پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان

دانلود پایان نامه ارشد

امور ديواني، اعراب مشغول در دستگاه حكومتي مغولان و … را در بر گيرد.
در حقيقت حكومت مملوكان از تمامي استعداد، مهارت و تخصص فراريان پناهنده به سوي غرب منفعت جست.216 زيرا علاوه بر الگوبرداري هاي نظامي و اداري ما مي توانيم از تغييرات اساسي در زمينة سبك هنري اين دوره نتيجه بگيريم كه فلز كاري، شيشه گري و تصوير كشي كتاب ( نقاشي) از موصل به درون سرزمين هاي مملوك منتقل شد و جماعت متخصص و پناهنده در اين دوره بوسيلة صنعتگري، طبابت، نجوم و ستاره شناسي و مانند آن برجسته بودند.217
به احتمال زياد منتقل شدن هنرمندان عرب و ايراني و به تبع آن هنرهاي زيباشناسي به مصر، نشان دهندة چند ويژگي خاص مي باشد. اول اينكه مملوكان به رهبري ملك ظاهر بيبرس خود را براي تحولي شگرف آماده كرده بودند، تا با بهره برداري از كوچكترين ويژگي هاي فراريان و پناهندگان به اصلاحات مد نظر خود برسند. در درجة دوم اينكه آشفتگي اوضاع داخلي ايران – حداقل در زمان هلاكوخان- باعث شد تا نيروهاي توانمند داخلي و هنرمندان و دانشمندان از ترس جان و مال و فكر و… به سمت مصر گرايش پيدا كنند. بنابراين تضاد آشكاري در موقعيت دو كشور همسايه ديده مي شود كه حركت امواج وافدية دانشمند، فرهيخته و هنرمند را توجيه مي كند.218
در نهايت ذكر اين نكته ضروري به نظر مي رسد كه به خاطر گسترش و توسعة امواج وافديه در ميان مصريان، وضعيت مملوكان به لحاظ مقام و موقعيت با كردها، عرب ها، ترك ها يا جنگجويان مستقل مغول در تعارض افتاد. اين اختلاف بعدها بسيار گسترده تر شد، تا جايي كه ديويد آيالون به استناد منابع عربي از واقعه اي جالب توجه سخن به ميان مي آورد، بدين صورت كه:
” در منازعه ميان دو امير مملوك، يكي به ديگري مي گويد: تو يك وافدية نفي شده از سرزمينت هستي، پس چطور خودت را به عنوان يك مملوك سلطنتي و شاهانه قلمداد مي كني؟”.219

فصل سوم
فراريان و پناهندگان در زمان سلطنت آباقاخان و سيف الدين قلاوون

در ذي الحجة سال 676 ه سلطان بيبرس در شهر دمشق درگذشت و پس از او پسرش ملك سعيد ناصرالدين محمد بركه خان بن بايبرس به تخت نشست.220 ملك سعيد بعد از اينكه امور مملكت را در دست گرفت، مواجب و مرسومات سپاهيان كاهش داد و به همين خاطر اشراف قصد كردند كه او را خلع كنند، وي متوجه شد و برادر خود سلامش را بر تخت نشاند و او را ملك عادل لقب داد.221 سلطنت ملك عادل سه ماه بيشتر به طول نينجاميد و بعد از او سيف الدين قلاوون مشهور به الفي با لقب “الملك منصور” در ماه رجب سال 678 ه به پادشاهي رسيد.222

1. فرار و پناهندگي شحنة مغول به مصر(سال 680 ه / 1281 م)
از رخدادهاي قابل توجه در عصر سلطنت سيف الدين قلاوون فرار يكي از شحنگان مغول به مصر مي باشد. بدين صورت كه بعد از شكست ايلخانان در نبرد حمص اول در مقابل قلاوون در سال 680 ه ، ” آباقاخان يكي از امراي خود را كه شحنة جزيره بود، به قتل برادر خويش منگو تيمور متهم كرد. او از آنجا بگريخت و در اين هنگام سلطان قلاوون لشكري به ناحية موصل فرستاد و مسلمانان به سنجار223 رسيدند و آن امير مغول را يافتند. سلطان قلاوون نام وي را در ديوان نوشت. او بسياري از اخبار مغول را نقل كرده است “.224
مقام شحنه در نزد ايلخانان به عنوان فرستاده، والي و همه كارة ايشان در تمامي امور يك ناحيه بوده است. بنابراين اطلاعات مهم و گرانبهايي را در اختيار داشته و به همين سبب پناهخواهي او نزد مماليك منفعت فراواني را براي ايشان به ارمغان آورده است. نوشتن نام او در ديوان توسط سلطان مصر نشان از اهميت فوق العادة اين كارگزار ايلخاني نزد مماليك دارد. از همه مهمتر اينكه به گفتة ابن خلدون اين شحنه بسياري از اخبار مغولان را براي مصريان بيان كرده است. به هر ترتيب اين فراري مغول نيز به جايگاه مناسبي در نزد ماليك دست يافت.
علت فرار اين شحنة مغول همانطور كه پيش از اين ذكر شد، اتهام دخالت در به قتل رساندن برادر آباقاخان بود. ضمن اينكه اوضاع متشنج منطقه و نبرد ميان ايلخانان و مماليك، و در نتيجة آن شكست مغولان به عنوان عاملي تأثير گذار، در اين خصوص حائز اهميت است.

