پایان نامه ارشد رایگان درباره کمال گرایی، ویژگی های شخصیت، احساس حقارت، کمال گرایی جامعه مدار

دانلود پایان نامه ارشد

مدار، به خاطر ترس از تنبیه توسط دیگران و میل به خوشنود ساختن اطرافیان، انگیزش بیرونی به درونی غلبه دارد. در واقع انگیزش درونی این افراد بسیار پایین است. دیگر مؤلفه مهمی که ابعاد کمال گرایی را متمایز می کند کنترل پذیری است. کمال گرایی خودمحور و دیگر محور تحت کنترل فرد هستند و شامل ملاک هایی می شوند که به صورت فعال می توانند تغییر کنند. در مقابل، کمال گرایی جامعه مدار از ادراکات انتظارات تحمیلی از جانب دیگران ناشی می شود و با ادراک یک کانون خارجی وابسته است (هویت و فلت، 1991).
یافته های پژوهشی در زمینه بررسی ابعاد سه گانه کمال گرایی، همبستگی این سازه را با ویژگی های شخصیتی، رفتاری و مشکلات روان شناختی تأیید کرده اند. کمال گرایی خودمدار از یک سو با مشخصه های مثبت تلاش و رقابت برای پیشرفت،عزت نفس و خودشکوفایی و از سوی دیگر با مشخصه های منفی خودشیفتگی، خودسرزنش گری، خودانتقاد گری و احساس گناه، افسردگی و نوروزگرایی ارتباط دارد. کمال گرایی دیگرمدار با مشخصه های منفی شامل دیگر سرزنش گری، اقتدارگرایی و سلطه جویی، ویژگی های شخصیت نمایشی، خودشیفته و ضداجتماعی همبستگی دارد. کمال گرایی جامعه مدار با نیاز به تأیید دیگران، ترس از ارزیابی منفی، کانون مهار بیرونی، بیش تعمیم دهی شکست، خودانتقادگری، خودسزنش گری و دیگر سرزنش گری، ویژگی های شخصیت اسکیزوتایپی، اجتنابی، پرخاشگری منفعل و نیز با افسردگی و اضطراب مرتبط است (بشارت، 1386).
فلت و همکاران یک مدل تعاملی برای نشان دادن چگونگی ایجاد کمال گرایی در افراد ارائه داده اند که هم شامل عوامل درونی و هم شامل عوامل بیرونی است. آنان معتقدند که کمال گرایی در نتیجه تعامل فرد با محیط ایجاد می شود. آنها از عوامل فردی خلق و خو، سبک های دلبستگی و آمادگی های وراثتی افراد و از عوامل محیطی نیز کمال گرایی والدین، محیط خانواده و مورد سؤاستفاده واقع شدن و شیوه های فرزندپروری را در ایجاد کمال گرایی مؤثر می دانند. آنان همچنین معتقدند بسیار مهم است که نقش افراد بیرون از خانواده مانند همسالان و معلمان و نیز نقش عوامل اجتماعی و فرهنگی را نیز به حساب بیاوریم (فلت و همکاران، 2002).
در نظر گرفتن وابستگی افراطی به خودارزیابی به عنوان بخشی از آسیب شناسی کمال گرایی و استفاده ساده از مجموعه ملاک ها به عنوان تنها تعیین کننده کمال گرایی ناکافی است. باید ملاک های دیگری هم وجود داشته باشند، چرا که برخی افراد معیارهای فردی برای خودشان تعیین می کنند و برای رسیدن به آنها تلاش می کنند که موجب احساس رضایت مندی می شود. یک بخش مهم از سازه کمال گرایی بالینی این است که غیر کارکردی است. کمال گرایی زمانی آسیب شناختی است که خواسته های فردی علی رغم نتایج ناخوشایند پیگیری می شوند (شافران و همکاران، 2002).
