پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان

دانلود پایان نامه ارشد

داشت. وي پيش از اين به همراه

جمعي از قلندران به مولتان نزد شيخ بهاءالدين زكريا مولتاني به درجة كمال رسيده بود، تا جايي كه شيخ يكي از دختران خود را به عقد وي درآورد و او را كبير الدين لقب داد.197 شيخ عراقي بعد از فوت شيخ بهاءالدين به زيارت حرمين شريفين رفته و از حجاز راه روم را در پيش گرفت و به درس شيخ صدرالدين قوينوي مشرف شد. معين الدين پروانه كه در آن زمان حاكم روم بود شيفتة جمال او شده و براي وي در توقات خانقاهي ساخت و هر روز به ملاقات او مي رفت. تا اينكه شيخ بعد از قتل معين الدين پروانه از روم به مصر شتافت و سلطان نسبت به او ارادت تمام پيدا كرد. 198 شيخ در سال 686 ه وفات يافت.
توجه بيش از حد پروانه به شيخ باعث شد تا او براي مدتي نزد فرمانرواي روم بماند. اما بعد از كشته شدن معين الدين توسط آباقاخان، فخر الدين ابراهيم نيز همانند بسياري ديگر، شايد از ترس جان خود يا متزلزل شدن موقعيتش به مصر فرار كرد. البته ممكن است كه شيخ تمايلات اسلامي نيز داشته و به همين خاطر سرزمين مسلمان نشين مصر را به عنوان مأمني مناسب جهت امان خواهي خويش يافته است. تاريخ دقيق حركت شيخ به سمت مصر ذكر نشده است، ولي اين واقعه مدتي بعد از مرگ معين الدين پروانه شكل گرفته بود كه به احتمال زياد حوالي سال هاي 676 / 677 ه بوده است.

5. فرار و پناهندگي خدير المهراني
ديگر مهاجر برجسته و قابل توجه تحت نفوذ ملك ظاهر بيبرس خدير المهراني بود كه از بلاد عراق به درون سرزمين هاي مملوك فرار كرده بود.199 رابرت ايروين ذكر مي كند كه او به خاطر هم خوابي با دختر يكي از اميران جزيرة ابن عمر اخته ( خواجه ) شده بود، و براي فرار از اين رسوايي به سمت حلب گريخت و از آنجا خود را به دمشق رساند.200
اين علت اخير براي فرار و پناهندگي در مصر بسيار جالب به نظر مي رسد. زيرا بر خلاف فراريان گذشته، گريختن وي نه به سبب نزاع و اختلاف نظامي و نه به خاطر استقلال طلبي و… رخ داده است. بلكه اين بار يك عامل اجتماعي و فساد اخلاقي باعث گرايش به سمت مصريان شده بود. در رابطه با زمان فرار اين شخص مطلبي ذكر نشده است.

فصل دوم
تحليلي بر آمد و شد و تأثيرات گروه هاي وافديه در دورة سلطنت ملك ظاهر بيبرس

از آغاز سلطنت هلاكوخان تا به تخت نشستن آباقاخان، حركت و نفوذ گروه هاي فراري و پناهنده از قلمروي ايلخانان ايران به سمت مماليك مصر، سير صعودي و رو به پيشرفتي را طي كرد. اين جريان علاوه بر تحولات به وجود آمده در مصر، نشأت گرفته از ضعف وارده بر ساختار سياسي و نظامي ايلخانان در اين مقطع خاص زماني بود. اما در زمان سلطنت آباقاخان ايلخان جديد خللي محسوس در روند حركتي اين دسته ها به وجود آمد. به صورتي كه به نظر مي رسد تحركات وافديه در اين زمان بسيار كند و سست شده و به هيچ وجه قابل قياس با دوران پيش از آن نباشد.
اين امر ممكن است به اين دليل باشد كه ايلخان جديد با تفكري بازدارنده نسبت به مهاجرت و جا به جايي اين گروه ها وارد عرصة سياسي و مملكت داري شده است. ضمن اينكه به نظر مي رسد با از بين رفتن بيشتر ناراضيان در دورة هلاكوخان و سر و سامان دادن به امور داخلي، سلطان تازه به تخت نشسته درگيري چندان زيادي را نسبت به عصيان هاي دروني در امور كشور نداشت. البته نبايد فراموش كرد كه تعداد زيادي از گروه هاي ناراضي تا فاصلة به سلطنت رسيدن آباقاخان با استفاده از اوضاع آشفتة سياسي _ اجتماعي به سمت مصر گريختند.
با توجه به آنچه كه از منابع استنباط مي شود، بجز پناهجوياني كه در دوران سلطنت قطز به مصر گريختند، نزديك به 14 / چهارده موج بزرگ و كوچك ديگر نيز در زمان سلطنت بيبرس از قلمروي ايلخانان به سمت مملوكان مصر گرايش پيدا كردند. نگارنده مي خواهد در برداشتي كلي و نگرشي تؤام با احتياط بيان كند كه تعداد كل نفرات امواج پناهخواه در دوران سلطنت بيبرس نزديك به 4 تا 5 هزار نفر بوده است. البته تنها گروهي كه در دوران سلطنت بيبرس از شام به نزد آباقاخان آمدند، مشمول اين نتيجه گيري نمي شود. اين عدد با توجه به اينكه بيشتر گروه ها همواره با خانواده، فرزندان، همراهيان، وابستگان و… به سمت مصر مي گريختند، چندان زياد به نظر نمي رسد.
در همين زمينه برخي معتقدند كه شمار مملوكان سلطنتي وافديه با منشأ قبچاقي _ تركي ساكن در قاهره، در طول سلطنت بيبرس نزديك به (3) 201 يا (4) 202 هزار نفر رسيده بود. در ميان اين تعداد نيروهايي كه وارد شدند، گروه هاي مختلفي از طبقات گوناگون جامعه مانند فرماندهان، امراء،

