پایان نامه ارشد رایگان درباره کتابهای درسی، تصویر ذهنی، کتاب درسی، فیزیولوژی

دانلود پایان نامه ارشد

برای افزودن یا کاستن درخشندگی رنگ وجود دارد، و هنگامی که از درخشندگی رنگ تصویر میکاهیم در واقع به نحوی رنگ از روی تصویر میپرد و به جای آن به تدریج تصویری سیاه و سفید با میزان تونالیته یا رنگمایه ثابت جایگزین تصویر رنگی میشود. با مشاهده این پدیده متوجه میشویم که میتوان با حفظ رنگمایه به صورت ثابت بر درخشندگی رنگ در تصویر افزود یا کاست.
هرگاه انسان به تصویری مدتی خیره شود پیامدی بصری و فیزیولوژی به همراه خواهد داشت که منجر به پدید آمدن نوعی تصویر ذهنی خاص میگردد. مثلاً اگر در مکانی روشن برای مدت قابل توجهی به یک شیء بیحرکت خیره شویم، و سپس بلافاصله به یک صفحه ساده نگاه کنیم و یا چشمان خود را ببندیم تصویر منفی همان شیء پیش رویمان ظاهر میشود. چنین پدیدهای در مورد رنگها با سایه – روشنهای مختلف نیز اتفاق میافتد. برای سهولت ادامه بحث، آن تصویر ذهنی را پس – تصویر42 مینامیم. نظریه معروف مونسل43، درباره رنگ برمبنای همین پدیدۀ بصری قرار گرفته است. رنگِ مخالف یا مکمل هر رنگ در چرخه رنگ دقیقاً همان رنگی است که به هنگام وقوع پَس- تصویر، دیده می شود. برای مثال وقتی برای مدت زمانی کافی به رنگ زرد خیره شوید و سپس به صفحهای ساده و خالی نگاه کنید رنگ بنفش در مقابل چشمانتان ظاهر می شود. (شکل5-2).