تمایز بین کمال گرایی سازگارانه یا سالم و ناسالم مهم است، چرا که مسائل مفهومی و عملی در مورد خود سازه ایجاد می کند. برحسب نظر هاماچک112 (1978) کمال گراهای بهنجار از تلاش های دشوار و طاقت فرسای خود لذت می برند، محدودیت های شخصی و موقعیتی را می پذیرند و هدف های چالش انگیز و در عین حال منطقی برای خود وضع می کنند، هدف هایی که امکان مشارکت در فعالیت ها، پیشی گرفتن و کسب لذت و رضایت از موفقیت هایشان را فراهم می سازند. کمال گراهای نوروتیک با این باور که باید به معیارهای بسیار بالا دست یافت، هیچ اشتباه یا شکستی را نمی پذیرند. اما از آنجا که اغلب این معیارهای غیر واقع بینانه به دست نمی آیند، به تنیدگی، افسردگی و اضطراب مبتلا می شوند. آنها از تلاش های خود حتی در صورت موفقیت احساس رضایت نمی کنند، زیرا غالبأ موفقیت هایشان را بی ارزش می دانند. بر پایه مدل رفتاری پیشنهاد شده که کمال گرایی سالم با تقویت مثبت مرتبط است. به عبارت دیگر، کمال گرایی منجر به دستیابی به ملاک های بالاتر و در نهایت پاداش به دلیل رسیدن به آن اهداف می شود، باعث ناراحتی روانی نمی گردد. در مقابل، کمال گرایی ناسازگارانه با تقویت منفی و رفتارهای متناقض مرتبط است. برای مثال، نگرانی افراطی در مورد ارزیابی دیگران و نحوه نگرش در مورد اشتباه کردن، می تواند موجب رفتارهای مشکل سازی مانند اجتناب از تکلیف، چک کردن افراطی و… شود (بیلینگ113 و همکاران، 2004؛ به نقل از خاکپور، 1390). تری-شورت و همکاران (1995؛ به نقل از خاکپور، 1390) براساس تقسیم بندی بهنجار- نوروتیک، دو نوع کمال گرایی را مشخص کرده اند: الف) کمال گرایی مثبت یا انطباقی با استانداردهای شخصی سطح بالا اما قابل دسترس، گرایش به نظم و سازماندهی در امور، احساس رضایتمندی از عملکرد خود، جستجو برای تعالی در امور و انگیزش برای رسیدن به پاداش های مثبت مشخص می شود. ب) کمال گرایی منفی یا غیرانطباقی با استانداردهای سطح بالا و غیر واقع بینانه، نگرانی مفرط در مورد اشتباهات و نقایص شخصی، ادراک فشار زیاد از محیط برای کامل بودن، ادراک فاصله زیاد بین عملکرد شخصی و استانداردها و شک و تردیداجبارگونه در امور پرهیز از عواقب کارکردهای شخصی تعریف می شود (ابوالقاسمی و همکاران، 1386؛ به نقل از خاکپور، 1390).

نظریه های کمال گرایی
در این بخش به طور خلاصه به چند مورد از نظریه های موجود درباره کمال گرایی اشاره می کنیم:
1) نظریه روانکاوی: براساس تئوری غریزه، فروید فرض کرد که نیاز روان رنجور به کامل بودن حتماً باید غریزی باشد. به عقیده او این محرک، مجموعه ای از تمایلات خودشیفتگی، خودآزاری و غریزه مرگ است. اشخاصی که دارای نیاز مبرم به کامل بودن هستند، خود را بیچاره می کنند. بدین معنی که توقعات از خود را به اندازه ای زیاد می کنند که زیر سنگینی آن از پا در می آیند، به نظر فروید هرچه شخص تمایلات ستیزه جویی خود نسبت به دیگران را بیشتر کنترل کند، به همان اندازه نسبت به خود و ایده ال های خود سخت گیرتر میشود. فروید معتقد بود کوشش برای کامل بودن و به کمال رسیدن معمولاً سطحی و دروغین است و کسی که هدف تکامل اخلاقی افراطی دارد با خود و دیگران صادق نیست. هورنای در تحلیل خود از نظر فروید اظهار میدارد؛ به نظر فروید روان رنجورها به وسیله کشش یا نیاز به کامل بودن به سوی هدف رانده نمی شوند بلکه این افراد نیاز به وانمود کردن یا تظاهر به اینکه در جستجوی کامل بودن هستند، دارند. به عبارت دیگر این افراد در واقع نمی خواهند کامل شوند بلکه می خواهند کامل نمایانده شوند. این گرایش و تمایل به کامل بودن، به اندازه ای اغراق آمیز می شود که همه شخصیت او به یک ماسک تبدیل می شود. به گونه ای که نیازهای راستین او تحت الشعاع این گرایش قرار می گیرند. تظاهر به کامل بودن ممکن است به شکل های مختلفی که مورد پسند اجتماع است از قبیل نظم و ترتیب، پاکیزگی، پشتکار، شایستگی و مهارت در کارهای علمی، هنری و عملکردهای گوناگون، نمایان شود. آدلر عقیده داشت که عقده حقارت اغلب برتری جبرانی که در جریان آن فرد مجبور است به هر قیمتی سرآمد شود، می انجامد.
2) نظریه گشتالت: پرلز (1969؛ به نقل از مهرابی زاده، 1386) که از نظریه پردازان گشتالت است معتقد است که وضعیت های ناتمام یا گشتالت های ناقص، سائق انسان هستند. به نظر او هر موجود زنده ای گرایش به تمامیت و کامل بودن دارد. هرچیز که او را از این گشتالت (به کمال گرائیدن) باز دارد، زیان آور است و به وضعیت ناتمام می انجامد که بی تردید نیازمند به پایان رساندن است. پرلز به دو منش ویژه در شخصیت انسان اشاره می کند: یکی منشی که تمامیت گرا و مقتدر است و او آن را شخصیت حاکم و سلطه جو114 می نامد. دیگری منشی است که مخالف منش اولی است و او آن را شخصیت مطیع و پیرو115 می نامد. مطابق تعبیر پرلز، شخصیت حاکم، همواره بهترین را می خواهد. و با واژه ها و عباراتی مانند «شما باید» و «شما نباید» رفتار می کند و با تهدید دست به کنترل می زند و رفتار فرد را زیر نفوذ می گیرد.
3) نظریه عقلانی- هیجانی الیس: الیس معتقد است که از خصوصیات اصلی انسان توانایی فوق العاده او در اندیشیدن و به ویژه، توانایی او در اندیشه درباره شیوه اندیشیدن خویش است که احتمالاً از بی نظیرترین و انسانی ترین ویژگی های اوست. الیس انسان را موجودی می داند که ذاتاً گرایش زیادی به سهل انگاری در تغییر رفتار خویش دارد. به عقیده او انسان مایل است که وابستگی خود را به بسیاری از اسطوره و تعصبات خانوادگی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، که از دوران نخست زندگی آموخته است، حفظ کند. خواست ها و ترجیحات شخصی را به گونه نیازهای مبرم جلوه دهد و در امور خویش مراقبت و احتیاط افراطی داشته باشد. به عقیده الیس، از دیگر گرایشات ذاتی و نامطلوب انسان، احساس شدید نیاز به برتر دانستن خویش از دیگران، دست یازی به نظراتاحمقانه و بی بنیاد، پرداختن به تفکر آرزومندانه، توقع خوبی و خوش رفتاری پیوسته از دیگران، محکوم کردن خود در مواردی که ضعیف عمل می کند و گرایش شدید به زودرنجی و برآشفتگی عاطفی است. از دید الیس اگر انسان به این تمایلات طبیعی (در عین حال ناسالم) خود دست نیابد، خود، دیگران و دنیای پیرامون را مورد سرزنش و نکوهش قرار می دهد. الیس، اضطراب و اختلالات رفتاری را زاده شیوه تفکر خیالی و بی معنای انسان دانسته و وجود برخی اعتقادات را در ذهن فرد، غیرمنطقی می داند. از جمله، اعتقاد به احساس خودارزشمندی، وجود حداکثر شایستگی، کمال و فعالیت شدید است. از آنجا که دست یابی به چنین شایستگی امکان پذیر نیست، تلاش وسواس گونه در راه بدست آوردن آن، باعث احساس حقارت و ناتوانی در فرد شده و او را به اضطراب و بیماری های روانی دچار می کند (الیس، 1987؛ به نقل از مهرابی زاده، 1386).
4) نظریه یادگیری اجتماعی بندورا: بندورا (1977؛ به نقل از مهرابی، 1386) معتقد است که رفتار آدمی به طور عمده یک رفتار « خود تنظیم116» است. از جمله چیزهایی که انسان از راه تجربه مستقیم یا جانشینی میآموزد، معیارهای عملکرد است. که پس از آموخته شدن، پایه ای برای ارزشیابی اعمال فرد می شوند. اگر عملکرد شخصی در یک موقعیت معین، با معیارهای او هماهنگ و یا از آن بالاتر باشد، آن را مثبت، ارزیابی میکند و اگر آن اعمال پایین تر از معیارهای او باشد، آنها را منفی ارزیابی می کند. بندورا در این زمینه معتقد است که وجود معیارهای سخت برای ارزشیابی خود، در شکل های افراطی به واکنش های افسردگی، دلسردی درازمدت، احساس بی ارزشی و بی هدفی می انجامد. به نظر بندورا کار کردن بر روی هدفهایی که بسیار دشوار هستند، می تواند بسیار ناأمیدکننده باشد (همان گونه که کمال گرایان عمل می کنند). او معتقد است مشکل افراد افسرده این است که معیارهای انعطاف ناپذیر و سخت گیرانه ای برای خود تعیین می کنند و وقتی نمیتوانند به آنها دست یابندف خود را بی ارزش می شمارند. در مقابل، افراد عادی، معیارهای انعطاف پذیر دارند و این توانایی را دارند که هدفهای دور از دسترس را کنار گذارند و خود را برای دست نیافتن به آنها سرزنش نکنند.
5) نظریه انسان گرایی: از طرفداران این نظریه می توان به راجرز اشاره کرد. او معتقد بود که انسان ها یک انگیزش مهم و برجسته دارند که هنگام تولد، مجهز به آن هستند و آن، گرایش به شکوفا شدن، رشد و گسترش همه توانائیها و نیروهای بالقوه است. تبدیل شدن به شخصی با کارکرد کامل، هدف رشد روانی سالم می باشد، اما باید اعتراف کرد که خودشکوفایی و تبدیل شدن به شخصی با کارکرد کامل، بسیار دشوار است. به عقیده راجرز کودک برای ارزشمند بودن خود، شروطی را در نظر می گیرد و تنها در این شرایط ویژه، خود را ارزشمند می یابد. کودک باید از رفتار یا تفکری که مورد پسند والدین نیست، بپرهیزد. انجام دادن رفتارهای ممنوع باعث ایجاد احساس گناه و احساس حقارت در کودک شده و او در برابر آنها حالت تدافعی به خود می گیرد و در نتیجه، آزادی فرد و آشکار ساختن ماهیت حقیقی او دچار محدودیت می گردد. مفهوم «شرایط ارزش117» با بعد کمال گرایی دیگرمدار، ارتباط نزدیکی دارد (شولتز، 2005؛ به نقل از مهرابی زاده، 1386).
6) نظر اسلام درباره

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کمال گرایی، عزت نفس، باورهای غیرمنطقی، درمان شناختی- رفتاری Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره عدم تحمل بلاتکلیفی، اضطراب فراگیر، وسواس فکری، بیماران مبتلا