مقامات برجسته، روحانيون، علما و دانشمندان، مردم عادي و حتي دامداران و چوپاناني كه همراه مال و حشم و گله هاي خويش فرار مي كردند نيز حضور داشتند. رابرت ايروين در اين خصوص معتقد است: ” اين قبيل پناهندگان و فراريان سياسي قبلاً شاهزاده يا فرمانروايي مطلق و خرد و كوچك داشته اند و يا وزرا و فرماندهاني بودند كه در سرزمين هاي تحت حاكميت مطلق مغول به سر مي بردند “.203
تأثيرات گروه هاي فراري و پناهندة زمان هلاكوخان و آباقاخان – ملك ظاهر بيبرس از جنبه هاي مختلف قابل بررسي است. اين امواج در زمينه هاي مختلف مملوكان مصر را تحت تأثير قرار دادند. در اين خصوص دو مورد بيش از همه برجسته مي نمايد كه در ادامه به تشريح و توضيح آنها مي پردازيم: (الف). امور لشكري و نظامي. (ب). امور ديوانسالاري و هنري

الف. شمار و تأثيرات وافديه در امور نظامي مماليك
عده اي از فراريان در مصر به مقامات بالايي مانند امير طبلخاناه، امير بيست سوار و فرمانرواي ناحيه اي خاص و… دست يافتند. آيالون معتقد است كه در ميان گروه هاي وارد شده پناهجو، برخي به مقام هاي عالي ديگري نيز دست يافتند كه امير ده سوار، ساقي، سلاحدار، جمدار و غيره از آن جمله مي باشد.204 در واقع رؤساي وافدية مغول در مصر از حيثيت، اعتبار، منزلت و قدرت خاصي برخوردار شدند. علاوه براينكه تعدادي از آنها به مقام و عنوان امارت و فرماندهي دست يافتند، بعضي از آنها نيز به فرماندهان مملوك در مجلس مشورتي پيوستند.205 اين مورد اخير يكي از بالاترين مقام هايي بوده است كه وافدية مغول در طول حضور خود در مصر به دست آورده اند.
با تمامي اين اوصاف و جايگاه عالي فراريان مغول در ميان مملوكان، باز هم وافديه متعهد شدند كه به صورت مشروط مورد استفاده باشند و به طور واضح و روشن دومين مقام و شأن را در مقايسه با مملوكان سلطنتي داشته باشند. هر چند كه آنان به علت خصوصيت گروهي شان هميشه داراي ارزش هاي بالاي نظامي بودند.206
از سوي ديگر حضور وافديه در امور لشكري مملوكان بسيار قابل توجه به نظر مي رسد. تعداد فراريان در سپاه 100000 نفري مملوكان بسيار برجسته بوده است.207 آميتاي پرايس با قدري احتياط در خصوص تعداد فراريان و پناهندگان حاضر در سپاه مملوك معتقد است كه شمار نيروهاي مصريان در

