پایان نامه ارشد رایگان درباره هوش هیجانی، مدیریت تغییر، کنترل عواطف، مدیریت استرس

دانلود پایان نامه ارشد

سازگاري: شامل توان حل مسائل و آگاهي به واقعيت،
4. مهارت مديريت استرس: شامل كنترل تكانه‌ها و تحمل فشارها،
5. مهارت خلق و خوي يا حال عمومي: شامل شادكامي و خوش‌بيني(فاطمی 1385).
از نظر ماير و سالوي مهم‌ترين مؤلفه‌هاي هوش هيجاني عبارت‌اند از:
1. آگاهي انسان از عواطف و احساسات خود،
2. توانايي برانگيختگي و مديريت هيجان‌ها،
3. توانايي تشخيص و شناسايي عواطف و احساسات ديگران،
4. توانايي كنترل و هدايت روابط با سايرين(مایر و سالوی1995).

2-1-6 مبانی تئوری مدل هوش هیجانی بار آن:
نخستین کار داروین (1965/1872) در رابطه با اهمیت ابراز عواطف در جهت بقا و سازگاری بر مدل در حال تکامل بارآن ،تاثیر بسیاری گذاشته است، طوری که در این مدل نیز، به اهمیت ابراز عواطف و خروجی رفتارهای هوش اجتماعی اشاره شده است وهمچنین هیجانی که در اصطلاحات داروین در بررسی سازگاری وجود داشته، مورد نظر بار آن قرار گرفته شده است.
علاوه بر این ،توضیحات ثراندایک(1920) از هوش اجتماعی و اهمیت آن در عملکرد بشر بر تفکرات بارآن تاثیر گذار بوده است ، مشاهدات وکسلر(1943) نیز در رابطه با تاثیر فاکتورهای غیر شناختی و سببی علل رفتار، که او از آنها به عنوان رفتار هوشمند یاد می کند، در مدل بار آن دیده میشود.
علاوه بر این توصیف سیف نئوس58 (1967) از بیماری آلکسیتیمیا59 در رابطه با آسیب شناسی زنجیره ی هوش هیجانی –اجتماعی ومفهوم سازی آپلبام 60( 1973) از روانشناسی ذهن با هدف آموزش روانی از این زنجیره بر پیشرفت مداوم مدل بار آن تاثیر گذار بوده است. از زمان داروین تاکنون اکثر توصیفات ،تعاریف، و برداشت ها از هوش هیجانی –عاطفی شامل یک یا چند از مفاهیم کلیدی زیر بوده اند:
الف: توانایی تشخیص، درک و ابراز عواطف و احساسات ب: توانایی درک اینکه دیگران چگونه احساس می کنند و ارتباط برقرار کردن با آنها پ :توانایی مدیریت و کنترل عواطف ت:توانایی مدیریت تغییر ،سازگاری و حل مسائل طبیعی فردی و میان فردی ث:توانایی افزودن و گسترش دادن تاثیرات مثبت و خود انگیزمند شدن .
مدل بار آن بنیان تئوری برای هوش هیجانی –عاطفی فراهم می کند که به طور بدیع جنبه های مختلف این ساختار ومفاهیمش را ارزیابی و امتحان می کند. طبق این مدل، هوش هیجانی _عاطفی، حد وسطی از صلاحیتهای اجتماعی و عواطفی مرتبط بهم، مهارت ها، و تسهیل گرهایی است که تعیین میکند تا چه اندازه به طور موثر ما درک می کنیم ،ابراز می کنیم ،دیگران را درک می کنیم ،با آنها ارتباط برقرار می کنیم و با مسئولیت های روزانه خود کنار می آییم(دیتر – دیکارد 2008).
در این دیدگاه ، صلاحیت های اجتماعی و عاطفی، مهارت ها و تسهیل گرها شامل پنج مفهوم کلیدی ذکر شدهی بالا هستند و هر کدام از این مفاهیم کلیدی خود متشکل از چندین مولفه ها، مهارت ها و تسهیل کننده های مرتبط بهم هستند که در جدول زیر نشان داده شده است(دیتر – دیکارد 2008).