از این پدیده یک نتیجه دیگر نیز میتوان گرفت. میدانیم که رنگ زرد نزدیکترین رنگ به سفید است و رنگ بنفش نزدیکترین رنگ به سیاه، در نتیجه مشاهده میشود که پس- تصویر در این مورد، نه فقط از لحاظ رنگمایه، تیرهتر از تصویر است، بلکه اگر قرار باشد تصویر و پس- تصویر آن را با یکدیگر مخلوط کنیم، و محصول آن را از لحاظ رنگمایه یا تاریک- روشنی بسنجیم ، مشاهده میشود که نتیجه از این نظر برابر است با حد وسط رنگمایه های سیاه و سفید، یا متوسط کامل سیاهی و سفیدی، به همین ترتیب پس – تصویر رنگ قرمز، که خود از لحاظ رنگمایه در حد وسط سیاهی و سفیدی قرار دارد، رنگ مکمل سبز خواهد بود که از نظر رنگمایه مثل قرمز در همان حد متوسط است. از اینجا به این نتیجه میرسیم که رنگهای مکمل نه فقط از لحاظ رنگی یکدیگر را خنثی میکنند، بلکه مخلوط آنها از نظر رنگمایه به میزان متوسط و میانه سیاه و سفید خواهد بود، یعنی معادل پنجاه درصد سیاه و پنجاه درصد سفید.
خلاصه آنچه گفته شد چنین است: رنگ مهمترین عنصر بصری از نظر بار احساسی و عاطفی است، بنابراین دارای نیروی ویژهای در انتقال اخبار بصری است. رنگ نه فقط دارای معانی عام است که مورد قبول همگان می باشد، بلکه دارای معانی رمزی نیز هست، مضافاً اینکه افراد هریک به فراخور نوع شخصیت خود دارای سلیقههای شخصی در انتخاب رنگ هستند. ولی به رغم اهمیتی که برای رنگ قایل شدهاند، نحوۀ انتخاب آن به ندرت همراه با تجزیه و تحلیل درست و حساب شده انجام می گیرد. به هرحال خواه درباره آن درست فکر شده باشد و خواه نه ، وقتی رنگ انتخاب می شود معانی بسیار زیادی همراه با آن منتقل می گردد.
تمام عناصری که تا اینجا ذکر شد، یعنی نقطه، خط، شکل، جهت، رنگمایه، بافت، رنگ، مقیاس، بُعد سوم، و حرکت اجزای ساده و تجزیه ناپذیر رسانه های بصری هستند. این عناصر مواد خام و ساده ای هستند که ارتباط و تفکر بصری با استفاده از آنها شکل می گیرد. این عناصر در عین سادگی و صراحت، قابلیت فوق العاده ای در انتقال اخبار به صورت بصری دارند. قابلیت و امکانات نهفته در پیامهای بصری در نقل خبر، باز شناخته شده است، ولی هنوز از آنها استفاده کامل صورت نگرفته است و به قول ، مک لوهان، تصاویر تلویزیون می تواند در آینده فواصل را کوتاه کند و دنیای ما را به صورت دهکدهای جهانی44 ، درآورد. ولی اکنون کلام همچنان در ارتباط بشری غالب است. زبان عامل جدا کنندۀ ملتها از یکدیگر است، حال آنکه تصویر عامل پیوند دهنده آنهاست. یادگیری و فهم زبان پیچیده و نسبتاً مشکل است، در حالی که تصویر صریح و ساده است و تقریباً با سرعت نور میتواند بسیاری از اندیشهها را به دیگران منتقل کند. در نتیجه عناصر اولیه بصری از اهمیتی شایان توجه برخوردارند، زیرا برای تدوین زبانی که هیچ گونه مرزی نمیشناسد نیاز به فهم عمیقی از خصوصیات و نحوه کار آن است.
ایلن ستریزر45 (2010) قواعدی را برای تایپوگرافی بیان کرده است که میتواند راهگشای طراحان کتاب درسی باشد.این قواعد که به صورت مجزا برای هر کدام از عناصر تایپوگرافی بیان شده است به شرح زیر میباشند:
اندازهی تایپ
تصمیمگیری در این که تایپ چه اندازه باشد یک امر کاملأ بصری است اما یک سری عوامل میتواند در این تصمیمگیری به عنوان راهنما عمل کنند. حد میانگین تنظیم متن بین 9 پوینت و 12 پوینت و گاهی تا 14 پوینت است. در متون طولانی اگر ازاین حد کوچکتر باشد سخت خوانده میشود. زمانی که بسیار بزرگتر از از 12 تا 14 پوینت باشد، مقدار متن هر قدر باشد، چشم را خسته میکند. گاهی اندازهای که انتخاب میکنید به نوع طراحی تایپفیس46 بستگی دارد. به این خاطر که اندازه حروف و ارتفاع x در فونتهای مختلف متفاوت است. ارتفاع x در خوانایی فونت تأثیر میگذارد و باعث میشود که تایپفیسهای مختلف در یک پوینت مشخص نسبت به یکدیگر کوچکتر یا بزرگتر دیده شوند. طول متن نیز باید مورد توجه قرار بگیرد، همانطور که عرض ستون، مانند یک گرید47 از پیش تعیین شده، به دلایلی که در ادامه در مورد «طول خط» و «فاصلهگذاری خطوط» بیان میشود مورد توجه قرار گیرد.

طول سطر
طول سطر و اندازهی پوینت به یکدیگر وابسته هستند، بهطوری که، طول سطر برای خوانایی بیشتر تا حدی بر اساس اندازهی پوینت تعیین میشود: هر اندازه پوینت یزرگتر باشد، طول سطر باید بیشتر شود. ما کلمات را برا اساس شکل حروف تشخیص میدهیم و میخوانیم ، نه از طریق حرف به حرف، ما همچنین براساس گروه کلمات میخوانیم. اگر طول سطر خیلی کوتاه باشد، تعداد زیاد حروف هایفندار48 – خط تیرهای که در آخر سطر میآید و اشاره دارد که ادامه کلمه در سطر بعد است- ایجاد میشود که در خوانایی اختلال ایجاد میکند و خواننده را مجبور میکند سریع به سراغ سطر بعدی برود آنقدر که درک از خواندن کاهش مییابد. از طرف دیگر، در سطرهایی که طول آنها زیاد است، پیدا کردن شروع سطر بعدی در بلوکهای متن طولانی، برای چشم سخت میشود و خواننده را گیج میکند.قاعده کلی این است که در هر سطر تقریبآ 50 تا 70 کاراکتر قرار بگیرد, اما در این قاعده استثنا نیز وجود دارد (شکلهای 7-2 تا 9-2).

فاصلهسطر (لیدینگ)
فاصلهی سطر به فضای عمودی بین تایپ، از یک خط مبنا تا خط مبنای بعدی گفته میشود، و معمولأ با پوینت اندازهگیری میشود(به جز بسیاری از برنامههای پردازش کلمه که انتخاب محدودی را ارایه میدهند، فاصله گذاری یک و نیم یا دوبل). به آن لیدینگ نیز میگویند. لیدینگ خیلی فشرده، خواندن را مخصوصأ در اندازههای کوچک.مشکل میکند. لیدینگ زیاد را نیز نباید اعمال کنید. اغلب برنامههای طراحی دارای تنظیمات از پیش تعیین شده هستند که لیدینگ اتوماتیک نامیده میشود، و در حدود 20 درصد بیشتر از اندازه پوینت است. یک قاعده کلی اصلی برای متن، داشتن حداقل دو پوینت (مانند 14/12، یا تایپ12 پوینت و لیدینگ 14پوینت) تا 5 پوینت لیدینگ است به طور کلی تایپ نمایشی میتواند لیدینگ کمتر داشته باشد، زیرا هر اندازه که تایپ بزرگتر شود، فضای منفی که با فاصله گذاری در سطر ارتباط دارد (و فاصلهگذاری در حروف) به صورت تصاعدی زیاد میشود.
ترازبندی
روشهای زیر میتوانند برای ترازبندی متن، مورد استقاده قرار بگیرند:
چپچین: چپچین از متعارفترین تنظیمات برای حروف لاتین است (و غالبأ پیشفرضها چپ چین تنظیم شدهاند). شیوهای است که خوانایی بالایی دارد و چشمان ما ما به آن عادت دارند. متن را در حاشیه چپ تنظیم میکنند و حاشیه راست را رها میسازد تا بر اساس طول خط هر جایی که ممکن است تمام شود (شکل10-2).

