پایان نامه ارشد رایگان درباره کارآفرینی، کارآفرینی سازمانی، فرهنگ کارآفرینی

دانلود پایان نامه ارشد

فرصت‌هاي شغلي ديگر را با هدف ايجاد ارزش براي يک محصول يا خدمت مي‌پذيرد (رونستات52، 1983) .

2-2-2-3. تاریخچه کارآفرینی در ایران
با وجود توجه کشورهای پیشرفته دنیا از اواخر دهه 1970 به کارآفرینی، در کشور ما تا شروع اجرای برنامه سوم توسعه، توجه چندانی به این موضوع نشده و حتی در محافل علمی و دانشگاهی نیز به جز موارد بسیار نادر، فعالیتی در این زمینه صورت نگرفته بود. مشکل بیکاری و پیشبینی حادتر شدن آن در دهه 1380 موجب شد که در زمان تدوین برنامه سوم توسعه، موضوع توسعه کارآفرینی مورد توجه قرار گیرد. در برنامه اخیر، توسعه کارآفرینی در سطح وزارتخانههای علوم، تحقیقات و فناوری؛ بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، جهاد کشاورزی، صنایع و معادن فلزات و همچنین مؤسسه جهاد دانشگاهی به دلیل ارتباط با فعالیتهای آنها مطرح شده است.

2-2-2-4. تعریف کارآفرینی سازمانی
تعاريف متعدد كارآفريني سازماني كه در مقالات و كتب مختلف و از ديدگاه صاحب‌نظران متعدد ارائه شده، بهطور قابلملاحظه‌اي به هم شباهت دارند. کارآفرینی سازمانی فرآیندی است که سازمان طی میکند تا همه کارکنان بتوانند در نقش کارآفرینان انجام وظیفه کنند و تمام فعالیتهای فردی یا گروهی را بهطور مستمر، سریع و راحت در سازمان مرکزی به ثمر برسانند. هنگامیکه فعالیت کارآفرینی توسط فرد یا گروه کارآفرین در داخل یک سازمان انجام بگیرد، به آن کارآفرینی سازمانی گویند. در این حالت فرد یا گروه کارآفرین از قابلیتها و امکانات یک سازمان استفاده کرده و اقدام به فعالیت کارآفرینی به عنوان فعالیتی با وابستگی سازمانی مینماید. نتیجه این نوع کارآفرینی معمولاً ایجاد یک واحد سازمانی جدید در داخل سازمان، طراحی و عرضه خدمات جدید و ایجاد ارزشهای نوین برای سازمان میباشد (گلستان هاشمی،۱۳۸۲). کارآفرینی فرآیندی است که در آن تولیدات و فرآیندها از طریق ایجاد فرهنگ کارآفرینی در درون یک سازمان در حال فعالیت توسعه داده میشوند و شکلگیری فعالیتهای کارآفرینانه بنگاه بارزترین نشانههای کارآفرینی سازمانی است (فرهنگی و صفرزاده، ۱۳۸۶).
مكنزي و ديكامبو53(1986) معتقدند كه فعاليت كارآفرينانه سازماني مي‌تواند شامل توسعه يك محصول جديد تا ايجاد يك فرآيند اثربخش باشد.
جنيگ و يانگ54 (1990) كارآفريني سازماني را به عنوان فرآيند توسعه محصولات يا بازارهاي جديد تعريف مي‌كنند.
كوراتكو و هورنسباي55 (1990) كارآفريني سازماني را به عنوان ايجاد كسب و كارهاي جديد در درون چارچوب شركت‌هاي مادر، توصيف مي‌نمايند.
بوليند و ونكاتارامن56 (1992) كارآفريني سازماني را به عنوان ابزار شركت‌ها براي افزايش ثبات اقتصادي شركت در بلندمدت تعريف مي‌نمايند و آريل57 (1996) معتقد است كه كارآفريني سازماني داراي سه بعد است كه عبارتند از: نوآوري، توسعه محصولات، خدمات يا فرآيندهاي جديد و ريسك‌پذيري.
كارآفريني سازماني يك فرآيند تجديد يا دوباره نوسازي سازماني است كه داراي 2 بعد متمايز اما مرتبط به هم مي‌باشد. نوآوري و جسارت و بعد بعدي دوباره نوسازي استراتژيك است. فعاليت‌هاي نوآورانه، تأكيد بر ايجاد كسب و كار جديد، از طريق توسعه‌ بازارهاي جديد يا تأكيد كردن بر محصولات، فرآيندها، خدمات، فنآوری‌ها و نوآوري‌هاي اداري جديد است (عربیون، 1385) .

