمدار و جامعه مدار با هم همبستگی مثبت دارند. کمال گرایی خودمدار و جامعه مدار با وسواس وارسی و کمال گرایی جامعه مدار با وسواس تمیز کردن ارتباط معنی داری داشتند. نگرش های مسؤلیت نیز با وارسی کردن ارتباط معنی داری داشت. این محققان پیشنهاد می کنند که مسؤلیت واسطه ای برای SOP و SPP با چک کردن است در حالیکه در ارتباط با وسواس تمیز کردن مسؤلیت فقط یک واسطه برای کمال گرایی جامعه مدار است.در واقع کمال گرایی به صورت معیارهای بالا وضع شده از جانب خود فرد و یا باور به اینکه از سوی دیگران مورد انتظار است از طریق مسؤلیت بر رفتار چک کردن اثر می گذارد (یورولماز123 و همکاران، 2006).
کمال گرایی از مدتها قبل با OCD مرتبط دانسته شده

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کمال گرایی، عزت نفس، باورهای غیرمنطقی، درمان شناختی- رفتاری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره عدم تحمل بلاتکلیفی، اضطراب فراگیر، وسواس فکری، بیماران مبتلا