2. پناهخواهان سياسي به پيش قراولي عزالدين آيبك شامي( سال 676 ه / 1278 م )
با مرگ سلطان ملك ظاهر بيبرس و تفويض ادارة امور سلطنت به پسرش ملك سعيد، عده اي از مخالفان مماليك با استفاده خلأ به وجود آمده در مصر و شام، به سمت قلمروي ايلخانان گريختند.
آن طور كه از منابع پيداست، احتمالاً اين اولين گروه پناهندة سياسي از شام است كه در دورة آباقاخان نزد ايلخانان آمده اند. رشيد الدين فضل الله در اين خصوص ذكر مي كند كه در صفر سال 676 ه عزالدين آيبك شامي به همراه ده نفر از همراهانش نزد سلطان آباقاخان آمده و سيورغاميشي يافتند.225 ايلخان ” حاكمي ملاطيه226 را به وي مفوض كرد و جهت علوفة او و لشكرش هر سال پنج هزار معين گردانيدند “.227
آباقاخان نيز همانند سلطان مصر به خوبي از اين گروه استقبال كرد و تمامي شرايط را براي رضايت ايشان فراهم ساخت. دادن حكمراني يك ناحيه در قلمروي ايلخانان به عزالدين آيبك نشان از نگاه خاص ايلخان نسبت به اين دسته از فراريان دارد. ضمن اينكه ممكن است آوردن مال و حشم از جانب اين دسته در قلمروي ايلخانان نيز تا حد زيادي توأم با سود و منفعت باشد.
به هر ترتيب اين گروه در قلمروي ايلخانان ساكن شدند، اما ” چون به ملاطيه رسيدند سيصد هزار درم بزخم چوب از مردم بستدند و باز گريخته و به شام رفتند “.228 بنابراين مشخص مي شود كه اين پناهندگي چندان به مذاق شاميان خوش نيامده و دوباره راه سرزمين خود را در پيش گرفته اند. ضمن اينكه نه تنها سودي به مغولان نرسيد، بلكه زورگيري شاميان در ملاطيه خسارت زيادي بر ايلخانان واردكرد.
علت آمدن اين گروه مشخص نيست، اما ممكن است تغيير و تحولات داخلي مصر در عصيان و سركشي اين گروه مؤثر باشد. زيرا به نظر مي رسد با روي كار آمدن سلطان جديد و به تبع آن به وجود آمدن اوضاع ناآرام و تشنج در امور داخلي مصر، مماليك اقتدار پيشين خويش را كه در زمان ملك ظاهر داشتند از دست داده بودند. اين مطلب با به تخت نشستن سه پادشاه در طول كمتر از سه سال بعد از مرگ ملك ظاهر به خوبي قابل درك است.

