پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، تعلیم و تربیت، برنامه درسی، مبانی فلسفی

دانلود پایان نامه ارشد

اعتدال در برخی موارد می‎باشد. گرچه تاکید بر برخی موارد، به دلیل جبران کاستی‏های رویکردهای پیشین مطرح شده است، اما از سوی دیگر زیاده‏روی در ترویج این مفاهیم نیز خود مشکلاتی را ایجاد می‏کند. کلارک و ویلدی406 (٢٠١٠: ۸) که در حیطه مدیریت سخن می‏گویند، شیوه سنتی را نقد نموده و استدلال می‏کنند شیوه مدرن، همواره در صدد اجماع و توافق همگانی بوده و در نتیجه تفاوت‏ها را نادیده می‏شمارد، همچنین با حمایت از فرهنگ‏های برتر و پذیرش تسلط آن‏ها، خرده‏فرهنگ‏ها را به حاشیه می‏راند. اما علم پیچیدگی، مدیریتی را نوید می‏دهد که به تنوع و تکثر بها می‏دهد و اجماع و فرهنگ‏های مسلط را خطرآفرین می‏داند.
مانسفیلد (٢٠٠٣: 2) نیز استدلال می‌کند که رهبری پیچیدگی، تنوع، خلاقیت و تناقض را تقویت کرده و مترصد عدم‌توافق است و آن را عنصر اساسی در خلاقیت می‌داند. در اجرا، هیچ فشاری از بالا به پایین وجود ندارد، در واقع انحرافات از حالت طبیعی، تقویت و حمایت خواهند شد. ذهنیت مدیریت سنتی، تلاش در جهت حفظ تعادل در سیستم بود و حفظ تعادل را شرط بقای آن می‏دانست. از نظر پیچیدگی، مواجهه با تغییرات پی‏در‏پی و ظهور تحولات جدید، مستلزم نوعی عدم‏تعادل است که تا زمانی که بقای سیستم را تهدید نکند، پذیرفتنی است.
گفته مانسفیلد مبنی بر این که پیچیدگی، تنوع و خلاقیت را تقویت می‏کند، پسندیده و ضروری به نظر می‏رسد، اما این که رهبری پیچیدگی تناقض را تقویت می‏کند و مترصد عدم‏توافق است، بیش‏تر به اندیشه پست‎مدرنیست‏ها نزدیک است که به تناقض دامن زده و از وحدت و اجماع می‏گریزند. اما اندیشمندان نظریه پیچیدگی، مانند مورن، چنین ایده‏ای ندارند. مورن (1383: 38) از وحدت، در کنار تنوع سخن می‏گوید و این دو را مکمل هم می‏داند. وی معتقد به اصل وحدت/ تنوع در تمام زمینه‏های انسانی از جمله حیطه‏های فردی و اجتماعی است و بر این باور است که وحدتِ کثرت و قابلیت کثرتِ واحد را باید درک نمود.
موریسون (١٣93: 46) نیز از جمله منتقدینی است که از منظری مشابه، پافشاری برخی نظریه‏پردازان پیچیدگی بر چنین مفاهیمی را نقد نموده و چنین استدلال می‏نماید:
“اراده مشارکت‏کنندگان در بکارگیری تنوع، خودتحریکی، نوپدیدی، خودسازمان‏دهی، و میل آن‌ها به زندگی در جهانی باز، پیش‌بینی‌ناپذیر و غیرخطی نباید فرض و ضروری تلقی شود. شاید مردم در زندگی‌شان تعادل و قطعیت را ترجیح دهند. پاسخ نظریه پیچیدگی به این مسئله، خصمانه و غیرانسانی است: سازواری یا مرگ. علاوه بر این، شاید گفتمان‌های پیچیدگی تأکید بیش از اندازه‌ای بر پیش‌بینی‌ناپذیری، تفاوت، تنوع، گشودگی، تغییر، آزادی و نوپدیدی داشته، و تأکید کم‎تری بر همسانی، یکسانی، ارزش همگنی، پیش‌بینی‌پذیری و نظارت دارند… مثلاً دیدگاه‌های این نظریه درباره خودتحریکی و خودسازمان‏دهی چندان مناسب سیستم‌های آموزش مدرسه‌ای نیست.”
تغییر یکی از همین مفاهیم است که برخلاف دیدگاه سنتی که ثبات و تبعیت از رویکرد خطی پایدار را توصیه می‌‏کند، نظریه پیچیدگی پذیرش آن را شرط بقای سازمان‏های آموزشی می‌‏داند. این سخن که تغییر، شرط بقای سیستم است و عناصر سازمان برای حفظ بقای سازمان باید خود را با تغییر سازگار نمایند، برداشتی است که از نظریه تکاملی داروین مبنی بر سازگاری برای بقا در طبیعت منشاء می‌‏گیرد. پدیده تغییر، واقعیتی است که محیط‏های اجتماعی، از جمله سازمان‏های آموزشی پیوسته با آن مواجهند. اما هم اصرار بیش از حد بر ثبات، و هم پافشاری بر تمرکز کامل بر تغییر جای تامل دارند. به نظر می‌‏رسد لازم است نوعی اعتدال میان این دو دیدگاه را در نظر گرفت، دیدگاهی که شاید به اندیشه پیچیده ادگار مورن نزدیک‏‌تر باشد.
مورن (۱۳۷۹: ۹۷) هنگامی که از جهان سخن می‌‏گوید، اظهار می‌‏نماید: «کل جهان آمیزه‏ای از نظم، بی‏نظمی و سازمان است، نظم هر آن چیزی است که تکراری، ثابت، و بی‏تغییر است. بی‏نظمی، هر آن چیزی است که بی‏قاعدگی، انحراف از یک ساختار معین، اتفاق و پیش‏بینی‏ناپذیری است. در یک جهان کاملاً منظم، هیچ نوآوری و آفرینش و تحولی نمی‌‏تواند وجود داشته باشد. هیچ هستی زنده و انسانی نیز نمی‌‏تواند وجود داشته باشد. به همین ترتیب، در بی‏نظمی محض نیز، هیچ هستی امکان‏پذیر نیست، چون هیچ عنصر ثابتی برای بنا کردن یک سازمان در آن وجود ندارد. سازمان نیازمند نظم و بی‏نظمی است. مفهوم مورن از اندیشه پیچیده، حاکی از توجه به هر دو امرِ به ظاهر متناقض ثبات و تغییر است.
بنابراین در اندیشه برخی متفکران این نظریه، اعتدال در مفاهیمی چون تغییر و تنوع دیده می‎شود. این اعتدال، همان‏گونه که مکرر تاکید شد، بر اساس اصل همبستگی پیچیده عناصر می‏باشد. اعتدال میان تمرکزگرایی و تمرکززدایی، اعتدال میان محتوا ـ محوری و فرایند ـ محوری، اعتدال میان معلم ـ محوری و دانش‎آموز ـ محوری، اعتدال میان فردگرایی و جامعه گرایی. تاکید نظریه پیچیدگی بر حفظ اعتدال یکی از گام‏های بلند آن در جهت اصلاح تفکر حاکم بر تعلیم و تربیت می‎باشد. در مجموع دلالت مثبت نظریه پیچیدگی می‌تواند این باشد که در عرصه‌های مختلف تربیتی به ویژه حوزه برنامه درسی در سازمان‌های آموزشی، می‌بایست مفاهیمی چون خود ـ سازمان، تنوع، تفاوت را به عنوان واقعیت‌های موجود کاملاً پذیرفت و در فرایند برنامه درسی آن‌ها را در نظر گرفت. اما نباید اجازه داد که دامن زدن بیش از حد به آن‌ها، مانع از اموری چون تجانس و یکپارچگی و نظارت نسبی گردد.
توصیفی و غیراخلاقی بودن: انتقاد دیگری که برخی به نظریه پیچیدگی وارد می‌کنند این است که این نظریه به دلیل توصیفی بودن، قادر نیست که در عرصه‌هایی مانند تعلیم و تربیت کارایی داشته باشد. بنابراین نمی‎توان از چنین نظریه‏ای انتظار داشت که موجب بهبود عمل تربیتی شود. استدلال موریسون (1392: ۴۳-۴۲) این است که این نظریه ذاتاً یک نظریه توصیفی است و حرکت از یک نظریه توصیفی به یک نظریه تجویزی منجر به آمیزش امر واقع و ارزش، یا استنتاج «باید» از «هست» می‌گردد. نظریه پیچیدگی نمی‌تواند به ‌تنهایی روایت مناسبی از فعالیت اخلاقی و انسان‏گرایانه تعلیم و تربیت عرضه کند، چون وارد مباحثی پیرامون خوب و بد، و یا پسندیده یا ناپسند نمی‌شود و در توجیه ارزش‌ها ساکت است؛ تکامل را گزارش می‌دهد، پدیده‌ها را تحلیل می‌کند اما از اخلاق سخن نمی‌گوید و مانند نظریه تکامل به‌ واسطه انتخاب طبیعی داروین، نمی‌تواند در طراحی فعالیت اخلاقی تعلیم و تربیت به ما کمک کند. نظریه پیچیدگی در بین بسیاری از اندیشه‌های مرتبط با پیش‌بینی‌ناپذیری، قدرت خود را برای هدایت رفتار از بین می‌برد. این نظریه برای اینجا و اکنون است. نظریه‌پردازان تربیتی تأیید می‌کنند که هرچند نظریه پیچیدگی می‌تواند پیشنهادهایی برای عمل ارائه دهد، اما ضمانتی نمی‌دهد. نظریه پیچیدگی به ‌عنوان نظریه‌ای توصیفی تنها می‌تواند به برنامه‌ریزی کوتاه مدت کمک کند.
کاهن (1393: 21) نیز به گونه‎ای مشابه استدلال می‏کند که بین پیچیدگی و عمل تربیتی ناسازگاریِ بنیادی وجود دارد، زیرا پیچیدگی اساساً توصیفی است در حالی که تعلیم و تربیت هنجاری یا هدفمدار است. در حالی که پیچیدگی، اصول سازمان یافتهای برای توصیف نحوه عملکرد جهان و انسان ارائه می‎دهد، تعلیم و تربیت به دنبال دستیابی به غایات407، مقاصد408 خاص، و نه کم اهمیتترین آنها، اهداف تجویزی409 است. پیچیدگی فینفسه فاقد قصد اخلاقی است، اما تعلیم و تربیت ذاتاً و بطور فراگیر هنجاری است.
این انتقاد که نظریه پیچیدگی یک نظریه توصیفی است و حرکت از یک نظریه توصیفی به یک نظریه تجویزی منجر به آمیزش امر واقع و ارزش، یا استنتاج «باید» از «هست» می‌گردد، معضل منطقی است که به اندیشه‏های هیوم می‎رسد. به گفته باقری (1387: 55) اگر فلسفه تعلیم و تربیت، حاصل کوششی استنتاجی برای مشخص کردن توصیه‏ها و تجویزهایی برای تعلیم و تربیت، بر اساس گزاره‏های توصیفی و تبیینی معرفت‎شناختی و هستی‎شناختی باشد، با معضل منطقی مذکور روبه‏رو خواهد بود. اما تنظیم مسئله به صورت قیاس عملی، به نحوی که فرانکنا410 مشخص ساخته، از مواجهه با این معضل برکنار خواهد بود. در قیاس عملی، مقدمات، علاوه بر گزاره‏های حاوی “است”، شامل گزاره‏های حاوی “باید” نیز هستند. به این ترتیب مانعی برای استنتاج گزاره‎های حاوی “باید” از مجموعه گزاره‏های مذکور نخواهد بود. این نکته در باره نظریه پیچیدگی که همانند سایر نظریه‏ها شامل مبانی توصیفی است، نیز صدق می‎کند و با تبیین و تحلیل این مبانی البته با احتیاط بسیار، می‏توان بایدها و نبایدهای کلی و به عبارتی استلزامات کلی در حیطه عمل را استنباط نمود.
انتقاد دیگر مبنی بر این که نظریه پیچیدگی تضمینی ارائه نمی‏دهد، به نظر در مورد ایده‏ها و رویکردهای دیگر هم صادق است. شاید به دلیل پیچیدگی و ابعاد چندگانه انسان، هیچ ایده‏ایی که زاییده فکر بشر باشد نتواند چنین ادعایی نماید. تفاوت نظریه پیچیدگی با سایر رویکردها این است که بر اساس مبانی نظری‎اش صادقانه ادعای ضمانت نمی‏کند.
در ارتباط با این انتقاد که تعلیم و تربیت هدف‏مدار است ولی نظریه پیچیدگی چنین نیست، لازم به توضیح است که مبانی فلسفی نظریه پیچیدگی بر فهم و درک موقعیت کنونی بیش‎تر از پیش‏بینی اهمیت می‏دهد، بدین سبب برنامه‏ریزی قطعی را به چالش می‌خواند اما بر برنامه‏ریزی کوتاه مدت و محلی و موقعیتی با توجه به تاثیرپذیری عوامل متعدد و مبتنی بر مشارکت و گفتگو تاکید دارد.
افزون بر این چنین نیست که این نظریه در ارتباط با تعهدات هنجاری عمدتاً خاموش باشد. این امر به ویژه در گرایشاتی که تحت عنوان پیچیدگی فراگیر، پیچیدگی نرم و یا پیچیدگی انتقادی عنوان شد، صادق است. همان گونه که در مبحث مواد و منابع برنامه درسی اشاره شد، مورن برای بهبود نظام‏آموزشی، طرحی شامل هفت دانش ضروری ازجمله آموزش تفاهم و هویت انسانی ارائه داده که در حقیقت تعهدات اخلاقی برای نظام‏های آموزشی محسوب می‎شوند.
سیلی‎یرز (۲۰۱۰: ۴۱) که از پیچیدگی انتقادی سخن می‌گوید از اخلاق پیچیدگی دفاع نموده و اظهار می‌کند که پذیرش پیچیدگی منجر به پذیرش نقش اجتناب ناپذیرِ ایفا شده توسط ارزش‌ها می‌گردد. واژه‌های «ارزش»، «اخلاق»، و «هنجار» در تاملات ما از دنیای پیچیده بسیار قوی‌تر از آنچه که اکنون عمل می‌کنند، باید برجسته نشان داده شوند. اگر ما خواستار یافتن شیوه‏های فهم بهتر دنیای پیچیده هستیم، و خواستار یافتن شیوه‏هایی هستیم که از طریق آن این فهم را آموزش دهیم، پس پذیرش «اخلاق پیچیدگی» سزاوار‌تر خواهد بود.
دال (2012) نیز که از مربیان برجسته نظریه پیچیدگی است، به موضوع ارزش در تعلیم و تربیت و تدوین برنامه درسی مناسب توجه ویژه دارد. وی می‏نویسد: “من به شدت معتقدم که باید مفهوم نوینی از ارزش دریافت شود، مفهوم نوینی که نمی‏تواند در یک چارچوب انحرافی انسانی و فردی ریشه داشته باشد. ما بخشی از چارچوب گسترده‏تر بوم‏شناسی و کیهان‏شناسی هستیم. من باور دارم که پرسش از ارزش‏ها (اخلاق)، مهم‏ترین پرسشی است که ما اکنون به عنوان یک جامعه یا مجموعه‏ای از جوامع با آن مواجه هستیم. بدون تردید این موضوعی است که در حوزه‏های آموزشی، اجتماعی و دینی توجه بسیاری به خود معطوف داشته است.”
مورن نیز به ترویج مسائل اخلاقی نوع بشر و آموزش تفاهم توجه ویژه دارد. به باور مورن (٢٠١٠) سیاره ما به فهم مشترک در تمام جهات نیاز دارد. با توجه به اهمیت آموزش در ایجاد تفاهم در تمام سطوح تحصیلی و در تمام سنین، توسعه تفاهم به اصلاح جهانی اندیشهها نیاز دارد. در اینجا ما ماموریت معنوی و حقیقی آموزش را مدنظر قرار دادهایم، که همانا آموزش تفاهم بین انسان‏ها به عنوان پیش‏شرط و حافظ انسجام فکری و اخلاقی بشریت می‎باشد. موانع درونی و بیرونی بسیاری برای فهم وجود دارد. موانع بیرونی نظیر پارازیت در انتقال اطلاعات، تعدد معانی گزاره‏ها، نادیده گرفتن آداب و رسوم دیگران، عدم درک ارزش‏های مهمی که در فرهنگ دیگر پاس داشته می‏شوند، عدم درک الزامات اخلاقی در یک فرهنگ خاص، و غیرممکن

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره نظریه پیچیدگی، تعلیم و تربیت، برنامه درسی، ایدئولوژی Next Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره برنامه درسی، نظریه پیچیدگی، تعلیم و تربیت، پذیرش تغییر