جدول 2-4مقیاس های هوش هیجانی –عاطفی مدل بار آن
مقیاس های هوش هیجانی –عاطفی و موارد مورد ارزیابی آنها
مقیاس هوش هیجانی –عاطفی
مولفه های هوش هیجانی و مهارت های مورد ارزیابی توسط هر مقیاس
درون فردی:
توجه به خود
خود آگاهی عاطفی
خود ابرازگری
استقلال
خود شکوفایی
میان فردی :
همدلی
مسئولیت اجتماعی
روابط میان فردی
مدیریت استرس:
تحمل استرس
کنترل تکانه
سازگاری:
واقعیت آزمایی
انعطاف پذیری
حل مساله
حالت عمومی:
خوش بینی
شادی
خود آگاهی و خود ابرازگری:
به طور دقیق خود را دریافت کردن ،درک کردن و پذیرفتن
آگاهی داشتن و درک کردن عواطف خود
ابراز کردن سازنده و موثر عواطف خود و فرد
متکی بر خود بودن و آزاد از وابستگی عاطفی بر دیگران
تلاش برای رسیدن به اهداف شخصی و عملی کردن پتانسیل های فردی.
آگاهی اجتماعی و روابط میان فردی:
آگاهی و درک احساسات دیگران
هویت یابی از طریق عضو یت گروه های اجتماعی و همکاری با دیگران
ایجا روابط رضایتمندانه دو طرفه و ارتباط خوب با دیگران
مدیریت عواطف و تنظیم آن:
مدیریت عواطف به طور موثر و سازنده
کنترل عواطف به طور موثر و سازنده
مدیریت تغییر:
اعتبار بخشیدن به احساسات و تفکرات شخصی به طور هدفمند با واقعیت های خارجی.
سازگاری و تنظیم عواطف و تفکرات فرد با موقعیت های جدید.
حل موثر مسائل فردی و میان فردی
خود انگیزه مندی:
مثبت بودن و دیدن طرف روشن و امید بخش زندگی
احساس رضایتمندی از خود ،دیگران و زندگی به طور کلی.

در این مدل، هیجانی و عاطفی و باهوش بودن یعنی به طور موثر خود را درک و ابراز کردن، دیگران را به خوبی درک کردن و با آنها ارتباط برقرار کردن و به طور موفق از عهدهی مسئولیتهای روزانه، چالش ها و فشارها برآمدن است ، این هوش در درجهی نخست بنیانش در توانمندیهای درون فردی فرد است طوری که از خودش آگاه بوده، از نقاط قوت و ضعفش را می داند و احساسات و افکارش را بدون تخریب دیگران ابراز می کند. در سطح میان فردی، به طور هیجانی و عاطفی باهوش بودن یعنی دارای توانمندی آگاهی از عواطف و نیازهای دیگران، ایجاد و نگهداری همکاریها با دیگران، و روابط رضایت مندانهی دو طرفه داشتن با دیگران می باشد. نهایتا میتوان باهوش بودن هیجانی و عاطفی را اینگونه معنی کرد که فرد به طور موثرگونه ای تغییرات شخصی، اجتماعی و محیطی را با استفاده از روش های مقابله ای منعطف و واقعیت مدار، حل مسائل و تصمیم گیری، مدیریت کند. برای این منظور فرد نیازمند مدیریت عواطف است تا آنها به نفع فرد عمل کنند نه برخلافش و او نیاز دارد که به اندازه کافی خوشبین ،مثبت و خود شکوفا باشد(دیتر – دیکارد 2008).
یکی از تغییرات بزرگی که در زندگی افراد اتفاق می افتد پذیرش نقش والدگری است که این تغییر می تواند استرس ها و هیجانات خاصی بدنبال داشته باشد ،هوش هیجانی والدین می تواند نقش مهمی در مدیریت استرس ها و هیجانات بگذارد.