راستچین: این شیوه متن را در سمت راست تراز میکند و حاشیه سمت چپ را ناصاف میگذارد، اما از آنجایی که چشم برای رفتن به سطرهای بعدی در طول ستون باید یک حاشیه ناصاف و مواج را در سمت چپ دنبال کند، خواندن آن سخت است. فقط در مواردی که طرح بهخصوصی مدنظر است از آن استفاده شود49 .
همترازی: یا چپ چین و راستچین: در این شیوه فضای بین حروف و کاراکترهای تکی ایجاد میشود تا سطر آنقدر کشیده شود که در هر دو حاشیه تراز شود. این شیوه بلوکی هندسی از متن بهوجود میآورد که گاهی اوقات مطلوب است. گرچه از آن معمولأ زیاد استفاده میشود، مخصوصأ در روزنامهها و مجلات، این تکنیک، ترفندی است برای زمانی که وقت زیادی برای تنظیم دقیق متن ندارید. زمانی که سطرها در این شیوه کشیده میشوند، رنگ، بافت و خوانایی تایپ توسط فضای سفیدی که برای تراز نمودن دو طرف حاشیه استفاده شده به مقدار زیادی تنزل پیدا میکند. در بعضی موارد (بسته به نرمافزار و تنظیمات مورد پسند شما)، خود کاراکترها برای ایجاد این همترازی به صورت الکترونیکی فشرده و گسترده میشوند. تنظیم این همترازی ممکن است رودخانهای از فضای سفید به وجود آورد که باید به هر قیمت از به وجود آمدن آن جلوگیری کرد. تمام این دستکاریها ممکن است به یک تایپوگرافی ضعیف منجر شود.
برای جلوگیری از بعضی مشکلات که در شیوهی هم-ترازی وجود دارد، باید سعی شود سطرتان را کمی طولانی تر از حد معمول بسازید، یا تایپتان را کوچکتر کنید، هر قدر تعداد حروف بیشتری در یک سطر قرار دهید، به فضای سفید کمتری برای ایجاد این همترازی احتیاج دارید. اگر از اندازه و عرض مناسبی استفاده نمودهاید، ضروری است که متن را ویرایش کنید تا خطوطی را که خیلی باز هستند، یا خیلی فشرده هستند، یا در انتهاهایفنهای زیادی دارند، مخصوصأ اگر بیشتر از دو خط در آن دارای این ویژگیها است، بتوانید اصلاح کنید.
تایپ وسطچین: این شیوه میتواند زمانی که برای بلوکهای کوتاه متن استفاده میشودبسیار تاثیرگذار باشد مانند تیترها، عنوانها، عناوین فرعی، دعوتها، اعلانها، اشعار. در این شیوه بدون این که فضای سفید اضافه شود، سطرهای تایپ از مرکز با یکدیگر هماهنگ میشوندو لبههای ناهموار را در سمت چپ و راست ایجاد میکنند.این روش، تقارن و زیبایی را در کار ایجاد میکند اما زمانی که برای مقدار زیادی از نوشته استفاده شود، خوانایی را کاهش میدهد.
تایپ دورچین: این روش تایپی است که دورتادور محیط یک تصویر، عکس یا عنصر دیگر گرافیکی تراز میشود. میتواند در حاشیه راست یا چپ یا هر دو حاشیه به کار رود.
تایپ جورچین: تایپ جورچین، تنها با هدف زیبایی، درون شکل خاصی قرار میگیرد. همیشه برای این که شکل خاصی را به خود بگیرد، همتراز میشود. اگر پهنای خطوط کم باشد، احتمالأ به ویرایش متن و کار با دست برای جلوگیری از به وجود آمدن فضای زیاد بین کلمات یا حروف، رودخانهی سفید و خطوط فشرده یا کشیده شده احتیاج است.

طراحی متن کتاب درسی
در کتابهای درسی عاملی که از نطر اهمیت در درجه نخست قرار دارد، زبان و کلام است و عواملی نظیر طرز قرار گرفتن و ترکیببندی شکلها و تصاویر و جنبهی ثانویه و کمکی نسبت به اولی دارند. خطهای نوشتاری اولیه خود مجموعهای از تصاویر بودند که با آرایش خاصی در کنار هم قرار میگرفتند. به تدریج با پیشرفت قوای نشانهسازی و انتزاعی کننده ذهن، فکر کردن به وسیله مفاهیم کلی پدید آمد که منشأ آن تفکر به وسیله تصاویر بوده است. به همین گونه نیز خط آوایی طی جریانی مشابه از بطن هییروگلیف50 که در واقع نگارش با تصویر بوده نشأت گرفته است (کوستلر51، 1965).
در زمینه طراحی متن کتابهای درسی لومان52 (2005) معتقد است طراح باید به سه مسأله محوری را مورد توجه قرار دهد:
لایه بندی صفحه53
شکل و اندازه و نحوه قرارگیری حروف چاپی54
رنگ و علامتگذاری ویژه55
لایه بندی صفحه
وقتی لایهبندی صفحه را انتخاب میکنید باید به مخاطب و چگونه مورد استفاده قرار گرفتن اطلاعات توجه داشت. انتخاب فاصله مناسب بین خطوط به خواننده کمک میکند تا مطالب را سریعتر و با آسایش چشمی بیشتری بخواند.
فاصله بین پاراگرافها اهمیت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کتاب درسی، برنامه های آموزشی، آموزش و پرورش، کتابهای درسی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره کتابهای درسی، کتاب درسی، دستور زبان، اصول طراحی