پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان

دانلود پایان نامه ارشد

مجدد به قدرت و موقعيت پيشين خويش بود.

3. وافدية روم ( آسياي صغير )

الف. فراريان روم در سال 674 ه و تحريك سلطان بيبرس براي حمله به اين منطقه
يكي از برجسته ترين، تأثيرگذارترين و در عين حال مهمترين امواج فراري و پناهنده گروهي از امراء، بزرگان، فرماندهان، صاحب منصبان و ولايت داران ناحية روم بودند كه در سال 674 ه به سوي مصر گريختند. آنان در مدت كمتر از يك سال و بدون هيچ تأخيري، سپاه نيرومند سلطان بيبرس را براي حمله به منطقة دست نشاندة ايلخانان [ يعني قلمروي سلاجقة روم ] تحريك كردند.
در نتيجة تحركات وافديه در سال 674 ه / 1276 م، گروهي مشتمل بر صد نفر از امراء روم به پيش قراولي ضياءالدين پسر خطير174 و همراهي پسر پروانه، نايب سلطنت سلجوقي روم، و حاكم دست نشاندة ايلخانان175 در آن ناحيه به سمت شام فرار كردند و نزد ركن الدين بندقدار حاضر شده و او را براي حمله به روم تحريك كردند.176
آقسرايي در اين خصوص ذكر مي كند:
” معين الدين پروانه و صاحب فخرالدين عزم اردو كردند، القصه اولاد خطير چون ميدان ملك خالي يافتند گوي مخالفت در انداختند و قدم عصيان در كوي طغيان نهادند و ديگر سودايي كه در خفيه پخته بودند اگر چه هنوز خام بود فرو ريختند، با جماعتي از سپهسالاران باستمداد لشكر شام بر مقاومت لشكر مغول قيام نمودند و اول شرف الدين برادرش ضياءالدين را برسالت بخدمت ملك ظاهر پادشاه شام بطلب لشكر روان كرد”.177
نويري از افراد ديگري كه در اين موج از وافديه حضور داشتند نام مي برد:
” سلطان غياث الدين صاحب روم كه با سلطان مصر مكاتبي نيز داشته است، اميرحسام الدين بينجار و پسر او بهاء به همراه فرزندانش و تعداد دوازده نفر از اميران، امير بهاءالدين بهادر و فرزندش احمد، امير سيف الدين حيدر بيگ صاحب ابلستين و امير مبارز الدين سواربن جاشنكير و جماعتي از امراء روم كه سلطان آنها را ملاقات كرد. ملك ظاهر آمدن آنان به همراه خانواده و فرزندانشان را گرامي داشت و هر كدام از امراء روم كه به مصر رسيده بودند را به سپاه و اسب هايي مجهز كرد “.178

ب. نقش معين الدين پروانه در تحريك سلطان مماليك
فرار اين موج از سرزمين سلجوقيان روم179 و اقدام ايشان در تحريك بيبرس براي حمله به متصرفات ايلخانان يكي از اسف بار ترين نتايج خيانت هاي وافدية مستأمنين را براي ايلخانان رقم زد. رهاوردي كه باعث شكست سنگين مغولان در صحراي ابلستان / ابلستين ( البستان كنوني )180 مقابل مماليك مصر شد و امراء مغول، طوغو و ارغتو پسران ايلكا نويان و تودان پسر سودو نويان برادر سونجاق، هر كدام با يك تومان ( ده هزار نفر ) سپاهي در دهم ذي القعدة سال 675 ه / پانزدهم آوريل 1277 م در تقابل با مصريان شكست سختي خورده و بسياري از آنان اسير و يا كشته شدند. 181
اصلي ترين و جدي ترين اتهامات در خصوص شكست مغولان در نبرد ابلستان علاوه بر نقش امراء روم و فرماندهان و تحريكات ايشان، متوجه معين الدين پروانه182 حاكم تحت فرمان مغولان در روم بود. زيرا به احتمال قوي وي نه تنها براي جلوگيري از حملة سلطان بيبرس به روم اقدامي انجام نداده بود، بلكه براي تقويت هر چه بيشتر قواي خود و كسب استقلال داخلي، قصد اتحاد با مماليك مصر را داشت.
ابن عبري ذكر مي كند كه ملك لاون فرزند شاه ارمنستان از موضوع حملة بيبرس به روم آگاهي يافته بود و نماينده اي نزد فرمانرويان مغول كه در روم بودند فرستاده و آنها را از اين قضيه آگاه نموده است. اما پروانه بدو دليل ادعاي پادشاه ارمنستان را در اين خصوص رد مي كند: اول آنكه پروانه با بندقدار ( ملك ظاهر ) هماهنگي كرده بود و مي خواست كه وي به كشور روم وارد شود، و دوم اينكه به خاطر دشمنيش با پادشاه ارمنستان درصدد بود تا سخن او را مردود جلوه دهد.183
البته عوامل ديگري نيز ضميمة مخالفت پروانه و ايلخان شد. مؤلف حبيب السير ذكر مي كند كه بيبرس به همراه جاسوسان و چند تن از خواص در لباس مبدل به روم مي رود و بعد از آن پيكي را نزد اباقاخان فرستاده و پيغام مي دهد كه ” به جهت نظاره و تماشا بولايت روم رفتيم و در دكان فلان طباخي خاتم خود را رهن مقداري طعام كرديم ومطموع آنكه پادشاه بارسال آن حكم فرمايد “.184 آباقاخان با شنيدن اين خبر نسبت به ولايتداري پروانه بدبين شده و از اينكه سلطان مصر به اين راحتي به قلمروي تحت نفوذ او وارد شده است، بسيار عصباني مي شود.
ضمن اينكه پروانه نيز همواره از تطاول و رفتار ناپسند شحنة مغولان در روم شكايت مي كرد.185 به احتمال زياد اين اقدام اخير آباقاخان به سبب تسلط بيشتر در امور داخلي روم و عدم اعتماد به پروانه بوده است. اقدامات ايلخان در جهت تضعيف اختيارات و موقعيت پروانه باعث شد تا اين حاكم سلجوقي نسبت به سياست مداخله جويانة مغولان واكنش نشان دهد. بنابراين باب مراوده و مذاكره با ملك ظاهر بيبرس را گشود و خطاب به وي نوشت : ” اگر رأي بندقدار مصلحت بيند عنان عزيمت بدان صوب معطوف گرداند تا اين بنده مقاليد قلاع و حصون مرز و بوم را در كف كفايت گماشتگان ديوان اعلا نهم”.186
به هر ترتيب ظاهراً مماليك مصر به دعوت امراء روم و معين الدين پروانه به سمت روم حركت كردند و در ابلستان مغولان را شكست سختي داده و منهزم كردند. ابن خلدون در اين خصوص با حالتي تمسخر آميز آورده است كه در هنگامة كشته شدن امراي مغول در نبرد ابلستان ” پروانه و پادشاهش كيخسرو از كناري تماشا مي كردند “.187 آقسرايي نيز ذكر مي كند كه ” معين الدين پروانه بخدعت تمام ( الحرب الخدعه ) از مخافت و مضرات آن آفت در صورت انهزام بيرون جست “.188
بنابراين ايلخان مغول از اقدامات پروانه به شدت عصباني بود و او را به عنوان عامل اصلي كشتار دسته جمعي مغولان در نبرد ابلستان قلمداد مي كرد. بعد از اين واقعه آباقاخان به ميدان نبرد رفته و مشاهده مي كند كه همة كشته شدگان از مغولان هستند و ” نشنيد كه از لشكر پروانه كسي كشته شده باشد “،189 بنابراين خشم و غضب وي نسبت به پروانه دو چندان شد.
بر تمامي اين عوامل جهت محكوميت پروانه دليلي ديگر نيز اضافه شد. بدين صورت كه به گفتة منابع، ملك ظاهر بيبرس بعد از فتح روم نامه هاي پروانه را نزد آباقاخان فرستاده و ذكر مي كند كه من بر حسب سفارش و خواست پروانه به بلاد روم آمدم و بعد از اينكه وارد شدم او گريخت.190 در نهايت و به گفتة خواجه رشيدالدين فضل الله، پروانه را به سه گناه محكوم كردند: ” اول آنكه از ياغي گريخت، ديگر آنكه آمدن بندقدار برفور عرضه نداشت و سوم آنكه زود ببندگي نيامد ” .191 احتمالاً دليل آخر به اين خاطر بود كه پروانه بعد گريختن از سپاهيان مصريان با تأخير نزد ايلخان حاضر شده بود.
به هر ترتيب در سال 676 ه به حكم آباقاخان معين الدين پروانه و جمع كثيري از اصحاب و پيروان او را به قتل رساندند. مؤلف روضه الصفا بيان مي كند كه آباقاخان پس از شكستي كه از مصريان خورد چنان از پروانه تنفر داشت كه پس از قتل او مقداري از گوشتش را خورد و مغولان به تبعيت از ايلخان گوشت او خوردند.192
به گفتة مؤلف نهايه الأرب بعد از حملة بيبرس به روم و كشته شدن بسياري از مغولها، افرادي از روم اسير شده و عده اي نيز خود به خدمت سلطان رسيده اند. چون اسامي پناهندگان و اسيران به صورت جداگانه نيامده است و مشخص كردن آنها از يكديگر دشوار به نظر مي رسد بنابراين عيناً مطابق گفتة نويري آنها را ذكر مي كنيم:
” بكلاء بن پروانه و همراه او فرزند خواهرش، پسر خواجه يونس، امير نورالدين بن جاجا، امير قطب الدين برادر اتابك، امير سراج الدين جاجا، سيف الدين سنقر جاه زوباشي، نصره الدين صاحب سيواس، امير كمال الدين، حسام بركاول، سيف الدين پسر عليشير تركماني، امير سيف الدين جاليش نائب روم معروف به امير عدالت، ظهير الدين فاتح ممالك كه رتبه او كمتر از وزيران بود، امير نظام الدين اوحد بن امير شرف الدين بن الخطير و برادرانش، و قاضي القضاه حسام الدين قاضي روم، مظفر الدين بن حجاف، فرزندان امير صارم الدين بن الخطير و جماعتي از ياران او، سيف الدين كجكنا جاشنكير، نور الدين منجنيقي، فرزندان رشيد الدين صاحب ملطيه و كمال الدين و برادرانش و امير علي صاحب كركر و اكثر ايشان به همراه خانواده و فرزندانشان بودند “.193
علاوه بر اين افراد ابن فوطي ذكر مي كند كه سلطان بيبرس مادر، فرزندان و حرم پروانه را نيز همراه خود به مصر برده است.194

ج. نقش اعراب خفاجه در نبرد ابلستان
يكي از نكات قابل توجه ديگر در نبرد روم ( ابلستان ) نقشي است كه اعراب خفاجة پناهندة نزد ملك ظاهر بيبرس ايفا كردند. در واقع زماني كه خبر تحركات سپاهيان تاتار در عراق به ملك ظاهر رسيد، وي اعراب خفاجة عراق را مجهز كرد تا با آنها درگير شوند و راه هاي عبوري منتهي به رودخانة فرات را حفظ كنند.195
بنابراين علت بازگرداندن اعرابي كه همراه با وافدية شيراز در سال 662 ه نزد سلطان بيبرس آمده بودند، به خوبي مشخص مي شود. ملك ظاهر با آينده نگري خاص خود اين گروه از مخالفان دولت ايلخاني را كه به وي پناهنده شده بودند به سمت سرزمينشان باز فرستاد تا بتواند از آنها به عنوان مانعي جهت پيشروي آينده مغولان استفاده كند.
بنابراين با تحريك و دخالت معين الدين پروانه، امراء روم، اعراب خفاجه، فرماندهان مناطق مختلف مانند ابلستان و… اين موج از وافديه وارد قلمروي مماليك مصر شدند. اين گروه علاوه بر گريختن، اقدام به تحريك كردن ملك ظاهر براي هجوم به قلمروي ايلخانان نيز كردند. همانطور كه ذكر شد يكي از علل فرار اين گروه اخير، تحركات استقلال طلبانة سلجوقيان روم و عده اي از فرماندهان و حاكمان نواحي گوناگون بود كه به عنوان دست نشاندة مغولان در نواحي روم و اطراف آن به كار گماشته شده بودند.

4. نتيجة نبرد ابلستان ؛ شكل گيري دو موج از وافديه

الف. وافديه به پيش قراولي بيجر بهادر
آقسرائي گروه ديگري از وافديه را ذكر مي كند كه در غياب معين الدين پروانه، جدا از فراريان گروه قبلي (روم) به سمت شام حركت كرده اند. وي ذكر مي كند بيجر بهادر از آن امراي اكراد بود و به همراه سلطان جلال الدين خوارزمشاه به جنگ سلطان علاء الدين به روم آمده بود كه بعد از شكست لشكر خوارزمي در روم مانده و اكنون قصد سرزمين شام را كرده بود. ” وي كه سپهدار ديار اطراف بكر بود، واجب يكساله مقررات و متوجهات ولايت ديار بكر ببهانة عزم اردو در حوزة حصول آورد، ناگاه مخالفت نمود و با لشكر آنجانب با كوس و نقاره و علم و برك تمام عزم ديار شام كرد و اول باعث خلاف و اختلاف و دليل ديگر امراء بدان ديار او بود “.196
بيجر بهادر يكي ديگر از فرماندهان دورة سلطنت خوارزمشاهيان بود كه با شكست در نبرد روم در آنجا مانده بود. هر چند در دورة ايلخانان نيز در ديار بكر منصب و مقام بالائي داشت، اما بنابر آنچه كه آقسرائي اختلاف ميان وي و امراء ذكر مي كند، تصميم به فرار گرفت. به نظر مي رسد كه بيجر بهادر به خاطر تحركات امراء نواحي روم و اختلافات پيش آمده با آباقاخان به سمت مماليك گريخته باشد. آن طور كه از گفته هاي مؤلف تاريخ سلاجقه استنباط مي شود، بهادر مال و ثروت فراواني را همراه خود به مصر برده بود. چنانكه مقرري، حقوق و درآمد يك سال ديار بكر كه احتمالاً بسيار زياد بوده است، به همراه خود روانة مصر كرده است. اين براي اولين بار نبود كه ملك ظاهر علاوه بر بدست آوردن نيروي باد آوردة نظامي، ثروت كلاني را نيز صاحب مي شد.

ب. فرار فخر الدين ابراهيم ( شيخ عراقي ) به قلمروي بيبرس
شكست نيروهاي آباقاخان در نبرد البستان و متعاقب آن به قتل رسيدن معين الدين پروانه اوضاع متشنجي را در قلمروي ايلخانان به وجود آورده بود. در همين زمان يكي از مشايخ معروف قلمروي ايلخاني به سوي مصر فرار مي كند.
فخر الدين ابراهيم از نواحي همدان بود و به شيخ عراقي شهرت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره پناهندگان