2-1-7 هوش هيجاني در روان‌شناسي:
اكنون اين پرسش مطرح مي‌شود كه آيا هوش هيجاني واقعاً پديده‌اي كاملاً جديد و رويكردي كاملاً نو در روان‌شناسي به شمار مي‌آيد يا صرفاً اصطلاحي جديد است كه سابقه تاريخي دارد. با بررسي تاريخچه و ديدگاه‌هاي مربوط به هوش هيجاني مي‌توان به نتيجه زير رسيد:
اولاً: عده‌اي از روان‌شناسان هوش هيجاني را به عنوان يك هوش مستقل قبول ندارند. اينها همان كساني هستند كه هوش را استعداد واحد مي‌دانند و به تقسيمات و انواع هوش اعتقاد چنداني ندارند. هوش از ديد اين افراد، يك استعداد واحد شناختي است كه ابعاد و جنبه‌هاي متعدد دارد كه به تناسب شرايط محيطي و خصوصيات فردي، جنبه يا جنبه‌هاي خاصي از آن بروز و ظهور مي‌كند. از جمله اين ابعاد مي‌توان به بعد عاطفي، بعد اخلاقي و بعد اجتماعي اشاره كرد. از ميان اين عده مي‌توان به ژان پياژه61 و كلبرگ62 اشاره كرد كه در تحقيقات خود، نامي از هوش هيجاني به ميان نياورده‌اند.
در مقابل، عده‌اي ديگر از روان‌شناسان با شدت و حدّت تمام آن را قبول داشته، تاكنون نام و عنوان آن را نيز به دست آورده‌اند. از جمله آنها مي‌توان به ماير، سالوي، بار-آن، گلمن و ديگران اشاره كرد.
ديدگاه محقق اين است كه هوش هيجاني موضوعي كاملاً تازه، كشف جديد و ابتكار بديعي نيست، زيرا ساليان پيش از اين نيز عده‌اي از روان‌شناسان با واژه‌هاي ديگر به اين هوش اشاره كرده‌اند. براي مثال، مي‌توان موارد زير را نام برد:
1. ثرندايك، هوش اجتماعي، 1921م،
2. وكسلر، توانايي عاطفي، 1952م،
3. استرنبرگ، هوش اجتماعي و هوش كاربردي، 1977م به بعد،
4. گاردنر، هوش درون‌فردي و هوش برون‌فردي، 1983م به بعد.
بنابراين، در ميدان علم روان‌شناسي، هوش هيجاني چيز بكري نيست و صرفاً نوعي ابتكار دراصطلاح‌سازي و نوعي مهارت در واژه‌پروري است. اصطلاح «هوش هيجاني» از دو واژه تركيب شده است: هوش و هيجان. اين دو واژه، صفت و موصوف نيستند تا معنايش «هوشي كه هيجان است» باشد، بلكه آنها مضاف و مضاف اليه هستند؛ يعني هوشي كه مربوط به هيجان است. در اين صورت، هوش هيجاني، هوش مستقلي نيست، بلكه بخشي و جنبه‌اي از همان استعداد واحد است كه در هيجان‌ها كاناليزه شده و در اين بعد به بروز و ظهور مي‌رسد(میردریکوندی،1380).
2-1-8 هوش هيجاني در اسلام:
پيشتر اشاره شد كه هوش هيجاني در روان‌شناسي پديده جديدي نيست و صرفاً نوعي نوآوري در اصطلاح‌سازي است. حتي اگر بپذيريم كه موضوعي كاملاً تازه و نوآوري در پديده است، از ديدگاه اسلام چيز جديدي محسوب نمي‌شود، زيرا اسلام در 1400 سال پيش، هم به هوش هيجاني، هم به مؤلفه‌هاي آن و هم به كاربردها و فوايد آن به صورت مستوفي اشاره كرده است. عقل و هوش هيجاني با هم مرتبط بوده و هوش هيجاني بخش جداناپذيري از عقل است، زيرا تمام ويژگي‌ها و مؤلفه‌هاي هوش هيجاني در احكام، آثار، كاربردها، ويژگي‌ها و توصيه‌هاي عقل، به ويژه در احكام فردي و اجتماعي عقل (ارتباط فرد با خود با 151 شاخص و ارتباط فرد با ديگران با 95 شاخص) به چشم مي‌خورد(میردریکوندی،1380). در اين ويژگي‌ها به خودآگاهي، خودمديريتي، خودكنترلي، قدرت بروز احساسات و عواطف، قدرت شناخت حالات و هيجانات خود و ديگران، و قدرت برقراري ارتباط سالم و سازنده با خود و ديگران اشاره شده است. براي نمونه به چند مورد اشاره مي‌شود:
1. يكي از شاخص‌ها و آثار عقل اين است كه آدم عاقل همواره حد و مرز و اندازه خود را مي‌شناسد و بيخودي از آن تجاوز نمي‌كند. حضرت علي(ع) مي‌فرمايد: «لاعقل لمن يتجاوز حدّه و قدره؛ آنكه از مرز و اندازه خويش بگذرد، ‌خردمند نيست». و باز مي‌فرمايند: «ماعقل من عدا طوره؛ آنكه از اندازه خود بگذرد، خردمند نيست»(محمدی ری شهری 1378).آن حضرت در روايتي ديگر مي‌فرمايند: «اعقل الناس من كان بعيبه بصيراً و عن عيب غيره ضريراً؛ عاقل‌ترين مردم كسي است كه به عيب خود بينا و بصير باشد و به عيب ديگران كور و نابينا».
براساس اين چند روايت، انسان عاقل از خود و حالات خود شناخت و آگاهي دارد و همواره با مديريت خود بر خود، از حد خود تجاوز نمي‌كند. همان‌طور كه گفته شد، شناخت خود و مديريت خود از مؤلفه‌هاي اساسي هوش هيجاني هستند.
2. تسلط بر نفس در همه حال: علي(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «العاقل من يملك نفسه اذا غضب و اذا رغب و اذا رهب؛ فرد خردمند كسي است كه نفس خويش را در خشم، رغبت و ترس در اختيار خود بگيرد»(محمدی ری شهری 1378).
3. گذر نكردن از حدّ: علي(ع): «ليس علي العاقل اعتراض المقادير انّما عليه وضع الشئ في حقّه؛ بر خردمند روا نيست كه از حدود بگذرد، بلكه بر اوست تا هر چيز را در جاي خود نهد»(محمدی ری شهری 1378).
اين روايات نيز بر تسلط بر خود، كنترل حالات خود و رعايت حد اعتدال، دلالت دارند كه از مؤلفه‌هاي هوش هيجاني به حساب مي‌آيند.
4. حفظ شأن، حفظ زبان و شناخت اهل زمان: امام صادق(ع): «ينبغي للعاقل ان يكون مقبلاً‌ علي شأنه حافظاً‌ للسانه عارفاً‌ بأهل زمانه؛ براي عاقل شايسته و سزاوار است كه قدر شأن خود را بداند و ملازم با آن باشد، زبانش را نگه دارد و از اهل زمان خود آگاه باشد»(نجفی 1423ق).
اين روايت نيز به حفظ شأن خود، مديريت زبان و شناخت اطرافيان دلالت دارد كه همگي به گونه‌اي از مؤلفه‌هاي هوش هيجاني به حساب مي‌آيند. به طور كلي، همه آيات و رواياتي كه در زير به آنها اشاره مي‌شود به گونه‌اي دربردارنده هوش هيجاني و مؤلفه‌هاي آن هستند.
5. پيشوايي و هدايت افكار: امام علي(ع): «العقول ائمة الافكار و الافكار ائمة القلوب و القلوب ائمة الحواس و الحواس ائمة الاعضاء؛ عقل‌ها پيشوايان انديشه‌اند، انديشه‌ها پيشوايان دل‌ها، و دل‌ها پيشوايان حواس و حواس پيشوايان اعضاء»(مجلسی ،1403 ق).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره هوش هیجانی، ارتباط مؤثر Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره رفق و مدارا، بهداشت روان، نقش برجسته، عشق و محبت