2-2-2-5. ضرورت و اهميت كارآفريني در سازمان
جهان امروز، بيترديد از ویژگیهای خاصي برخوردار است؛ كه عمدهترين آنها عبارتند از: تغييرات و تحولات سريع، پيچيدگي فزاينده و رقابت روز افزون.
سازمانهاي امروز در محيطي پويا و پر از ابهام و تحول زندگي ميكنند، سرعت اين تغييرات بهگونهاي است كه شايد نتوان منحني تغيير را در بعد زمان ترسيم كرد. اين موارد باعث شده تا حيات شركتها هر چه بيشتر در معرض خطر قرار گيرد و يافتن راه چاره به عنوان دغدغه فكري هميشگي براي مديران هوشيار شركتها مطرح است. آنها بايد تلاش كنند تا بيش از ديگران و محصول يا خدمات مورد نظر مشتري، خود را با تمام ويژگيهاي درخواست او توليد و عرضه كنند. از اينرو است كه اهميت نيروي انساني خلاق و نوآور و به عبارتي ديگر كارآفرينان سازماني در شركتها برجسته ميشود و تنها با وجود چنين افرادي يك شركت قادر است به نوآوريها دست يابد و در عرصه‌ رقابت دوام آورده و در نهايت به عنوان يك سازمان يا شركت پيشرو و كارآفرين مطرح گردد.

2-2-2-6. نظریههای کارآفرینی
کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت. مکاتب مختلف از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریههای خود تشریح کردهاند. بی شک در توسعه کارآفرینی نظریههای متعددی وجود دارد که در ذیل به برخی از نظریهها اشاره میگردد:

1. نظریه کارآفرینی پارسنز
پارسنز58، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریههای خود را در چهار نظام زیستی، فرهنگی، نظام اجتماعی و دینی بیان کرده است، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تأثیر نهاد خانواده و مدرسه میداند که در پرتو آن، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقشهای تولیدی بالا میرود. در همین خصوص باید به شیوه جامعه پذیری، میزان رشد و انسجام شخصیت، استقلال فردی، طرز تلقی از کار در جامعه، سخت کوشی، پشتکار و وقت شناسی اشاره کرد ( پاردی و هاو59،1999) .

2. نظریه کارآفرینی ماکس وبر
ماکس وبر60 جامعه شناس بزرگ آلمانی در تشریح تبیین چگونگی شکل گیری تمدن نوین صنعتی و سرمایهداری در مغرب زمین به مفهومی اشاره میکند که این مفهوم به زبان امروزی، همان فرهنگ کارآفرینی است. وبر توسعه فرهنگ کارآفرینی را متأثر از چهار عامل تشویق به کار برای سعادت، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت، برنامه ریزی برای آینده و صرفه جویی میداند (پاردی و هاو،1999) .

3. نظریه کارآفرینی مکلند
مکلند61، روانشناس اجتماعی معاصر، نظریه نیاز به موفقیت را برای اولین بار در مباحث اجتماعی مطرح کرد. وی معتقد بود جوامعی که دارای نیاز به موفقیت پایین هستند، نرخ سرمایهگذاری، خطرپذیری در آنها پایین است و به تبع آن توسعه نیافته هستند و در جوامعی که نیاز به موفقیت بالا است، نرخئ سرمایهگذاری و خطرپذیری نیز بالا است. در این جوامع، افرادی پیدا میشوند که کسب و کار جدیدی راهاندازی میکنند، شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی میکنند و ظرفیت تولیدی و بهرهوری آن را افزایش و بهبود میبخشند. مکلند چنین افرادی را کارآفرین مینامد و عواملی نظیر شیوه جامعهپذیری، شیوههای تربیتی والدین، طبقه اجتماعی والدین، ایدئولوژی حاکم، مذهب و تحرک اجتماعی را عوامل مؤثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی میداند. توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفرینی است و مناسبترین نوع جامعهپذیری را تقویت استقلال فردی ایجاد اعتماد به نفس میداند که موجب کارآفرینی میشود ( هارویتز و بروک هاوس62،2000) .

2-2-2-7. ابعاد کارآفرینی سازمانی
1. نوآوری
نوآوری سومین مرحله از فرایند سهمرحلهای تکامل فنآوری است: 1- اختراع: رویداد فکری و ایده؛ 2- توسعه: تبدیل ایده به چیزی که اجرا میشود و 3- نوآوری: تبدیل چیزی که اجرا میشود که آن هم منجر به ماندن در بازار میشود. یک کارآفرین، مبتکری است که هر سه مرحله را با هم انجام میدهد، اما کارآفرین زمانی موفق است که سومین مرحله را انجام دهد تا کارآفرین را به دست آورد (کیلگور63،1992) . نوآوری یک ضرورت محیطی در حوزه کارآفرینی است، نوآوری به عنوان یکی از ابزارهای ضروری رقابتی برای موفقیت و بقای بلندمدت شرکتها محسوب میشود (ابراهیمپور،1390) .

2. خطرپذیری
مطالعات سازمانی بروچووس و شپیرا64 نشان میدهد که خطرپذیری به عنوان وظیفه جداییناپذیر کارآفرینی تلقی میشود که منجر به موفقیت میشود. این ریسک دربرگیرنده خطر مالی و خطر شخصی است که چنین تصمیماتی را دربرمیگیرد. سازمان خطرپذیر احتمالاً تمایل به ارتقاء داشته و رفتارهایی را نشان میدهد که منجر به فرایند تقویت و نهایتاً محصولات و خدمات جدید با فنون نوآوری میشود (داس و جاشی65،2007) .

3. پیشگامی
سومین ویژگی عملکرد کارآفرینی، چگونگی پیشگامی در اقدامات در مقایسه با رقبا و در به دست آوردن اطلاعات در مورد فرصتهای بازار است. در حالیکه فعالیتهای نوآورانه بر فاز اجرا تأکید دارد، بعد پیشگامی بر ادراک فرصتهای بازار جهت تحریک نوآوری تأکید میکند (ابراهیمپور،1390) . به عبارتي پيشگامي به تمايل مديريت در افزايش رقابت اشاره دارد (عزيزي زيارت،1387) .

4. رقابت تهاجمی
رقابت تهاجمی، معرف شدت تلاشهای شرکت برای پیشرویی در عملکرد و تضعیف صنعت رقبا میباشد. شرکتهایی که به شدت تهاجمی هستند، رقبای خود را به عنوان دشمن تلقی میکنند که باید بر آنان پیروز شوند (لامپکین و دس66،2001) . رقابت تهاجمي، تمايل سازمان در به چالش درآوردن يا رقابت کردن با رقبا تعريف شده است.کووين و سلوین67 چنين فرض میکنند که حالت کارآفريني، در تمايل شرکت به رقابت تهاجمي با رقباي صنعتي منعکس شده است (کووين و سلوين،1991) .

2-2-2-8. ویژگیهای کارآفرین
 در تعیین ویژگیهای کارآفرین، برخی به گزینههای روانشناختی و خصوصیات فردی و شخصیتی کار آفرین میپردازند و گروهی به فعالیتها و رفتارهای کارآفرین و عملکرد وی در محیط توجه میکنند. مهمترین ویژگی کارآفرین نوآوری است. برخی از ویژگیهای فردی و شخصیتی که کارآفرینی را تسهیل میکنند عبارتند از:
نوآوری، خلاقیت، اعتماد به نفس، توفیقطلبی، هوشمندی، تعهد، خطرپذیری، نگرش مثبت، بینش و بصیرت، آینده نگری، پشتکار، توانایی نفوذ در دیگران، انگیزه بالا، عزم و اراده، بیم نداشتن از شکست، قدرت تخیل، وقتشناسی، اعتقاد به کنترل سرنوشت خویش، توانایی تشخیص فرصتهای کشف نشده، بهطور کلی هوش هیجانی افراد کارآفرین بالا میباشد.

2-2-2-9. موانع و محدوديتهاي كارآفريني سازماني
ما اين مبحث را با چند سؤال بديع آغاز مي‌كنيم: چرا سازمان‌هاي بزرگ كارآفرين نيستند؟ چرا اين سازمان‌ها نمي‌توانند مانند سازمان‌هاي جديد و نوظهور، كارآفرين باشند؟ اگر هدف اصلي كارآفريني را رشد سريع يك فعاليت اقتصادي تا سرحد امكان بدانيم، بسيار مضحك است، چرا كه دستيابي به چنين هدفي، به ناچار موجب ايجاد يك سازمان بزرگ مي‌شود. در مورد اينكه چرا سازمان‌هاي بزرگ مانع كارآفريني مي‌شوند، و اينكه چرا در دستيابي مجدد به يك سطح كارآفريني كه آن را از دست داده‌اند، ناموفق هستند؛ دلايل متعددي وجود دارد. در ادامه، برخي از موانع كارآفريني سازمان‌هاي بزرگ تشريح مي‌گردد.
تلاش‌ها براي تعقيب كارآفريني در بخش دولتي با موانع متعددي مواجه بوده است. بر طبق ديدگاه كورنوال و پرلمن68، برخي از مهم‌ترين اين موانع عبارتند از:
كثرت و ابهام اهداف كه باعث فلج شدن مديريت مي‌شود. استقلال مديريتي محدود شده توأم با استعداد بالاي مداخله‌جويي‌ها كه باعث سرخوردگي و مأيوس شدن از نوآوري مي‌گردد؛ از آنجا كه اقدامات مديران دولتي در معرض ديد مردم قرار داشته و حساسيت زيادي نسبت به آنها وجود دارد، نتيجه آن افزايش رفتار مديريتي محافظه‌كارانه در مديران دولتي است. سيستم‌هاي پاداش نامناسب كه باعث بي‌انگيزگي در ريسك‌پذيري مي‌شود؛ كوتاه‌مدت‌نگري كه باعث تضعيف تفكر بلندمدت‌نگري شده كه آن نيز به نوبه خود بر ابتكارات كارآفرينانه اثر منفي مي‌گذارد؛ تظاهر به كاركردن از سوي كاركنان و برنامههاي رسمي از عوامل بازدارنده کارآفرینی سازمانی هستند؛ قيد و بندهاي مربوط به خط‌مشي‌ها و سياست‌هاي پرسنلي كه منجر به كاهش توانايي مديران براي برانگيختن زيردستان مي‌شود (عربیون، 1385) .

2-3. پیشینه پژوهش
2-3-1. مقدمه
به منظور شناسایی پژوهشهای انجام شده در زمینه مدیریت دانش و کارآفرینی سازمانی، بررسیهایی صورت گرفت. نتایج نشان داد که در زمینه بررسی رابطه مدیریت دانش و متغیرهای دیگر مرتبط با آن، از جمله: خلاقیت، فرهنگ سازمانی، بالندگی سازمانی و غیره تحقیقات متعددی انجام گرفته است؛ اما در زمینه رابطه مدیریت دانش و کارآفرینی سازمانی پژوهشهای

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدیریت دانش، کارآفرینی، عوامل فرهنگی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی، نوآوری سازمانی