الف. نقش نائب دمشق در يورش ايلخانان به شام
با به قدرت رسيدن سه نفر در كمتر از سه سال در مصر و سلطنت بي ثبات سيف الدين قلاوون، اوضاع داخلي مصر تا حد زيادي آشفته گرديد. در اين بين برخي از امراء دست به شورش زده و مخالفت خويش با به سلطنت رسيدن الفي را آشكار نمودند. يكي از اين امراء شمس الدين سنقر الاشقر نائب دمشق بود.
سنقر الأشقر در مخالفت با الفي و بعد از درگيري سپاهيانش با قلاوون به شهر رحبه فرار كرد و در آنجا پناهنده شد و با امير عيسي فرزند مهنا (يكي از اعراب بدوي) توافق كردند كه يك نماينده نزد آباقاخان بفرستند و از او بخواهند تا با سپاهيانش به طرف سرزمين شام بيايد.229 نائب دمشق قصد داشت با كمك آباقاخان موقعيت تازه به دست آمدة قلاوون را تضعيف كند و در همين راستا با گروهي از مماليك، مصر را در مخالفت با قلاوون ترك كرد.
اتفاقاً در اين زمان خبر فرار اين گروه از اتراك بحري به ايلخان رسيد، و او فرستادگاني را فرستاد تا آنان را به نزد ايلخان دعوت كنند.230 سنقر الأشقر و عيسي بن مهنا از آمدن اين فرستادگان شاد شدند و عيسي بن مهنا، برادر خود را همراه پيكي به بغداد فرستاد و ايلخان او را خوش آمد گويي كرد و ” زر و غله بر بغداد حواله كرد “.231 به هر ترتيب آباقاخان به تحريك نائب دمشق و عيسي بن مهنا به سمت شام لشكر كشيد.
ايلخان پنجاه هزار سوار به سرداري منكوتمر به سمت شام فرستاد، اما سنقر الاشقر با تحريكات آيبك الأفرم فرستادة قلاوون، از كردة خود پشيمان شد و چون از آمدن مغولان آگاهي يافت، با زن و فرزند و بستگان خود از نزد مغولها گريخت.232
تحريكات اين گروه از مماليك مصر كه به همراه نائب دمشق قصد عصيان و سركشي در مقابل قلاوون را داشتند، بي نتيجه ماند. سنقر الاشقر از اقدام خود پشيمان شد و به ايلخانان كمك چنداني نكرد. ضمن اينكه سپاهيان ايلخاني نيز متحمل شكست سختي شدند. هر چند كه اين موج از فراريان تا نزديكي مرزهاي ايران آمدند و پشيمان از اقدام خود به پناهخواهي نزد ايلخانان نرفتند، اما عمل آنان در برانگيختن آباقاخان بر ضد مصر بسيار مؤثر بود و ايلخان را به لشكر كشي عليه مماليك برانگيخت.
ابن فوطي در خصوص علت مخالفت نائب دمشق و قلاوون آورده است كه ” چون الفي به حكومت رسيد امراء را دستگير كرد و بيشترشان را بكشت و سنقر را در شام امارت داد. سنقر به مصر رفت و در باب كشتاري كه الفي كرده بود از فقها فتوا خواست و فقها به وجوب قتال با او فتوا دادند “.233 البته مخالفت سنقر الأشقر با قلاوون براي حمله به برخي نواحي و همچنين به قدرت رسيدن الفي و بيشتر شدن طرفدارانش نيز از ديگر دلايل اختلاف و فرار سنقر الأشقر بود.234 ضميمة اين عوامل، به نظر مي رسد كه ادعاي استقلال طلبي نائب دمشق235 و اوضاع ناآرام مصر در هنگام به تخت نشستن سلطان جديد، مي تواند در خصومت ميان طرفين و گرايش سنقرالأشقر به سمت ايلخانان مؤثر باشد.

3. به تخت نشستن سلطان احمد تكودار

بعد از مرگ آباقاخان در سال 680 ه / 1281 م، احمد تكودار بن هلاكوخان به سال 681 ه / 1282 م بر تخت سلطنت نشست.236 همزمان با روي كار آمدن ايلخان جديد، حركت گروه هاي فراري و پناهنده نسبت به دوران پيش از آن تا حد قابل توجهي كاهش پيدا كرد. در اين زمان همچنان اوضاع داخلي و خارجي سرزمين مصر با پادشاهي سيف الدين قلاوون معروف به الفي سپري مي شد و نامة صلح آميزي نيز ميان او و احمد تكودار مبادله شد.237
در بررسي منابع با دو موج از وافديه در محدودة زماني سلطنت ايلخان احمد تكودار به سال هاي 681 و682 ه مواجه مي شويم:

الف. وافدية مغول به همراهي فردي به نام شيخ علي از طايفة اويراتيه (681 ه / 1282 م )
در ادامة حركت امواج وافديه، تنها يك سال پس از به سلطنت رسيدن احمد تكودار، يكي ديگر از امواج وافديه قلمروي ايلخانان را به سمت سرزمين مصر ترك كردند.
نويري به فرار گروهي از مغولان به همراه فردي به نام شيخ علي منسوب به اولاد طايفة اويراتية238 مغول اشاره مي كند كه به سمت شام و سپس مصر گريخته اند و سلطان به خوبي از ايشان استقبال كرده است.239
مؤلف نهايه الأرب همراهيان شيخ علي را سه برادر به نام هاي أقوش، تمر و عمر و همچنين فردي به نام جويان و همراهانش ذكر مي كند. سلطان برخي از آنها را در زمرة خواص خود قرار مي داد و به اماره منتقل مي كرد. شيخ علي به دليل انجام برخي رفتارها و اعمال زنداني شد و أقوش نيز به سرنوشت او دچار شد. تمر و عمر نيز تا پايان زندگاني خويش در خدمت سلطان بودند.240 بدر الدين عيني سال وقوع اين حادثه را 681 هجري آورده است.241
به احتمال زياد دربند كردن شيخ علي به خاطر گرايشات صوفيانة وي بوده است، زيرا نويري هنگام توضيح درخصوص چگونگي فرار شيخ علي ذكر مي كند كه وي داراي كراماتي بوده و اسباب رياضت و بريدن از دنيا را فراهم مي كرده است.242
در نهايت ذكر اين نكته قابل توجه است كه شايد شمار همراهيان و پيروان شيخ علي نيز زياد بوده باشد، تا جايي كه نويري نام برخي از اطرافيان وي را دقيقاً ذكر مي كند و شايد اين امر هم نيز باعث متوهم شدن سلطان و زنداني شدن شيخ علي شده باشد.

ب. وافدية مغول(

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره غازان خان، پناهندگان