دوران سلطنت بيبرس به 30 يا 40 هزار نفر در مقايسه با دوران سلطنت الكامل محمد ( 38 – 1218 / 35 – 615 ) و الصالح ايوب ( 9 – 1240 / 47 – 637 ) رسيده بود، كه اين سپاهيان مشتمل بر نيروهاي از بين رفتة سلطنت ايوبي، مملوكان به ارث رسيده به ملك ظاهر بيبرس و سواره نظام فراري از قلمروي تحت كنترل مغول يا ( وافديه ) بودند.208
بنابراين با آمدن چندين موج بزرگ و كوچك از پناهندگان، تعداد نظاميان وافديه در امور لشكري مملوكان به طور چشمگيري افزايش پيدا كرد. البته در اين مورد اخير نيروهاي خوارزميه كه پيش از اين توسط مملوكان به كار گرفته شده بودند، جزو وافديه محسوب نمي شوند. زيرا منظور از تعداد نيروهاي پناهنده در ارتش مملوكان، گروه هاي فراري است كه در دورة سلطنت هلاكوخان و آباقاخان به سرزمين مصر وارد شده اند.
در واقع بيبرس موفق شده بود وافديه را متقاعد كند كه فتوحات بي پايان مغول ها يك نتيجة حتمي و قطعي نبوده است. تا جايي كه فرار كردن براي آنها فرصت بقاء و زندگي دوباره را تحت سلطة يك حكومت مسلمان و غير مغول به وجود مي آورد. به هر حال به نظر مي رسد ملك ظاهر از دو ويژگي وافديه بسيار سود مي جست: اول از ورزيدگي جسماني آنها و در درجة دوم از اطلاعات فوق العاده گرانبهايي كه ايشان دربارة عملكرد و اقدامات مغولها در دست داشتند.209
از سوي ديگر تناسب فيزيكي مغولان و روحية جنگجويي آنان يكي ديگر از نكات برجسته و در عين حال مورد توجه مملوكان بود. مملوكان در جنگ هاي صليبي براي نابود كردن قلعه ها، استحكامات نظامي، سواحل، بندرگاه ها، لنگرگاه ها، پناه گاه ها و محل هاي اقامت ساحلي از وافديه استفاده مي كردند.210 اين تنها نمونه اي از بكارگيري وافديه توسط مملوكان در امور نظامي است. در موردي ديگر برخي معتقدند كه كار اوليه و اصلي وافديه كنترل و ادارة قاهره بوده است.211 در هر حال به نظر مي رسد كه مملوكان در حد مناسب و مطلوبي از نيروي قوي و فعال مغولان فراري به نفع خود سود مي جستند.
از سوي ديگر رساندن اخبار سري تحركات نظامي _ سياسي مغولان در قبال قلمروي مماليك از جانب وافديه نيز قابل توجه بوده است. در اين خصوص آميتاي پرايس ذكر مي كند كه:
” راه هاي به دست آوردن اطلاعات از رويدادها و اتفاقات پيش آمده در اردوگاه دشمن براي سلطان زياد بود. جاسوسي از طريق زوار در راه حج، مأموران اكتشاف، اعراب بياباني و بدوي شمال شام و عراق، بازرگانان و تجار( مخصوصاً از ارمنستان صغير و بندرهاي فرانك ها در مشرق و اروپا ) و همچنين از طريق وافديه ممكن بود “.212
بنابراين نقش وافديه در جاسوسي و خبرگيري يكي ديگر از موارد مورد توجه مملوكان بوده است. البته ناگفته نماند نمونه هايي از اميران مملوك كه در سيستم جاسوسي مغولان خدمت مي كردند نيز وجود دارد، كه سلطان مملوك از ترس اينكه مبادا مملوكانش جهت پناهندگي به سرزمين هاي بومي خودشان فرار كنند از آنها حمايت مي كرده است.213 اين مورد اخير مي تواند به نيروهاي خوارزميه كه به عنوان مملوك در خدمت مصريان بودند، اشاره داشته باشد.

ب. تأثيرات وافدية دانشمند، فرهيخته و هنرمند بر امور ديوانسالاري و هنري مصر
نكتة قابل توجه اين است كه پناهندگاني كه از عراق و آناتولي آمده بودند همگي درباري، سرباز و جنگاور نبودند، بلكه روحاني، محقق دانشور و صوفي ها نيز به سمت قاهره و دمشق گرايش پيدا كردند.214 در اين خصوص شيخ عراقي و خاندان ابن تيميه نيز قابل ذكر هستند. اين گروه ها جدا از تمامي مسائل نظامي، روزنه اي جديد را در تأثير گذاري گروه هاي وافديه و مستأمنين بر مملوكان مصر باز كردند.
در واقع ” بيبرس بعضي قوانين مغولي _ نظامي و مجموعه قوانين رفتاري مغولان را براي دستگاه مملوكان اقتباس كرد و تعدادي از مقامات و افسران مملوك را با سپاه و نظام حكومتي ( ادارات و وزارت خانه ها ) كه وي بعد از ورود مغولان ايجاد كرده بود، آشنا كرد. تعدادي از اين ادارات يا مناصب جديد براي اولين بار در مصر به وجود آمدند “.215 به اين ترتيب گرايش به اصلاحات نزد بيبرس به خوبي آشكار مي شود.
استفاده از قدرت جسماني و توانايي جنگاوري مغولان به عنوان اولين منفعت سلطان بيبرس مورد استفاده بوده است. اما مهمتر از آن استفاده از نيروهاي وافديه براي رسيدن به تغيير و تحولات اداري – حكومتي بوده است. به نظر مي رسد كه ملك ظاهر از فراريان و پناهندگان به عنوان عناصر اصلي اصلاحات الگو برداري كرده است و بعضاً مجموعة قوانين مغولي را در چارچوب اسلاميزه شدة آن به كار گرفته است.
هر چند كه استفاده و الگو برداري از سيستم اداري و حكومتي مغولان سؤال برانگيز است، اما اين ابهام در خصوص امور نظامي و جنگاوري به حداقل مي رسد. الگو برداري از مجموعة قوانين مغولان تا حد زيادي مي تواند با تكيه بر قوانين ياسا باشد. البته اين برداشت مي تواند تمامي مجموعة ديوانسالاري عباسيان مضمحل شده، ايرانيان باقيمانده در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان