پایان نامه ارشد رایگان درباره کشف الاسرار، سوره بقره

دانلود پایان نامه ارشد

أَنزِلْ عَلَيْنَا مَائدَةً مِّنَ السَّمَاءِ تَكُونُ لَنَا عِيدًا لّأَِوَّلِنَا وَ ءَاخِرِنَا وَ ءَايَةً مِّنكَ وَ ارْزُقْنَا وَ أَنتَ خَيرُ الرَّازِقِينَ(114)
عيسى بن مريم گفت: خدايا! اى پروردگار ما! براى ما از آسمان سفره‏اى پر از غذا نازل كن تا عيدى باشد براى اهل زمان ما و نسل آينده ما، و نشانه‏اى از سوى تو و ما را روزى بخش كه تو بهترين روزى دهندگانى. (114)
حرف” على”در”َ عَلَيْنَا “: در معني استعلاي مجازي است، براي ما از آسمان سفرهاي پر از غذا نازل کن. ميتواند در معني “لام” باشد، يعني براي ما نازل شد.
.در معني استعلاي حقيقي است يعني بگو ما به خدا و آن چه بر ما نازل شده ايمان آورديم ، مي تواند در معني “لام” باشد يعني بر ما نازل کن275
حرف” من”در”ً مِّنَ السَّمَاء”: در معناي ابتداء غايت مکاني به کار رفته است. مثل : “خرجت من المدينه” منظور از آسمان عالم بالا باشد.276
حرف” لام” در”ُتَكُونُ لَنَا”:براي اختصاص است.277 يعني براي ما
حرف” لام”در آيه” لّأَِوَّلِنَا”:به معناي ابتداي غايت زماني است،يعني براي اهل زمان ما و نسل آينده ما
حرف” من”در”مِّنك”:براي تبعيض است، يعني بعضي نشانه ها از سوي تو.
قَالَ اللَّهُ إِنىّ‏ِ مُنزَِّلُهَا عَلَيْكُمْ فَمَن يَكْفُرْ بَعْدُ مِنكُمْ فَإِنىّ‏ِ أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَّا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِّنَ الْعَالَمِينَ(115)
خدا فرمود: من مسلماً آن را بر شما نازل مى‏كنم، پس اگر كسى از شما بعد از آن كافر شود [و به انكار نبوّت عيسى و معجزه‏اش برخيزد] بى‏ترديد او را عذابى خواهم كرد كه هيچ يك از جهانيان را آن گونه عذاب نكنم. (115)
حرف” على” در”عَلَيْكُم”ْ: به معناي استعلاء آمده، يعني آن را بر شما نازل ميکنم.278
حرف “من”در”مِنكُم”‏:به معناي تبعيض است، يعني بعضي از شما.279
حرف “من”در”مِّنَ الْعَالَمِين”:من ابتدائيه است، يعني از جهانيان.
وَ إِذْ قَالَ اللَّهُ يَاعِيسىَ ابْنَ مَرْيَمَ ءَ أَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتخَِّذُونىِ وَ أُمِّىَ إِلَاهَينْ‏ِ مِن دُونِ اللَّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لىِ أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لىِ بِحَقّ‏ٍ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسىِ وَ لَا أَعْلَمُ مَا فىِ نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ(116)
و [عرصه هول‏انگيز قيامت را ياد كنيد] هنگامى كه خدا به عيسى بن مريم مى‏فرمايد: آيا تو به مردم گفتى كه مرا و مادرم را به عنوان دو معبود به جاى خدا انتخاب كنيد؟! مى‏گويد: منزّه و پاكى، مرا چنين قدرتى نمى‏باشد كه آنچه را حقّ من نيست بگويم، اگر آن را گفته باشم يقيناً تو آن را مى‏دانى، تو از آنچه در جان و روح من است، آگاهى و من از آنچه در ذات توست نمى‏دانم زيرا تو بر نهان‏ها بسيار دانايى. (116)
حرف لام در لِلنَّاس‏: براي تبليغ و اعلان است، ولي در الوجيز “لام” براي بيان جنس آمده.280يعني از جنس مردمان
حرف “من”در”مِن دُونِ اللَّه”: حرف زائد براي تأکيد معني، يعني غير خدا شما را ياوري نيست.281
حرف” لام” در”مَا يَكُونُ لى”:براي استحقاق است يعني شايستگي آن را ندارم که آنچه را حق من نيست بگويم يا مي تواند مالکيت باشد، يعني من قادر نيستم مردم را مالک چيزي کند که خود مالک آن نيستم و آن عبارت است از گفتن چيزي که حق نيست(الميزان،ج6،ص246)
حرف” لام” در”مَا لَيْسَ لىِ “:براي تبيين و بيان است.282يعني قادر نيستم.
حرف” باء” در”ِ بِحَق”:زائدي باشد و حق خبر ليس283،يعني آنچه را که حق من نيست.
حرف”فى”در”في ِنَفْسى”:در معناي ظرف مکان حقيقي به کار رفته است.يعني آنچه در نفس من است.
حرف” فى” در”مَا فىِ نَفْسِكَ “:در معناي ظرف مکان حقيقي به کار رفته است.يعني آنچه در ذات تو است

مَا قُلْتُ لهَُمْ إِلَّا مَا أَمَرْتَنىِ بِهِ أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ رَبىّ‏ِ وَ رَبَّكُمْ وَ كُنتُ عَلَيهِْمْ شهَِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنىِ كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ عَلَيهِْمْ وَ أَنتَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ(117)
من به آنان جز آنچه را كه به من دستور دادى نگفتم، [گفتم:] خدايى را بپرستيد كه پروردگار من و شماست. و تا زمانى كه در ميان آنان بودم گواهشان بودم، و چون مرا [از ميان آنان به سوى خود] برگرفتى، خود مراقب و نگاهبانشان بودى و تو بر همه چيز گواهى. (117)
حرف” لام” درُ” قُلْتُ لهَُمْ”: در معناي تبليغ است. مثل آيه 30 سوره بقره : “اذ قال ربّک للملايکه”284. يعني به آنان چون قبل آن” قُلْتُ “آمده است.
حرف “باء” در”أَمَرْتَنىِ بِه”:براي تعديه است و فعل امر هميشه با حرف جر”باء”مي آيد،يعني به من دستور دادي و مي تواند مفعول غير مستقيم باشد. چون فعل امر هم مفعول مستقيم مي گيرد و هم غير مستقيم.
حرف” على” در”عَلَيهِْم”:به معناي استعلاء آمده يعني براي شماست.
حرف” فى” در” فِيهِم”: به معناي ظرفيت حقيقي است، يعني در ميان آنان بودم.
حرف “على” در”عَلَيهِْم”:به معناي استعلاء آمده يعني بر همه چيز گواه است.
على” در”عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ شهَِيدٌ “: در معناي استعلا حقيقي است، و “علي” در مقابل دو اسم قرار گرفته است.285
إِن تُعَذِّبهُْمْ فَإِنهَُّمْ عِبَادُكَ وَ إِن تَغْفِرْ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الحَْكِيمُ(118)
اگر آنان را [به سبب شرك ورزيدنشان‏] عذاب كنى، بندگان تواند، و اگر آنان را بيامرزى، يقيناً تويى كه تواناى شكست‏ناپذير و حكيمى. (118)
حرف” لام” در”ُ تَغْفِرْلهَُم”:براي اختصاص است و ممکن است براي استحقاق باشد. يعني مستحق عذاب هستند.
قَالَ اللَّهُ هَاذَا يَوْمُ يَنفَعُ الصَّادِقِينَ صِدْقُهُمْ لهَُمْ جَنَّاتٌ تجَْرِى مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا رَّضىِ‏َ اللَّهُ عَنهُْمْ وَ رَضُواْ عَنْهُ ذَالِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(119)
و شما را چه شده [كه به دنبال ياوه‏گويى مشركان‏] از آنچه [چون گوشت ذبيحه‏اى‏] كه نام خدا بر آن برده شده نمى‏خوريد؟! در صورتى كه آنچه را خدا بر شما حرام نموده براى شما بيان كرده است، مگر چيزى كه [براى حفظ جانتان‏] به خوردن آن ناچار شويد و قطعاً بسيارى [از بدانديشان‏]، ديگران را از روى جهل و نادانى با هواهاى نفسانى خود گمراه مى‏كنند يقيناً پروردگارت به تجاوزكاران [از حدود حق‏] داناتر است. (119)
حرف” لام” در”ُ لهَُم”:ملکيت بطور دائم و زوال ناپذير است. .به معناي اختصاص است يعني براي آنان بهشت هايي است .286
حرف “من”در”مِن تحَْتِهَا الْأَنْهَارُ”:در معناي ظرفيت ميباشد. “من” يا ابتداء است يا تبعيض است. و آب در زير همه درختان جاري نميشود بلکه در زير بعضي از درختان جاري ميشود. ممکن است “من” در “من تحتها” در معني “في” باشد. مثل : “أروني ماذا خلق الله من الارض”. زيرا مراد زير سايه درختاني باشد که اطراف نهرها غرس شده و مؤمنان در قصرهاي مرتفع قرار گرفتهاند.287
حرف” فى” در”خَالِدِينَ فِيهَا”:به معناي ظرفيت متعلق به خالدين288يعني در بهشت جاودانند.
حرف” عن” در” عَنهُْم”:به معناي “من” ميباشد، يعني از روي جهل و ناداني گمراه ميکنند.289( مثل آيه 86 بقره )
حرف” عن” در”عَنْه”:به معناي مجاوزت آمده است،يعني “منه”
لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ هُوَ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرُ (120)
حرف” لام” در”لِلَّهِ “:به معني اختصاص بذات اقدس خدا دلالت دارد.290 و در کشف الاسرار “لام” براي استحقاق آمده، يعني : خداي بلند مرتبه مستحق حمد است.
حرف” فى” در” فِيهِن”: ظرف مکان است، يعني هر آنچه در آن است.291
حرف” على” در”َ عَلىَ‏ كلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ قَدِيرُ”: در معناي استعلاي حقيقي است و “علي” در مقابل “لهم ” قرار گرفته است.292يعني برهمه چيز قادري ، سوره انعام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم‏
به نام خداى بخشاينده مهربان‏
حرف” باء “در” بِسْمِ اللَّهِ”:در سوره فاتحه توضيح آن به طور کامل آمده
الحَْمْدُ لِلَّهِ الَّذِى خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَ النُّورَ ثُمَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِرَبهِِّمْ يَعْدِلُونَ(1)
ستايش از آن خداوندى است كه آسمانها و زمين را بيافريد و تاريكيها و روشنايى را پديدار كرد، با اين همه، كافران با پروردگار خويش ديگرى را برابر مى‏دارند. (1)
حرف “لام” در ” لِلّه”: براي اختصاص و مفاد آن حصر است.293يعني فقط ستايش براي خداست.
حرف” باء” در” بربهم يَعْدِلُونَ”:به معني عن آمده،294يعني از پروردگار خويش ديگري را برابر مي دارند.
هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِينٍ ثُمَّ قَضىَ أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُّسَمًّى عِندَهُ ثُمَّ أَنتُمْ تَمْترَُونَ(2)
اوست كه شما را از گل بيافريد و عمرى مقرر كرد: مدتى در نزد او معين. با اين همه، ترديد مى‏ورزيد. (2)
حرف” من”” مِّن طِينٍ”: ابتداي غايت خلقت است.295يعني اوست که شما را از گل بيافريد.
وَ هُوَ اللَّهُ فىِ السَّمَاوَاتِ وَ فىِ الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَ جَهْرَكُمْ وَ يَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ(3)
در آسمانها و زمين، اوست كه خداوند است. نهان و آشكارتان را مى‏داند و از كردارتان آگاه است. (3)
حرف” فى” در” فى السماوات”‏:به معناي “علي” ميباشد، يعني بر زبر آسمانها است296
حرف” فى” در” فى الأرض‏”:در معني ظرف مکان حقيقي است، يعني آنچه در زمين است.
وَ مَا تَأْتِيهِم مِّنْ ءَايَةٍ مِّنْ ءَايَاتِ رَبهِِّمْ إِلَّا كاَنُواْ عَنهَْا مُعْرِضِينَ(4)
و هيچ آيه‏اى از آيات پروردگارشان بر ايشان نازل نشد، جز آنكه از آن رويگردان شدند. (4)
حرف” من”‏در” من ءاية”: زائد است و “آيه” حال است براي استغراق297 و ممکن است تبعيض باشد و اشاره به انواع دارد.298
حرف” من”‏در” من ءايات‏”:به معناي تبعيض است،299يعني بعضي از حجت هاي الهي مثل شکاف ماه
حرف” عن” در”عنها”: براي مجاوزت مجازي است،يعني از آن غافل و بي خبر بودند و به معناي من آمده است.
فَقَدْ كَذَّبُواْ بِالْحَقّ‏ِ لَمَّا جَاءَهُمْ فَسَوْفَ يَأْتِيهِمْ أَنبَؤُاْ مَا كاَنُواْ بِهِ يَسْتهَْزِءُونَ(5)
چون سخن حق بر آنها عرضه شد، تكذيبش كردند. پس به زودى، خبر چيزهايى كه به ريشخندشان مى‏گرفتند به آنها خواهد رسيد. (5)
حرف” با ء” در” بالحق‏”:براي تعديه است. توضيح اينکه فعلهاي لازم گاهي با حرف جر “باء” متعدي ميشوند. “جاء” لازم است و با حرف “باء” متعدي شده است، يعني اکنون حق را آوردي.300
حرف” با ء ” در”كاَنُواْ بِهِ يَسْتهَْزِءُونَ ‏:” براي متعدي کردن فعل استهزاء ميباشد.301 يعني چيزهايي که به مسخره مي گرفتند.
أَ لَمْ يَرَوْاْ كَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَبْلِهِم مِّن قَرْنٍ مَّكَّنَّاهُمْ فىِ الْأَرْضِ مَا لَمْ نُمَكِّن لَّكمُ‏ْ وَ أَرْسَلْنَا السَّمَاءَ عَلَيهِْم مِّدْرَارًا وَ جَعَلْنَا الْأَنْهَارَ تجَْرِى مِن تحَْتهِِمْ فَأَهْلَكْنَاهُم بِذُنُوبهِِمْ وَ أَنشَأْنَا مِن بَعْدِهِمْ قَرْنًا ءَاخَرِينَ(6)
آيا ندانسته‏اند كه پيش از ايشان چه بسيار از ملت‏ها و اقوام را هلاك كرديم؟ كه به آنان در پهنه زمين، نعمت ها و امكاناتى داديم كه به شما نداديم، و بر آنان باران‏هاى پى در پى و پر ريزش فرستاديم و نهرهايى از زير پاى آنان جارى ساختيم [ولى ناسپاسى كردند] پس آنان را به كيفر گناهانشان هلاك كرديم، و بعد از آنان اقوامى ديگر را پديد آورديم. (6)
حرف” من ” در “من قبلهم”:ابتداي غايت ميباشد. يعني پيش از ايشان302
حرف “من “در” من قرن”: براي تبيين راست ميباشد، يعني جماعتي از مردمان303را هلاک کرديم.
حرف “فى ” در “فى الأرض”:ظرف مکان است، مثل : “في ايامٍ معدوداتٍ”. و در معني حقيقي است يعني آنان که در پهنه زمين، قرار دارند.
حرف “لام” در ” لكم”:براي اختصاص است، يعني خدا به شما اختصاص ندارد. مثل آيه 132 بقره304
حرف “على” در ” عليهم”:به معناي استعلاء آمده يعني بر آنان بارانهاي پي در پي فرستاديم.
حرف “من” در”من تحتهم”:به معناي ظرف حقيقي است،يعني از زير آن.
حرف “باء” در ” بذنوبهم ” : براي سببيت است، يعني به سبب عصيانشان305
حرف “من” در “من بعدهم”: ظرف زمان است306،يعني بعد از آنان.
وَ لَوْ نَزَّلْنَا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره حرف"، در"، غايت Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره "در، قُلْ، "باء